سالهاست از آخرین باری که یک سریال تلویزیونی بحثبرانگیز شد، میگذرد. روند تولید و پخش سریال قطع نشده است اما حقوقبگیران روزنامه و خبرگزاری صداوسیما هم حال و حوصله نوشتن در باره آنها را ندارند. مگر انکه مجبور به تماشای آنها و نوشتن یادداشتی تمجید آمیز در باره آنها شوند. در سالهای اخیر سریالهای نمایش خانگی موضوع داغ نقدونظر بودهاند. آثار ضعیف، متوسط و خوب نمایش خانگی به دلیل تعدد و فراوانی دیده میشوند و به بحث موافقان و مخالفان دامن میزنند. در این میان ممکن است، انتقاد و حمله به یک سریال و یا تحسین آن سازماندهی شده باشد، اما در این میان نظر بسیاری از کارشناسان و منتقدان شناسنامهدار را نمیتوان نادیده گرفت. آنچه مهم است موج اجتماعی پدیدآمده پیرامون یک محتوای نمایشی است تا مردم در وضعیت نامشخص و مبهم کنونی و شعلهور شدن آتش جنگ، ساعاتی را فارغ از گرفتاریهای روزمره دل به جهان داستانی سریالهای وطنی بدهند. تلویزیون پس از آنکه مرجعیت خبری خود را از دست داد، مدتهاست که در زمینه سریال و برنامههای سرگرم کننده هم برگ برندهای در دست ندارد و بیشتر به تریبونی برای کسانی شده است که مخالف خوانی آنها علیه ساختارهای رسمی، وایرال میشود. در اینگونه مواقع به یاد میآوریم که در بین رسانههای موجود، تلویزیون سنتی ولو به سختی درحال نفس کشیدن است و بدش نمیآید سری توی سرها بلند کند. تلویزیون با این دست فرمان بپذیرد یا نپذیرد دورهاش تمام شده است.



