در ماههاي اخير كه عده اي از تهيه كنندگان منتقد موسسات ويديو رسانه شده اند و بر اين عقيده اند كه فيلم هايشان با قيمت هاي مناسبي از سوي آنها خريداري نمي شود، در تحليل مسائل، يك واقعيت مورد غفلت قرار گرفته است و آن این است که در هياهوي رسانه اي ايجاد شده، كمتر كسي به عوارض منفي افزايش قيمت رايت فيلم ايراني توجه كرده است. به يادداشته باشيم كه قبل از اعمال قانون هدفمندي يارانه ها كه البته تاثير آن در هزينه تمام شده توليدات سينمايي و ويديويي قابل كتمان نيست، معترضان استدلال مي كردند كه توليد فيلم هاي ويديويي سبب افزايش دستمزدها در سينما شده و دست و دلبازي ويديو رسانه ها در پرداخت دستمزدهاي نجومي به طمع و آزمندي بازيگران سينما دامن زده است. منتقدان – بخوانيد تهيه كنندگان- به هر دست آويزي متوسل مي شدند تا آب رفته را به جوي بازگردانند و منحني سينوسي قيمت رايت ها را دوباره به اوج برگردانند. در اين ميان توليد كنندگان فيلم هاي ويديويي – كه الزاما" موسسه ويديو رسانه نبودند- بيشتر به سراغ بازيگران شناخته شده اي مي رفتند كه نقش آنها در سبد توليدات سالانه سينماي ايران هم محدود به فيلم هاي كمدي مي شد و بعيد مي نمود از چنان وزني در بين ساير بازيگران سينما برخوردار باشند كه بتوانند الگويي براي رفتار اقتصادي ديگران واقع شوند. مضافا" كه همين منتقدان كمتر به توليد انبوه تله فيلم در تلويزيون و اجرت نسبتا" خوب ستاره هاي سينما در آنها اشاره مي كنند. به فرض هم كه دستمزدهاي اين جمع محدود در جامعه بازيگران سينماي ايران پيامدهايي را به همراه داشته باشد، نمي توان تاثير آن را با افزايش درآمد ناشي از فروش رايت ويديويي فيلم ها مقايسه كرد. اطلاع رساني شفاف مديريت شبكه نمايش خانگي و مطلع بودن فعالان سينمايي از ميانگين فروش حقوق ويديويي فيلم ها، كمترين خاصيتي كه داشت عوامل توليد آثار سينمايي بويژه بازيگران را به صرافت اين نكته انداخت كه ارزش افزوده كم سابقه اي براي فيلم هايي كه در آنها به ايفاي نقش مي پردازند، پديد آمده است و تهيه كنندگان بر خلاف گذشته سود بيشتري را كسب مي كنند. در اينگونه مواقع طبق قانون ظروف مرتبطه ضرب المثل حاجي انا شريك بد جوري روي زبانها مي افتد و هر كس سهم خودش را از درآمده ايجاد شده طلب مي كند.
آري كمترين عارضه اصرار تهيه كنندگان براي فروش فيلم هايشان به قيمت مناسب! آن بود كه نظام دستمزدها در سينما دستخوش دگرگوني شد. تهيه كنندگاني كه در دفترشان پا روي پا مي انداختند تا مدير موسسه اي براي خريد رايت فيلم از آنها اذن دخول بخواهد و بعد به بالاترين پيشنهاد فيلمشان را بفروشند، غافل از اين بودند كه عيش آنها چندان ديري نخواهد پاييد. آنها تصور نمي كردند كه همپاي افزايش دستمردها و هزينه هاي تمام شده كه در يكسال گذشته با اجراي طرح هدفمندي ابعاد تازه اي به خود گرفته است، موسسات قادر به خريد فيلم با قيمت هاي گذشته نيستند و تهديدات جدي نظير سرقت امان آنها را بريده است.
از جمله عوارض ديگر افزايش رايت، ايجاد استرس و فشار رواني در بين موسسات بود تا براي بازگشت سرمايه و سود معقول به رقابت با ساير موسسات بپردازند. متاسفانه رقابت منفي بين بعضي از موسسات در عرضه همزمان عناوين، گيس و گيس كشي ويزيتورها با يكديگر، پاس نشدن چك خريدارن به دليل محدوديت مراكز عرضه براي فروش بيشتر و … در اين دوره مشاهده شد و ناكامي و عقب نشيني تعدادي از موسسات را از بازار به دنبال آورد.
با اين ترتيب دلالت دوباره تهيه كنندگان به واقعيت هاي شبكه و يافتن راه تعامل با موسسات، تنها گزينه پيش رو براي تندتر كردن ريتم عرضه فيلم ايراني در شبكه است.

 

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3877

6 دیدگاه

  1. هنگامي که رقابت ناسالم ايجاد شد و براي مطرح کردن خود به هر ريسماني چنگ ميزنيم و براي روبودن کار از دست رقيب و پيشنهاد مبالغ وسوسه انگيز به  تهيه کننده نتيجه اثر نابودي خودو ديگران نتيجه ديگري ندارد و الان شرکتهائي که به مشکل بر خورده اند زياد نبايد ناراحت باشند زيرا ( خودم کردم که لعنت بر خودم باد) و معلوم هست تهيه کنندگان هم جسور شده وديگر عقب نشيني در فروش حق رايت خود نمي کنند

  2. سلام باید پذیرفت  چرخه و مسیر اقتصادی سینما اکران و نمایش خانگی کاملا از هم سوا بوده و گره زدن این در حوزه مسایل اقتصادی زیان بار است  تلاش زیادی  شد کسادی سینمای اکران  را با بازار نمایش خانگی رونق دهیم  این هم به نفس نفس زدن افتاد
    از قدیم گفته اند : می خواست ابروش درست کنه چشمش هم کور کرد .

  3. جناب فروتن عزیز
    از اینکه برخی موسسات مانند مه آب را مجبور به پخش آثار خریداری شه شان -آتش سبز- نمودید، کمال تشکر را دارم. معلوم نبود این فیلم در صورت عدم توزیع به موقع چه سرنوشتی پیدا می کرد. با نگاه اجمالی به صورت فیلم های ایرانی که توسط موسسات در سال های گذشته خریداری شده بود -چاپ شده در کتاب سال ماهنامه فیلم- مشخص شد که تعدادی فیلم -مانند فیلم ارزشمند شاهزاده ایرانی که توسط موسسه پر خریداری شده بود- به تیر غیب گرفتار و معلوم نیست چه سرنوشتی پیدا می کنند. بد نیست موسساتی مانند رودکی -خانه روشن- و لوح طلایی -صبح روز هفتم-نیز مجبور به پخش عناوین ایرانی که خریداری نموده اند، بشوند. گفتنی است علاقه مندان به سینمای ایران باید دائما دست به دعا بوده تا عناوین ارزشمند سینمای ایران توسط موسسات معتبر خریداری شوند. فیلم طهران تهران (استاد مهرجویی-کرم پور) دچار همین معزل شد. 2 سال است نام موسسه سینماگران جوان به گوشمان می خورد اما دریغ از پخش یک عنوان! موسسه سینما هفت نیز فیلم خوب عصر جمعه در ضایع کرده و معلوم نیست تا کی می خواهد مردم را منتظر -سر کار؟- بگذارد. سپاسگذارم

  4. جناب فروتن مگه این فیلم قراره پروانه نمایش بگیره که آقا رضا فرمودند موسسه  سینما هفت؟
    اگر اینطور باشه که واقعا خوشحالم میکنید

  5. حدود یکسال قبل موسسه سینما هفت تصویر فیلم عصر جمعه را مابین عناوین آینده خود در مجله ی فیلم به چاپ رسانده بود. بالاخره  روزی این فیلم نیز مانند فیلم های مکس و نقاب که در دوره های قبلی مجوز شبکه ی ویدئویی را دریافت نکردند اما در دوره ی فعلی پخش شدند روزی وارد شبکه خواهد شد. گواه بنده سیاهه ی بسیار بلند بالای فیلم هائیست که در دوره های مختلف غیر قابل اکران تشخیص داده شده اما اکران شدند: تسویه حساب، آدم برفی، بانو، برنگ ارغوان، حاجی واشنگتن، باشو غریبه ی کوچک و … . آری همواره کشور عزیزمان از نبود ضوابط مشخص جهت ممیزی متحمل ضرر و زیان های بسیار گشته است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.