موسسات ویدیو رسانه در برخورد با شرکت های پخش حرفه اي، واکنش متفاوتی داشتند. موسساتی که از قبل اقدام به راه اندازی واحد پخش کرده بودند، بر خلاف تصور گره به ابرو نیانداختند و احساس نکردند با آمدن مهمانان جدید جا برای آنها تنگ خواهد شد. بعضی از آنها می دانستند که تهیه کننده سریال قهوه تلخ معرفت به خرج داده و با آنها وارد مذاکره شده بود. شعاع عمل واحدهای پخش موسسات بیشتر محدود به تهران و کرج بود و تهیه کننده سریال ناگزیر بود سراغ از شرکت هایی بگیرد که گستره فعالیت آنها تمام کشور را پوشش بدهد. در واقع هزینه های راه اندازی پخش مویرگی در سراسر کشور از چنان ابعادی برخوردارست که تا این زمان موسسات به صرافت تاسیس آن حتی بصورت مشترک هم برنیامده اند. تجربه تلخ راه اندازی پخش بایا از سوی یکی از موسسات ویدیو رسانه و ضرر و زیان هنگفت ناشی از سرمایه گذاری در آن، چنان ذهنیتی را برای موسسات ایجاد کرده بود که دیگر حاضر نبودند به آن فکر کنند. استقبال زاید الوصف مخاطبان از نخستین قسمت های مجموعه قهوه تلخ آنچنان شوری را برانگیخته بود که مدیران موسسات نیز از پیامدهای آن احساس خوبی داشتند و از اینکه توجهات به شبکه به مثابه یک رسانه ملی جلب شده بود، احساس تشخص و مکانت بهتری می کردند. مدتی بعد موسساتی به سودای بهره بیشتر از بازار ، دست یاری بسوی شرکت های پخش از نوع جدید دراز کردند. قراردادهایی مبادله شد. عناوینی که تصور می شد اقبال خوبی نسبت به آنها صورت گیرد در سبد همکاری گذاشته شد. دیری نپایید که آسمان روابط طرفین ابری و بهانه تراشی و ایراد گیری ها آغاز شد. شکست اولین تجربه های همکاری، سایر موسسات را به تامل واداشت و احساس کردند احتمالا" از دیگ شرکت های پخش آبی برای آنها گرم نخواهد شد. دو طرف ترجیح دادند، سرود دوری و دوستی را بخوانند و خیلی دم پر هم نروند. آوازه سریال قهوه تلخ سرمایه گذاران دیگری را وسوسه کرد تا از نمد شبکه، کلاهی برای خود بدوزند. سریال دوم کلید خورد. مجموعه هایی برای کودکان یکی پس از دیگری در دستور تولید قرار گرفتند. کلید واژه نمایش خانگی در ادبیات رسانه ای تثبیت شد. اختصاص ستون و صفحاتی به نمایش خانگی در رسانه ها، ظرفیت های تازه کشف شده شبکه را به رخ کشید. آنسوتر گسترش بازار و عرضه صدها هزار نسخه از محصول در جایگاه های غیر اختصاصی- سوپر مارکت ها و کیوسک های مطبوعاتی– سبب شد تا محصولات فرهنگی تازه ای نظیر مطبوعات، آلبوم های موسیقی و نرم افزار هم در پیشخوان نقاط فروش فضایی را به خود اختصاص دهند. منحنی تیراژ و فروش محصول رو به صعود بود . بعضي از جرايد به خود اجازه دادند شبكه نمايش خانگي را رقيب رسانه ملي قلمداد كنند. دانشجوياني در مقطع كارشناسي ارشد، تحولات پديد آمده را موضوع رساله خود قرار دادند. برنامه هاي راديويي و تلويزيوني يكي بعد از ديگري ميزبان مسئولان شبكه شدند تا از زبان آنها حرف هاي تازه اي بشنوند. توسعه شبكه مشاغل – اگر چه ناپايدار- تازه اي را پديد آورده بود. شركت ها ي پخش براي جلب و جذب ويزيتور شرايط خوبي را پيشنهاد مي دادند. رقابت شركت هاي به گونه اي شده بود كه بازاريابان حق انتخاب براي خود قائل بودند و در برابر هر شرايطي تمكين نمي كردند. فروش نقدي براي نخستين بار در صنعت پخش كالاي كشور باب شد و فعالان صنعت پخش به عنوان يك پديده استثنايي از آن ياد كردند. كاهش تدريجي تيراژ سريال قهوه تلخ هم روند گسترش شبكه را متوقف نساخت زيرا عقيده همگان برآن بود كه اثر از قصه يكنواخت و فضاي بسته خود آسيب ديده است. تهيه كنندگان با سابقه تلويزيون با مشاهده فضاي تازه پيشگام تر از تهيه كنندگان سينما آرام آرام در شبكه اردو زدند. آنها با رصد فعاليت همكاران سابق خود در پروژه قهوه تلخ ، به دنبال جاي پاي محكمي بودند تا  ايده ها و طرح هايي را كه در لابيرنت شوراهاي متعدد تلويزيون به فرجام روشني نرسيده بودند، درشبكه نمايش خانگي محك بزنند. شوراهاي صدور پروانه ساخت و نمايش، روزها و هفته هاي پركاري را تجربه مي كردند. افزايش تعداد اعضا و تشكيل جلسات مستمر واكنش معقولي در برابر تقاضاي موثر ايجاد شده بود. رونق نسبي شبكه ضرورت برپايي نشست ها و كارگاه هايي تخصصي براي ارزيابي گره ها و مشكلات پخش از يكسو و  چگونگي كيفيت بخشي به محصولات و استاندارد سازي را از سوي ديگر، موجه كرد. انتظار مخاطب براي دست كشيدن از قالب غير استاندارد وي سي دي محقق شد و موسسات از ابتداي سال 90 براي هميشه رخت وي سي دي را از تن آثار ايراني بيرون كشيدند. صف داوطلبان تاسيس ويديو رسانه مسئولان امر را بر آن داشت تا با توجه افزايش شمار توليدات سالانه سينماي ايران، فضا را به گونه اي مديريت كنند تا هم صاحبان سرمايه هاي بزرگ به شبكه وارد شوند و هم تعداد بيشتري ار فيلم هاي ايراني در دسترس مردم قرار گيرند. شرط ارائه سه فيلم به پنج فيلم سينمايي ايراني افزايش يافت. با اين تغيير نيز عده اي پا پس نكشيدند و سرانجام به جرگه مديران موسسات ويديو رسانه ملحق شدند. افزايش كم سابقه بهاي رايت كمترين نتيجه اتفاقات تازه بود. همين موضوع در كليد خوردن پي در پي پروژه هاي سينماي بي تاثير نبود. چه تهيه كنندگان از قبل اطمينان داشتند به بخش قابل توجهي از سرمايه اشان پس از واگذاري رايت ويديويي مي رسند.

همزمان با رونق حاصل شده، صاحبان امپراتوري هاي بزرگ رسانه اي، جلب مخاطب فارسي زبان را در  قلمرو  كشورهاي هدف يعني ايران، افغانستان و تاجيكستان نشانه رفته بودند. شمارش معكوس براي آغاز بكار شبكه هاي فارسي زبان شروع شده بود. تاسيس شبكه هايي از اين دست تازگي نداشت اما اين بار موسسين شبكه هاي جديد تاكيد و تمركز خود را بر پخش فيلم و سريال آن هم بصورت دوبله شده قرار داده بودند. آنسوتر در مجامع سياست گذاري و تصميم سازي كشور، طرح هاي تازه اي در حال نهايي شدن بود. طرح ضروری دولت برای حذف یارانه ها كم كم داشت به مرحله نهايي نزديك مي شد.

ادامه دارد

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3871

3 دیدگاه

  1. مطالب کارشناسی شده و مبسوطی در این مقال مطالعه شد  اما ای کاش در این دیدگاه در کنار دیده شدن بسیاری از زوایای مثبت ومنفی امور به سوءاستفاده کارگردانان و  نویسندگان و عوامل تازه به دوران رسیده اشاره مینمودید که فرصت را غنیمت دیدند  و با تزریق "تله فیم"های قارچگونه سخیف خود این زحمات که  در راه اعتماد مخاطب با شبکه نمایش خانگی پدیدار شده بود با خرید تله فیلمهایی که سه صفحه متن نداشته و دوروز برای فیلمبرداری و تدوین ان وقت گذاشته نشده بود دودمان حوزه ویدئو رسانه را کلا به باد داد و شد امروز ما…..

  2. سلام 
    در دنیای پرندگان ،پرنده ای است که تخم خود را در آشیانه پرنده کوچکتری در کنار  تخم های آن  می گذارد تخم مهمان نیز از گرمای  بدن  میزبان استفاده برده و به سرعت مراحل جنینی خود را پشت سر گذاشته و زودتر از بقیه  سر از تخم بیرون می آورد و در اقدامی عجیب بقیه تخم ها که مربوط به پرنده مادر هستند به بیرون هل داده و تنها  ساکن آشیانه می شود پرنده  مادر بیچاره از روی غریضه  و به خیال اینکه او جوجه اش است به نگهداری او می پردازد و با تلاش بسیار سعی می کند اشتهای سیری ناپذیرش   تامین کند و همه انرژی پرنده  در این مسیر صرف می شود  سر انجام  نیز جوجه  غیر پرنده مادر خوانده ناتوان خود را رها کرده و آشیانه را ترک میکند  بی آنکه  در این مسیر تکاملی و طاقت فرسا  نسلی از پرنده مادر به جا بماند   . 
    به نظرم رابطه سینمای اکران با  شبکه نمایش خانگی اینگونه است و فرصتی به تولیدات مستقل شبکه داده نمی شود . 
    ضمنا حضور کم رنگ   من در کامنت ها  مشکلات ارتباط اینترنت است

    • دوست عزيز
      در مقايسه با ساير كشورها وضع چندان بدي نداريم. فعلا” كه انگيزه براي توليد سريال ، مجموعه برنامه و فيلم ويديويي وجود دارد. مشكل در عدم امنيت سرمايه گذاري درشبكه است. تصور نكنيد سينماي حرفه اي بند و زنجيري بر پاي موسسات زده است. از يكهزار پروانه كه سالانه صادر مي شود، فقط نيمي از آن متعلق به موسسات است. شخصيت هاي حقيقي و حقوقي زيادي متنقاضي عرضه برنامه در شبكه هستند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.