امسال معدود برنامههای روز ملی سینما که بیشتر در تهران متمرکز بود، در حالی برگزار شدند که به موجب آمار فروش بلیت، تعداد تماشاگران سینما در شهرستانها در قیاس با سال گذشته فاصله بسیار زیادی با تهران دارد.این واقعیت وقتی نگران کنندهتر میشود که در دو سال گذشته مجموع تماشاگران سینما سیر نزولی به خود گرفته است و حس واگرایی مردم نسبت به سینما قابل انکار نیست.اگر تا همین مدتی پیش کمدیها جلودار گیشه بودند و رونق نسبی به سالنها میبخشیدند، در اکران سالجاری پیشتازی فیلم اجتماعی «زنده شور» نشان از آن دارد که ذائقه مخاطب در سینما فقط به یک گونه سینمایی خلاصه نمیشود و چیدمان متنوع اکران ضروری حیاتی است.
بیشک آنچه که سبب روی گردانی مردم از سینما شده است، عمیقتر شدن فاصله موضوع و مضمون قصههای سینمایی با نیازهای آنهاست. فیلمهای سینمایی راوی زمانه نیستند؛ همانطور که در تلویزیون هم اغلب سریالها راه خود را میروند و برای سازندگان جلب رضایت مدیران اهمیت بیشتری دارد. سریالهای دیوار دفاعی، مرد سه هزار چهره و تنزل فاحش برنامههای سرگرم کننده در همین هفتهها گویای وضعیت تلویزیون است.
از حرفم دور نشوم؛ در دولت گذشته به مناسبت روز ملی سینما برنامهای تحت عنوان هفته مهر سینما برگزار میشد و ادارات کل ارشاد اعتبار ویژهای را از مرکز برای تقدیر از فعالان سینمایی استان و برنامههای مرتبط دیگری دریافت میکردند. با تغییر دولت و حذف آن برنامه، ادارات ارشاد در شهرستانها دچار بیعملی شدند و رسیدگی به مسائل سینما را از اولویت خود خارج کردند. پیامدهای اجتماعی وقوع دو جنگ تحمیلی نامتقارن و افزایش هزینههای تولید باعث شد تا در سالهای اخیر تولید فیلم کوتاه نیز کمی دچار رکود شود و از تعداد آنها کاسته شود.کمی به عقبتر برگردیم بعد از تاسیس سازمان سینمایی و استقلال نسبی مالی و اداری آن از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در استانهای کشور واحدهای سینمایی ادارات ارشاد رابطه سیستماتیکی با سازمان سینمایی پیدا نکردند و نتوانستند نقش بازوی کارشناسی و اجرایی سازمان را برعهده بگیرند. به زبان دیگر سازمان سینمایی در استانها امتداد نیافت و واحدهای متناظر استانی را ایجاد نکرد.تغییرات سریع فناوری در حوزه تولید و پخش حکم میکرد در سراسر کشور کارشناسان سینمایی تحت آموزش قرار گیرند و از پی آن ماموریتها و وظایف سازمانی آنها باز تعریف شود. شاید یکی از دلایل عدم تحقق اهداف و برنامههای سازمان سینمایی در استانها نبود هستههای قوی کارشناسی است. این هستهها میتوانند نقش محرک و پیشران برای تشکیل مستمر جلسات شورای سینمای استان را ایفا کنند و مسائل خرد و کلان هنر صنعت سینما را در استانها رصد و پیگیری کنند.در نبود چنین ساختارهایی از ادارات ارشاد که در نقش سنتی خود باقی ماندهاند، نمیتوان انتظار داشت همپای تحولات اجتماعی و تکنولوژیک حرکت کنند و به امر توسعه سینما در استان بیاندیشند. البته حذف سینما از سبد مصرف رسانهای مردم بویژه در شهرستانها ریشه در دلایل متعددی دارد و مادام که علل اصلی شناسایی نشوند، اقدامات و برنامهریزیهای پراکنده راه به جایی نمیبرد.



