آقاي رجبي فروتن! فكر ميكنم در بررسي روند كلي موسسات ويدئورسانه در سال 90 ابتدا بايد به كاهش محسوس تيراژ اشاره كنيم. دليل اين كاهش تيراژ چه بود؟
كاهش تيراژ روي ديگر سكهي واقعيت شبكه نمايش خانگي است كه موسسات به آن گرفتار شدهاند. در واقع در سال جاري موسسات نمايش خانگي مجبور شدند تيراژ خود را نسبت به دو سال قبل كاهش دهند. اين مطلب به غلط از سوي منتقدين به بی رونقی شبكه تعبير شده است. تجربه نشان داده است که صرف افزایش کمی عناوین در شبکه و بی محابا عمل کردن در خرید رایت فیلم ایرانی و به در کردن رقبا به هر قیمت، کافی نیست که شبکه را پیشرو بدانیم زیرا حباب قیمت ها سرانجام خواهد ترکید و سیل آثار مرجوعی به سمت موسساتی که قاعده بازی را رعایت نکرده باشند، روانه شده و در مسیر خیلی چیزها را هم از بین خواهد برد. به هر حال حاصل اقدامات بی مطالعه بعضی از موسسات در سال 89 و بی توجهی به میزان تحمل شبکه و ظرفیت بازار و اقتضائات رسانه ویدیو در مقایسه با سایر رسانه های دیداری به همراه سایر مولفه های اقتصادی و اجتماعی در دو سال اخیر شرایطی را رقم زد که شبکه وضعیت اتفاقا" متعادل تر و منطقی تری به خود گیرد و برای تامین هر فیلمی هر هزینه ای را متحمل نشود.!
اكنون هم با همين مشكل روبرو هستيم؟
ببينيد! بايد به اين موضوع اشاره كنم كه بال بردن تیراژ محتاج ان است که به چند اصل توجه کنیم. از کیفیت اثر مطمئن باشیم. اگر فیلم قبلا" در سینما با استقبال روبرو شده باشد؛ می توان یک تیراژ برای آن متصور شد و اگر در اکران عمومی هزینه های پخش خود را هم درنیاورده است، چنانچه اصرار به خرید آن داریم، قصه تیراژ آن فرق می کند. غرض آنکه بالا یا پایین بردن تیراژ محتاج فشار دادن یک دکمه نیست. به مثابه یک کار و پروژه سرمایه گذاری باید به ابعاد و جوانب مختلف آن اندیشه کرد. از سوی دیگر اگر ميخواهيم تيراژ توليداتمان افزايش پيدا كند، راهي جز افزايش كيفيت نداريم. در مسير افزايش كيفيت آثار علاوه بر استفاده از فرمت دي وي دي به موسسات توصيه كردهايم كه برخي استانداردها را در زمان دريافت مستر فيلمها رعايت كنند.
به موسسات شبكه نمايش خانگي توصيه كردهايم كه در زمان دريافت فيلم از تهيهكننده، درخواست كنند كه فيلم بر روي پزتيو مناسبي چاپ شود و ميكس تازهاي از صدا براي نسخه نمايش خانگي ميكس شود تا كيفيت صدا و تصوير بهتري داشته باشيم. البته به یاد داشته باشیم مادام که نگاتیو فیلم ها در نخستین مرحله از فرایند پس تولید اسکن نشوند، تهیه مستر از تله سینما حالت استانداردی ندارد.
با این حساب می شود گفت که عرضه محصولات در سوپر مارکت ها تقاضای کاذب ایجاد کرد؟
به این معنی خیر اما در سالهای گذشته به تناسب گسترش بازار با به خدمت گرفتن ظرفيت سوپرماركتها و كيوسكهاي مطبوعاتي بازار را گسترش داديم و به همين نسبت تيراژ آثار نيز با جهش بيسابقهاي روبرو شد. اما در عمل پس از اين افزايش بيسابقه، 20 تا 30 درصد مرجوعي فيلمها افزايش يافت. زيرا تقاضاي موثري كه تيراژ عرضه شده به بازار را پوشش دهد، موجود نبود. در كشور ما متاسفانه خريد كالاي فرهنگي در انتهاي فهرست خريد اقشار مردم قرار دارد.
ضمن آنکه از پيامدهاي توزيع فيلمها در سوپرماركتها، اين است كه چون اين مراكز، فروشگاههايي تخصصي نيستند با توزيع آثار جديد، آثار قديميتر كنار گذاشته ميشوند. به اين ترتيب موسسه پخشكننده ضرر ميكند. البته عوامل دیگری هم وجود دارد که این روند را تسریع کرد.
مثل حق رایت های چند صد میلیون تومانی و روز افزون آثار ایرانی؟
بله دقیقا. در اين شرايطی که آن را تشریح کردم طبیعی است که موسسات ويدئو رسانه نميتوانند هزينههاي بسياري را بابت خريد رايت فيلم سينمايي ايراني بپردازند. همین مجموعه عوامل باعث شد در يكسال گذشته موسسات ويدئو رسانه در تيراژ خود تجديدنظر كرده و به اين نتيجه برسند كه خريد آثار با هزينههايي كه ميپردازند، قابل ادامه نيست. به هر حال عارضه چك برگشتي در اقتصاد امروز ايران دامن موسسات ويديو رسانه را هم گرفته است و اغلب آنها با انبوه چكهاي برگشتي از خريداران عمده روبرو هستند. لذا چاره در آن است كه تهيهكنندگان در رقمهاي فروش رايت فيلم هايشان تجديد نظر كرده و اقتضائات شبكه نمايش خانگي را در نظر بگيرند.
با این حساب موسسات ویدئورسانه که توان پرداخت حق رایت آنچنانی ندارد. از سوی دیگر هم بسیاری از تهیه کنندگان برای بازگشت مالی فیلم شان به شبکه چشم دوخته اند! وضعیت نگران کننده ای است!
طبق کارشناسی های ما در حال حاضر يكي از راهكارها، پخش آثار از سوي شبكههاي نمايش خانگي به روش تيراژي يا حق العمل كاري است. تهيهكنندگان سينماي ايران نبايد با زبان و ادبيات تحكم آميزي با موسسات نمايش خانگي صحبت كنند. آنها بايد به اين موضوع توجه داشته باشند كه در سالهاي گذشته اين موسسات بودند كه از ورشكستگي بعضي از تهيهكنندگان سينماي ايران جلوگيري كردند و سبب رونق توليد فيلم شدند.
اگر تا پيش از اين گفته ميشد كه موسسات نمايش خانگي با خريد حقوق آثار ايراني مجوز پخش آثار خارجي را دريافت ميكنند، همانطور كه در ابتداي بحث نيز اشاره شد ديگر چنين امكاني وجود ندارد و موسسات حتما بايد حق رايت آثار خارجي را نيز خريداري نمايند. مضافا" كه بازار نيز چندان طالب فيلم خارجي نيست. نتيجه تمام صحبتهايم اين است كه تهيهكنندگان بايد تعامل بهتري با موسسات نمايش خانگي داشته باشند و حتي براي يك بار هم كه شده عقد قرارداد پخش را تجربه كنند تا بدانند كه دفاتر پخش چه سختيهايي براي توزيع آثار در سراسر كشور و دريافت هزينه آن متحمل ميشوند. طبيعي است كه در اين شرايط نميتوان مانند سال هاي گذشته ارقام بالايي را پرداخت.
برویم سراغ بحث شیرین قاچاق فیلم! یکی از مشکلات همیشگی شبکه قاچاق فيلمها و سريالهاست. شما نسخه دي وي دي با كيفيت و منو دار يك فيلم هاليوودي را همزمان با اكرانش ميتوانيد در ميدان انقلاب و با قيمت 1000 تومان خريداري كنيد. درباره فیلم ایرانی هم همینظور است. حال اين سوال براي من وجود دارد كه مخاطب با چه انگيزهاي بايد 2500 تومان براي خريداري اصلی بپردازد؟!
اولا" در بازار غیر مجاز خیلی چیزها به قیمت ارزان قابل دسترسی است. مردم و مخاطبی که دل در گروی فرهنگ و هنر ایرانی دارد، آنقدر می فهمد که اثری اریژینال را با کاری سرقتی همسنگ نداند و آن دو را در ارزش برابر نپندارد. اگر بنابر مقایسه ای صرفا" قیمتی باشد، می توان با نصب دیش و رسیور تازه ترین آثار روز سینمای جهان را بصورت زیرنویس یا دوبله بدون پرداخت همان 1000تومان به تماشا نشست. پس مبنای این مقایسه اشتباه است. تجربه نشان داده است که مخاطب از کارهای با کیفیت استقبال می کند و در بازار بی حد و مرز رسانه ای امروز حرف اول را کیفیت محصول می زند. امسال کارهایی که در اکران عمومی با استقبال مردم روبرو شدند، در شبکه هم برد خوبی داشتند. بعد از مدت ها شبکه شاهد باز نشر کاری ایرانی بود. موفقیت فیلم جدایی نادر ازسیمین و کسب جایزه گلدن گلوب تقاضای موثری را در بازار ایجاد کرد و علیرغم تکثیر مجدد اثر فیلم در بازار نایاب شد. در حال حاضر هم اگر تهیه کننده همکاری کند و پیوست ها و ضمایم تصویری جدیدی را به آبشن های نسخه دی وی دی اثر بیفزاید، مطمئن هستم ، فیلم باز هم در بازار به فروش می رسد.
به نظرم تاکنون نتوانسته اید همه كپيكنندگان فيلم را دستگير كنيد! راه پيشنهاديتان چيست؟
بعید است در هیچ جای دنیا بتوان ادعا کرد حریف کپی کارها شده اند. آن هم در شرایطی که تکنیک ها و روش سرقت تغبییر کرده است. در حال حاضر فضاي مجازي و شبكههاي ماهوارهاي محملی برای نمایش و بهره برداری مجرمانه از فیلم و تضییع حقوق فیلمسازان شده اند. به نظر ميرسد در اين بخش سارقين ميدان بازي را تغيير دادهاند و متقابلا" بايد تمهيدات جديدي را در اين بخش پيش بيني كرد. نمیدانم در لایحه جامع رسانه ها فکری برای این موضوع کرده اند یا نه؟ ضمن آنكه در بخش مبارزه با سرقت فيلمها در تلویزیون های ماهوارهای فارسی زبان راهي جز ثبت حقوق مالكيت فيلمها در خارج از كشور باقي نمانده است.
ثبت هزینه زیادی دارد؟
ثبت خارجي فيلمها ممكن است هزينهاي در بر داشته باشد، اما به نظرم با كمك دولت و همياري تهيهكنندگان ميتوان اميد به انجام اين كار داشت. در حال حاضر اتحاديه تهيهكنندگان سينماي ايران با همكاري ستاد مبارزه با محصولات غير مجاز تفاهم نامهاي را امضا کرده اند كه بخشي از آن حوزه خارج از كشور را در بر ميگيرد.
ثبت خارجی به جلوگیری بخشی از قاچاق کمک می کند اما درباره بازار قاچاق میدانی برای محصولات خارجی باید چه تمهیدی اندیشید؟
طبیعتا یكي از دلايل عدم اقبال به آثار خارجي كه در شبكه نمايش خانگي توزيع ميشود، اين است كه مخاطب نياز خود را از طرق ديگري تامين ميكنند. ما ناگزيريم توليدات خودمان را با كيفيتي عرضه كنيم كه مردم رغبتي به تهيه نسخههاي قاچاق نداشته باشند.
يكي از دلايل اينكه مردم به تهيه آثار خارجي از مراكز غير مجاز علاقه دارند اين است كه آن آثار به هيچ وجه ملاحظاتي مانند مميزي را رعايت نميكنند. همچنين يكي از مشكلات ما در اين زمينه آن است كه بعضي از موسسات نمايش خانگي هيچ تمهيدي براي آنكه مخاطب را به خود جلب كنند انجام نميدهند. در داخل محافل و باندهایی هم به محض بارگذاری فیلم در فضای سایبر بلاوقفه کار زیرنویس فارسی آنها را آغاز می کنند و با استفاده از سیستم های دابلیکیتور به تکثیر چند هزار نسخه ای آنها می پردازند. کاری که اگر بخواهد در شبکه رسمی با رعایت حق کپی رایت انجام شود ماهها بطول خواهد انجامید. به هر حال همین آثار روز خارجی چنانچه با کیفیت خوبی به بازار عرضه شوند، جبران تاخیر ناخواسته را می کنند.
مثل منو دار بودن نسخه اصلی؟
بله. دي وي دي فرمتي است كه ميتوان بر روي آن ويژگيهاي بسياري را قرار داد تا مخاطب رغبت بسياري براي خريد آن داشته باشد، اما هنوز چنين چيزي در ميان بعضي از موسسات جا نيفتاده است و در اولين گامها توانستهايم كه آنها را به استفاده از اين فرمت براي عرضه آثار ايراني مجاب كنيم.
فکر می کنم که برخی از مخاطبان به دلیل یک سری از آثار ویدئویی بی کیفیت اعتمادشان به شبکه نمایش خانگی کم شده است. همین کمی باعث تمایل مخاطب به بازار قاچاق نمی شود؟
اگر بدون هیچ تعصبی بخواهیم داوری کنیم، بهتر است ملاحظه را کنار بگذاریم و بگوییم اغلب آثار سینمایی ما نیز چنگی به دل نمی زنند. سالهاست که آثار تماشایی سینمای ایران در طول یک سال به زحمت به تعداد انگشتان دست می رسند. بسیاری از اوقات در بازبینی فیلم ها در نگاه اول متوجه نشده ام با یک کار سینمایی روبرو هستم یا یک کار ارزان ویدیویی! به نظر من اگر كيفيت محصولات ویدیویی در حد مقبولي باشد حضور آنها در سبد محصولات نمايش خانگي اشكالي ندارد. بالاخره هر کارشناسی می داند و می فهمد که استانداردهای کار ویدیویی با سینما متفاوت است. هزینه ای که صرف کار سینمایی می شود با تولید ویدیویی قابل مقایسه نیست و متخصصان و تیم فنی و هنری آین دو مقوله در سطوح متفاوتی از تخصص قرار دارند. به هر حال بازپخش بسیاری از تولیدات ویدیویی شبکه از کانال های تلویزیونی به معنی موجه بودن چنین آثاری در بین پاره ای از مخاطبان و سرور انگیز بودن آنها در اعیاد و جشن های ملی و مذهبی است.
اين مديا تامين كننده سرگرمي خانوادههاست، پس بايد سبد آن حاوي محصولات متنوعي باشد تا طيف وسيعي از مخاطبان را در برگيرد.
نكتهاي كه بايد در اينجا دقت شود اين است عرضه محصولات در شبكه نمايش خانگي بر خلاف رسانه ملي به نوعي است كه مردم حق انتخاب محصول را دارند. خصوصا اينكه با الصاق شناسههايي به مردم گوشزد ميكنيم كه اين اثر سينمايي يا ويدئويي است و كيفيت آن را هم به مخاطب گوشزد ميكنيم؛ پس مخاطب در اين شرايط ميتواند محصولي را كه خريداري ميكند با اطلاع كامل از محتواي آن انتخاب كند.
پس کیفیت چه می شود؟
در تمام این سالها به دلیل آنکه بازیگران این تیپ کارها در سینما و تلویزیون بقدر کافی به مردم شناسانده شده اند، به نظرم تشخیص کار آنها در شبکه ویدیویی نیز کار سختی برای مخاطب نیست. بگذاریم علاقه مندان این کارها در شبکه ویدیویی نیز به مرادشان برسند.!
برويم سراغ چند سوال نسبتا كوتاه! چه شد كه جلوي انتشار «قهوه تلخ» مهران مديري گرفته شد؟
برای اولین بار در این نشریه نوپا عرض می کنم که کار با روند طبیعی داشت جلو می رفت که شتابزدگی و اشتباهی ناخواسته از سوی سازندگان، سبب توقف کار شد. این اشتباه را به سرقت و توزیع غیر قانونی سری 26 سریال ربط ندهید چون عوامل این کار مجرمانه شناسایی، دستگیر و محاکمه شدند و خوشبختانه مجرمان هیچ ارتباطی با تیم تولید و ساخت اثر نداشتند. به هر حال شرایط برای ادامه کار بصورتی که در نشست مشترک مدیران نمایش خانگی و نظارت و ارزشیابی در حضور تهیه کننده اثر اخیرا"مشخص شده فراهم است و مراتب به نظر و تصویب رییس سازمانی سینمایی کشور هم رسیده است.
«قهوه تلخ» روندي را آغاز كرد كه موجب شد سريال «قلب يخي» و حالا هم «ساخت ايران» به شبكه نمايش خانگي بيايند. اساسا فكر ميكنيد چرا مخاطب علاقمند ميشود براي هر قسمت يك سريال 2500 تومان بپردازد در حالي كه تاكنون اين سريالها را به صورت رايگان از تلويزيون مشاهده ميكرده است؟
در جواب به این سوال باید به این فکر کنیم که چرا مخاطب اینقدر تنوع طلب است. یکوقت در این کشور با یکی و دو شبکه تلویزیونی مردم سرگرم می شدند اما سیمای جمهوری اسلامی بطرف فناوری ای رفته است که می تواند حداکثر 50 کانال تلویزیونی را با استفاده از ست آپ باکس های موجود به خانه های مردم برساند. با این وجود از ضریب نفوذ شبکه های ماهواره ای کم نشده است. مردم در سینماها فیلم خوب ببینند برای تهیه بلیط آن صف می کشند و بر همین سیاق برای نسخه ویدیویی آن از جیب شان هزینه می کنند. می خواهم عرض کنم زمانه زمانه استیلای رسانه های تصویری است. دورانی که در نهایت به چند رسانه ای ها منتهی می شود و خوشبختانه از این حیث بسیاری از وسایل و امکانات روز ارتباطات تصویری در جامعه ما مهیاست و شکاف معناداری با دنیا نداریم. به قول شما ببینید شبکه ویدیویی در کشور با وجود آنکه محصولاتش رایگان نیست، چگونه عمل کرده است که علیرغم انبوه رسانه ها و تولیدات تصویری رایگان، نه تنها به حاشیه نرفته است بلکه بستری جذاب برای هنرآفرینی فیلمسازان و برنامه سازان شده است و روز به روز به شعاع عمل ان افزوده می شود.
غیر از «ساخت ايران» سريال ديگري نيز براي شبكه نمايش خانگي آماده شده است؟
سریال دیگری در دست ساخت نیست. در سال 90 غیر از سریال سازان که مشغول تولید بودند، پای برنامه سازان هم به شبکه باز شد. اشاره ام به کارهایی نظیر شام ایرانی، عموپورنگ، فیتیله ای ها( در حال تولید)، سفره سیمرغ(آموزش آشپزی توسط هنرمندان) و برنامه هایی از این دست است. شبکه در سال 90 بیشترین فیلم مستند را به خود دید.
سريال خارجي چه؟
در بخش سريالهاي خارجي نيز براي اولينبار موسسات نمايش خانگي سريالهايي را از كشور هند در دست آمادهسازي براي پخش در شبكه نمايش خانگي دارند. همچنين يك سريال آمريكايي نيز در حال دوبله است كه در ماههاي آينده عرضه خواهد شد.
آيا كپي رايت اين سريال و يا فيلمهايي كه در شبكه توزيع ميشود به طور رسمي خريداري شده است يا هنوز هم با مشكل كپي رايت مواجهيم؟
در یک کلام عرض کنم در طول 12 سالی که از شروع بکار موسسات خصوصی ویدیو رسانه می گذرد، بیشترین هزینه ارزی برای خرید رایت صورت گرفته است. سعي شده است حقوق و كپي رايت آثار خارجي خريداري شود مگر آنكه كمپانيهايي عامدانه نخواهند حقوق اثرشان را بفروشند.
خوشبختانه در اين مسير موسسات در دو سال گذشته ارتباطات بسيار خوبي را به صورت مستقيم با دفاتر اروپايي و منطقهايبرقرار کرده اند و در زمينه خريد حقوق آثار گامهاي مثبتي برداشته شده است. در اين زمينه ميتوان به خريدهاي عمدهي موسسهي رسانههاي تصويري از بازارهاي بينالمللي فيلم اشاره كرد.
در واقع رويكرد معاونت سينمايي قدیم و سازمان سینمایی جدید در بخش شبكه نمايش خانگي بر خريد حقوق آثار است چرا كه معتقديم اگر ما اين حقوق را رعايت نكنيم بسياري از كشورهاي خارجي نيز با آثار ما چنين خواهند كرد. امیدوارم به دلیل نوسانات ارزی و تحریم های اعمال شده وقفه ای در این مسیر پدیدار نشود.
من شنیده ام که برخی موسسات چون حق رایت بسیار گران است آن را از واسطه دست چندم و به یک دهم قیمت خریداری می کنند.
نمايندگيهاي خاورميانه ای فیلم ها يا دفاتر اروپايي كمپانيها به دليل مراجعات مختلف از سوي موسسات چندان تخفيفي به خريداران ايراني نميدهند. در حاليكه اگر يك موسسه به نيابت از ساير موسسات وارد گفتگو و چانه زني با فروشندگان شود، نتيجه بهتري را در پي خواهد داشت. ممكن است محصولاتي كه در بازار ميبينيد از يك شركت تركيهاي در سالهاي گذشته خريداري شده باشند كه مدتهاست خريد از آن متوقف شده است. به هر حال آثار خارجي به تناسب مناطق مختلف جهان، قيمتهاي متفاوتي دارند و ممكن است رايت اروپايي، آسيايي يا خاورميانهاي هر كدام قيمت متفاوتي داشته باشند.
البته این را هم بگویم که ما ضوابط بسيار مشخصي را براي موسسات شبكه نمايش خانگي در زمينه خريد حقوق آثار وضع كردهايم. در حال حاضر بلافاصله پس از اينكه يك اثر خارجي براي دريافت پروانه نمايش به اداره كل ارائه شود، ما آن را به واحد كارشناسي مستقر در موسسه رسانههاي تصويري ارسال ميكنيم. واحد مربوطه تا وقتي كه مدارك و مستندات متقني در زمينه خريد حقوق اثر دريافت نكند، مستندات ارائه شده را تاييد نخواهد كرد.
در روند صدور پروانه نمايش، از موسسات تعهدنامهاي ميگيريم كه اگر پس از توزيع محصول، شخص ثالثي ادعاي مالكيت نمود و خواستار ضرر و زيان شد، موسسه ناشر اثر بايد در دادگاه صالحه پاسخگو باشد.
آقای رجبی فروتن! در حال حاضر فرمت هایی به جز دی وی دی برای عرضه محصولات هنری به بازار آمده اند، مانند یو اس بی ها. همچنین استفاده از اینترنت و شبکه های مجازی در عرضه محصولات روز به روز متداول تر می شود. آیا برای آن بازار هم فکری شده است یا برای انکه به آن قسمت برسیم هنوز به زمان نیاز داریم؟
ببینید! در 2-3 سال اخير با گسترش شبكه نمايش خانگي، بسياري از خانهها به ويدئو كلوپهاي كوچكي تبديل شدهاند. اين مسئله حتي از نظر رواني ميتواند عاملي بازدارنده براي خريد آثار جديد باشد. به همين دليل است كه بسياري مشاهده فيلم را به سوي روشهاي ديگري از جمله تبادل هارد، به اشتراك گذاشتن فايل فيلمها در شبكههاي اجتماعي سوق دادهاند. در حال حاضر ايران از معدود كشورهايي است كه حجم عظيمي از «پلي كربنات» براي توليد لوح فشرده مصرف ميكند، ماده اوليهاي كه متاسفانه وارداتي است.
بگذارید ماجرای جالبی را برایتان تعریف کنم. مدير بزرگترين توليدكننده اين مواد در كشور آلمان باور نميكرد كه اين تعداد لوح فشرده در ايران توليد شود. او به شوخي ميگفت: «آيا مردم ايران هر روز صبح همراه با صبحانه خود، لوح فشرده ميخورند؟!!» رویکرد سیمای جمهوری اسلامی و در آینده نزدیک موسسه رسانه های تصویری به فناوری پخش موسوم بهIPTV که سرویس VOD یکی از خدمات آن است، کشور را به سمت کاهش استفاده از دیسک نوری خواهند برد. دراین شیوه می توان با سفارشی که به ایستگاه مبدا می دهید، ویدیوی درخواستی را از طریق یک مودم در نمایشگر خانگی تماشا کنید.
تا اینجای صحبت کمی درباره شبکه صحبت کردیم. اما از آنجایی که «صداپیشه» مجله تخصصی دوبله است، دوست دارم کمی هم در این باره سخن بگویید.
حقیقتا" از این خبر شوکه شدم. جای چنین نشریه ای در کشوری که چندین دهه از دوبله پر افتخار آن می گذرد و بسیاری از خاطرات مردم این سرزمین با صدای جاودانه گویندگان رادیو و تلویزیون و دوبله عجین شده است و هر ساله بر شمار هنرجویان این رشته افزوده می شود، این ابتکار بسیار ستودنی است. نخستین شماره ها را که ببینم در آینده حرف های بیشتری را با شما در میان خواهم گذاشت.
شاید یکی از تابلوهای محصولات به اصطلاح اریجینال کیفیت دوبله آن باشد. من دیده ام که حتی برخی هنگام خرید فیلم ها (مخصوصا انیمیشن ها) به مدیر دوبلاژ یا موسسه دوبله کننده توجه می کنند. شما کیفیت در این بخش را نیز مد نظر قرار می دهید؟
به نکته خوبی اشاره کردید. بعضی از موسسات وقتی از خبر عرضه نسخه قاچاق عناوین پر مخاطب باخبر می شوند، ته دلشان قرص است که با سرمایه گذاری در دوبله همان فیلم می توانند، آب رفته را به جوی بازگردانند و با عرضه نسخه دوبله شده فیلم، روح تازه ای به بازار بدمند. به عنوان مثال رنگو با دوبله خوبش توانست توجهات را به خود جلب کند و باکی از نسخه زیر نویس دار موجود در بازار نداشته باشد. دقت کرده اید که اغلب موسسات بر پشت جلد محصول عامدانه تیم دوبلاژ را معرفی می کنند.
برای شما وفاداری به متن اصلی فیلم یا سریال خارجی هم مهم است یا اساسا به آن قسمت کاری ندارید؟
البته که وفاداری مهم است و قبل از ما مدیران موسسات در گزینش فیلم های خارجی به گونه ای عمل می کنند که در دوبله و آماده سازی اثر کمتر دچار جرح و تعدیل معنایی شوند. هر قدر این قاعده رعایت شده باشد، وفاداری به متن مشهود است. در غیر اینصورت موسسه به درخواست هیات بازبینی حذفیات و اصلاحاتی بر کار اعمال می کند.
به عنوان مثال اگر دو موسسه همزمان درخواست ثبت نام یک محصول خارجی را داشته باشند، شما کیفیت دوبله را مدنظر قرار می دهید؟ اصلا برای این منظور کارشناسی با شما همکاری می کند؟
خوشبختانه دیگر شاهد دوبله همزمان فیلم ها در شبکه نیستیم. از قبل همه چیز مشخص است. نمی توان منکر شد که همه موسسات به یک اندازه دغدغه کار دوبله را ندارند. در این میان آنهایی که اهمیت فراوانی به این امر می دهند، شناخته شده هستند و برای اقلیتی هم مهم قیمت و هزینه تمام شده اصل است.!
آقای رجبی فروتن! سوالات زیادی درباره شبکه نمایش خانگی و رویکرد هایش وجود دارد اما متاسفانه زمان کم است. به عنوان آخرین سوال با توجه به شکل گیری سازمان سینمایی، رویکرد سال 91 اداره کل متبوع شما چیست؟
باور کنید اطمینان ندارم در سال آینده توفیق انجام وظیفه در این سمت را داشته باشم. تا همین جا امکان قضاوت عملکرد بنده با مدیران قبلی فراهم است و امیدوارم مدیران بعد از بنده نیز چراغ این رسانه مستقل را روشن نگه دارند. آرزو داشتم امور مختلف مربوط به ویدیو مثل پروانه ساخت و تسهیلات و حمایت های قانونی، در یک جا متمرکز شود و مدیریت واحدی آنها را در اختیار داشته باشد که نشد. بارها گفته ام در غیاب تلویزیون خصوصی در ایران، شبکه ویدیویی این قابلیت را دارد که به مثابه یک رسانه مستقل عمل کند و تولیدات خاص خودش را داشته باشد. اگر یادتان باشد قبل از این شبکه ویدیویی صرفا" محلی برای عرضه و بازپخش فیلم های سینمایی ایرانی و خارجی بود. کمتر به اذهان خطور می کرد که در سبد این شبکه طیف وسیعی از محصولات و تولیدات اختصاصی گذارده شود. البته خدا را شاکرم که برای ارتقای این شبکه هر آنچه که در توان داشتم به کار گرفتم. افتخار می کنم که با تولید و نگارش بیشترین مطالب تحلیلی و گزارشی – به نیابت از دوستان نویسنده و منتقد و خبرنگار! – برگی بر دفتر ادبیات این رسانه ممتاز در ایران افزودم.
با تشکر از زمانی که در اختیار «صداپیشه» قرار دادید.




پاسخ ها عالی بود
ولی بد نبود دوست مصاحبه گردستی به ترتیب و یا لااقل متن سوال ها بکشد
در حاشیه سوال آخر می توان
به نگرانی ها از رویکرد غیرتخصصی به نمایش خانگی در ساختار سازمان سینمایی اشاره کرد
بعید نیست آن چه بافته اید رشته شود
یا لااقل کفه به نفع تهیه کنندگان بسیار سنگین تر
ممنون بابت اين مصاحبه و ورود اين مجله هم كه جايش خالي بود را تبريك مي گويم