این یادداشت بلند به قلم نگارنده در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است. در ادامه این یادداشت را میخوانید:
مقدمه
تنش و خصومت در رابطه بین ایران و آمریکا، سریال دنبالهداری است که پایانی برای آن متصور نیست. نزاع بین ایران و آمریکا که در دولت دوم ترامپ با تحریک دولت صهیونیستی اسرائیل آغاز شد، از نوع جنگهایی است که شاید تمام نشوند. در چند دهه گذشته جنگهای زیادی را میتوان مثال زد که پرونده آنها بسته نشده و به مَثَل، استخوان لای زخم هستند. مناقشه بین هند و پاکستان، تجاوزات مکرر اسرائیل علیه لبنان و سوریه، تنشهای مرزی بین دو کُره، ادعای چین در باره تایوان مواردی هستند که در حافظه جمعی نسل ما ماندگار شدهاند. جنگ عراق علیه ایران با عقبنشینی متجاوز به پشت مرزهای زمینی و پذیرش قطعنامه از سوی طرفین به اتمام رسید. گویی داستان فتوحات و پیروزهای بزرگ به روایتهای تاریخی بدل شده و در دوران معاصر رد و نشانی از پیروزیهای قاطع و تمام کننده وجود ندارد. آخرین نمونه آن زمینگیر شدن ارتش بزرگ روسیه در خاک اوکراین است که بعد چهار سال به جنگی فرسایشی بدل شده است و دورنمای روشنی برای آن به چشم نمیخورد.
«مطالعات برنامه دادههای منازعه دانشگاه اوپسالا(UCDP) میگویند پایان جنگ را نمیشود به همان دوگانه ساده «برد یا صلح» تقلیل داد. جنگها شکلهای مختلفی از پایان دارند، و خیلی وقتها اصلاً چیزی که تمام میشود خودِ درگیری آشکار است، نه مسئله سیاسیِ پشت آن. به همین دلیل است که امضای توافق لزوماً به معنای صلح پایدار نیست. خشونت ممکن است متوقف شود، اما بحران، به شکل دیگری بماند.» (فاضلی، نعمتالله )
در شرایطی که دوگانه بردوباخت موضوعیت خود را از دست میدهد، پیکارها به بازی شطرنجی میماند که طرفین بازی برای مدتی رقابت را متوقف میکنند تا دوباره بازی را از سر بگیرند. شاید در ظاهر وضعیت نه جنگ نه صلح و یا توافقهای کوتاه مدت و ناپایدار، مانع از خونریزهای بیشتر و کشته شدن نظامیان و غیرنظامیان شود، اما وضعیت خاکستری در رابطه بین کشورها، تضمینی برای صلح نیست، سهل است هر آن امکان برافروخته شدن آتش جنگ وجود دارد.
حکایت تنش و نزاع بین ایران و آمریکا جدا از این وضعیت معلق نیست. بروز دو جنگ در فاصله فقط چند ماه، نشان داد که اترک مخاصمه امری شکننده است و موقتی بودن ویژگی بارز این دوره است.
تبیین مسئله
پیامد موقتی بودن همه عرصهها از جمله فرهنگ و هنر، افق پیشرو را از عمق میدان دورمیکند و وضوح و روشنی از آن رخت بر میبندد.
ایرانیها در جنگ هشت ساله، در دو جنگ اخیر و دو دهه تحریم گسترده، زیست متفاوتی را تجربه کردهاند و با بدترین شرایط هم کنار آمدهاند اما پیامد منفی انزوای تحمیلی، کُند شدن چرخ توسعه کشور و منفی شدن رشد اقتصادی بوده است. سینمای ایران در یک دهه اخیر شاهد افزایش سرمایهگذاری بخشهای دولتی و عمومی برای تولید فیلم و نوسازی و بهسازی پردیسهای سینمایی بوده است اما به همان نسبت بخش خصوصی با احتیاط و مدارای بیشتری به میدان آمده است. تولید انبوه فیلمهای کمدی و مفرح، در دوره یادشده به آن خاطر بود که تضمین کافی را برای بازگشت سرمایه و سود متعارف در پی داشت. در همین مدت با فعالیت پلتفرمهای برخط، ساخت سریال بر روی کاغذ توجیه اقتصادی بیشتری داشت و نمایش هر قسمت از یک مجموعه موفق میتوانست بازدهی مالی بهتری را از حیث جذب حامی مالی و آگهی تجاری به همراه آورد. در نمایش خانگی برخلاف سینما که عارضه خواب سرمایه و تاخیر نسبتا طولانی در اکران را به همراه دارد، چندان جدی نیست و گاه همزمان با پخش قسمتهای اول سریال، تولید و آماده سازی سایر قسمتهای آن در حال انجام است.
به سینما برگردم، وقوع دو جنگ در سال گذشته که به افزایش تورم شدت بخشید، سبب رویگردانی تماشاگران از سینماها شد و در مقایسه با سال قبل از جنگ، ده میلیون نفر کمتر به سینما رفتند. در ادامه وضعیت شکننده و ناپایدار کنونی بیشک کاهش درآمد سینماها و شکست تجاری فیلمها دور از انتظار نیست همانطور که گیشه ۴۰ روز گذشته گواه چنین ادعایی است. طبیعی است که بعد از جنگ مهیب ۴۰ روزه ریسک تولید فیلم به مراتب بیش از گذشته خواهد بود و تا بهبود نسبی اوضاع، دست و دل خیلی از صاحبان سرمایه به سمت تولید فیلم سینمایی نخواهد رفت.
واکنش دولتمردان
تشکیل اولین جلسه شورای مدیران سازمان سینمایی در پنجمین هفته سال و خروجی آن نشان میدهد که مدیران موسساتِ حامیِ فیلم کوتاه و بلند و مستند و داستانی باید به فکر منابع مالی به جز اعتبارات هرساله دولتی باشند و گلیم خود را هر طور که هست از آب بیرون بکشند. در چنین موقعیت گرگومیشی دولت اگر هم بخواهد، مانند دوران کرونا قادر به تامین مالی و جبران سرمایه فیلمهایی که از گیشه کام نمیگیرند، نیست و در خوشبینانهترین حالت، تسهیلات بانکی به کمک خواهد آمد که فعلا اولویت در بازسازی هزاران واحد مسکونی، تولیدی و تجاری کشور است. تنها سینمای آسیب دیده در تهران نیز ممکن است با کمکهای بیشتر موسسه سینما شهر، بتواند دوباره بازگشایی شود اما به همان نسبت دست موسسه از کمک به سایر سینماهای در حال بازسازی بسته خواهد شد. پرواضح است که استمرار سایه جنگ، درآمدهای دولت را به بخش نظامی و امنیتی معطوف میکند و فرهنگ – نه الزاما تبلیغات – در حاشیه قرار میگیرد.
چالش بزرگ
مهمترین چالش دولت در حال حاضر وخامت اوضاع معیشتی بخش بزرگی از عوامل سینمایی در چرخه تولید و پستولید است. بیکاری و تعدیل نیرو در چند ماه اخیر دامنگیر اهالی سینما نیز شده است. زمانی که چرخ تولید از حرکت بازایستد، شمار زیادی از نیروها خانهنشین شده و یا به دستفروشی و مسافرکشی روی میآورند. شگفتا که اخیراً در بیانیه جمعی صنوف خانه سینما، اصناف کارفرمایی و کارگری از دولت استمداد طلبیدهاند تا فکری عاجل برای حمایت از اقشار ضعیف که در بین آنها بیمار، از کار افتاده و اجارهنشین کم نیست، بکند. پاسخ دولت به این درخواست کمسابقه تاکنون سکوت بوده است. در نبود امنیت و صیانت شغلی، آمار و اطلاعات شفافی از شاغلین و بیکاران در عرصه سینما، نمایش خانگی و تولید سریال تلویزیونی وجود ندارد.
پیشنهادات
۱.ضرورت ساماندهی نیروها
با توجه به مشابهت و یکسانی ابزار تولید در سه عرصه یادشده، میتوان حدس زد که در تیم پروژههای تولیدی، عوامل زیادی عضو اصناف خانه سینما نیستند اما همانها نیز از بیکاری و کمکاری در رنج هستند.
خانه سینما اگر به دنبال شناسایی دقیق افراد نیازمند است باید با انعطاف بیشتری زمینه عضویت را برای افراد و عوامل خارج از صنف فراهم کند. کانون تهیه کنندگان رسانههای دیداری و جامعه تشکلهای صنفی رسانههای تصویری باید برای ساماندهی نیروهای شاغل در صنعت تصویر، خانه سینما را یاری کنند تا یکبار برای همیشه ورود نیروهای جدید به پشت صحنه فیلموسریال حساب و کتاب پیدا کند. این۳ تشکل صنفی باید اطلاعات اعضای خود را به اشتراک بگذارند و آنها را مجاز به فعالیت در حوزه فیلم و سریال بدانند. در اینصورت احدی از تهیه کنندگان فیلم و سریال مجاز نخواهد بود که از عوامل غیرعضو در خانه سینما و دو تشکل صنفی دیگر دعوت به همکاری نماید. در چنین شرایطی جامعه مخاطب دولت، برای اعطای بستههای حمایتی و یا هرگونه تسهیلات از ابهام به درآمده و آمار دقیق تفکیکی پیش روی مسئولان رفاهی قرار خواهد گرفت.
اهمیت شناسنامهدار شدن عوامل فنی و هنری به دولت و سازمانهای مسئول برای امور اساسی مثل بیمه درمان، بیکاری، تکمیلی، امور مالیاتی و احصا و تعریف مشاغل صنعت سینما کمک میکند و مانع از اقدامات جزیرهای و و پراکندهکاری موجود میشود.
۲.بالا بردن ضریب اشغال صندلی
مصوبه دومین جلسه شورای صنفی نمایش در سالجاری خوشبختانه نشان از واقعبینی اعضای آن داشت؛ بطوریکه افزایش بهای بلیت سینماها فعلا از دستور کار خارج شد تا همین مخاطب بالقوه ۲۰ میلیونی پای کار سینما بماند و پاپس نکشد. امسال فرصت خوبی است تا فیلمهای در صف اکران مانده، یک به یک رونمایی شوند تا در ادامه راهی سکوهای اینترنتی و اکران آنلاین شوند. این روند در سال گذشته هم باعث شد که بعد از سالها بیش از ۶۰ فیلم رنگ پرده را به خود ببینند و از مهجوریت به درآیند. اکران فیلمهای توقیفی در این دوره برخلاف تصور، شانس کمتری برای نمایش عمومی دارند و جز حاشیه برای سینما و مدیریت آن رهآورد دیگری ندارد. انتظار این است که سینما حداقل به اندازه سریالهای نمایش خانگی اخیر، از سختگیری و اعمال سلیقه کمتر لطمه بخورد و از قاعده ردهبندی سنی بیشتر بهره ببرد. همانطور که میتوان بر هر جنگی با درنظر گرفتن مولفههای زمان، تاب آوری جامعه، دوراندیشی، تدبیر و شجاعت میدان و دیپلماسی، نقطه پایان گذاشت، سینما نیز باید در نسبت با نیاز جامعه مخاطبان، دغدغههای سینماگران آزاداندیش و میهن دوست، در دوران برزخی کنونی خود را بازتعریف کند. جنگ میتواند همانند دهه ۶۰ سبب رویشهای تازه شود و به غنای هویتی ملت یاری رساند.
۳.بهرهوری مطلوب از منابع
زمان آن فرا رسیده که به اعتبار نام و عنوان کامل سازمان سینمایی که امور سمعی و بصری را نیز دربرمیگیرد، در تشکیلات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تجدیدنظر ساختاری صورت گیرد و با ادغام بنیاد ملی پویانمایی در بنیاد سینمایی فارابی، اعتباراتی که صرف هزینههای جاری بنیاد پویانمایی میشود، صرف حمایت از تولید فیلمهای بلند پویانمایی، لِگومووی، انیمه، کمیکموشن و نظایر آن شود. تجربه اکران سال گذشته یعنی نمایش ۶ انیمیشن سینمایی و سهم خوب آنها از درآمد گیشه، گویای تقاضای بازار برای این گونه هنری است و باید به حفظ حداقل یک عنوان انیمیشن در باکس هر دوره از اکران اهتمام نمود.
۴.معاونت رسانههای تصویری
نزدیک به دو دهه از تولید و عرضه فیلمهای داستانی
سابقا ویدیویی و بعداً غیرسینمایی در سبد محصولات تصویری کشور میگذرد. در تلویزیون اینگونه آثار به «تلهفیلم» شهرت دارند که تاکنون در تهران و مراکز استانها صدها عنوان از آنها تولید شده و هنوز هم در باکس شبکه نمایش سیما و سایر شبکههای اول تا سوم سیما جایگاه ثابت خود را در طول سال دارند.
در خارج از تلویزیون آن زمان که محصولات ویدیویی بر بستر لوح فشرده منتشر میشدند، فیلمهای داستانی در شبکه توزیع مویرگی به دست مخاطبان در سوپرمارکتها و فروشگاههای عرضه محصولات فرهنگی میرسیدند. پس از آن اینگونه آثار برای پلتفرمها جذابیتی به اندازه فیلم و سریال و سایر برنامههای سرگرمکننده نداشتند و همین امر سبب کاهش معنادار تولید آنها شد. در حال حاضر گروه سینمایی هنروتجربه مکانی برای نمایش آثار غیرسینمایی با معیارهای اعلام شده از سوی گروه یادشده است. حال آنکه ظرفیتهای جذاب نمایشی و سرگرم کننده این گونه تصویری، بیش از اینهاست و دولت باید برای تولید و عرضه آنها بسترسازی مناسب نماید.
پس از ادغام موسسه رسانههای تصویری در بنیاد سینمایی فارابی و واگذاری امر نظارت بر پلتفرمهای اینترنتی به صداوسیما عملا رسانههای تصویری از حوزه مأموریت و وظایف قانونی سازمان سینمایی به کنار رفت. در حالیکه به موجب مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در خرداد ۱۴۰۲ صداوسیما علاوه بر صدور مجوز به رسانههای صوت و تصویر فقط بر ساخت و نمایش سریال نظارت دارد. سازمان سینمایی برای ایجاد اشتغال باید تولید محتوای غیرسینمایی نظیر فیلم داستانی، تله تئاتر، برنامههای موسیقی محور، گفتگو محور غیرسیاسی و سایر اشکال نمایشی را جدی بگیرد و سیاستهای حمایتی ویژهای را برای آن تعریف کرده و بکار بندد.
از سوی دیگر رسانههای خبری پر مخاطب و نشریاتی که تولیدات تصویری دارند، میتوانند وارد حوزه ساخت مستند شوند و به سبد تولیدات خود تنوع بیشتری ببخشند. معاون رسانهای وزارت ارشاد میتواند به مدد مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، دورهها و کارگاههای آموزشی ویژهای را برای بنگاههای خبری و پایگاههای اطلاعرسانی در این زمینه تدارک ببیند.
جمعبندی
مارگارت مک میلان مورخ برجسته کانادای در کتاب جنگها چگونه ما را تغییر دادند، مینویسد: «جنگها مدام مسیر تاریخ بشر را تغییر دادهاند، راههایی به روی آینده باز کرده و مسیرهایی را بستهاند. مک میلان نشان میدهد، جنگ همه را به جنب و جوش وامیدارد. هر قدر جامعه بشری بیشتر خواهان تغییر باشد جنگ این خواستهها را تسریع میکند. مک میلان سرلوحه فصل دوم کتابش نقل قولی از گوته شاعر و سیاستمدار و نابغه آلمان است: “از این مکان و از امروز به بعد دورهای جدید در تاریخ جهان آغاز میشود و شما میتوانید بگویید که در زایش آن حضور داشتهاید” (فاضلی، نعمتالله)
ایران در درازنای تاریخ با اتکا به ستون فرهنگ و نظام معنایی خود توانسته است، تاب آوری و ایستادگی جامعه در گردابهای هایل را تقویت کند. این نظام معنایی ریشه در باورها، مناسک و میراثهای کهن ادبی و سنن تاریخی دارد و میتواند سبب بازسازی و احیای روحیه جمعی ایرانیان شود.
این یک شعار نیست؛ سینما، سینماگران و مدیران سینمایی میتوانند، به پشتوانه فرهنگ و حافظه جمعی ایرانیان، با تشخیص درست و نقشآفرینی مدبرانه خود نقطه عطفی برای این سرزمین رقم زنند. جنگها ولو ناتمام، میتوانند دستاورد و پیروزی سیاسی و اجتماعی به همراه داشته باشند و همگرایی و انسجام ملی را با جلب مشارکت همه نگرشها و سلیقههای سیاسی و فرهنگی موجب گردند.



