بعد از هجوم وحشیانه متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی به آسمان ایران، انتظار میرفت که نسل اول فیلمسازان پس از انقلاب، نخستین واکنشهای اعتراضی را نشان داده و به اتفاق تجاوز در حال انجام را محکوم کنند.ابراهیم حاتمیکیا، کمال تبریزی، احمدرضا درویش، مجید مجیدی، عسگرپور، مجتبی راعی و رسول صدرعاملی هریک با لحن و ادبیات متفاوتی در غم از دست دادن رهبر شهید انقلاب و دانش آموزان مینابی احساسات خود را بروز دادند. فصل مشترک مواضع این گروه از فیلمسازان تاکید بر انسجام ملی و ضرورت دفاع از کیان ملی در جنگ نابرابری است که بانیان آن کمر به هدم و نابودی زیرساختهای نظامی، انتظامی و صنعتی کشور بستهاند و مترصد ترور مقامات عالیه نظام و دولت هستند.سینماگران یادشده برای حفظ همبستگی، طعنه و کنایهای به هیچیک از همکاران خاموش خود نزدند و با درک شرایط بسیار سختی که در زیر بمبارانهای سهمگین دشمن برای آحاد مردم ایجاد شده است، ترجیح دادند به وظیفه ملی خود عمل کنند و غمگسارانه راوی روزهای تلخ وطن باشند. واکنشها البته به این دسته از سینماگران محدود نماند و شمار زیادی از بازیگران، مستندسازان و نسل جدید فیلمسازان لب به سخن گشودند و برای ثبت در تاریخ میهن مجروح و شرحشرحه خود، پیامهایی را نوشتند و منتشر کردند. دلنوشتههای هنرمندان در شاخههای مختلف، در واقع حمایت از مدافعانی است که هوشمندانه و هنرمندانه به اهریمنصفتان ضرب شست نشان داده و دروازهای آتش انتقام را بر آنها گشودهاند.جامعه هنری ایران با پی بردن به اینکه صهیونیستها تاب و تحمل ایران بزرگ را ندارند و در حال اجرای مقدمات سناریوی تجزیه پهنه و پیکره ایران هستند، بی تفاوت ننشستند و هر روز که آتش جنگ شعلهورتر میشود، عدهای بیشتر زیر پرچم سرخرنگ ایران برای دفاع از آن همپیمان میشوند. جنگ تحمیلی اخیر باعث شد تا هنرمندان فارغ از علائق سیاسی از صدور بیانیههای جداگانه خودداری کرده و مرزبندیهای سیاسی و صنفی را کنار بگذارند.حالا هر روز که برگی از تاریخ جنگ رمضان ورق میخورد، نشانههای کمرنگ شدن اهداف و مقاصد مهاجمان بیشتر خود را بروز میدهد. در غیاب رهبر، اداره امور جاری کشور در حال انجام است، کمبود مایحتاج مردم احساس نمیشود. در داخل معترضان با وقت شناسی و مصلحتسنجی، دم فرو بستهاند و امید دارند پس از خاموش شدن نایره جنگ، با جلب مشارکت مردم و وزش نسیم صلح پایدار، بازسازی ویرانیهای گسترده آغاز شود و بنیانهای تازهای برای جلب رضایت اکثریت مردم برداشته شود.اسفند از نیمه گذشته است. حال و هوای امسال کمتر شباهتی به سالهای گذشته در چنین روزهایی دارد. آرزوی همه اهالی فرهنگ و هنر آن است که در آستانه سال نو و نزدیک شدن موسم بهار، مام میهن روی آرامش به خود ببیند. آنها امید دارند تا دوباره سازها برای نواختن شور زندگی کوک شوند، تابلوهای بدیع و چشمنوازی از طبیعت ایران ترسیم شود، میراثداران به ترمیم بناهای آسیبدیده همت گمارند و بر پردههای سینماهای ایران و صحنههای نمایش، روایتهای حماسی از غیور مردان و زنان ایرانی به نمایش و اجرا درآید.
ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم
سعید رجبی فروتن
در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.



