نقد و نظری بر پژوهش موانع و ظرفیتهای نهادی در فرایند تولید فیلمنامه در سینمای ایران
«موانع و ظرفیتهای نهادی در فرایند تولید فیلمنامه در سینمای ایران»، عنوان پژوهشی است که سال گذشته توسط آقای جعفر قوامدوست با نظارت سیدمهدی سجادهچی و با حمایت سازمان سینمایی انجام شده است. به عقیده پژوهشگر، فیلمنامه در یک شبکه پیچیده از بازیگران و نهادها شکل میگیرد. شبکه و اکوسیستمی که در آن شورای سیاستگذاری، صنوف سینمایی، دانشگاهها، پلتفرمها، مخاطبان، سینماداران، رسانهها و سرمایه فرهنگی و حمایت مالی تاثیرگذار هستند و بازیگرانی مانند فیلمنامهنویس، کارگردان، تهیهکننده و سرمایهگذار مستقیما در آن نقش آفرینی میکنند.رویکرد پژوهنده کیفی و دادهبنیاد بوده و از طریق گفتگوی عمیق با تعداد بسیار محدودی از اهالی سینما و مدیران و نیز بازخوانی نقطهنظرات تنی چند از عوامل سینمایی در رسانهها، به تحلیل دادهها و اعتبار بخشی آنها دست یازیده است.محقق در پایان پیشنهادهای سیاستی خود را ارائه کرده است.قبل از آنکه به پارهای از جزییات و کاستیهای تحقیق اشاره شود، در یک نگاه کلی باید اذعان کرد که پژوهش استثنائا در قیاس با اغلب پژوهشهای انجام شده در سالهای اخیر، با پیشفرض مشخصی که معمولا در پژوهشهای با رویکرد کمی، قابل مشاهده است، آغاز نمیشود و با روش استقرایی و مکاشفه از دل دادههای جدید و قدیم( ثانویه)، در پی دستیابی به نتایج به دست آمده است.آنچه که در ادامه میآید، براساس ارائه پژوهشگر در جلسه حضوری اخیر در سازمان سینمایی است و نگارنده به متن کامل پژوهش دسترسی نداشته است.
تبیین مسئله
پژوهشگر در تبیین مسئله به تبعیت از یک نگرش کلی که مشکل سینمای ایران را در نبود فیلمنامههایی با کیفیت میداند، آن را پذیرفته و درصد چرایی و چگونگی مشکلات کیفی فیلمنامه در سینمای ایران برآمده است. محقق شاید در متن تحقیق، استاندارد و شاخصهای فیلمنامه کیفی و تراز را برشمرده باشد اما در روز ارائه پژوهش، تعریفی از آن نکرد و مختصاتش را توضیح نداد.کیفیت فیلمنامه امری نسبی است و به عنوان یک اثر مکتوب ماقبل تولید، مادام که در اجرا و آمیختگی با سایر عناصر بیانی، ترجمان سینمایی به خود نگیرد، قابلیتهای خود را نشان نخواهد داد. با اینکه مشهور است که میگویند، از فیلمنامه ضعیف کار درخشانی بیرون نخواهد آمد، اما چه بسیار فیلمنامههای خوبی که درست درک نشده و در اجرا ضعیف از کار درآمدهاند. در نقطه مقابل کارگردانانی ظرفیتهای موجود در یک فیلمنامه را پرورش داده و به تراز بالایی ارتقا دادهاند. به هر حال در ادوار جشنوارههای سینمایی داخلی، هر ساله تعدادی از آثار در فهرست نامزدهای دریافت بهترین جایزه فیلمنامه قرار گرفتهاند و در مقایسه با سایر آثار از جنبههای برجستهای برخوردار بودهاند. فیلمنامهنویسی در ایران( فیلم و سریال) ولو با آهنگ کُند، رو به پیشرفت است و تجربیات عام سینماگران جهانی در خلق روایتهای جذاب، براحتی پیشروی سناریستهای با استعداد کشور قراردارد. آنچه که کمبود آن احساس میشود، کم کاری فیلمسازان مولف به دلیل شرایط اجتماعی و از دست رفتن نسل اول سینماگران مولف در یکی دو دهه اخیر است.
غفلت از گوهر بیبدیل آزادی
پژوهشگر به عوامل بنیادین مهمی که در ارتقای فیلمنامه، سینما و سایر هنرها نقش دارند، کمتر اشاره کرده است. آزادی بیان به عنوان یک حق طبیعی در اصل ۲۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد تصریح قرار گرفته است. شوربختانه باید گفت، کلیدواژه آزادی در مقررات و دستورالعملهای حوزه هنر بسامد لازم را ندارد و رویکرد مقررات بیش از آنکه پاسدار آزادی خلاقه هنرمندان و نویسندگان باشد، بر جنبه سلبی و انضباطی استوار است.به این اعتبار در صدر موانع موجود در مسیر فیلمنامهنویسی باید به محدودیت آزادی بیان در فرایند آفرینش هنری اشاره کرد که خودسانسوری و محافظه کاری نویسندگان و تهیه کنندگان ناشی از آن است. جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تاکنون با جنگهای متعدد تحمیلی، درگیریهای داخلی احزاب تجزیه طلب و سازمانهای تروریستی روبرو بوده است. بطور کاملا طبیعی فعالیت هنری در مقاطعی که کشور درگیر چنین بحرانهای خطیری است، با محدودیتهای زیادی روبروست و حساسیتها در قبال آثار فرهنگی و هنری و رسانهای بیشتر از همیشه است. البته تداوم اوضاع غیرعادی، بعضاً باعث تسری و تداوم نگرش محدودکننده در دوران صلح و آرامش نیز شده و به یک عادت ثانویه بدل گردیده است.
بیاعتباری مجوزها
تجربه نشان داده است، استقرار دولتهایی با نگاه بازتر سیاسی و اجتماعی نتوانسته ولو برای سالهای محدود، تضمین کننده آزادی بیان و اعتبار مجوزهای صادره بشود؛ زیرا سایر قوا و نهادهای غیردولتی جبران مافات کرده و دولت مستقر را به اباحهگری و لیبرال مسلکی متهم میکنند. در سینمای ایران، با تغییر دولتها و حتی بدون آن، فیلمهای دارای پروانه ساخت ممکن است برای دریافت پروانه نمایش دچار مشکل شوند و بعضاً با داشتن هر دو مجوز به تشخیص مسئولان امر و یا فشارهای برون سازمانی، سالها در محاق قرارگیرند. شگفتا که گاه نهاد سرمایهگذار و حامی، از حاصل کار سینماگر ابراز رضایت نکرده و راسا با نمایش آن مخالفت میکند.( گزارش یک جشن٫ ابراهیم حاتمی کیا ) در نمونه دیگری فیلم سینمایی «لباس شخصی» هفت سال بعد از نمایش در جشنواره، امکان اکران پیدا میکند. دولتهای مختلف میآیند و میروند اما گره اکران فیلم «صدسال به این سالها» باز نمیشود و اخیرا اکران آنلاین آن آغاز شد. فیلمهایی در روزهای نخست اکران یا نمایش در جشنواره به دلیل واکنشهای گروهی از اشخاص و مراجع ذینفوذ جوانمرگ میشوند. نمونه مارمولک، خانه پدری، رستاخیز، خرس و …. بنابراین تنها شورای سیاستگذاری و نظارتی در اعمال سلیقه دخالت ندارد و سایر نهادهای رسمی و بعضاً حامی و سرمایهگذار گاه فراتر از دولتها در مسیر تولید و نمایش مداخله میکنند.در بین ژانرهای سینمایی گونه سیاسی – معمایی پیرامون وقایع تاریخ معاصر، با سوء تفاهمات بیشتری مواجه است و به این خاطر کمتر سناریست و تهیهکنندهای به سراغ این سنخ فیلمنامه میرود. سفارشدهندگان قرائت شخصی فیلمساز را برنمیتابند و خواستار واقعگرایی محض در چارچوب روایتهای رسمی هستند.در کشور ما یک وضعیت نانوشته به نام « گذشت زمان» وجود دارد و برخی از فیلمهای مسئلهدار مادام که مشمول زمان نشوند، دلِ کسی برای موافقت با نمایش آنها نرم نمیشود. در اینصورت هم صدور مجوز نمایش با اِعمال فهرستی از اصلاحات موردنظر سازمان سرمایهگذار و نهاد ناظر دولتی همراه است.البته از پژوهشگرانی که از نزدیک چالشهای حوزه سینما را در گذر زمان ندیده و تجربه نکردهاند، انتظاری نیست اما به همان نسبت که از نمونههای متعدد موردی بیخبر باشند، مفهوم و مقوله سازی آنها فراگیر نبوده و ممکن است، تحلیل نهایی آنها فاقد جنبههای تازه و بدیع باشد.
فاصله بین تئوری و عمل
در جریان رونمایی از طرح تسهیم از مبدا برخی از مدیران دولتی در برابر این انتقاد که چرا از ظرفیتهای نرمافزاری موجود در سامانه سمفا برای تقسیم درآمد گیشه بین سینمادار و دفتر پخش زودتر استفاده نشده است، گفتند برای اجرای هر طرحی باید اراده معطوف به قدرت سیاسی و اجرایی وجود داشته باشد یعنی باید کسی باشد که فعل خواستن را صرف کند. در زمینه پژوهشهای انجام شده در یک دهه اخیر همین قضیه صادق است. نتایج و پیشنهادات کمتر پژوهشی در سیاستگذاریها به کار گرفته شده و موجب بهبود روند موجود شده است.در نشست ارائه پژوهش «موانع و ظرفیتهای نهادی در فرایند نگارش فیلمنامه»، هیچیک از فیلمنامهنویسان و یا نمایندگان تشکلهای صنفی حضور نداشتند و به جز مدیر میزبان جلسه، سایر مدیران سازمان سینمایی و موسسات تابعه آنها برای شرکت در جلسه وقتی را اختصاص نداده بودند. به عادت دیرینه قرار بر این نیست که در پرتو نتایج پژوهشها سمت و سوی سیاستها اصلاح شوند و با مشکلی از پیش پا برداشته شود.
صنوف در حاشیه مانده
عدم انگیزه در نهادهای صنفی برای رسیدگی به اموری مثل فیلمنامهنویسی جز این نیست که در رویکرد کلان نظام، جلب مشارکت اصناف فرهنگی و هنری در اداره امور، جلوه و بروز روشنی ندارد و همواره با قبض و بسط روبرو بوده است. منظور از مشارکت، حضور تشریفاتی نمایندگان صنوف در برخی از مجامع تصمیمساز مثل شوراهای نظارتی نیست بلکه آنها باید در تدوین سیاستهای رسمی هر دولت بصورت نهادینه فراخوانده شوند و کمک به تامین نیازهای حداقلی آنها بویژه در امور رفاهی در اولویت سیاستگذاری دولتها قرار گیرد.در سالهای اخیر انجمن فیلمنامه نویسان هر ساله تعرفه دستمزد همکاران خود در نگارش انواع فیلمنامهها را مصوب میکنند تا گامی را در مسیر صیانت از حقوق سناریستها بردارند.سیاستهای پیشنهادی محقق در امور صنفی، نهادی، آموزشی و حرفهای قابل اعتناست و میتواند منشور خوبی برای انجمن فیلمنامه نویسان و نهادهای حامی دولتی باشد. خانه سینما در زمینه رسیدگی به دعاوی حقوقی در زمینه مالکیت فکری کارنامه نسبتا خوبی را از خود به جا گذاشته است و رای کارشناسی آنها به قضات در دادسراها کمک کرده است.
به روز نشدن فیلمنامهنویسان
تحقیق یکی از موانع توسعه حرفه فیلمنامه نویسی را به روز نشدن فیلمنامهنویسان با سابقه میداند. احتمالا مدعای نویسنده باید برگرفته از اظهارات فرد یا افرادی از مصاحبهشوندگان باشد. در ایران بر اساس هویت و فرهنگ بومی، سنتهای نمایشی نسبتا خوبی وجود دارد و اگر کهولت سن و یا بیماری مانع نگردند، سناریستها که اصولاً آدمهای اهل مطالعه و فیلمبین هستند، از آشنایی با مکتبهای مختلف سینمایی و یا اسلوب خاص برخی از فیلمنامهنویسان و کارگردانان استقبال میکنند. به جز دانش و مهارت نویسنده فیلمنامه، اشتیاق و انگیزه تهیهکننده و سرمایهگذار این مثلث را تکمیل میکند و مقدمات تولید کار جدید فراهم میشود. در این میان حساب تعدادی از سناریستهایی که فقط بدنبال رونویسی از الگوهای روایی و قصههای امتحان پس داده تجاری هستند، جداست. این عده روزی خوار و ریزه خوار سفرهای هستند که دیگران پهن کرده و مخاطبان انبوهی را به ضیافت خود دعوت کردهاند. با این حال نباید از یاد برد که فیلمنامهنویسی گروهی که در فیلم و سریال ایران کمتر رواج دارد، میتواند به کیفیت فیلمنامه کمک کند. در ایران به دلیل تنهایی استراتژیک آن، زمینه همکاری بینالمللی بین نویسندگان ایرانی و خارجی وجود ندارد. تعامل بین نویسندگان ایران و جهان میتواند تا حد زیادی به آشنایی با الگوهای تازه روایی کمک کند و دریچه تازهای را به روی سناریستها برای نگارش فیلمنامههای جهانشمول بگشاید.
جمعبندی
کثرت پژوهشهای انجام شده در دانشکدههای علوم انسانی و هنر، پژوهشگاههای وابسته به دستگاههای مختلف و حمایت از تحقیقات در سازمان سینمایی بروز و ظهور لازم را در اعتلای کیفی سینمای ایران نداشته و نمونههای موفق تولیدات سینمایی از نتایج تحقیقات موجود تغذیه نشدهاند. تحقیق و پژوهش راه خود را میرود و فعالیتهای هنری هم با اتکا به خلاقیتها و نبوغ فردی و گروهی مسیر خود را طی میکنند. این امر به صنعتی نبودن سینما و روند آهسته توسعه کشور در بُعد کلان مربوط میشود.نیاز به تحقیقات باید طبیعتاً از دل سینما نشات بگیرد تا نتایج آن در خدمت توسعه کمی و کیفی انواع هنر و فنون، از جمله فیلمنامهنویسی قرار گیرد.زمانی که عطش و تشنگی برای بهتر شدن پدید آید، قطعا تحقیقات بنیادی و کاربردی چراغ راه جستجوگران خواهد شد. آب کم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست



