چرا«ریکاوری» و «رقص روی شیشه» پا پس کشیدند؟

شاید تامل سرمایه گذاران و پخش کنندگان «ریکاوری» و «رقص روی شیشه» و پاپس کشیدن آنها بی ارتباط با ایونت جشنواره فیلم فجر نبوده باشد و توزیع این دو مجموعه به پس از جشنواره فیلم فجر موکول گردد.

شاید تامل سرمایه گذاران و پخش کنندگان «ریکاوری» و «رقص روی شیشه» و پاپس کشیدن آنها بی ارتباط با ایونت جشنواره فیلم فجر نبوده باشد و توزیع این دو مجموعه به پس از جشنواره فیلم فجر موکول گردد.

عرضه همزمان دو فیلم از گروه هنر و تجربه در اینترنت و نمایش خانگی این واقعیت را آشکار می سازد که فیلم های این گروه هر قدر در اکران مهجور واقع می شوند و تماشاگران آنها از چند هزار نفر تجاوز نمی کند، اما انتشار آنها در دو مدیوم نمایش خانگی و نمایش آنلاین، این فرصت را برایشان فراهم می سازد تا با شمار بیشتری از بینندگان مواجه گردند و رضایت خاطر بیشتری برای تیم سازنده پدید آید.

«به وقت خماری» این شانس را دارد که در آینده از قاب تلویزیون پخش شود و در معرض قضاوت انبوه مخاطبان قرار گیرد. فیلمی که حد و اندازه های اثری تلویزیونی را یدک می کشد، نشان از مانوس شدن سازنده آن با مختصات آثار تلویزیونی است. شاید به همین خاطر است که سالهاست فیلمی قابل دفاعی از «محمد حسین لطیفی» در سینما ندیده ایم.

اکران فیلم «تگزاس» حدود چهار ماه در سینماهای سراسر کشور ادامه داشت و میلیونها نفر این فیلم را دیدند،آیا کشف و شناسایی صحنه ها و دیالوگ های رکیک این فیلم در زمان اکران واقعاً دشوار و ناشدنی بود. ؟ آیا حساسیت کسانی که موفق به تماشای فیلم شدند، به اندازه نویسنده یادداشت انتقادی روزنامه نبوده است؟ هم اینک مدیران مدارسی که به قول نویسنده خبر در حال نمایش فیلم در مدارس هستند، قدرت تشخیص مستهجن بودن فیلم و دیالوگ های رکیک آن را نداشته اند؟

نسخه فیزیکی فیلم های سینمایی «سد معبر»، « اشیا از آنچه که در آیینه می بینید...» و «شاخ کرگدن» همزمان با نمایش اینترنتی در بازار توزیع شدند.

فیلم سینمایی «تگزاس» ساخته «مسعود اطیابی» که در نوروز امسال اکران شد و با استقبال نسبتاً خوبی از سوی تماشاگران روبرو شد، بزودی از سوی موسسه تصویر گسترپاسارگاد راهی بازار نمایش خانگی می شود

«تیغ و ابریشم»، «مرهم»، «رخ دیوانه»، «خون بازی» و «عصر یخبندان»، بعضی از آثار شاخصی هستند که تصادفاً زنان بازیگر سینمای کشورمان، نقش معتاد را در این فیلم ها خیلی خوب از آب درآورده اند. بازی و گریم «سارا بهرامی»در نقش زنی معتاد البته احترام برانگیز است، اما با یک گل بهار نمیشه و فیلم سوسپانس های دیگری که باید رو کند، در چنته ندارد.

« لاتاری» در گیشه موفق بود اما «شاخ کرگدن» به رغم استفاده از یک رزمی کار ملی پوش و صحنه های مکرر اکشن، طعم شکست را چشید و خیلی زود با پرده های سینما وداع کرد. رمز و رار موفقیت یکی و ناکامی دیگری در پرهیز آگاهانه «لاتاری» از کلیشه های رایج و توسل «شاخ کرگدن» به شیوه روایی و نخ نما شده فیلم های مشابه در سینمای جهان است.

محرم فرصتی را فراهم آورده است تا فیلم هایی که فضای غمگین و محزون و یا آبستره و ضد قصه ایدارند، یک یک راهی شبکه نمایش خانگی شوند و از فرصت موجود برای دیده شدن بهره ببرند. فیلم هایی که پیش از این در اکران های محدود گروه «هنر و تجربهن به مراد دل نرسیدند و اینک با عرضه در سوپر مارکت ها می توانند احتمالاً در سبد خرید اقشار متوسط و مرفه قرار گیرند و یا در اینترنت در حکم یک محتوای دیجیتال ظاهر شوند و در معرض نگاه جوانترها قرار گیرند.

شبکه نمایش خانگی با عرضه دو فیلم «سهیلا شماره 17» و «به وقت شام» پس از یکدوره فیلم های سخیف کمدی آبروداری می کند، شبیه این وضعیت در سینما نیز رخ داده است. «شعله ور» و «مغزهای کوچک زنگ زده»در اکران همین کار را با سینما کرده اند.

روح مطلب یادداشت روزنامه صبح شاید چندان تفاوتی با آتشباری رسانه های مخالف سریال نداشته باشد، اما پیداست که نویسنده در کمال خونسردی و بدون متورم کردن رگ های گردن، جیغ بنفش سرنداده و با لحن مناسب سریال را متاثر از سریال های ترکیه ای دانسته است. نکته جالب توجه در یادداشت منتشره آن است که نویسنده قسمت اول سریال «ممنوعه» را خوب ارزیابی کرده و قسمت های بعدی را متشتت و پراکنده توصیف نموده است.

فضای مجازی به قدر کافی همه ابعاد زندگی شخصی و جمعی ما را تحت تاثیر قرار داده است و بسیاری را سخت معتاد خود کرده و ادب و آداب اجتماعی را از یاد خیلی ها برده است. بطوریکه ترجیح این…