ارامنه روس در زمره اولین کسانی بودند که به ترویج سینما در ایران پرداختند. ایوانف روسی پس از ابراهیمخان عکاسباشی نمایش فیلم را در خانه اعیان و اشراف و سپس در سالن کوچکی که در تهران داشت، عمومیت بخشید. اتباع روسیه در راهاندازی سینما در شهرهای تبریز و اراک هم نقش داشتند. در ادامه نقش روسها کمرنگ شد و ایرانیها به ساخت فیلم و سینما بدون کمک خارجی پرداختند. حاکمیت کمونیستها و اقتصاد سوسیالیستی از سال ۱۹۱۷ میلادی تا زمان فروپاشی شوروی و تجزیه آن، راه هر گونه همکاریهای سینمایی بین ایران و همسایه شمالی به جز یک مقطع دهساله را بست. با حضور متفقین در ایران طی جنگ جهانی دوم، در ظاهر زمینه برای همکاریهای در واقعیت تحمیلی در عرصههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بین دولت ایران و شوروی فراهم شد. به عنوان مثال، تاسیس انجمن فرهنگی ایران و اتحاد جماهیر شوروی از سال ۱۳۲۱ تا کودتای سال ۱۳۳۲، سالهای طلایی برای فعالیتهای فرهنگی و هنری رهبران کرملین پدید آورد. در ایران حزب توده مامور پیادهسازی منویات همسایه شمالی بود و با تحرکات گسترده خود عملاً بصورت یکطرفه تمام اهداف ۱۸ گانه انجمن فرهنگی را به سود دولت کمونیستی شوروی پیادهسازی کرد. در بند ۵ اهداف انجمن به تهیه و نمایش فیلمهای سینمایی اشاره شده بود. در آن دوران سینمای ایران در یک دوره فترت طولانی به سر میبرد و فیلمهایی درخوری برای نمایش در مسکو و سایر جمهوریها نداشت. پس طبیعی بود که واحد فرهنگی حزب توده عملا نمایش دهنده آثار مستند و داستانی سینمای شوروی باشد.
پس از سرنگونی دولت ملی مصدق، حزب توده و اعضایش آماج حملات دولت کودتا قرار گرفتند و انجمن و شعباتش در برخی شهرستانها برای همیشه تعطیل شدند.
پیامد تغییر نظام سیاسی دو کشور
پس از انقلاب ۵۷ فارغ از نظام سیاسی حاکم بر شوروی به آثار سینماگران شهیر روسی مانند تارکوفسکی و پاراجانف فیلمسازان مهاجر روسی توجه شد و بخش ویژهای را برای نمایش فیلمهای آنها در جشنواره فیلم فجر اختصاص یافت.نقطه عطف همکاریهای سینمایی ایرانی و روسیه را باید در ۳۰ سال گذشته جستجو کرد که جمهوریهای استقلال یافته به ثبات رسیدند و برخی از آنها در مدار اتحاد با روسیه باقی ماندند. در روزهای گذشته وزیر فرهنگ ایران در سفر به روسیه با همتای روسی خود در سن پترزبورگ تفاهمنامهای را امضا کرد که بخشی از آن به همکاریهای مشترک سینمایی اختصاص دارد.این اولین بار نیست که صحبت از فعالیتهای مشترک سینمایی بین ایران و روسیه میشود.۱۲ سال پیش حجتالله ایوبی رییس وقت سازمان سینمایی در سفر به روسیه و تا قبل از افتتاح مدرسه ملی سینما با امضای تفاهمنامهای با رییس دانشگاه دولتی سینما تئاتر روسیه و نیز معاون وزارت فرهنگ روسیه، خواستار گشوده شدن باب همکاریهای سینمایی شد.مدیرعامل سابق بنیاد فارابی در دولت گذشته طی پروازی به روسیه به سراغ فیلمساز شهیر آن کشور نیکیتامیخالکوف رییس اتحادیه سینماگران فدراسیون رفت و با پس از امضای تفاهمنامه با او عکس یادگاری گرفت. میخالکوف به یاد میآورد که ۱۰ سال قبل از آن تاریخ هم جواد شمقدری اولین رئیس سازمان سینمایی در سفر به مسکو نظیر چنین حرفهایی زده بود و وعدههایی را داده بود. شمقدری خوششانس بود که در دوره ریاستش فیلم سینمایی «استرداد» را با حضور دو بازیگر روس مورد حمایت قرار داده بود و صحنههایی از فیلم در کشور روسیه فیلمبرداری شده بود. شمقدری به ساخت فیلم «تنهای تنهای تنها» (رنجرو)توسط صداوسیمای بوشهر به کارگردانی احسان عبدیپور هم افتخار میکرد. داستان فیلم به روابط دوستانه و عاطفی دو نوجوان روس و ایرانی ساکن در محلهای حوالی نیروگاه اتمی بوشهر میپرداخت. سه ارمنستانی تبار در فیلم عبدیپور ایفای نقش کرده بودند.
از اولین سفر شمقدری ۱۳ سال و از آخرین سفر مدیرعامل وقت فارابی به روسیه ۴۰ ماه گذشت اما هیچ اتفاقی نیفتاد و گرنه نیازی به سفر دولتمردان دولت کنونی به آماده کردن یک تفاهمنامه دیگر نبود. شاید به همین خاطر بود که فریدزاده دوباره با میخالکوف روسی و برنده جایزه اسکار دیدار کرد و با او بر همکاریهای سینمایی بیناجشنوارهای، آموزش و پژوهش و تولید تاکید کردند.در ماه عسل روابط بین ایران و روسیه، بارها نمایش فیلمهای دو کشور تحت عنوان هفته فیلم و یا روزهای فیلم دو کشور مورد توجه قرارگرفت و پای سینماگرانی را به کشور میزبان باز کرد؛ ولی ذهنیت لازم در شرکتهای فیلمسازی دو کشور برای بسط همکاریهای سینمایی با هدفهای فرهنگی و تجاری شکل نگرفت.
سینماگران روسی در ایران
در دوره سیوچهارم جشنواره فیلم فجر به دعوت میرکریمی دبیر جشنواره جهانی فیلم فجر الکساندر سوکوروف با فیلم مستند «فرانکو فونیا» به تهران آمد.(۱۳۹۵) دو سال بعد پای فیلمساز برجسته دیگری از سینمای روسیه به ایران بازشد.کارن شاخنازاروف کارگردان مطرح روسیه از جمله مهمانان جشنواره جهانی فیلم فجر بود و فیلم «قاتل تزار» او در بخش بازسازی کلاسیک ها به نمایش درآمد. در جشنواره چهل و یکم فیلم فجر تهیهکننده سینمای روسیه با فیلم «بدون ایوان مرا دفن نکنید» به تهران آمد. او آرزو کرده بود با توجه به حضور یک هیات روسی در ایران، زمینه تولید مشترک فیلم فراهم شود.(۱۴۰۱)با این ترتیب در ادوار برگزاری جشنواره بینالمللی فجر سینماگران روسی به سبب رابطه گرم سیاسی اقتصادی دو کشور تقریبا پای ثابت ادواری از جشنواره فیلم فجر بودهاند. با این همه شرکتها و دفاتر خصوصی فیلمسازی ایران و روس در یک قاب مشترک قرار نگرفتند و موانع فرهنگی و زبانی مانع از آن شد که محصول مشترکی ساخته شده و در دو کشور بصورت گسترده به نمایش درآید.در دورانی که روسیه و ایران هدف تحریم گسترده آمریکا و همپیمانان او قرار گرفتهاند، هنوز انگیزه همکاری بین سینماگران دو کشور ایجاد نشده است. در طرف ایرانی اصولاً تهیه کنندگان با آداب و مهارتهای ارتباطی آشنایی ندارند و بعید میدانند که بتوانند صاحبان سرمایه را برای تولید فیلم مشترک راضی و متقاعد کنند. با توجه به ساختار مشابه سینما در دو کشور ایران و روس و نقش پررنگ دولت در حمایت از تولیدات موردنظر، نهادهای دولتی سینمایی ایران و روسیه باید طرح و ایدهای را که ضامن منافع دو کشور باشد، بیایند و بر روی آن سرمایهگذاری کنند؛ در غیر اینصورت بخش خصوصی دو کشور علاقه و تمایلی به همکاری نشان نخواهند داد.در آخرین ویرایش این یادداشت از هوش مصنوعی در باره همکاریهای سینمایی بین ایران و رژیم پهلوی سوال کردم. پاسخی که دریافت کردم گواه خدمات فنی و تجهیزاتی از سوی شرکتهای شوروی به صنعت سینمای ایران بود. این خدمات بیشتر در حوزه تجهیزات اپتیکال و لنزهای دوربین با برند lomo بود و همکاری از نوع co-production وجود نداشت.در پایان باید یادآور شد که فیلمهای کلاسیک سینمای شوروی همانند آثار نابغه سینما و صاحب سبک در تدوین فیلم، سرگئی آیزنشتاین قطعا در محافل هنری و دانشگاهی به نمایش درمیآمد و مورد بحث قرار میگرفت.
منابع:-آریان راد، امین، فصلنامه تاریخ روابط خارجی، سال هجدهم، شماره ۷۰
-رجبیفروتن، سعید، تاریخچه سینما در استان مرکزی
-خبرگزاریهای عصر ایران، ایرنا، مهر



