اپیزودهای تلویزیونی جنگ سوم


این یادداشت به قلم نگارنده در وب سایت سینما اعتماد منتشر شده است که عینا آن را در ادامه می‌خوانید:

در نخستین هفته‌های جنگ تحمیلی سوم ایده تولید فیلم‌های داستانی با موضوعات مرتبط با این واقعه سهمگین و حال و هوای آن مورد توجه دو گروه قرار گرفت. حامیان مالی و سفارش دهنده این دو مجموعه اپیزودیک تلویزیون، حوزه هنری، موسسه اوج، موسسه اندیشه شهید آوینی و بنیاد روایت فتح بودند. البته میزان مشارکت موسسات یادشده به یک اندازه نبود اما هر چه بود، این واکنش سریع به رخداد جنگ و پیامدهای احساسی و عاطفی آن به سرانجام رسید. پخش یکی از این مجموعه‌ها با عنوان « سرو سپید سرخ» در ۱۴ قسمت فروردین ماه ۴۰۵ از تلویزیون به پایان رسید‌. مجموعه دوم که سرپرستی ساخت و نگارش فیلمنامه آن به ترتیب برعهده محمدحسین مهدویان کارگردان سینما و مهدی یزدانی خرم بود، با نام «اهل ایران»از پلتفرم شیدا در حال پخش است.
مجموعه اول به اعتبار اینکه از تلویزیون پخش شد، بطور طبیعی بازتاب گسترده‌ای داشت. موافقان و مخالفان زیادی در فضای مجازی و در گروه‌های فرهنگی و هنری به این پروژه واکنش نشان دادند. در بین منتقدان و بهتر است بگویم مخالفان، برخی از اساس زیرآب پروژه را زده و با انگ سفارشی بودن آن را تخطئه کردند.‌ عده‌ای این اقدام را فرصت طلبانه ارزیابی کرده و کارگردانان و تهیه کنندگان قسمت‌های تولید شده را به ماهی گرفتن از آب گل آلود و تعابیری از این دست متهم کردند. این گروه از منتقدان با توجه به اینکه چنین فرصتی فقط برای عده‌ای خاص ایجاد شده است، آن را مصداق رانت دانسته و احتمال دادند، پس از جنگ نورچشمی‌ها به ساخت فیلم و سریال در این زمینه هم دعوت به کار شوند و از بودجه‌های دولتی کام بگیرند.
آش اینگونه مخالف خوانی‌ها بقدری شور شد که کارهای خوب و قابل قبول این دو مجموعه دیده نشد. بدین ترتیب خشک و تر با هم سوخته و با یک چوب رانده شدند.‌ حال آنکه انصاف و رواداری حکم می‌کند که در نگاه آسیب شناسانه، نقاط قوت و ضعف با هم مورد توجه قرار گیرد و تلاش تیم‌های سازنده در کشاکش جنگ و ناامنی‌های ناشی از آن مورد غفلت قرار نگیرد. به زعم نگارنده این دو مجموعه واحد ویژگی‌هایی هستند که قبل از داوری نهایی در برابر کم و کیف آثار به نمایش درآمده باید مورد اعتنا قرار گیرد و با پرهیز از تندروی و توقعات غیرواقع‌بینانه خستگی را بر تن عوامل باقی نگذارد.

۱.انجام چنین پروژه‌ای هیچگاه در تلویزیون سابقه نداشته است. این اقدام شاید در بین تلویزیون‌های جهان بی‌سابقه باشد. بنابراین نقاط قوت و ضعف را باید توامان دید.
۲.واکنش سریع جمعی از سینماگران به واقعه مهیب جنگی نابرابر و تولید همزمان چند اپیزود نباید یکسره تخطئه شود و به صرف اینکه در راس این پروژه فردی نشسته است که ما او را ذیصلاح نمی‌دانیم، همه زحمات تیم‌های تولیدی را نادیده بگیریم.
۳. در بین این آثار اپیزودهای خوب هم وجود داشت که نباید آنها را ندیده گرفت. اپیزود شکار اجدادی از بسیاری سریال‌های مثلاً طنز این سالهای تلویزیون دیدنی‌تر است.
۴.در ارزیابی آثار نباید متر و معیار سینمایی مدنظر قرار گیرد، بلکه به اپیزودها در قد و قواره قاب تلویزیون و زیبایی‌شناسی آن می‌بایست نگریست.
۵. خوشبختانه پخش مجموعه اپیزودیک مشابهی در پلتفرم شیدا آغاز شده است که قطعا آن مجموعه نیز خالی از ضعف نیست. اما ظرفیت و قابلیت تیم‌های تولیدی اعم از فنی و هنری در کشورمان آن هم در شرایط جنگی ستودنی است.
۶. مقایسه روند بررسی فیلمنامه در شرایط عادی با شرایط استثنایی جنگ رمضان از اساس دارای اشکال است. همین که نگرش صُلب و آهنین مدیران مربوطه مانع از انجام این پروژه نبوده است و راضی شده‌اند دست از شیوه‌های غیرمتعارف بردارند، جای شکر دارد.
همانطور که در صدر این یادداشت گفته شد، به دلیل بازتاب بیشتر کارهای پخش شده از تلویزیون، حواشی ایجاد شده حول آثار تلویزیونی بود. قضاوت در باره مجموعه دوم که بر بستر نمایش خانگی در دسترس قرار گرفته است، مستلزم پایان پخش مجموعه و جمع‌بندی کیفیت آن است.

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3838

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.