فخیم زاده از سینمای رانتی می گوید
مهدی فخیم زاده کارگردان سرگرمی ساز سینما و تلویزیون، خودش ادعا می کند هنرمند نیست بلکه تکنوکرات است. او در کتابی که به تازگی با عنوان “سینما و من” منتشر کرده است، نحوه راهیابی اش به عالم سینما و تئاتر را از اواخر دهه چهل شرح داده و به مرور فعالیت هایش تا سال 90 پرداخته است. فخیم زاده مدتی پیش فعالیت های صنفی را بوسید و کنار گذاشت. او در حال حاضر در هیچ صنفی عضویت ندارد و به قول خودش می خواهد یا فیلم بسازد و یا استراحت کند. او در حال حاضر مشغول ساخت آخرین سریال ده قسمتی اش برای آی فیلم است و پس از آن فقط در سینما کار خواهد کرد. فخیم زاده در گفتگویی با این روزنامه (اینجا)به انگیزه های چاپ کتاب پرداخته است. وی به مدیریت سینمای پس از پیروزی انقلاب نقد جدی دارد و معتقد است:
مديران سينمايي اوايل انقلاب وارد شدن فيلم خارجي را متوقف كردند و توليد فيلمهاي ايراني راه انداختند پس از دو سه سال گفتند دوران توليد كمي سينما به سر رسيده است و بايد به دوران كيفي سينماي ايران بپردازيم. كيفيت هم به آن معني بود كه فيلمها را درجهبندي كرد و سوبسيد دادن و همين رويكرد ماهيت سينماي ايران را دولتي كرد كه آن موقع معروف شد به سينماي «گلخانهيي» كه در واقع سينماي «گلخانهيي» نداريم بلكه سينماي رانتي داريم. در اين دوره تهيهكنندگاني تربيت شدند كه صاحب تشخصهايي شدند كه در سينماي خصوصي چنين تشخصهايي وجود نداشت.
فخیم زاده مخالف حضور دولت و حذف آن نیست، او تصریح می کند:
مساله كنار گذاشتن دولت از سينما نيست و كسي هم نميخواهد دولت را از سينما حذف كند، بحث بر سر اين است كه دولت بايد به سينماي خوب فكر كند نه فيلم خوب و مشكل از همينجا شروع شد. تا جايي كه مديران دولتي به سينما فكر ميكردند نتايج مثبتي حاصل شد. مثلا در همان دوران مديريت آقاي انوار اصرار و فشار زيادي بود كه فيلم صدا سر صحنه توليد شوند و آن اصرار خدمت مثبتي براي سينماي ايران بود. اما وقتي دولت تصميم ميگيرد فيلم خوب توليد كند آن وقت مشكل ايجاد ميشود. در صورتي كه سينماي خوب با فيلم خوب متفاوت است. سينماي خوب سينمايي است كه كميت و كيفيت آن رشد دارد و پوياست. در سينمايي كه سالي صد فيلم توليد ميكند 10 تا 15 فيلم خوب پيدا ميكنيد اما در سينمايي كه 20 فيلم توليد ميكند دو فيلم خوب هم پيدا نميشود و اين كميت و كيفيت باهم ارتباط دارند. دولت نبايد به توليد فيلم خوب كار داشته باشد، اما مسوولان سينماي ايران پس از انقلاب متمركز شدند بر توليد فيلم خوب، البته بخشي از آن سياست به اين برميگشت كه سالنهاي سينما در حال تعطيلي بود و آنها فكر ميكردند ميتوانند تاكيد را به جاي كميت بر كيفيت بگذارند.
کارگردان پیشکسوت سینما حال و روز این سال های سینما را اینگونه توصیف می کند:
وقتي بنايي را پايه ميگذاري كه به راحتي كنار نميرود، بلكه تحول مييابد و مواضعي را ميگيرد. الان مشكلي كه مديريت سازمان سينمايي فعلي (حجتالله ايوبي) دارد اين است كه بايد با آدمهايي كار كند كه داراي قدرت هستند و فشار ميآورند، آدمهايي كه خودشان را پشت اعتبار فرهنگي جامعه پنهان ميكنند. به هر ترتيب سينماي پس از انقلاب سيستم دولتي دارد. اما معتقد هستم كه سينماي پس از انقلاب ميتوانست سينماي نجيب فرهنگي باشد كه با تماشاگرش ارتباط دارد اما اين وضع از ميانه دهه 60 مشخصا از سال 66 و قضيه درجهبندي اين روند تغيير كرد اما تلاشهايي كه براي كاناليزه شدن سينما صورت گرفت مانع از اين امر شد. مثلا در دورهيي عرفان در سينماي ايران مد شد، چون عرفان را وجه هنر اسلامي تلقي ميكردند. آن هم در جايي مثل سينما كه مردم براي تفريح و سرگرمي ميروند آخر نميشود كه خانوادهيي 50هزار تومان خرج رفتن به سينما كند و فيلمي ببيند كه ميخواهد فلسفه و منطق درس بدهد. درست است كه سينما در جمهوري اسلامي قوانين و ضوابطي دارد اما اين به آن معني نيست كه فيلم جذاب نباشد. الان ميشنوم كه ميگويند چرا فيلمي براي غزه ساخته نميشود اگر قرار است چنين اقدام فرهنگي و انساني صورت بگيرد چرا براي تلويزيون چنين فيلمها و مجموعههايي ساخته نميشود، چرا آدمها بايد به سينما بروند پول بدهند و اخلاق ياد بگيرند، اصلا سينما محل درس دادن نيست، محل درس دادن، مدرسه است. مثل اين ميماند كه در شهربازي درس اخلاق بدهند.



باسلام به
روابط عمومی هنراول
آقای سعید اخباری
آقای جواد معماری
و تمام موسسات عرضه کننده محصولات فرهنگی هنری در شبکه نمایش خانگی
آیا برنامه ای برای توزیع فیلم-انیمیشن Muppets Most Wanted محصول 2014 آمریکا ندارید؟فیلم قبلی ماپت ها که The Muppets (film) نام داشت و محصول 2011 چند سال قبل تصویردنیای هنر با اسم ماپت ها با دوبله عالی منتشر کرده بود.