خبر خبرگزاری مهر در باره تشکیل پرونده قضایی برای فیروز کریمی به خاطر حضور در استودیوی شبکه جِم، شکل جدیدی از برخوردهای دوگانه را نمودار میسازد.هر روزه صدها شرکت بازرگانی، خدماتی و تجاری محصولات و خدمات خود را بدون دغدغه در شبکههای فارسی زبان از جمله Gem تبلیغ میکنند و بر خلاف دهه گذشته کسی عارض آنها نمیشود.در حوزه سینما و نمایش خانگی بعد از فروکش کردن کرونا، موسسات پخش کننده، تیزر و آگهی فیلم و سریالهای خود را به شبکههای فارسی زبان میدهند و مرجعی علیه آنها اقدامی نکرده است. خاطرم هست معاون وقت نظارت سازمان سینمایی، عدم مخالفت با پخش تیزر را به تشویق و کشاندن مردم به سینماها بعد از رکود سنگین ناشی از کرونا مربوط میدانست.از این دوگانگی در برخورد که بگذریم؛ اصولاً ایراد حضور یک سرمربی و کارشناس ایرانی در شبکه تلویزیونی خارج از کشور چیست؟ چگونه است که برای حضور فوتبالیستهای سابق و مربیان مشهور خارجی به عنوان کارشناس در استودیوهای تلویزیونی خودمان هزینه میکنیم و پُز آن را میدهیم اما شرکت یک مربی کارشناس خوش سر و زبان در آنسو، واکنش قهری به همراه دارد؟ اصولاً چرا مراوده و رابطه ایرانیان با خارج اینقدر اهمیت پیدا میکند و به گونهای رفتار میشود تا کس دیگری هوس همکاری با طرفهای خارجی را نکند؟آیا معدود بازیگران مرد ایرانی که در فیلمهای خارجی نقشآفرینی کردهاند و یا فیلمسازان ایرانی که با سرمایه گذاری شرکتهای خارجی فیلم تولید میکنند، رفتاری ضدملی مرتکب میشوند؟ چرا در عرصه ورزش لژیونر بودن پذیرفتنی است اما در عرصههای فرهنگی و هنری این کار ذنب لایغفر( گناه نابخشودنی) است؟باور دارم یکی از دلایل تنهایی استراتژیک سینمای ایران در جهان، ادامه سیاستها و نگرشهایی است که نمیخواهد اندیشه و ذوق ایرانی، مهارت و نبوغ تیمهای فنی و هنری این دیار، با نمونهها و همتایان خارجی پیوند بخورد و رشد و باروری بهتری را آشکار سازد.



