نقدونظری بر مجموعه تلویزیونی آقای قاضی

پخش فصل سوم مجموعه تلویزیونی آقای قاضی این بار با نام «قاضی بیگی»، به کارگردانی سجاد مهرگان از شبکه دو سیما آغاز شد. در این فصل جای خالی بهزاد خلج بازیگر حرفه‌ای سینما تئاتر کاملا احساس می‌شود. هنرمندی که زبان بدن، میمیک و اکت‌های به قاعده او توانسته بود طی دو فصل، چهره‌ای سمپاتیک از او جلوه‌گر سازد و شاید همین موفقیت، راه او را برای درخشش در چند فیلم سینمایی و سریال نمایش خانگی باز و هموار کرد. از مهدی بهرام بیگی بازیگر تئاتر که در این فصل جایگزین خلج شده است، اطلاعات زیادی در دست نیست؛ جز اینکه سابقه بازیگری او به مجموعه «کلینیک رویا» ساخته نه چندان دلچسب سجاد مهرگان برمی‌گردد. در قسمت اول فصل جدید، بهرام‌بیگی نتوانست ویژگی و شگرد خاصی را در بازی از خود به جا بگذارد. او در جایی از داستان بر خلاف توصیه‌های حرفه‌ قضاوت، آن چنان تحت تاثیر مواجهه دو خواهر پرورشگاهی قرار گرفت که عنان احساس خود را از دست داد و با دستمال چشمان خود را پوشاند تا گریه‌اش دیده نشود.در جایی او آستین‌های پیراهن خود را به گونه‌ای بالا می‌زند که برای بیننده سوال‌برانگیز می‌شود اما اتفاق خاصی نمی‌افتد. یکبار در آوردن کت و چند دقیقه بعد بالا زدن آستین‌ها بدون هیچگونه ظرافتی، نشانی از آرامش و قراری که از قاضی انتظار می‌رود، ندارد. محمد بیگی به فرصت بیشتری نیاز دارد تا بازیگری مقابل دوربین را به یک شگرد تبدیل کند تا اگر کارگردانی هم استعداد هدایت بازیگران را نداشته باشد، خودش بتواند گلیمش را از آب بیرون بکشد.

در فصل سوم مجموعه استودیویی «قاضی بیگی»، نویسندگان فیلمنامه با همان سبک و سیاق گذشته، پرونده‌های واقعی در دستگاه قضایی را مورد اقتباس قرار داده و بصورت یکنواختی آنها را برای تولید آماده می‌کنند.روایت چندان در قید الزامات درام دادگاهی نیست. اولا معمولا وکلایی در دادگاه حضور ندارند تا با دفاعیات خود شور ایجاد کنند ثانیا مکاشفه‌ای به آن معنا صورت نمی‌گیرد تا سبب غافلگیری و هیجان شود. در قسمت اخیر جداشدن دو خواهر از یکدیگر چنان سوزناک و پر سوز و گداز اجرا شده است که اثر به یک ملودرام خانوادگی سوق داده شده است. شاید به همین جهت قسمت اول به کودکان شهید مدرسه میناب تقدیم شده است.اصولاً مجموعه با حمایت مرکز رسانه قوه قضاییه بیش از آنکه جنبه سرگرم‌کننده داشته باشد، فرهنگ‌سازی را مدنظر قرارداده تا اقشار مردم با مفاهیم و مقررات حقوقی به سادگی آشنا شوند. بی‌شک سواد حقوقی مخاطبان در پیشگیری از جرم و گرفتار نشدن در دام شیادان و کلاهبرداران بسیار موثر است.تا اینجا بهترین فصل سریال فصل اول آن است؛ جایی که دو اپیزود پشت سر هم پخش می‌شدند و ایجاز توانسته بود سروشکل بهتری به کار ببخشد و اثر دچار زیاده گویی و تکرار نشود.از فصل دوم کمیت بر کیفیت پیشی گرفت تا وقت بیشتری را از آنتن و مخاطب بگیرد؛ بی آنکه ارزش افزوده بیشتری به همراه داشته باشد.در هر سه فصل، شاکی و متشاکی به شکل تقریبا مشابهی تو حرف هم می‌روند، کلام دیگری را قطع می‌کنند، یکدیگر را به دروغگویی متهم می‌کنند تا جایی که باعث واکنش تند قاضی می‌شوند. استفاده از نابازیگران به این رفتار کلیشه‌ای دامن زده است تا همه چیز در یک سیکل و پوزیشن تکراری و آشنا به نمایش گذاشته شود.بعد از گذشت سه فصل هنوز تکلیف تیم نویسندگان با کاراکتر فرعی سرباز آسترکی روشن نیست. سرباز جوانی که ظاهراً پایان خدمت او باز است و قرار نیست به خانه خویش بازگردد. هر دو قاضی رفتار مشابهی با او دارند و نتوانسته‌اند تغییری در روحیات و کنش‌های سرد و خنثی او ایجاد کنند.در فصل‌های دوم و سوم پیش از ورود به دادگاه، سکانسی برای این سرباز نوشته شده است اما حذف این سکانس‌ها که فاقد هرگونه خصلت نمایشی هستند و کاشت اطلاعات در آنها صورت نمی‌گیرد، لطمه‌ای به مجموعه نمی‌زند.فصل سوم مجموعه آقای قاضی یا قاضی بیگی، حرکت رو به جلویی برای کارگردان مجموعه، سجاد مهرگان نیست. سریال طراوت فصول قبل را ندارد و جز تفاوت موضوع پرونده‌های شکایت، هیچ شگفتانه‌ای ندارد و منظر تازه‌ای را رو به مخاطب بازنمی‌کند. براساس راهبرد سفارش‌دهنده سریال، نگرش سری‌سازی بر کار غلبه دارد تا مفاهیم آموزشی بیشتری در اختیار مخاطب قرارگیرد.در این فصل کارگردان به یکباره تصمیم گرفته است، دوربینی را با نمایlow angel زاویه پایین به بالا در مقابل میز قاضی قراردهد. این زاویه دوربین با منش و قضاوت مورد انتظار از یک قاضی عادل منافات دارد. او نباید از موضع بالا به شاکی و متهم و تماشاچیان دادگاه نگاه کند. ارباب حاجت نیز نمی‌بایست مرعوب و مقهور قدرت او شوند. اصرار بر اینگونه نماها تلاش‌های سازنده برای نمایش چهره‌ای کاریزماتیک، مهربان اما منطقی و استوار از یک قاضی را نقش برآب می‌کند.

نکته آخر ذکر این مسئله است که چرا به سبک دادگاه فیلم‌های هندی و آمریکایی تماشاگران زیادی در دادگاه نشسته‌اند. در عرف قضایی ایران، به جز خبرنگاران و خانواده‌های طرفین دعوا که با اجازه دادگاه حق ورود به آن را دارند، هیچ سیاه‌لشکری در اتاق‌ها و سالن‌های دادگاه حضور ندارد.در سه فصل این مجموعه تماشاگران بنانیست واکنشی از خود نشان دهند؛ به این خاطر ری‌اکشن و نمای نزدیکی از آنها نشان داده نمی‌شود. آنها در پس زمینه حضور دارند، فقط برای اینکه به نماها عمق بدهند و جلوه بصری به اثر ببخشند.در منفعل بودن تماشاگران همین بس که در پاره‌ای از نماها خستگی و کلافه شدن برخی از آنها احتمالا به خاطر طولانی شدن ساعات ضبط سریال مشهود است. انگیزه نگارش این ریویو پس از پخش قسمت اول سریال قاضی بیگی آن بود که از کیفیت بازی کنترل شده بهزاد خلج یادکنم اما سخن درازدامن شد. امید که در ادامه اتفاقات بهتری را در سریال شاهد باشیم.

پی‌نوشت: در انگلیسی به هر بخش از چیزی که به چهار قسمت تقسیم شده است، کوارتر می‌گویند. به عنوان مثال هر بخش از زمان چهار قسمتی در بسکتبال کوارتر نام دارد. با فرض اینکه مجموعه آقای قاضی به فصل چهارم برسد، این نام برای یادداشت برگزیده شد.

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3856

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.