«سعیدلیلاز» کارشناس و تحلیلگر اقتصادی در زمینه نظارت صداوسیما برصوت و تصویر در گفتگو با روزنامه اعتماد چنین گفته است:
« صداوسيما هيچ صلاحيت اخلاقي، علمي و شرعي براي انحصار اطلاعات و نظارت بر توليد محتواي صوت و تصوير را ندارد و واگذاري مسووليت نظارت و صدور مجوز به صدا و سيما كاري بيحاصل و خطايي بزرگ است.» ليلاز تاكيد كرد: «ماهواره به بخشي از زندگي ايرانيان تبديل شده است و بر اثر ناكارآمدي اين سازمان برخي خانوادهها صحنههايي در ماهواره ميبينند كه اگر صداوسيما كارايي داشت هرگز شاهد چنين صحنههايي نبودند، بنابراين مسووليت شرعي اين كار هم بر عهده صداوسيماست.» وي با انتقاد از برنامههايي كه از صداوسيما پخش ميشود، افزود: « من يك روز براي ديدن اخبار ساعت 14 مجبور بودم حدود 20 دقيقه فقط مراسم سينهزني تماشا كنم، در حالي كه كانالهاي تلويزيوني و راديويي مخصوص براي پخش برنامههاي مذهبي وجود دارد. براي كسي كه در زمان كوتاه ميخواهد در جريان اخبار از رسانه داخلي قرار بگيرد اين فرصت در رسانه ملي فراهم نيست. بنابراين يكي از دلايلي كه مردم از ديدن برنامههاي صداوسيما بيزار هستند همين عدم توازن است.»
صداوسيما با كميت نميتواند
جلودار هجمه رسانهاي باشد
ليلاز گفت: «صداوسيما تصور ميكند با كميت ميتواند جلوي هجوم رسانهاي را بگيرد در حالي كه نبايد از نظر كيفيت عقبگرد كند.» اين استاد دانشگاه درباره انحصاري كردن توليد محتوا توسط صداوسيما توضيح داد: «دادن انحصار به صداوسيما نتيجهاي جز تشديد وضع فعلي ندارد كه موجب افزايش بياعتمادي و سوق دادن مردم به سمت رسانههاي خارجي ميشود.» وي درباره اصول حكمراني در فضاي مجازي تصريح كرد: «مقام معظم رهبري به جذب حداكثري و دفع حداقلي تاكيد دارند و همين موضوع سبب شكلگيري ماموريت حكمراني است. بايد توجه داشته باشيم كه اگر حداقل ضرايب فني و محتوايي يك نظام اطلاعرساني در داخل كشور رعايت شود، مردم هرگز براي دريافت اطلاعات به سمت رسانههاي خارجي نميروند در حال حاضر به دليل بياعتمادي كه توسط حكومت شكل گرفته نيروي دافعه ايجاد شده است.» اين استاد دانشگاه بيان كرد: «يك زماني ميگفتند اگر راديو بيايد، حكومت از بين ميرود به همين ترتيب چنين ديدگاهي نسبت به تلويزيون، ماهواره و … وجود داشت، اين ديدگاه توهمي و اشتباه بزرگ است. خودشان هم ميدانند كه هيچ ملتي با تلگرام و اينستاگرام دين خود را از دست نداده است.» ليلاز خاطرنشان كرد: «وقتي دستگاههاي حكومتي ناكارآمد هستند و نميتوانند كشور را به درستي اداره كنند، خودشان را پشت جنگهاي ظاهري بيمبنا پنهان ميكنند. آنچه حكومتهاي اروپاي شرقي را نابود كرد، انقلابهاي مخملي نبود، اين انقلابها مخلوع ناكارآمدي وحشتناك است؛ اما ما ناكارآمدي را رها كردهايم و به شبكههاي اجتماعي چسبيدهايم كه نادرست است.»



