چرا مرادی کرمانی کتاب تازهای ننوشت؟
نویسندهای در یک مقاله زندگی پر فراز و نشیب هوشنگ مرادی کرمانی نویسنده بزرگ ایران را در سه پرده مرور کرده است. نویسنده در جایی نوشته است:
« او در سال 1397 و همزمان با انتشار مجموعه داستان «قاشق چایخوری» از نویسندگی استعفا داد.»
(برهانی، پرنیان، سایت وینش: ۱۴۰۵)
این استعفا دادن از نویسندگی و قلم را غلاف کردن، مورد عجیب و غیرمتعارفی است. البته استعفا در تداول عامه زمانی به کار میرود که کسی فرد مستعفی را پیش از این منصوب کرده باشد. کیست که نداند مرادی کرمانی سالهای سال ریاضت کشید. کم خورد و گرد خوابید اما به زی کارمندی تن نداد. او بهای تصمیمی را پرداخت که کسی در آن دخالت نداشت و تلاش کرد تا روی پای خود بایستد و نان زحمت و رنج خود را بخورد.
آیا مرادی کرمانی نخواست، خودش را تکرار کند؟
آیا او به سبک ورزشکاران خواست در اوج کنار بکشد و کتاب تازهای را راهی ویترینها نکند؟
هر چه هست این تصمیم در قناعتپیشگی نویسنده ریشه دارد و او نمیخواست به هر قیمتی از اسمی که برند شده بود، به پول و درآمد بیشتر برسد.
ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم
به پادشه بگو که روزی مقدر است
بسیار بعید است که دل شکستگی و یا دلخوری عامل این تصمیم بوده باشد، روح او بزرگتر از آن است که براحتی طوفانی شود و تصمیمی ناگهانی و قهرآمیز بگیرد.
مرادی کرمانی با انتشار نامهای که در شماره ۱۱۰ همشهری داستان به چاپ رسید، در باره کنارهگیری از داستاننویسی اینطور نوشته بود:
«دوستان خوبم، خوانندگان نازنین و وفادار نشریه «داستان همشهری»؛
سلام
یاد آن سالها میافتم که حرفی برای گفتن داشتم. نوروزها داستانهای «عیدانه» مینوشتم. حالا دیگر یک سالی میشود که دل و دماغی ندارم. قلم را کنار گذاشتهام یا قلم مرا کنار گذاشته. فرقی نمیکند. اخوان ثالث گفته بود:
رسیدهایم من و نوبتم به آخر خط
نگاه دار، جوانها بگو سوار شوند
به دوستی که گفته بود چرا در اوج دست از نوشتن کشیدی؟ گفتم نوشتن نه با من شروع شده است و نه با من تمام میشود. میخواهی در ذلت و چهکنم، چهکنم کنار بگذارم؟!»
برای بسیاری از نویسندگان بسیار پیش میآید که حس و حال نوشتن و انگیزه سرانداختن داستان جدی، سلب میشود.
مطمئنا مرادی کرمانی نیز در طول سالهای نویسندگی چنین حسی را بارها تجربه کرده است، اما هر چه که بود، هوشو یکبار برای همیشه خودش را از چالش درونی رهانید و ترجیح داد، کتابی بر عنوان های پیشین خود نیفزاید و به ناشران علاقهمند به عقد قرارداد، پاسخ منفی بدهد.
در هشت سال گذشته خللی در تصمیم مرادی ایجاد نشد و او روی حرف خود ایستاده است.
نویسنده محبوب بچهها بر اثر عارضه سالمندی دو بار قلبش را به تیغ جراحان سپرد و در این سالها ترجیح میدهد برای پرهیز از هرگونه هیجانات آنی و تپش قلب، کودک درونش را به آرامش دعوت کند و در برابر شیطنتها و بازیگوشیهای او، نهایت خونسردی را نشان دهد.
به احترام او کلاه از سر سربرداشته و برایش تندرستی و بهبودی آرزومندیم.
یادآور میشود، هوشنگ مرادی کرمانی تاکنون موفق به اخذ جوایز ملی و بینالمللی زیادی شده و آثاری از او علاوه بر اینکه به فیلم و سریال تبدیل شدهاند، به چند زبان روز دنیا ترجمه شدهاند.
رمز موفقیت مرادی کرمانی سادگی و صداقت در روایت نویسی و دوری از طرحها و پیرنگهای پیچیده داستانی است. فرم و محتوا در آثار مرادی به همزیستی رسیده و هیچیک بر دیگری برتری ندارد.
مرادی کرمانی از جمله نویسندگانی است که تجربه زیسته بسیار غنی داشته و سالها از کولهبار همین تجربه، برای نگارش داستانهای جذاب و خواندنی تغذیه کرده است. سینمای اقتباسی در ایران مرهون نوشتههای متعددی از نویسنده کرمانی است و او در برگردان سینمایی و تلویزیونی برخی از آثار نظارت داشته است.



