تشکیل ستاد ویژه‌ برای حمایت و هدایت مستندسازان

به پندار بدخواهان، بر روی کاغذ شرایط برای فروپاشی ایران مهیا بود. مشارکت حداقلی مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری سال گذشته، شهادت جمعی از فرماندهان عالیرتبه در جریان جنگ ۱۲ روزه و انهدام بخشی از زیرساخت‌های هسته‌ای و نظامی، بحران اجتماعی ناشی از حوادث تلخ دیماه، کشور را بیش از هر زمان دیگری آسیب‌پذیر کرده بود. گروهی از ایرانیان مهاجر سلطنت‌طلب با ساماندهی و حمایت آشکار و پنهان محافل صهیونیستی از شرق تا غرب عالم روزهای پایانی هفته، در خیابان‌ها رژه می‌رفتند و با در دست داشتن پرچم غیررسمی ایران و بیرق‌های آمریکا و اسرائیل، بر طبل جنگ می‌کوبیدند تا زمینه برای جلوس گزینه مطلوب آنها بر تخت پادشاهی فراهم شود.برای خالی نبودن عریضه و آماده‌سازی افکار عمومی جهان، بازهم بساط مذاکره پهن شد و واسطه‌هایی برای حل اختلاف بین ایران و آمریکا نقش‌آفرینی کردند اما سناریوی گذشته تکرار شد و در میانه گفتگوها فصل دوم جنگ علیه ایران آغاز شد. این بار آمریکا از همان ابتدا دست بر ماشه برد و به همراه اسرائیل کاری را که در بار اول انجام نداده بودند، عملی ساختند. بیت رهبری را در سیبل هدف‌های نظامی قرارگرفت و شد نباید آنچه می‌شد. رهبر انقلاب و‌ جمعی از اعضای خانواده‌اش در محل کار و زندگی به شهادت رسیدند تا رسوایی اخلاقی دیگری برای نظام سلطه رقم بخورد و دروغ شاخدار آنها برای محافظت از رهبر در تونل‌های مستحکم زیرزمینی فاش‌شود.مقامات کشوری آنقدر خوش باور نبودند که به معجزه مذاکرات دل ببندند. بعد از جنگ ۱۲ روزه نه تنها در صدد ترمیم خرابی‌ها برآمدند بلکه در طراحی و ساخت تسلیحات راهبردهای تازه‌ای را اتخاذ کردند تا در صورت شرارت دشمن، پاسخ قاطع و کوبنده‌ای را به او بدهند. گیرم که رخدادهای خونبار دیماه قدری تمرکز را به مسائل داخلی معطوف کرد و شوربختانه سرمایه اجتماعی آسیب دید. با جداشدن صف معترضان از تندروها، به بهایی سنگین آرامش به کشور بازگشت و خوشبختانه خطر بزرگی دفع شد.در دو هفته‌ای که از جنگ می‌گذرد، دشمن آتش‌افروز با چالش‌های زیادی در مسیر تحقق اهدافش روبرو شده است. پس از شهادت رهبر، شیرازه امور از هم نپاشید. انتخاب رهبر جدید در کوتاه‌ترین زمان ممکن، ثبات را به عالیترین مرجع تصمیم‌گیری بازگرداند.خیابان‌ها در سراسر کشور شاهد تجمعات مردمی در حمایت از مدافعان میهن است. نیازهای اساسی مردم بدون درنگ در چرخه توزیع قرار می‌گیرد. دیپلمات‌های ایران در سراسر جهان با رهبر جدید پیمان بسته و نیروهای مسلح در تمام سطوح با انگیزه مضاعف مواضع دشمن را در منطقه زیر آتش گرفته‌اند. در عرصه فرهنگ و هنر موجی از حمایت‌ها قابل مشاهده است. فصل مشترک در همه دل نوشته‌ها و بیانیه‌های گروهی، ایستادگی تمام‌قد در دفاع از تمامیت سرزمینی است. معترضان و منتقدان امیدوار هستند، نظام حکمرانی از فرصت پیش آمده برای انسجام ملی سود ببرد و جمهوریت باز هم در اکثریت مردم معنا شود. صداوسیما به معنی واقعی کلمه ملی شود و بدنه حاکمیت با جوانگرایی و تخصص گرایی پوست‌اندازی اساسی کند.تردیدی نیست که نظام سلطه با صرف هزینه‌های سنگین نظامی و تبلیغاتی نه فقط در پی تضعیف ایران بلکه تسلط بلامنازع بر منابع انرژی منطقه است تا از پی بسط و گسترش هژمونی، در رقابت با رقبای سنتی یعنی چین و روسیه دست بالا را داشته باشد.به این خاطر جدا از اظهارنظر کارشناسان سیاسی و امنیتی، سمت و سوی تولیدات محتوایی باید درصدد تبیین و افشای مقاصد اصلی دشمن در مواجهه با ایران باشد.

گشودن جبهه جدید در جنگ روایت‌ها

تا قبل از وقوع جنگ یکی از روزنامه‌نگاران پیشکسوت پیشنهاد داده بود تا یکی از شبکه‌های تلویزیونی در اختیار جمعی از روزنامه‌نگاران حرفه‌ای قرارگیرد تا عمق و کیفیت بیشتری به تولیدات رسانه‌ای بخشیده شود. به دلایل سیاسی به این پیشنهاد اعتنای چندانی نشد اما دامنه و وسعت جنگ کنونی اقتضا می‌کند تا دولت نیز در کنار صداوسیما ستاد ویژه‌ای را برای پوشش رسانه‌ای و هنری واقعه خطیر کنونی تأسیس کند. در جنگ تحمیلی هشت ساله ستاد تبلیغات جنگ به ریاست دکتر خرازی که همزمان مدیرعامل خبرگزاری پارس(ایرنا) بود، راه‌اندازی شد تا خبرنگاران و مستندسازان با هماهنگی و پشتیبانی اداری آن ستاد روانه میدان‌های جنگ و پشت جبهه‌ها برای تهیه گزارش و فیلم‌های مستند شوند. در حال حاضر تشکیل چنین ستادی برای سهولت کار فیلمسازان و همه خبرنگارانی که درصدد تولید گزارش‌های تصویری هستند، ضرورتی حیاتی است تا با رعایت تدابیر حفاظتی و حفظ اسرار نظامی، به ثبت و ضبط هنرمندانه وقایع میدان اهتمام ورزند. بدیهی است منظور از تشکیل ستاد آن است که نمایندگانی از نیروهای مسلح، فراجا و نهادهای امنیتی در آن حضور داشته باشند تا با کوتاه شدن بورکراسی اداری، نکات لازم را به خبرنگاران و فیلمسازان گوشزد کنند.در حال حاضر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی باید مصوبه‌ای را برای تأسیس این ستاد از مراجع عالیه، اخذ کند. معاونت رسانه‌ای وزارت ارشاد، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و همچنین خبرگزاری ایرنا می‌توانند هسته اولیه این ستاد را تشکیل داده و هرچه سریعتر خواستار معرفی نمایندگان دستگاههای موردنظر شوند.همانطور که تجربه مقاومت در جنگ ۱۲ روزه دستاوردهای زیادی برای قوای نظامی کشور داشت، همان تجربه باید برای پوشش رسانه‌ای و تصویری جنگ گسترده کنونی به نهاد سازی و ایجاد تسهیلات برای مستندسازان منتهی شود.

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3838

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.