نکته تاملبرانگیز در دو جنگ روسها علیه ایران در زمان فتحعلیشاه، تهاجم گسترده عراق در سال ۵۹ و سه موج حمله آمریکا و اسرائیل در ۱۵ ماه گذشته آن است که طرفهای مهاجم به صرف داشتن تجهیزات و تسلیحات برتر نظامی طمع به سرزمینی مادری ما داشتهاند.
روسها طمع به مناطق شمالی نوار مرزی آن روز ایران یعنی منطقه قفقاز داشتند. آمریکا و اسرائیل به سودای تصاحب منایع نفتی و تغییر نقشه سیاسی منطقه با تضعیف و سپس سقوط نظام حاکم بر ایران، ماشینهای جنگی خود را راه انداختند.
روسها قصد ساقط کردن رژیم پادشاهی قاجار را نداشتند اما در عوض متصرفات بسیار گسترده و ارزشمندی را در لوای دو عهدنامه گلستان و ترکمنچای بدست آوردند. جرقه جنگ دوم با روسها را عباس میرزا ولیعهد زد. او قصد بازپسگیری و آزادسازی مناطق اشغال شده را داشت اما باز هم دچار خطای محاسباتی شد و حریف سلاحهای سنگین و مرگبار روسها نشد. خطای بزرگ عباس میرزا به قیمت از دست رفتن مناطق تازهای از ایران در پوشش قرارداد ترکمنچای شد.
رژیم بعث عراق به رهبری صدام حسین هم بهانههای مضحکی را برای حمله به ایران پیدا کرد و از بیم سرایت موج انقلاب به عراق و قیام شیعیان، با علم به نابسامانیهای ناشی از سقوط رژیم پهلوی، ادعای فتح سه روزه تهران را مطرح کرد.
خوشبختانه به همت بسیج قوای نظامی کشور، حضور شجاعانه فرماندهان جوان سپاهی و بسیجی و پشتیبانی یک ملت بزرگ، ذرهای از خاک کشور جدا نشد و در نهایت با دخالت سازمان ملل و معرفی متجاوز، قطعنامه ۵۹۸ نقطه پایانی بر منازعه هشت ساله شد.
تاریخ بار دیگر تکرار شد، در حالیکه مذاکرات سیاسی بین ایران و آمریکا در جریان بود، به تحریک اسرائیل و لابی صهیونیسم در هیات حاکمه آمریکا، حملات سنگین هوایی به زیرساختهای نظامی، ترور فرماندهان و مقامات ارشد سیاسی امنیتی و سرانجام شهادت رهبر ایران، عملیاتی شد. دیماه ۴۰۴ پرده دیگری از سناریوی شیطانی آمریکا و اسرائیل به اجرا درآمد. دو کشور متخاصم با سوار شدن بر موج نارضایتی اقتصادی مردم ابتدا برنامهریزی پیچیده و مهندسی شدهای را برای کشاندن مردم معترض به خیابانها انجام دادند و همزمان گسیل نیروهای پیاده جدایی طلب را از مرزهای غربی و شمال غربی کشور در دستور کار قرار دادند.
در درگیریهای گسترده و تلخ خیابانی دیماه بیش از ۳۰۰۰ نفر شهید و کشته شدند. دشمن کشتهسازی و بزرگنمایی آن را مورد توجه قرارداد، تا در داخل افکار عمومی را جریحهدار کند و در خارج با پراکندن بذر نفرت از نظام حاکم بر ایران، اذهان جهانیان را برای توجیه حمله به ایران آماده کند. آتش فتنه با همه خسارات جانی و مالی تأسفباری که برجا گذاشت، خاموش شد. در جنگ هم مقاومت یکپارچه ایرانیها در برابر سناریوی مشترک جنگی آمریکا و اسرائیل، به رغم تحمیل تلفات گسترده انسانی و نابودی زیرساختهای نظامی، صنعتی و… خوشبختانه تاکنون به نتیجه نرسیده است. در مقابل سبب فروریختن هیمنه ابرقدرت آمریکا و بطلان ادعای نفوذ ناپذیری سپر دفاعی اسرائیل شده است.
در ادامه ایران نباید اجازه تکرار فاجعه پایانبندی خسارتبار جنگهای روسیه علیه ایران را بدهد و از سوی دیگر با تدابیر سیاسی و نظامی مانع از طولانی شدن و فرسایشی شدن جنگ همانند دفاع هشت ساله در برابر ارتش عراق شود. همان ارتشی که مورد حمایت دولتهای بزرگ غربی و نیز شوروی بود. همگان به یاد دارند که شهادت و مفقود شدن صدها هزار نفر و میلیونها مجروح در جریان جنگ عراق به همراه تخریب گسترده زیربناهای کشور، تأثیرات خود را تا سالهای طولانی باقی گذاشت و طی یک دهه بیشترین منابع اعتباری کشور صرف بازسازی و نوسازی بخشهای وسیعی از کشور شد.
به این خاطر برای جلوگیری از تحلیل و تضعیف توان بازدارندگی و نیز آسیب بیشتر مادی و انسانی به کشور، مسئولان امر مسئولیت دشوار و سنگینی بر دوش دارند. آنها همزمان باید به این امور مهم توجه کنند:
در برابر اشتلم و آتشافروزی دشمن کوتاه نیایند، مرعوب فناوریهای مخرب نظامی و اطلاعاتی آنها نشوند؛ نقاط و منافع آسیبپذیر دشمن را در منطقه شناسایی کرده و به آن ضربه بزنند؛ اهرمهای فشار را علیه گلوگاههای اقتصادی دشمن بکار گیرند؛ مایحتاج و نیازهای مصرفی مردم را بموقع و به اندازه تامین کنند و با افراد مخل همبستگی و امنیت مردم برخورد کنند.
مسئولان ارشد کشور به اقتضای مصلحت باید از هر فرصتی برای گفتگو و مذاکره برای تامین اهداف سیاسی و صیانت از کشور استقبال کنند و اجازه ندهند که تبلیغات جهتدار رسانههای تحت امر آمریکا، چهرهای جنگطلب را از ایران نشان دهند و دفاع مشروع ما را به مخالفت با صلح جهانی جلوه دهند.
در همین راستا میتوان درک کرد که بداخلاقی و رجزخوانی اقلیتی پرهیاهو در داخل علیه مسئولان ارشد کشور و دوقطبی سازی ادامه جنگ و سازشکاری چقدر ناجوانمردانه و غیراخلاقی است و بعضاً با نقشههای تبلیغاتی دشمن همراستا است.
باید از یاد نبریم در هر صورت جمهوریخواهان آمریکایی و رژیم اسرائیل تحت هیچ شرایطی تاب و تحمل نظام کنونی حاکم بر این را ندارند و تلاش میکنند، شعله جنگی که خود برافروختهاند، به خاموشی نگراید. در این مسیر به جز دفاع هوشمندانه باید در داخل هم نرخ سرمایه اجتماعی بالا برود و با گشایش و توسعه سیاسی، فرصت برابری برای همه آحاد مردم و ساختن ایرانی آباد و آزاد فراهم شود. مشارکت بیشتر مردم که متاسفانه در دو انتخابات گذشته بسیار پایین بود، پادزهری برای سمپاشی کسانی است که با بیتدبیری و ندانمکاری و خود را حق پنداشتن، مردم را نسبت به آینده بدبین و مایوس میسازند.



