نمیخواهم حرف علیرضا سرتیپی تهیهکننده سینما را تکرار کنم که فقط در ایران برای انجام کارهای بدیهی مراسم و تشریفات خاص برگزار میشود. الزام تسویه حساب روزانه درآمد فروش بلیت، بین تهیهکننده و سینمادار امری توافقی و البته لازمالاجراست. اما تاخیر چند ماهه سینماداران (بدون چند استثنا) برای پرداخت سهم دفاتر پخش( به نیابت از تهیه کنندگان) کار را به جایی رساند که سرانجام به دخالت دولت انجامید و هزینه قابل توجهی برای راهاندازی سیستم برخط به همین منظور صرف شد.با کسانی که معتقدند این کار باید از همان سالهای نخست راهاندازی سامانه سمفا انجام میشد؛ چون سامانه ظرفیت انجام این کار را داشت؛ موافقم اما یک نکته را نباید فراموش کرد که برای انجام موفقیتآمیز هر طرحی به جز اراده معطوف به قدرت و قاطعیت، به آمادگی ذهنی در بین ذینفعان هم نیاز است. وقوع کرونا و تاثیرات زیانبار اقتصادی آن که سه سال دامنگیر سینمای ایران شد، این امر را به تعویق انداخت. سال ۱۴۰۳ که فروش سینماها به مرز قابل قبولی رسید، فرصت خوبی برای عملیاتی کردن تسویه روزانه درآمد بین تهیهکننده و پخشکننده بود اما به دلیل تغییر دولت و مدیران سینمایی، این فرصت خوب بازهم از دست رفت. سال گذشته وقوع دو جنگ و رکود حاکم بر سینماهای سراسر کشور، اجرای طرح را به تعویق انداخت. تا اینکه با رونق نسبی سینماها در اکران تابستان، خوشبختانه این بار پس از توافق ذینفعان، دولت یعنی سازمان سینمایی و موسسه سینما شهر به کمک آمدند و با آماده کردن زیرساختهای فنی لازم، چراغ سبز را برای عملیاتی کردن طرح موسوم به «تسهیم از مبدا» نشان دادند.البته طرح یادشده فعلا فروش اینترنتی بلیت سینماها را شامل میشود که در واقعیت درصد بالای فروش از همین محل است. از این پس سهم و سرمایه دفاتر پخش و تهیه کنندگان دچار رسوب و خواب نشده و در پایان هر روز به کیف بانکی اختصاصی آنها بصورت برخط واریز میشود. بدین ترتیب تهیهکننده با بازگشت سرمایه و سود احتمالی میتواند، نقدینگی برای تولید پروژههای بعدی را در جیب داشته باشد تا رونق به کسبوکارهای زنجیرهای سینما برگردد.باید امیدوار بود که اگر پول به حساب پخشکننده واریز میشود، تهیهکننده معطل سهم خود از دفتر پخش نشود و در آینده مراسمی برای تسویه روزانه آنها برگزار نشود.!عرض آخرم این است که با توجه به اجرای حرفهای برنامه رونمایی «تسهیم از مبدا» و هزینهای که صرف آن شد، کاش همزمان طرح و برنامههای دیگری به این رونمایی اضافه میشد تا بهانه از دست منتقدان هم گرفته شود.به عنوان مثال اتصال سالنهای تجهیز شده در مجتمعهای فرهنگی ادارات ارشاد در شهرستانها به سامانه سمفا، صدور پروانه بهرهبرداری سینمایی از سالنهای یادشده و صدور کارت مدیریت سینما برای اداره کنندگان سالنها میتوانست این اطمینان را ایجاد کند که سالنهای چند منظوره در شهرهای فاقد سینما به زنجیره سینماهای کشور پیوستهاند.همچنین سازمان سینمایی در این برنامه میتوانست با مبادله یک تفاهمنامه با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران، برخی از فعالیتهای تصدیگرایانه خود را با حفظ پست سازمانی کارکنان موجود( تا زمان بازنشستگی) به اداره کل استان تهران واگذار کند. واگذاری اموری نظیر مجوز تأسیس آموزشگاههای سینمایی، دفاتر تولید و پخش، تاسیس و بهرهبرداری از سینماها، مجوز مراکز خدمات فنی و پشتیبانی، فرصتی را فراهم میکند تا سازمان سینمایی در زمینههای تازهای متناسب با مقتضیات روز و خصلت بینرشتهای هنر – صنعت سینما، درصدد جذب نیروهای متخصص و جوان برآید و سطح خدمات خود را در امر سیاستگذاری و برنامهریزی علمی ارتقا دهد.
بعد از تسهیم نوبت چیست؟
در این یادداشت، ضرورت اجرای طرحهای تحول آفرین دیگری را در ادامه آغاز بکار طرح «تسهیم از مبدا» که ناظر بر تسویه روزانه فروش گیشه بین دفاتر پخش و سینماداران است، گوشزد کردهام



