زمانه آبستن چه تحولاتي است؟-2

اگر بخواهم روشن تر عرض كنم و به زعم بعضي از دوستان متهم به محافظه كاري و ترس از موقعيت شغلي! نشوم. به نظرم از سه ماه پيش كه ويديو بعد از 9 سال دوباره به آغوش مادر(اداره كل ارزشيابي و نظارت) برگشت و به سرنوشت هاچ زنبور عسل دچار نشد، موقعيتي فراهم شده است تا نمايش خانگي پايش را از گليمش درازتر نكند و در لواي سايه برادر بزرگترش يعني سينما، دست از خودنمايي و خود مختاري بردارد و مثل يك بچه حرف گوش كن، آداب لازم را بياموزد و به آنها پايبند باشد.

با سيادت سينما بر ويديو و به حاشيه رفتن بردار كوچك تر، مناسبات و قراردادهاي پيشين في الجمله دستخوش تغيير مي گردد و به تبع آن تهيه كنندگان سينما امكان آن را مي يابند كه در برقراري نسبت و رابطه با موسسات ويديو رسانه تجديد نظر كنند.

آنها به اين مي انديشند كه با وجود بسترهايي چون شبكه هاي مويرگي و شركت هاي پخش شناخته شده، هزاران مركز فروش در كشور و در دست داشتن سالانه 70 فيلم سينمايي( به عنوان مزيت رقابتي) مي توانند راساً ابتكار عمل را در دست بگيرند و قيد همكاري با موسسات ويديو رسانه را به عنوان شركت هاي واسطه اي بزنند.

آنها خوب مي دانند كه در اغلب كشورهاي صاحب سينما، شركت ها و كمپاني هاي توليد فيلم، اكران و پخش فيلم هايشان را مستقلاً به دست مي گيرند و آن را مديريت مي كنند.

اين عده از تهيه كنندگان وقتي شكل قراردادهاي موسسات را در دو سال گذشته مرور مي كنند، درمي يابند كه بسياري از قراردادها برخلاف سال هاي دورتر، واگذاري قطعي رايت ويديويي نبوده بلكه مشاركتي، تيراژي، حق العمل كاري و نظايرهم بوده است.

تهيه كنندگان سينما در خوشبينانه ترين حالت به موسسات حق مي دهند كه قدرت مقابله با پديده شوم كپي را ندارند و به همين خاطر كمتر تن به ريسك خريد رايت با قيمت هاي مطلوب تهيه كنندگان مي دهند ولی خاطره خوشي كه در ذهن تهيه كنندگان از روز تجمع اعتراض آميزشان در موزه سينما (تابستان 86) مانده است، به آنها نيرو مي دهد تا بارديگر قوايشان را براي برخورد همه جانبه با كپي و سرقت فيلم تجميع كنند و فردايي كه خود ويديو رسانه شده اند، از امنيت فضا بهره ببرند.

حضور مستقيم تهيه كنندگان در عرصه ويديو را مي توان جور ديگري نيز تفسير كرد. احتمال بدهيم كه آنها واقعاً با استيصال و قطع اميد از موسسات موجود و از سر ناچاري مي خواهند فيلم هايشان را در شبكه توزيع كنند. دلايل تهيه كنندكان به اين شرح است:

– فيلم هاي زيادي روي دست آنها مانده است.

 – قيمت هاي پيشنهادي آنها خريداري ندارد. خواب سرمايه زيان مضاعفي را به آنها تحميل مي كند.

 – ريزش تماشاگر در سينماها جدي است و نمي توان دلخوش به سالي دو يا سه فيلم نسبتاً پر مخاطب ماند.

– نهضتي در سالن سازي رخ نداد و سينماهايي كه ارزش بازسازي داشتند در 8 سال گذشته نو نوار شدند و اتفاق تازه اي رخ نخواهد داد.

– عادات فیلم دیدن نسل جوان تغییر کرده است. سینما گزینه انتخابی خیلی از آنها نیست.

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3878

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.