بعد از نشست رسانهای مدیر سیما فیلم که بدون هیچ سوال چالش برانگیزی از سوی خبرنگاران، برگزار شد و همه چی به خوبی و خوشی و بدرقه میهمانان با کارت هدیه بانکی به اتمام رسید، قابل پیشبینی بود که از نوع نگرش حاکم بر تلویزیون در این سالها نمیتوان انتظار چندان زیادی داشت. در نبود فضای مساعد برای حضور سینماگران و سریالسازان حرفهای و میدانداری چهرههای جوانی که نخستین سالهای تجربه اندوزی را پشت سر میگذارند و تهیه کنندگانی که به هر دلیل با شرایط تلویزیون کنار آمدهاند، باید منتظر ماند و دلخوش به اثری لااقل سرگرمکننده رسید.
در بین ۶ سریالی که در حال پخش از شبکههای یک تا سه هستند، فصل سوم کارآگاه علوی این بار به کارگردانی سیدجمالسیدحاتمی، با پایبندی به اصول و قواعد کلی داستانهای پلیسی نسبتاً دیدنی و سرگرمکننده از آب درآمده است.سید حاتمی دو سال پیش سریال پرمخاطب «مهیار عیار» به تهیهکنندگی بهروز مفید را به پخش رساند و نشان داد که کیفیت ساخت و توجه به جزییات از سرعت تولید برای او مهمتر است. سیدحاتمی مثل «مهیار عیار» دوباره به سراغ تاریخ رفته است. داستان «مهیار عیار» در دوران صفویه روایت شد و «کارآگاه علوی» در اواسط زمامداری پهلوی اول به طرح معماوار قصههای قتل و جنایت میپردازد.
در همان نگاه اول انتخاب بهنام تشکر در نقش علوی، تصمیمی درست است. دعوت دوباره از برخی بازیگران سریال مهیار عیار نظیر حمیده مقدسی، رامین ناصر نصیر، رویا میرعلمی و رسول نقوی نشان از دقت او در انتخاب بازیگر و هدایت آنها دارد.بعد از «مستوران» و «مهیار عیار»، «کارآگاه علوی» سومین مجموعهای است که تعلق خاطر سازنده را به نقل داستانهای پر رمز و راز در گذشته تاریخ نشان میدهد. در فضای سیاستزده کنونی و مستعد سوءتفاهم، رفتن به سراغ داستانها و افسانههای قدیمی، ریسک کمتری را به همراه دارد اما به همان نسبت باید پرداخت داستان و شخصیتهای آن برای بیننده امروز جذاب و همدلی برانگیز باشد. حاتمی در دو مجموعه اخیر برخلاف «مستوران» مخاطبان بیشتری را پای تلویزیون نشاند. «کارآگاه علوی» در ظاهر از تصویربرداری، اصلاح رنگ، طراحی صحنه و لباس خوب و استفاده به قاعده از موسیقی موفق عمل کرده است. یکی از انتقاداتی که به کارآگاه علوی در این فصل گرفته شده است، مغایرتهای تاریخی سریال است. از معماری و طراحی داخلی تا چهرهپردازی و برخی از اشیای صحنه نشانهای از سالهای اولیه دهه بیست خورشیدی را ندارند.
به نظر میرسد سید حاتمی اصراری ندارد در جزییات چندان به واقعیات تاریخی وفاداری نشان دهد. رفتار شخصیتها و سبک زندگی و رفتار آنها را در دو سریال اخیر او باید در جهان نمایشی و منطق حاکم بر آن ارزیابی کرد. یک عده به شوخی یا جدی علوی را شرلوک علوی مینامند به آن نشان که فضای کارش شیک و اتوکشیده است. به سریال قبلی سیدحاتمی برگردیم؛ انجام ماموریتهای خطرناک «مهیار عیار» برای کشف معمای چندین قتل و سرقت به فرمان داروغه شهر اصفهان، ما به ازای تاریخی نداشت و فقط محصول قدرت تخیل و داستانسرایی نویسنده توانای سریال محمدینیکو بود. در «کارآگاه علوی» نحوه پوشش، طراحی صحنه اداره آگاهی و بسیاری از جزییات برای خوش آب و رنگ شدن سریال و ارائه آن در حد محصولی برای بازارهای منطقهای و تلویزیون کشورهای آسیایی و عربی است.طبیعی است که در حد فاصل تولید دو فصل از سریال اتفاقات و تحولات شگرفی در زمینه خلق تصویر در فضای مجازی رخ داد و همین عنصر کافی بود تا به «کاراگاه علوی» در فصل سوم هویت بصری ممتازی بخشیده شود و دست نویسنده و کارگردان برای روایت بازتر باشد. تیم صحنه و جلوههای ویژه بصری «کارآگاه علوی»از فناوریهای در دسترس برای کمک به خلق فضای موردنظر کارگردان سود بردهاند.«کارآگاه علوی» در قیاس با انبوه سریالهای پلیسی٫امنیتی یک دهه اخیر از آنجا که سویه گلدرشت سیاسی و عقیدتی ندارد، بیشتر به دل مینشیند و سعی در تزریق پیام و ارجاع به جریانهای سیاسی ندارد. این حرف به معنای خنثی بودن اثر نیست. علوی به عنوان یک پلیس وظیفهشناس روحیات میهنپرستانه دارد و با مشاهده مزاحمتها و مداخلات ارتش متفقین در شهر آزرده خاطر میشود. او در قسمت پنجم گوشمالی خوبی به دو سرباز انگلیسی که برای ناموس ایرانی مزاحمت ایجاد کرده بودند، میدهد تا نشان دهد، فقط سرش به پروندههای پلیسی گرم نیست و خوب میداند سر رشته برخی از ناامنیها به میهمانان ناخوانده و متجاوز ختم میشود.
«کارآگاه علوی» تا قسمت چهلم فرصت زیادی دارد تا خود را به بینندگان ناامید از تلویزیون و خالی بودن آنتن آن از کارهای ماندگار بقبولاند و آنها را با خود همراه کند.



