نگاهی به اپیزود «نترس ۳۶۵ بار» از منظر درام شخصیت محور
اپیزود ۶۰ دقیقهای « نترس ۳۶۵ بار »از فصل دوم مجموعه تلویزیونی «سرو، سپید، سرخ» به کارگردانی محمدجواد موحد در تلوبیون قابل مشاهده است. علی و زیبا زوج جوانی هستند که حرفه اصلی آنها فیلمنامه نویسی است. دسترنج یکساله آنها قبل از عقد قرارداد فروش حقوق فیلمنامه به دلیل آغاز جنگ چهل روزه، به پول نقد تبدیل نمیشود. زیبا در تصمیمی ناگهانی شهر را ترک نمیکند و میخواهد یکبار برای همیشه به ترسی که سالهاست به جانش افتاده است، غلبه کند. علی با درک همسرش در کنار او میماند و شبها و روزهای پرمخاطره جنگ را تا زمان آتشبس تاب میآورند.فیلم نترس ۳۶۵ بار داستان پر کش و قوسی ندارد و کمی تا قسمتی درام شخصیت محور است. به این خاطر در این نوشتار با تاکید بر کنشها و رفتارهای زیبا، کیفیت شخصیتپردازی او مورد ارزیابی قرار گرفته است.
تیم دو نفره نویسنده متن، رنگآمیزی اولیه و حداقلی را برای شخصیتها انجام دادهاند. در جایی از فیلم وقتی زن و مرد از نرفتن به شمال و نپیوستن به جمع فامیل صحبت میکنند، یکی از آنها به مستقیمترین شکل ممکن میگوید ما آدمها و شخصیتهای خاکستری هستیم.! کنایه از اینکه وارد چالش و بحث و جدل سیاسی با کسی نمیشویم. شاید به این خاطر است که آنها روایت تلویزیونهای خارجی از جنگ را در قاب برنامه شبکه سه سیما میبینند.!در فیلم به این مطلب اشاره نمیشود، زوجی که ظاهراً کاری به جز نوشتن ندارند، خرج و مخارج روزانه و پول اجاره ماهانه را چگونه تامین میکنند.زیبا با سرکشی به خانه پدری و تهیه سفارشهای مادر مذهبی خود دورادور از او مراقبت میکند.زیبا به اندازه خواهر دیگرش که به شمال رفته، به قول خودش برای مادرش عزیز نیست و جهان فکری مشترکی ندارند. با این حال زیبا در برابر مادر گارد ندارد و به توصیههای شرعی او گوش میدهد و حتی در کنار او قامت نماز میبندد تا آداب نماز آیات را از مادرش یاد بگیرد. زیبا طی چند تماس تصویری با پسرش در ژاپن (در طول مدت جنگ اینترنت بینالملل برقرار است!) برای کسب بورسیه تحصیلی تلاش میکند، مشاورههای قانعکنندهای به او بدهد. البته سن بازیگر مادری که پسر جوان مهاجرت کردهای دارد، قاعدتاً باید بیشتر از آنچیزی باشد که در سیمای بازیگر کنونی میبینیم.زیبا با خدایش رفیق است. حرف دلش را در تنهایی با خدا میزند و از او برای چیرگی بر ترس کمک میخواهد. زیبا و علی که در خانه بیشتر به دیدن فیلم و سریال مشغول هستند، یکبار به سفارش پسرشان برای کسب خبر از محله بمباران شده پدر دوست او، راهی نقطه تخریب شده میشوند و از نزدیک ابعاد ویرانگر جنگ را با چشم میبینند. بر خلاف برخی از اپیزودهای همین مجموعه که تنها نشانه جنگ، صدای انفجارهایی در دور دست است، کارگردان با استفاده از لوکیشن واقعی یک مجتمع تخریب شده، صحنههای ساعات اولیه اصابت موشک را بازسازی حداقلی کرده است.
در سکانس پایانی زیبا با حالت سرخوشانهای با پسرش صحبت کرده و سر شوخی را با او باز میکند. این صحنه اگر نشانگر آن است که بیم و هراس از وجود زیبا ریشهکن شده است، قانع کننده نیست. زیرا با اعلام آتشبس زمینه نگرانی زیبا و امثال او برطرف شده است و اگر جنگ ادامه مییافت او هنوز با تشویش و ترس دست به گریبان بود. به آن نشان که ترس ناشی از صدای رعد و برق، واکنش یک آدم شرطی شده در برابر هر صدای مهیب و ترسناک است. بنابراین «حال خوب» زیبا و تحول روحی او نتیجه منطقی و برخاسته از درام نیست. زیبا در اکثر دقایق ناظر بیرونی وقایع بیرونی است و با آنها درگیر نمیشود. چینش و روند وقایع داستان و مواجهه زیبا با آنها به گونهای نیست که سبب تغییر تدریجی رفتار و ذهنیت او بشود و ترومای روحی ناشی از ترسی مبهم را زایل سازد. مگر اینکه فرض را بر اجابت دعای او از سوی خدا بگذاریم و درام را در این میان هیچکاره نشان دهیم.
البته برای گروه سرمایهگذار سریال، این اپیزود به قدر کافی، جا برای دفاع گذاشته و مروج ارزشهای اعتقادی و سیاسی و عرصهای برای بازتولید آنها است. زوج جوان در خودرو ترانههای محسن چاوشی گوشی میشنوند. موضع مخالف و منتقدانهای به وضع موجود ندارند، حداقل خنثی هستند، چشم و گوششان به رسانههای بیگانه نیست. روایت غالب و هژمونیک با هیچ تعارض و رقیبی روبرو نیست. شخصیتها حریم پدر و مادر را پاس میدارند. در زناشویی تفاهم کامل دارند. زن پس از ازدواج اول که احتمالا ناموفق بوده است، تن به ازدواج دوم داده است و مادرانگی را در حق فرزندش تمام و کمال اجرا میکند. دیندار هستند و در نخستین تماس با پسر در ژاپن از ته دل خوشحال هستند که رابطه پسرشان با معشوقهای که منکر خداست به هم خورده است.شخصیت متناقض و دروغگوی ترامپ و منشور رفتاری او به استناد یکی از فیلمهایی که در جوانی بازی کرده است، در تلویزیون خانه زوج داستان مرور میشود و اینها همه مواد و مصالح لازم برای تولید و نمایش محصولی است که آنتن تلویزیون در کنار دهها برنامه گفتگومحور یکسویه پیرامون جنگ به آن نیاز دارد.



