اغلب قریب به اتفاق سریالهای تلویزیونی از ناظر کیفی یا مشاور برخوردار هستند. وظیفه چنین افرادی همانطور که از عنوان آنها برمیآید، اطمینان از تراز کیفی سریال و سنجش بازخورد احتمالی آنها نزد مخاطب در زمان پخش است.
ناظر کیفی به جز تعهد به اهداف سازمان متبوع خود باید از تخصص لازم برخوردار باشد و حسب مورد پیشنهادات و مشاورههای لازم را به تهیهکننده و کارگردان اثر بدهد.این امر مستلزم آن است که ناظر و مشاور زمان کافی را برای نظارت بر پروژه بگذارند و از سلامت جسمی و شادابی برای انجام وظیفه برخوردار باشند. ناظر و مشاور خوب میدانند که اگر در پخش یخ سریال آب نشود و قلاب خود را در مخاطب گیر ندهد، شکست پای او نیز نوشته میشود و در سوابق او درج خواهد شد.این رسالت برای ناظران و مشاورانی که از ابتدا با یک پروژه درگیر بودهاند، سنگینتر است و آنها باید پاسخگوی کیفیت مجموعه باشند.در تاریخ تلویزیون ایران به مرور نقش ناظر کیفی و مشاور به یک نقش تشریفاتی کاهش یافته است و نام آنها تیتراژ پرکن است.
در واقعیت افرادی به عنوان مشاور و یا ناظر کیفی سریالها انتخاب میشوند که در کارنامه آنها جز مدیریت شبکه یا گروه دیده نمیشود. این عده فاقد کارنامه هنری هستند و تخصص و تجربه در پروژههای تولیدی را ندارند. در بهترین حالت مشاوران و ناظران کیفی دغدغه محتوا دارند تا مبادا مجموعه در حال ساخت، با ضوابط پخش تلویزیون مغایرت داشته باشد و کار به مشکل بخورد. در این صورت وجهه این جماعت نیز خراب شده و ممکن است از اعتماد مدیران ارشد به آنها کاسته شود.
به عنوان مثال قسمتهای پخش شده از سریال مرد سه هزار چهره نشان میدهد که به رغم حضور مشاوری که در چهل ساله گذشته همواره در مسند مدیریت شبکههای مختلف تلویزیون و مسئولیتهایی از این دست بوده است، حاصل کار ضعیف ارزیابی میشود. البته ریشه این مسئله در اصرار مدیران تلویزیون در دنباله سازی برای مجموعههای موفقی است که در دهههای گذشته از مخاطب دلبری کردهاند.
فصل سوم «مرد سه هزار چهره» عقبگرد آشکار مهران مدیری و ناتوانی او در گرفتن خنده از مخاطب و ایجاد موقعیتهای کمیک است. پیداست برای تلویزیون دنباله سازی برای سریالی با محوریت مهران مدیری که حدود یک دهه از پخش آن میگذرد کافی بوده است تا موفقیت گذشته آن تکرار شود.در بررسی فنی سریال باید دانست که مشاور بلندپایه آیا از قبل هشدارهای لازم را به مدیران سیمافیلم و گروه سازنده داده است یا نه؟اصلا جناب مشاور سریال با بینندگان هم نظر است که تاریخ مصرف چنین تولیداتی مدتهاست که سپری شده و حتی در جلب نظر بینندگان سنتی تلویزیون عاجز هستند.؟انتخاب چنین فردی که در زمینه طنز و کمدی صاحب ایده و نظریه خاصی نیست و به جز مدیریت کلان، ردی از او در خلق مجموعههای طنز و کمیک دیده نمیشود، قطعا کمکی به کیفیت و اثربخشی مجموعه نمیکند و دخالت او از رهنمودهای کلی فرهنگی فراتر نخواهد رفت.
انتخاب یک مشاور و ناظر کیفی درست، میتوانست کمک زیادی به پیشبینی واکنشهای بینندگان کند. «اسماعیل عفیفه که تهیهکنندگی سریالهایی همچون در مسیر زایندهرود، پس از باران، خانهای در تاریکی و… را در کارنامه دارد، درباره تاثیر ناظران کیفی در آثار نمایشی میگوید: برخی از آنها مشاور و همفکر خوبی برای گروه هستند. با دقت فیلمنامه را میخوانند و نظراتی در جهت بهبود اثر میدهند، حتی در تدوین هم نظرات سازندهای دارند.
وی با ذکر این نکته که تعداد ناظران کیفی خوب محدود است، میگوید: اما برخی ناظران کیفی به کار اشراف ندارند و خیلی نمیتوانند نظرات سازندهای بدهند.وی در پاسخ به این سوال که حضور ناظران کیفی که توانمندیشان کم است تا چه میزان به آثار نمایشی لطمه میزند، میگوید: این مساله به گروه سازنده هم بستگی دارد و اینکه تا چه میزان ناظر کیفی را به عنوان مشاور گروه قبول میکنند. علاوه بر آن وقتی کارگردان و نویسنده خوبی برای کار انتخاب شود هماهنگی با ناظر کیفی بهتر صورت میگیرد.(به نقل از تبیان)
مشاهده سریالهایی که در شهریور ماه تلویزیون از آنها رونمایی کرد، بار دیگر بحث کیفیت و استانداردهای تلویزیونی را یادآور میشود. در زمانهای که سریالهای نمایش خانگی خارج از تلویزیون، مخاطب محوری را راهبرد اصلی خود قراردادهاند، تلویزیون با استفاده از منابع عمومی و بودجه چندین همتی باید پایبندی بیشتری به حفظ کیفیت و بالا بردن تراز و استانداردهای سریال سازی اهتمام ورزد. در این میان انتخاب مشاور و ناظران کیفی با صلاحیت و متخصص از زمان نگارش فیلمنامه و آمادهسازی اثر در پس تولید به عنوان یک مکمل و یار کمکی میتواند اثرگذار باشد و مانع از بازخورد سرد و منفی مخاطبان در زمان نمایش سریال شوند.



