این دوره از جشنواره کن هم برگزار شد و در روز پایانی برگزیدههای خود را شناخت. جشنواره کن همانند سایر جشنوارههای معتبر سینمایی، تعداد جوایز معدود و مشخصی را به برگزیدگان میدهد و شمار زیادی را از افراد را در صف نگه نمیدارد تا برای دریافت جایزه خود به روی صحنه بیایند.
جوایز اصلی کن عبارت است از جایزه بهترین فیلم، فیلمنامه، کارگردانی، بازیگر مرد و زن و در پایان هم اعطای جایزه بزرگ جشنواره و نیز جایزه هیات داوران به یک کارگردان و تمام
در ایران جشنواره جهانی فیلم فجر تا حدی به این استاندارد نزدیک است اما در همان جشنواره در کنار بخش مسابقه اصلی، بخشهای مختلفی با نامها و عناوین مختلف به چشم میخورند که باعث رفت و آمد زیاد روی سن، طولانی شدن زمان برگزاری اختتامیه و هزینههای مترتبه میشود.
شکل فاجعهبار ماجرا بیش از ۴۰ سال است که در جشنواره ملی فیلم فجر رخ میدهد. در این جشنواره بعضاً بیش از ۲۰ سیمرغ به برگزیدگان اهدا میشود و برای آنکه خدای ناکرده خاطر کسی جریحهدار نشود، محض احتیاط چند دیپلم افتخار هم تهیه میشود تا همه چیز به خوبی و خوشی تمام میشود
دبیران جشنواره فیلم فجر شوربختانه از روز اول سعی کردهاند تا خلأ جوایز سالانه را که معمولاً صنوف و انجمنهای تخصصی باید پرکنند، جبران نمایند و به همین خاطر طیف وسیعی از تخصصها و هنرهای به کار گرفته شده در آثار سینمایی مورد توجه قرار میدهد و جوایزی را برای آنها کنار میگذارند.
اهدای جایزه به بهترین صدا، چهرهپردازی، تصویربرداری، جلوههای ویژه میدانی و تصویری، بازیگران نقشهای فرعی و نظایر آن معمولا در جشنواره معتبر و استاندارد جایی ندارد و این کار همانطور که گفته شد از سوی مجامع تخصصی مثل انجمن فیلمبرداران، صدابرداران و مثل آنها داده میشود.
در سالهای سپری شده هر گاه دبیری برای کاهش اینگونه جوایز قدمی برداشته است، با موج سنگین مخالفتهای صنفی و رسانهای روبرو شده است و ناگزیر دست به عقبنشینی زده است.
در دورههایی جایزه بهترین صدابرداری و صداگذاری بصورت جداگانه داده میشد و هر گاه تصمیم گرفته شد که فقط یک جایزه برای صدا بصورت کلی داده شود، بانگ اعتراض انجمن صدابرداران درآمد و به ناچار جایزهای حذف نشد.
اما چرا آیین جوایز سالانه برگزار نمیشود، حکایت دیگری دارد. خانه سینما بودجه و اعتبار لازم برای این کار را در اختیار ندارد و در سالهایی که در جشن خانه سینما جوایز تخصصی داده میشد، آنچنان حواشی پر رنگ و دردسرآفرین میشد که دولت و صنف عطای آن را به لقایش بخشیدند.
در یک دوره فیلمهایی که موفق به دریافت پروانه نمایش نشده بودند، داوران جشن سینما کار خودشان را میکردند و آنها را داوری میکردند تا نشان دهند ضوابط اداری و رسمی برای آنها کمتر محلی از اِعراب دارد.
در هشتمین دوره جشن سینما که سال ۱۳۸۳ برگزار شد، دبیر جشن ابوالحسن داودی به اتهام بیتوجهی شرکت کنندگان زن به پوشش حجاب بازداشت شد تا برگزاری آیینهای صنفی بیش از پیش مورد بیمهری بخشی از حاکمیت قرار گیرد.
در سالهایی که جشن سینما برگزار میشد، انجمنها و کانونهای صنفی هم مراسم جداگانه خود را داشتند و هیاتهای داوری آنها برگزیدگان را مورد تقدیر قرار میداد.
معمولا اینگونه آیینها در سالهایی برگزار میشد که رابطه دولت بخوانید – معاونت سینمایی و سپس سازمان سینمایی – با خانه سینما به عنوان جامعه اصناف سینمایی خوب بود. با استقرار دولتهای اصولگرا و بعداً انقلابی ماه عسل رابطه صنف و دولت به پایان میرسید و فضای سردی بر روابط حاکم میشد.
از بحث دور نشوم با تعطیلی جشن سینما و جوایز سالانه، جشنواره فیلم فجر جورکش همه اصناف شد و سعی کرد هر سال به قدر کافی سفارش سیمرغ بدهد تا یکوقت صنفی در فصل دروی جوایز از قلم نیفتد.
در ادوار جشنواره فیلم فجر مجموع سیمرغهای اهدایی و دیپلم افتخار تقریبا به ۳۰ عنوان میرسد که در جای خود رکوردی محسوب میشود.
در دورههایی که جشنوارههای ملی و بینالمللی با هم برگزار میشدند این تعداد به پنجاه جایزه هم افزایش مییافت.
تجربه نشان داده است، جشنهای سالانه اصناف سینمایی برگزار بشود یا نشود از تعداد سیمرغهای جشنواره فجر کم نمیشود. این تعداد غیر از عناوین مندرآوردی دبیران جشنواره، وزرای ارشاد و یا سایر مقامات است.



