نمایش خانگی رسانه ای که دست در جیب دولت ها ندارد

اين يادداشت نسخه تكميل شده يادداشتي است كه پيش از اين با عنوان "نمايش خانگي عرصه اي براي پويش غير رانتي" در همين سايت منتشر شده بود و اين بار طي دو شماره در روزنامه ايران باز نشر شده است.

مقدمه

اگر دولت به دنبال اهدافی چون؛ احیای ظرفیت های ویدیو، فراهم کردن بستر تازه ای برای خلق آثار و برنامه های نمایشی، ایجاد چند صدایی در تولیدات تصویری، پاسخگویی به نیاز تصویری مردم، رقابت با رسانه های بیگانه، جلب مشارکت بخش خصوصی، کالایی کردن محصولات فرهنگی، قرار دادن ویدیو در سبد هزینه های مصرفی خانوارها بود، تا حد زیادی این اتفاق افتاده است و پدیده ویدیو در ایران ابعاد و مختصاتی متفاوت با سایر کشورها یافته است. این موضوع برای صاحبنظران در مدیریت رسانه، علوم و جامعه شناسی ارتباطات از جنبه های مختلفی قابل مطالعه و بررسی است

كاهش درآمدهاي نفتي دولت و به تبع آن كاهش اعتبارات و بودجه سازمان هاي دولتي تاثير محسوسي بر اغلب فعاليت هاي توليدي تحت حمايت دولت و نهادهاي حمايتي گذارده است.

توقف تعداد قابل توجهي از پروژه هاي تلويزيوني اعم از؛ انيميشن، مستند و سريال و تله فيلم و نيز نیازمندی دهها فيلمنامه سينمايي به بودجه و سرمایه در حوزه سينما، وابستگي توليدات پر هزينه را به كمك هاي دولت نمودار ساخته است. بازپخش مكرر سريال ها در شبكه هاي تلويزيوني، كم كاري بسياري از كارگردانان سينما در چند سال اخير، نمود ديگري از كمبود سرمايه و نقدينگي در اين عرصه هاست.

اختصاص اعتبار جداگانه اي تحت عنوان فيلم فاخر هم كه دستمايه عده اي از منتقدان عليه سياست هاي سازمان سينمايي شده بود، از ابتداي سال گذشته از بودجه سازمان سينمايي حذف شد و مجلس با توجه به وضعيت خزانه كشور ترجيح داد، يكسره قيد چنين رديف مستقلي را بزند. با حذف چنين بودجه اي اگر چه طوفان انتقادها فروكش كرد اما حمايت دولت از پروژه و يا پروژه هاي خاص سينمايي بلافاصله علامت سوالي را در ذهن كساني كه مشمول چنين حمايت هايي قرار نگرفته اند، پديد مي آورد. دليل اين امر آن است كه در نبود سرمايه گذار خصوصي تمام نگاهها معطوف دولت مي شود و بي نصيب مانده ها – بخوانيد صدها تهيه كننده و كارگردان- ناگزير از اعتراض به وضع موجود مي شوند و رقباي كامروا شده را به القابي همچون؛ نورچشمي و رانت خوار مي نوازند.

بديهي است در چنين شرايطي اگر تهيه كنندگاني طي يك دوره چهار ساله بيش از يك كار را با مشاركت دولت مقابل دوربين برده باشند، زمينه سوء برداشت و دلخوري را براي اكثريتي كه قرعه به نام شان نيفتاده است، بيشتر فراهم خواهند كرد.

آنچه موضوع اصلي اين يادداشت است، پرداختن به حوزه ديگري است كه بدون چشمداشت به كمك هاي دولت و بهره مندي از هر گونه تسهيلاتي، تنور توليد فيلم و سريال و ساير برنامه هاي سرگرم كننده تصويري را روشن نگه داشته است و پاسخ سرمايه گذاري خود را صرفاً از بازار و مخاطبان و مشتريان كالاي توليد شده خود دريافت كرده است. سرمايه گذاران اين بخش با هيچيك از سازمان ها و موسسات دولتي باب رفاقت را باز نكرده و سر خود را براي دريافت كمك هاي مالي نزد آنها خم نمي كنند. اين عده پس از عرضه كار هم دست بدامان دولت نمي شوند تا رايت توليدات شان را با قيمت خوب بخرد و وقتي مراد حاصل شد دوباره روز از نو و روزي از نو.

شبكه نمايش خانگي در سال هاي اخير از معدود عرصه هايي است كه عليرغم همه گونه ريسك و مخاطره، پذيراي سرمايه ها و چهره هاي هنري تازه اي براي خلق و عرضه آثار نو به نوست.

تهيه كنندگان سريال هاي اين شبكه در انجام كارشان موفق بشوند يا نشوند، آويزان دولت نمي شوند و وزير و وكيل را براي جلب ترحم مورد آماج نامه هاي خود قرار نمي دهند.

توليدات ويديويي اين شبكه به هر اسم و صفتي نواخته شوند، باري بر دوش دولت نمي شوند و سازندگانشان دست نياز بسوي دولت دراز نمي كند. آثار مرجوع شده از بازار شايد جاي نفس كشيدن براي انبار موسسات باقي نگذارد اما صبر و تحمل مديران موسسات و شركت ها و كف نفس آنها آنقدر هست كه جبران ضرر و زيان هايشان را طلب كارانه از دولت نخواهند.

حجم سرمایه گذاری سریال هایی نظیر قهوه تلخ، ساخت ایران، قلب یخی و ویلای من که حدود 200 میلیارد ریال تخمین زده می شود و نیز ارزش سرمایه ای که مصروف تولید صدها عنوان فیلم داستانی ویدیویی شده است، علاوه بر انکه سبب احیای ظرفیت های رسانه ویدیو در ایران و شکست فضای انحصاری تلویزیون شده، موجد هزاران فرصت شغلی از زنجیره تولید تا توزیع شده است. سرمایه ای که می توانست در بازار و مناسبات غیر تولیدی بکار گرفته شود و سونامی نقدینگی سرگردان را شدت بیشتری ببخشد. بی تردید راهبرد خارج کردن توزیع محصول از دایره تنگ فروشگاه های عرضه محصولات فرهنگی و موافقت با فروش ویدیو در بیش از 30000 فروشگاه محلی، سبب توسعه بازار محصولات نمایش خانگی شد و زمینه بازگشت سرمایه را بهتر از گذشته فراهم کرد.

اگر از انگیزه سرمایه گذاران و تهیه کنندگان محصولات متنوع نظیر سریال ها، مستندهای جسورانه،reality show  ها و سایر برنامه های نمایشی در نمایش خانگی پرسشی صورت گیرد، بی شک در پاسخ های آنها می توان به سیاست های ممیزی متفاوت این شبکه با تلویزیون اشاره کرد. اگر تلویزیون بصورت توامان نقش سرمایه گذار و ناظر را ایفا می کند، در نمایش خانگی نقش دولت صرفاً در نظارت حداقلی آن هم فقط به مراحل صدور پروانه ساخت و نمایش محدود می گردد. پیامد این وضعیت آن شده است که سینماگران و تهیه کنندگان ایرانی در رقابت با رسانه های برون مرزی با آزادی عمل بیشتری در صدد جذب مخاطب برآمده و مصرف رسانه ای او را به طعم محصول پاک ایرانی متمایل سازند.

مزيت نسبي نمايش خانگي و وجود زنجيره ارزش قابل اعتنا در آن در مقايسه با سينما و تلويزيون، در صورتي دوام خواهد داشت كه از مداخلات بي مورد دولت ها در امان بماند و آنچه كه از آن به تصدي گري ياد مي كنيم يكسره از دوش دولت برداشته شده و به تشكل هاي صنفي موسسات و شركت هاي ذيربط سپرده شود. به اقتضاي منطق بازار چه بسيار موسسات و شركت هايي كه مدتي در شبكه خوش درخشيدند و اما الان نشاني از آنها نيست و خوشبختانه موسساتي كه راز و رمز پايداري در بازار را شگرد داشتند، جاي آنها را گرفتند. به اين ترتيب نه كسي براي رفتگان زنجموره خواند و براي آنها مراسم گلريزان گرفت و نه ماندگان در صحنه را به رانت خوار و فرصت طلب متصف ساخت.

تا چه زمان شرايط براي سرمايه گذاري در نمايش خانگي و بي نيازي آن از مراحم دولت ها امكان پذير باشد، كسي از آن آگاه نيست اما مي توان از كارهايي كه سبب رنجش و عدم تمركز فعالان اين عرصه شود، اجتناب كرد و براي اتحاد صفوف آنها خاكسارانه كمر همت بست. فراموش نكنيم حمايت از سرمايه و كار ايراني فقط شعاري براي يك سال تقويمي نبود.! نگارنده بر این عقیده است که اگر دولت آتی قصد برگزاری دومین دوره جشنواره فیلم های ویدیویی را دارد باید بر خلاف دوره اول، قید تولیدات تلویزیونی را بزند و تمام تمرکز خود را معطوف سبد تولیدات شبکه نمایش خانگی در سال های 91 و 92 کند. تولیداتی که از حیث تنوع و کیفیت در مسیر نسبتاً درستی قرار گرفته اند و هر گونه اقدام تشویقی می تواند به اصلاح و بهبود آن کمک کند.

 

جمع بندی

 اگر فعالان و مسئولان شبکه نمایش خانگی با تمرکز کافی و به دور از روزمرگی، تحولات رسانه ای در دنیا را رصد کنند و خود را با آن منطبق سازند، قطعاً مادام که انحصار رسانه ای تلویزیون درایران وجود دارد، می توان بدون به چالش کشیدن مقررات و بدون نیاز به حمایت های مالی دولت ها از ظرفیت های ویدیو در حد قابلیت هایی ذاتی و تکنیکی آنها بهره برد. از یاد نبریم که رقابتی ماندن همواره یک چالش است اما رقابتی ماندن در یک بازار متغیر از این هم چالش برانگیزتر است و این مدیران رسانه را ملزم به برنامه ریزی می کند. بدیهی است هر قدر کوشش حاکمیت صرف امنیت سرمایه گذاری، حمایت از فرصت های شغلی پدید آمده و مبارزه با پدیده شوم تکثیر و سرقت گردد، دست فعالان نمایش خانگی برای جلب سرمایه های داخلی و حتی خارجی بازتر خواهد بود.

 

 

 

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3841

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.