به بهانه نمایش فیلم خرس در آغاز فعالیت مجدد سینماتک خانه هنرمندان
در دولت نواصولگرای دهم برای فیلم سینمایی «خرس» به تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی و کارگردانی خسرو معصومی پروانه ساخت صادر میشود. در همان دولت فیلم موفق به دریافت پروانه نمایش نمیشود و سه سال رفت و آمد تهیه کننده و سرمایهگذار به نتیجه نمیرسد. ۹ سال بعد از تولید فیلم، نسخهای از فیلم در اینترنت منتشر میشود و تمام سرمایه فیلم در یک چشم بهم زدن دود میشود و به هوا میرود. معمولا با تغییر دولتها یا فیلمی از محاق درمیآمد و یا آنکه توقیف میشد اما در کمال شگفتی در یک دولت فیلم با حفظ ترکیب مدیران و اعضای شوراهای نظارتی آن، فیلم «خرس» مردود اعلام میشود تا معلوم شود دولت اولترا انقلابی وقت، حاضر است به بهای نابودی یک فیلم با محافلی که از بیرون سلیقه و نگرش خود را تحمیل میکنند، کنار آید و زیرپای فیلمساز را خالی کند.در مقررات تصریح شده است که صدور پروانه فیلمسازی الزاما به معنای مجوز نمایش فیلم نیست. همین کافی است تا دولتها اهرم لازم را برای تغییر رفتار و چرخش ۱۸۰ درجهای خود در دست داشته باشند. متعاقب توقیف فیلم طبیعتاً ضرروزیانی به سرمایهگذاران پرداخت نمیشود و ترکیب شورای پروانه فیلمسازی هم دستخوش تغییر نمیگردد. اگر به زعم دولت در صدور مجوز ساخت فیلم اشتباه صورت گرفته بود، حداقل باید مدیران یا اعضای شورا تاوان اشتباه خود را میپرداختند و صندلی خود را به دیگران واگذار میکردند. مشکل فیلم برای دریافت پروانه نمایش به گمان یک عده ذینفوذ اما غیرمسئول، آن بود که فیلم ضدجنگ است و تصویر خوبی از ایثار و فداکاری یک رزمنده داوطلب نشان نمیدهد. این ادعا پیشتر برای فیلم «طبل بزرگ زیر پای چپ» کاظم معصومی مطرح شده بود و سبب مهجور ماندن فیلم شد. در داستان فیلم خرس، نورالدین پس از سالها مفقودالاثر بودن به شهر برمیگردد و متوجه میشود، همسرش گلی مجددا ازدواج کرده است. او دل در گروی همسر سابق دارد و حق خود میداند که از طریق قانونی به وصالش برسد. افرا مردی که با زن نورالدین ازدواج کرده است، پس از آگاهی از تماسهای همسرش با نورالدین اقدام به قتل گلی و دختری که از او دارد، میکند. نورالدین قاتل را دنبال میکند و افرا از یک بلندی به پایین سقوط کرده و کشته میشود.فیلمنامه دارای مشکلاتی است و مختصراً به آن اشاره میکنم، اما نقد و بررسی یک فیلم زمانی موضوعیت پیدا میکند که اجازه نمایش به آن داده شود و حق و حقوق مادی و معنوی تیم سازنده مورد تعرض قرار نگیرد. ۶ سال از انتشار و تکثیر غیرقانونی فیلم میگذرد و در این فاصله شاید میلیونها نفر فیلم را در سراسر دنیا دیده باشند اما آب از آب تکان نخورد. هیچ مرجعی از فیلم برداشت و تلقی ضد میهنی و یا معارض با ارزشهای دفاع مقدس از آن نکرد. کمترین پیامد این اتفاق تلخ آن بود که یک فیلمساز مولف سالها فرصت استمرار تجربههای هنری خود را از دست بدهد و در فضای بیثبات و ناامن ایجاد شده، به تناقضات رفتاری ما دولتمردان بیاندیشد.جواد نوروزبیگی تهیه کننده در جریان تهیه فیلم سینمایی « برادران لیلا» هم تجربه تلخ مشابهی را پشت سرگذاشت و به دلیل آنکه بدون دریافت پروانه نمایش، فیلم را در جشنواره کن شرکت داد، مستوجب برخورد قضایی شد. تعلل در صدور پروانه نمایش باعث شد تا فیلم پس از اکران در چند کشور اروپایی، مورد دستبرد قرار گیرد و در اینترنت و تلویزیونهای فارسیزبان ماهوارهای بطور گسترده و غیرقانونی پخش شود. در هر دو مورد تهیهکننده فیلم با اینکه سابقه سالها خدمت در یک نهاد نظامی را دارد و فرد موجهی از دید کارگزاران نظام است، نتوانست موانعی را که پیش پای فیلمهای او گذاشته بودند، بردارد. البته ممکن است، سابقه نوروزبیگی در صدور حکم و رای سبک دادگاه محاکمه کننده علیه او لحاظ شده باشد که ما از آن بیخبریم.!نکته مهم و قابل توجه در این میان عدم مراجعه تهیهکننده فیلم به مرجع ناظر بالاتری در وزارت فرهنگ و ارشاد برای درخواست بازبینی فیلم خرس و استیفای حق ضایع شده خویش است. در متن مقررات از مرجع یادشده با عنوان هیات عالی نظارت بر نمایش یادشده است. ترکیب اعضای اکثرا دولتی این هیات سبب شده است تا در ۳۵ سال گذشته کمتر تهیهکنندهای خوشبین به استفاده از ظرفیت این نهاد بالادستی باشد.خرس در جشنواره سیام فیلم فجر به نمایش درآمد و فرهاد اصلانی سیمرغ بهترین بازیگر مرد و دلپاک سیمرغ بهترین صداگذاری را دریافت کردند. احتمال میرود پروندهسازی برای فیلم توسط محافل خاص پس از جشنواره شکل گرفته و در ادامه منجر به توقیف فیلم شده باشد. خرس از جمله آخرین فیلمهایی است که در دوران آنالوگ تولید شد. عنصر صدا در فیلم از طراحی و اجرای هوشمندانهای برخوردار است. صدای زمینه نقش مهمی در فضاسازی و القای طیفی از احساسات گوناگون به اقتضای هر صحنه دارد. بدون اغراق مروری بر مهندسی صدا در فیلم خرس، حاوی نکتههای آموزشی و کاربردی فراوانی در کیفیت بخشیدن به روایت فیلم است.هر قدر فیلم در صدای پسزمینه غنی است، در تصویر، پسزمینهها بعضاً عریان هستند. منظور از پس زمینه تاکید بر اشیا و لوازم صحنه نیست، بلکه حضور و مشاهده اتفاقاتی است که میتواند به تشدید حس بدگمانی و تردید و ابهام شخصیتها کمک کند؛ بی آنکه به افزایش طول و عرض داستان بیانجامد. بهعنوان مثال، افرا با بازی درخشان فرهاد اصلانی مظنون به خیانت همسرش گلی است. او تحتتأثیر فرهنگ بومی و سنتی مرتبا نگرانیاش را از به خطرافتادن آبرویش در گفتگو با همسرش ابراز میکند. با این حال در جایی مثل قبرستان که گلی و نورالدین دوشادوش هم حرکت میکنند و حرف میزنند، هیچ نگاه مزاحم و کنجکاوی در پسزمینه متوجه آن دو نیست. افرا در صحنههایی که با نورالدین درگیر شده و با او اتمام حجت میکند، کسی یا کسانی در پسزمینه ناظر برخوردهای او نیستند و افرا سنگینی نگاه آنها را بر روی خود احساس نمیکند.افرا میتوانست در دعوت تلفنی برادرش برای حضور در یک دورهمی نگاه سنگین آدمهای غریبه در آن جمع را بهانه کند. اهمیت این موضوع در آن است که مابهازای تصویری برای دغدغههای افرا پیدا کنیم و همه چیز به تصورات و توهمات او محدود نشود.هر قدر دور و بر افرا در داستان شلوغ است و دوست و فامیل با او در تماس هستند، نورالدین به تنهایی و انزوای خودخواسته و یا تحمیلی دچار شده است. فرهنگ سنتی منطقه، سلوک و شخصیت نورالدین به عنوان یک فرد باورمند حداقل آنقدر که در فیلم میبینیم، حکم میکرد یکی از منسوبان زن در کنار او قرار میگرفت و او در ابتدا واسطه ملاقات نورالدین و گلی میشد. در تعریف، شخصیت فرعی سه کارکرد دارد. پیشبرد ساختار روایی، نمایاندن جزییات بیشتری از منش و رفتار شخصیت اصلی و القای درونمایه (رای ترمتن، جارویس) کاراکتری که مَحرم نورالدین بود میتوانست، آنچه را که نورالدین برای ابرازش نزد گلی مشکل دارد، در مواجههای زنانه با گلی مطرح کند. از سوی دیگر حضور غیرمترقبه نورالدین در خانه گلی شوهر کرده، قدری با عرف حاکم بر جامعه سنتی جغرافیای داستان همخوانی ندارد( عمل خلاف شرعی در فیلم دیده نمیشود)و ملاقات میتوانست حداقل در بیرون از خانه انجام شود. به نظرم خسرو معصومی با مناسبات جامعه مدرن به سراغ شخصیتها رفته است و عملکرد آنها در متن روابط سنتی دچار اختلال است. روایت فیلم اگر سکانس اول فیلم را استثنا کنیم، خطی است. به این خاطر از رابطه عاشقانه نورالدین و گلی قبل از عزیمت نورالدین به جبهههای جنگ صحنههایی را نمیبینیم. کیفیت و شدت عاشقیت آنها میتوانست به درک حس و حال نورالدین در زمان حال و دریغ از دست رفتن همسرش کمک کند…. بگذرم حقوق فیلم خرس به موسسه رسانههای تصویری و سپس بنیاد سینمایی فارابی واگذار شده است. انتظار میرفت مدیریت فارابی در دوران کرونا که مجموعهای از فیلمها را به تلویزیون و پلتفرمها واگذار کرد، فیلم خرس را از قلم نمیانداخت. خرس به دلیل قصه درگیرانه، پرکشش و جهان شمول خود هنوز میتواند در سکوهای نمایش فیلم دیده شود و بازخوردهای لازم را بگیرد. درنگ در انجام این کار بیش از این جایز نیست و میتواند مرهمی بر زخمهای روحی کارگردان و تهیهکننده اثری باشد که بیخود و بیجهت به محاق رفت.
پینوشت:
۱.عنوان این یادداشت برگرفته از سخن خسرو معصومی است که خرس را بهترین فیلم کارنامه خود میداند.
۲. این یادداشت در ایسنا منتشر شدهاست:https://www.isna.ir/news/1405032716829



