در باره کتاب «دلشدگان » نوشته ابوطالب شهسواری
کتاب دلشدگان خاطرات سفر پر مخاطره نویسنده در سفر به عراق در سال ۱۳۸۲ و پس از سقوط صدام است. دورانی که عراق در وضعیت بی دولتی بود و ارتش آمریکا حافظ امنیت کشور بود.
از تصویر روی جلد نامناسب و همگن نبودن بخشهای مختلف کتاب میگذرم. آنچه که در این کتاب جالب توجه است، پر رنگ بودن دغدغههای معرفتی، اجتماعی و سیاسی نویسنده است.ابوطالب شهسواری صریح و شجاعانه انتقاد خود را از نظام حکمرانی مثل ادامه جنگ با عراق پس از فتح خرمشهر و یا سقوط ارزش پول ملی و عقب ماندن ایران در مسیر توسعه ( در قیاس با عراق)با خواننده در میان میگذارد. او رنجش خود را از بعضی خرده فرهنگهایی که پهلو به خرافه میزنند، ابراز میکند و پای برخی از باورهای چالش برانگیز را به میان میکشد.شهسواری از فعالان قرآنی است و در تفاسیر و معانی این مصحف شریف غور کرده است.
شهسواری با دو باور عامه که نزد برخی از شیعیان به یقین بدل شده است، مشکل دارد. او با اینکه صراحتا به «شفاعت» در منابع قرآنی و روایی نمیپردازد، تشرف هموطنان به اماکن زیارتی برای شفا گرفتن و حاجت خواستن را رد میکند و در موردی با خانم زائری که در عراق هیچ زیارتگاهی را در پهنه عراق برای استجابت تمنایش از قلم نیانداخته است، وارد بحث میشود.شهسواری در بخش پایانی کتاب که در واقع ضمیمهای به آن است به چیستی واقعه کربلا پرداخته و این بار علم و دانایی به غیب معصومین علیهمالسلام از جمله امام حسین را به چالش میکشد. نویسنده با استناد به آیاتی از قرآن علم غیب را انحصارا در اختیار خدای متعال دانسته است و انبیا و امامان را از این حیث افرادی مانند سایر مردم میداند.
۱. در باره شفاعت
نگارنده صلاحیت اظهارنظر در این زمینه ندارد اما در آیهای از آیات مشهور به آیتالکرسی میخوانیم:من ذالذی یشفع عنده الا باذنه خدای متعال اراده کند میتواند شفاعت انبیا و اولیا را در حق بندگان بپذیرد. یعنی با وجود آیه «ما لکم من دونه من ولی و لا شفیع»، در آیه دیگری میفرماید:«لایملکون شفاعه الا من اتخذ عند رحمن عهدا» کسانی قادر به شفاعت هستند که نزد خدا عهد بسته باشند. در جای دیگری مقام شفاعت به کسانی داده شده است که به «مقام محمود» نائل شده باشند.غرض اینکه امام و پیامبر را شفیع و واسطه بیان و درخواست حاجت قراردادن استبعادی با توحید فاعلی و صفاتی ندارد و شائبه شرک و کفر بر آن مترتب نیست. در نهایت؛ لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی
البته نمیتوان منکر شد که عدهای کج فهم هر معصیتی را مرتکب میشوند و بر این گمانند که یک زیارت میتواند همه گناهان را بشورد و ببرد.عده دیگری غافل از آن هستند که دوا و دکتر موهبتهای الهی هستند و همه پیشرفتهای بشری دری از علوم الهی هستند که به روی آفریدگان باز شدهاند. کسانی که از مراجعه به پزشک طرفی نبستهاند، تصور میکنند توسل به ائمه میتواند مشکلگشا باشد. در بیشتر مواقع اتفاق خاصی از توسل و نذر و دعا نمیافتد و ای بسا سبب تضعیف پایههای ایمانی فرد شود. در گذشته ناباروری دوا و درمان نداشت، بسیاری از بیماران سرطانی جواب رد از پزشکان میگرفتند، پیوند اعضا معنی نداشت و….اما با پیشرفت دانش پزشکی و هستهای از شمار بیماران صعبالعلاج کاسته شد و این راه ادامه دارد.توسل و تضرع نزد حضرت حق و ذوات معصوم این امتیاز را دارد که سبب قرب و نزدیکی و رقت قلب فرد حاجتمند میشود و ای بسا پیامدهای خوبی را در دنیا و سرای واپسین به بارنشاند.
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق
لیک چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
۲. علم غیب
در نماز غفیله میخوانیم. وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها اِلاَّ هُو این آیه و آیات زیادی دیگری خداوند را عالم غیب و شهادت میداند و لاغیر.پیامبر به صراحت میفرماید «وَ لَوْ کُنْتُ اَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ » اگر من داننده علم غیب بودم سود فراوانی برای خود فراهم میکردم.در متن همین کلام خدا، حضرت عیسی به اراده خدا از گِل پرنده خلق میکند، کور مادرزاد شفا میدهد و بیماران را شفا میدهد. چرا؟برای اینکه در همین قرآن آمده است:«عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا الا من ارتضی من رسول»او عالم به غیب است و هیچ کس را بر غیب خود آگاه نمىکند، مگر کسى همانند پیامبر که از او راضى باشد.
بر این اساس از آنجا که شیعیان امامت را اصلی در امتداد رسالت میپندارد، امامان نیز میتوانند عالم به غیب باشند؛ همانطور که پیامبر و امام علی از واقعه کربلا و فرجام امام حسین با خبر بودند. امام در نهایت تدبیر و عقلانیت از مدینه خارج شد و به مکه رفت. آنجا از بیم جان و خنثی کردن نقشه تروری که فرستادگان ولید در سرداشتند، بیرون زد. با اطمینان از دعوت کوفیان راهی آنجا شد و در نهایت شهادت را بر ذلت بیعت با یزید ترجیح داد.در تاریخ معاصر هم ایرانیها در جریان تجاوز عراق و سپس اسرائیل و آمریکا به رغم آنکه دشمن پیشرفتهترین صنایع نظامی را در اختیار داشت، دفاع را با همه خطرات آن را به جان خریدند. مرعوب دشمن نشدند. تن به تسلیم ندادند. هزینه و بهای این عقیده و باور کاملا فطری، شهادت و جانبازی صدها هزار نفر بود.کنایه از اینکه بسیاری از مدافعان میهن با علم به اینکه احتمال زندهماندن آنها در پای لانچرها، قایقها و مواضع پدافندی کم است، به تعهد و پیمانی که بستهاند، پایبندی نشان میدهند.
بیشک شهسواری از رفتار افراطی و عوامگرایانه برخی از زائران سخت برآشفته است و اعمال آنها را وهن دین و قرآن میپندارد. با این حال او باید با زبان گویا و نیت خیرخواهانهای که دارد، به قدر بضاعت خود سعی در تنویر افکار داشته باشد تا آنها بویژه در برابر وهابیون، نماینده شایستهای برای مذهب تشیع و ایران بزرگ باشند.به امید انتشار کتابهای دیگری از نویسنده محترم و دردآشنا که آراسته به بهترین ریخت و انسجام موضوعی باشند.



