نگاهی گذرا به سریال کوری در هشت قسمت گذشته
با مشاهده هشت قسمت از سریال کوری این نکات که البته جسته و گریخته هستند، به نظرم رسید:
– داستان سریال برخلاف آنچه که پیشبینی میشد، در باره پرونده مشروبات تقلبی به عنوان یک آسیب اجتماعی نیست، بلکه آمیختن مشروب با قرص تقلبی و کشنده( ریتارین) و نوشاندن آن به فرزندان مرد ثروتمند و مدیر یک شرکت دارویی است که دستش به خون پنج دانشجو در گذشته به خاطر عرضه همین قرص در بازار آلوده است.پس مضمون داستان بر انتقام و تقاص شخصی استوار شده است و ماجرای دستگیری یک باند مشروبات تقلبی به عنوان ماجرایی فرعی و در واقع opening یا افتتاحیه سریال با دستگیری عوامل در همان قسمت اول بسته میشود، بی آنکه ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن مورد توجه قرار گیرد.
– به سبک رایج اغلب سریالهایی که در این سالها در نمایش خانگی دیدهایم، در داستان شخصیتهای فرعی زیاد و خرده داستانهای متعددی دیده میشوند تا خوراک لازم برای سریالی بلند را فراهم کنند. البته پارهای از این داستانکها زائد به نظر میرسند و حذف آنها لطمهای به روند ماجرای اصلی نمیزند زیرا فقط نقش کش دادن زمان را دارند. در تعریف، نقش خرده پیرنگ آن است که تغذیه کننده و مقوم ماجرا و رویداد اصلی و همچنین کمک به معرفی بهتر شخصیتها کند.
– سریال بر تلاش ضابطین قضایی در امر تحقیق تاکید دارد و اگر کسی با ساختار و جایگاه نهادهای انتظامی و امنیتی در کشور آشنا نباشد، تصور میکند که در ایران نیرویی به نام پلیس وجود ندارد و اگر هم هست، نقشی فرعی در حد ناظم و ثبت شکایت را برعهده دارد. در واقعیت ابتدا پلیس وارد ماجرا شده و پس از تکمیل پرونده مراتب را به دادستانی برای انجام تحقیقات بیشتر و تکمیلی ارسال میکند.
– در روند داستان مخاطب در پارهای از مقاطع زمانی، نسبت به بازپرسها از حیث دریافت اطلاعات جلوتر است و در این میان تعلیق از آنجا شکل میگیرد که بازپرس اصلی با بازی امیر جعفری در نقش یونس و همکارانش چگونه موفق به کشف سرنخهای لازم در پرونده انتقامگیری میشوند. دیر یا زود افشا کردن اطلاعات در منطقیترین شکل آن بطوریکه هوش مخاطب دست کم گرفته نشود، یکی از عناصر خلق درام است.
– برخلاف تصور اولیه خانوادههای دانشجویان کشته شده در انتقامگیری از فرزندان شمس با بازی محسن قصابیان و عروسش نقش ندارند؛ بلکه یکی از کارکنان سابق شرکت که به خارج گریخته است با مباشرت خواهرش که همسر سابق بازپرس است، مجریان این سناریو هستند.
ـ سوای بازی دور از انتظار مریلا زارعی در نقش شیدا، شخصیت او اصطلاحا در این درام معمایی و جنایی لنگ میزند و تکبعدی است. زنی که سالیان زیادی همسر یک بازپرس و دادیار قضایی بوده است، دختر جوانی از او دارد، نباید شخصیت اینقدر تخت داشته باشد و از همان ابتدا خواستار اعمال نفوذ شوهرش در پرونده اتهامی برادرش باشد و وقتی که از او کاری را ساخته نمیبیند، کلا رابطه زناشویی را بهم زده و شریک جرم برادرش در فراری دادن او از کشور شود.
ـ نکته خلاف آمد در سریال، بازنمایی شخصیت اعضای خانواده بازپرس هستند. همسر اول او مرتکب سلسله اعمال مجرمانه میشود. دختر جوان او به نسل زد تعلق دارد و در روابط با جنس مخالف نگاه سنتی پدر را ندارد. آوا دختر بازپرس به خانه دوست پسرش رفت و آمد دارد. برای او ماده مخدر گل میخرد. همسر دوم بازپرس در اجتماع با حجاب عرفی ظاهر میشود و… به نظر میرسد اینگونه تدابیر برای همراه کردن مخاطب در نمایش خانگی است و کارگردان و نویسنده در قید و بند پروتکلهای پاستوریزه تلویزیون نبودهاند.
ـ سریال بطور ضمنی و محافظهکارانه بر مشارکت کارکنان و مدیران فاسد در بدنه وزارتخانهها برای تامین ارز تراستیها و رانتیها در جریان واردات داروی خارجی تاکید میکند.در داستان تاکنون به این سوال جواب داده نشده است که وقتی آدم با نفوذی مثل شمس قادر است برای خودش گَنگ و مافیای دارو داشته باشد، چه اصراری است که داروی تقلبی وارد کشور کند و سبب مرگ و میر عدهای شود و در نهایت خودش هم گرفتار کارمای این عمل گردد.در این سالها اتفاقا صاحبان ثروتهای بادآورده ـ بخوانید کاسبان تحریم
ـ در ظاهر از طریق مجاری قانونی و بهره بردن از رانت به آلاف و اولوفی رسیدهاند و نیازی ندارند که همزمان نقش قاتل زنجیرهای را بازی کنند.به اینگونه مسائل باید هنگام طراحی داستان و گرهافکنی اندیشه کرد تا با اطمینان از استحکام پی و شالوده داستان، بتوان زنجیره اتفاقات بعدی را بر آن نهاد و کنش و منش شخصیتها باورپذیر جلوه کند.



