روزانه های سینمایی

با پایتخت عروسی به کوچه تلویزیون رسید

در جمع فامیل چند ساعت مانده به پخش سری جدید سریال پایتخت، کوچک و بزرگ از آن حرف می‌زنند.
جوان‌ترهایی که اخبار تغییرات فصل هفتم را در فضای مجازی دنبال کرده‌اند، اطلاعات خود را به رخ بقیه می‌کشند.
شمارش معکوس برای پخش سریال آغاز می‌شود، چند دقیقه‌ای که می‌گذرد همهمه جمع فامیل کمتر می‌شود. در صحنه‌هایی که نقی از خواهر زاده اش می‌خواهد خواستگاران را راهنمایی کند و او نیز بی‌محابا یک خم جوان خواستگاران را می گیرد و آنها را به روی دوش می‌برد، شلیک خنده توجه همه را به صفحه تلویزیون جلب میکند. پایتخت در دقایق اولیه و شروع طوفانی خود، خاطرات شیرین گذشته را در ذهن مخاطب زنده می‌کند.
میهمانان در ادامه به سریال دل می‌دهند، میزبان دوباره چایی را دم می‌اندازد.
بازخورد سریال در اولین قسمت پنجاه دقیقه‌ای کم نیست. عده‌ای چرتکه به دست زمان آگهی‌های اول و وسط سریال را با تعرفه پخش آگهی محاسبه کرده و مدعی می‌شوند، تلویزیون در همین قسمت هزینه‌های سریال را برگردانده است.
برخی دیگر اعتقاد دارند در رقابت بین سریال‌های نمایش خانگی و تلویزیونی، پایتخت ۷ به عنوان یار کمکی توانسته است از همین ابتدا ورق را به نفع تلویزیون برگرداند و عقب افتادگی آن را جبران کند. شواهد نشان می‌دهد بسیاری از تماشاگران بعد از مدتها به تلویزیون روی خوش نشان داده و دکمه ریموت کنترل را بطرف شبکه‌ یک سیما نشانه رفته‌اند.
شاید بعد از مدتها عروسی به کوچه تلویزیون رسیده است.
اما نکته مهم در قسمت‌های اولیه سریال آن است که هما زن نقی معمولی در اولین قسمت سریال پایتخت ۷ در جلسات تراپی(روان‌درمانی) شرکت می‌کند تا مشکلات رفتاری همسرش را با روانشناس در میان گذارد و از او راه‌حلی را طلب کند.
به سیاق بسیاری از فیلم‌های کمدی و غیرکمدی، نگاه به روانشناس کلیشه‌ای است و تیپ او بطوری وانمود می‌شود که خود او بیشتر از بیماران احتیاج به تراپی و درمان دارد.
کاراکتر روانشناس کاریکاتوری و اغراق آمیز است و بر این انگاره و گزاره غلط صحه می‌گذارد که مراجعه به روانشناس و تراپی آدرس غلطی است که باید از آن اجتناب کرد.
در جامعه‌ای که به دلیل ناملایمات و نابسامانی‌های اقتصادی و اجتماعی، رفتارها و واکنش‌های عصبی و هیستریک شهروندان در ارتباطات میان فردی دامن‌گستر شده است، آستانه عصبی افراد به سطح پایینی تنزل یافته است، چنین سکانس‌هایی تاییدی بر تصور منفی عامه و از حمله نقی معمولی از مراجعه به روانشناس است تا مبادا توسط دوست و آشنا قضاوت شوند.
در واقعیت مردم همانگونه که بیماری‌های جسمانی خود را جدی می‌گیرند و راحت به پزشکان عمومی و متخصص مراجعه می‌کنند، رجوع به پزشکان اعصاب و روان، روانپزشکان و روان‌شناسان باید به عنوان هنجاری عادی تلقی شود و به خاطر داوری ناصواب عوامگرایان و تمسخر تراپی از سوی برخی از فیلمسازان و سریال‌سازان به فراموشی سپرده نشود.

سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

اضافه کردن نظر

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

مرا در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید