نقدی بر رفتار منفعلانه برخی از تشکلهای صنفی
نامه هیات مدیره انجمن صنفی شرکتهای برخط ویدیویی به رئیس جمهور در خصوص انتقاد از رویههای جاری در ساترا، غافلگیرکننده نبود. در سالهای اخیر به دفعات پلتفرمها به تنهایی و یا جمعی در برابر پیشبینیپذیر نبودن رویکرد نظارتی ساترا به نیابت از سازمان صداوسیما هشدار داده بودند. اوج این اعتراضات در متوقف کردن برنامهها و سریالهای در حال پخش بوده است. کاش همه چیز در جلوگیری ساترا از صدور پروانه نمایش خلاصه میشد؛ معرفی تهیه کنندگان به دادسرا که به رویهای عادی بدل شده است، نشان از شکننده بودن پل ارتباطی بین مرجع نظارتی و تولیدکنندگان محتواست.
نکتهای که در این باره قابل اشاره است، سکوت و بیعملی دیگر تشکلهای پرشماری است که حوزه فعالیت آنها مربوط به تلویزیون و رسانههای تصویری به جز سینماست. فعالان و دست اندرکاران سینما در جامعه اصناف سینمایی همان خانه سینما تجمیع شدهاند اما در سالهای گذشته تشکلهای صنفی خارج از سینما با دریافت مجوز عملا شعاع فعالیتهای صنفی را به حوزه خارج از تلویزیون و دیگر مدیومهای تصویری گسترش دادهاند.به جز انجمن صنفی شرکتهای ویدیویی برخط، نهادهایی مثل اتحادیه صوت و تصویر فراگیر، کانون صنفی تهیه کنندگان رسانههای دیداری، اتحادیه تولیدکنندگان فیلم و برنامههای تصویری ایران، کانون کارگردانان رسانههای دیداری و نظایر آن اعلام موجودیت کردهاند و به فراخور رد و نشانی از پارهای تصمیمات آنها در رسانههای خبری قابل مشاهده است.
با وجود این تعداد تشکل صنفی که قاعدتاً عمده فعالیتهای هنری اعضای آنها در نمایش خانگی بروز و ظهور دارد، چرا در زمانی که انتظار شنیده شدن یک صدای واحد از همه این تشکلها وجود دارد، اغلب آنها ساکت هستند و نقش نظارهگر منفعل را بازی میکنند؟موضوع نامه اخیر هیأت مدیره انجمن صنفی شرکتهای ویدیویی برخط به رئیس جمهور، قاعدتاً باید از سوی سایر نهادهای صنفی ذینفع و نقشآفرین حمایت و پشتیبانی میشد.این نهادها خوب میدانند که هرگونه وقفه غیرمنتظره در پخش زمانبندی شده یک مجموعه، به جز آثار سوء روحی و روانی برای تیم سازنده و مخاطبان برنامه، بازگشت سرمایه و پرداختهای مالی را با مشکل مواجه میکند. در این میان حتی ممکن است، پرداخت کامل دستمزد عوامل برنامه و سریال دچار تاخیر و اختلال شود و نظم زندگی بسیاری از زحمتکشان فنی و هنری را به هم بریزد.
بنابراین استمداد از بالاترین مقام اجرایی کشور برای بازنگری و اصلاح نگرش و رفتارهای ساترا در قبال تهیه کنندگان و تولید کنندگان محتوای نمایشی و غیر نمایشی نباید به یک نهاد صنفی محدود شود.درست است که در واقعیت بسیاری از پلتفرمها در مقوله تولید و عرضه محتوای نمایشی فعالیت ندارند و در زمره بازیگران اصلی نمایش خانگی به حساب نمیآیند اما با این حال صابون ساترا به تن آنها نیز خورده است. یادمان نرفته است که برای رسانههای تصویری پخش کننده بازیهای و مسابقات جهانی، به دفعات مقررات محدودکنندهای وضع شد. صدای اعتراض مدیران رسانههایی که عضو اتحادیه صوت و تصویر فراگیر هستند، بلند شد و ناگزیر شدند از پیله محافظه کاری خارج شوند.برخی از اشخاص حقیقی و حقوقی به دلیل حفظ رابطه کاری با صداوسیما، ممکن است در دل منتقد سیاستهای جاری تلویزیون و بازوی نظارتی آن باشند، اما محتاطانه سکوت اختیار میکنند و ترجیح میدهند، از گل نازکتر به مدیران صداوسیما نگویند.غافل از آنکه وضع هرگونه مقررات محدود کننده و اعمال سلیقه شخصی دامنگیر همه فعالان و اکوسیستم رسانههای تصویری و استریمینگ خواهد شد.در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.



