هر قدر روزهای تشییع امام راحل و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در سال ۶۸ مجموعه حاکمیت کمتجربه بود، به نظر میرسد در ایام وداع، تشییع و سپس خاکسپاری قائد شهید آن هم در سه شهر بزرگ و یک کشور همسایه، مدیریت بهتری در حال اعمال است. در دهه ۶۰ خاکی بودن تپههای عباسآباد و سپس محل دفن ایشان در بهشت زهرا، باعث شد مشکلات زیادی در اجرای مراسم و تجمع میلیونی مردم حاصل شود. بیاغراق نیست اگر بگویم، در خیلی از ساعات کنترل جمعیت از دست انتظامات خارج میشد و گاه عوامل انتظامی با فراموش کردن مسئولیت و فوران احساسات، تلاش زیادی برای حلقه زدن بر تابوت آن امام میکردند و براحتی از آن دل نمیکندند. این روزها آنچه که پیداست به جز برقراری نظم و پیشبینی و اجرای همه تدابیر انتظامی، ترافیکی، بهداشتی و تدارکاتی، آراستگی محیطی و اصطلاحا طراحی صحنه هم تاحدزیادی مورد توجه قرار گرفته است. قابهای تلویزیونی و عکسهای منتشر شده از سوی آژانسهای خبری داخلی و خارجی، مبین تلاش برای انجام مراسم آبرومند و بینقص برای رهبری است که در جریان جنگ دو کشور متجاوز آمریکا و اسرائیل به همراه خانوادهاش هدف شلیک هوایی قرار گرفت و به شهادت رسید. این اقدام و حمله به دبستانی در میناب در تاریخ جنگهای جهان امری کم سابقه و در نوع خود جنایتی سهمگین به شمار میرود.پن: منبع عکس خبرگزاری رویترز است.
آئینی آبرومندانه
سعید رجبی فروتن
در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.



