فصل عاشقانه جنگ

یکی از نقاط عطف تاریخ ایران روز سوم خرداد ماه سال ۱۳۶۱ خورشیدی است. روزی که در امتداد افتخارات ملی ایرانیان ثبت شده و در شمار پیروزی‌های غرورآفرین مدافعان وطن از آن به خوبی یاد می‌شود. آزادی خرمشهر از پی ۱۹ ماه اشغال شهر توسط ارتش تا بُن دندان مسلح رژیم حاکم بر عراق صورت گرفت و به کشته و زخمی شدن دهها هزار سرباز متجاوز و اسارت هزاران نفر انجامید. این یادداشت به دنبال تبیین ابعاد سیاسی نظامی نبرد برای آزادی یک بخش مهم در جغرافیای ایران نیست، حتی نمی‌خواهد پرونده مناقشه بی‌پایان توقف یا ادامه جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر را باز کند بلکه به وجوه مردم‌شناختی و فرهنگی آن واقعه نظر دارد.
جنگ تحمیلی هشت ساله نسبت به جنگ‌های قبل و پس از خود یک ویژگی بارز و ممتاز دارد و آن هم شاکله مردمی قوای نظامی ایران است. در جریان پاکسازی منطقه وسیع تحت اشغال نه فقط نیروهای نظامی و انتظامی آن زمان شرکت داشتند، بلکه پیاده‌نظامی پرشمار از نیروهای بومی استان خوزستان و ایرانیان دیگر شهرهای کشور در نبرد تاریخی و ۲۳ روزه عملیات بیت‌المقدس شرکت داشتند. دکترین نظامی این جنگ به جز تاکتیک‌های نظامی و استفاده از جنگ‌افزارهای مختلف زمینی و هوایی، اتکا به مردمی بود که با شجاعت مثال زدنی خود، پاتک‌های کلاسیک اهریمنان را خنثی و بی‌اثر کردند.
در طول جنگ هشت ساله و بویژه در سالهای نخستین آنها انگیزه‌های ایمانی و آرمانهای متعالی نقش موثری در پیشبرد جنگ داشت، بطوریکه با توجه به وسعت چند صد کیلومتری درگیری با دشمن، صدها عملیات بزرگ و کوچک یکی بعد از دیگری طراحی و به اجرا درمی‌آمدند. ظرفیت بی‌بدیل نیروهای انسانی داوطلب در خطوط نبرد و پشت جبهه در کنار توانایی‌های سپاه پاسداران جوان و تازه‌تأسیس و همچنین تجربیات ارزشمند نیروهای سه‌گانه ارتش و ژاندارمری وقت، برگ برنده مدافعان کشور در برابر ارتش تحت حمایت ابرقدرت‌ها شرق و غرب و دولت‌های اروپایی بود.
در جریان مقاومت چند روزه خرمشهر برای جلوگیری از سقوط آن، زنان و دختران خرمشهری زیادی سلاح در دست، همپای مردان شهر حماسه آفریدند و در جریان آزادی خرمشهر نیز در پشت جبهه به مداوای مجروحان و امداد رسانی پرداختند. در جریان عملیات بیت‌المقدس، شور و شوق زایدالوصفی ایران را دربرگرفت و اندوه ناشی از اشغال بخش‌های زیادی از میهن از دل دوست‌داران ایران زدوده شد تا پس از آن عرصه را بر متجاوز تنگ‌تر کنند.
حماسه آزادی خرمشهر دستمایه خلق آثار فرهنگی و هنری زیادی گردید و هر ساله در سالگرد این رویداد تاریخی، از دستاوردهای فرهنگی تازه‌ای در عرصه کتاب، شعر و موسیقی، فیلم و تئاتر و سایر هنرهای سنتی و مدرن رونمایی می‌شود. اهمیت این واقعه در قیاس با سایر رویدادهای جنگ تحمیلی به خاطر آن است که در مناطق تحت اشغال دشمن، خرمشهر یگانه شهری بود که قبل از اشغال، در زمان اشغال و سرانجام عزم ملی برای آزادی آن، روایت‌های دیدنی و شنیدنی بسیاری در متن خود دارد.
زوایای پیدا و پنهان سوم خرداد بطور خاص در چند فیلم و سریال به زیبایی بازگو شده است و سینماگرانی نظیر احمدرضا درویش، ابراهیم حاتمی‌کیا، محمد حسین لطیفی، رسول ملاقلی‌پور و دیگران با ساخت آثاری مرتبط با مقاومت در خرمشهر و سپس آزادی آن از دست دشمن، خلاقیت قابل تحسینی به خرج داده‌اند.
ملاقلی‌پور در «بلمی بسوی ساحل» با دوربین ۱۶ میلیمتری اولین اثر سینمایی را کلید زد و از پی او لطیفی روز «سوم»، حاتمی‌کیا سریال «خاک‌سرخ»، مجتبی راعی «روز دهم» و احمدرضا درویش با سه‌گانه «کیمیا»، «سرزمین خورشید» و «دوئل» رزمنامه خرمشهر را روایت کردند. مولفه مشترک در آثار یادشده نگاه انسانی به جنگ است و عملیات نظامی بهانه‌ای برای بازنمایی سرشت و تقدیر شخصیت‌هاست. در اغلب فیلم‌وسریال‌‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم به خرمشهر جنگ‌زده پرداخته‌اند، تردیدها، ابهامات و تناقضاتی که شخصیت‌ها با آن درگیر هستند، بی آنکه شعار زدگی از آنها برداشت شود، قابل درک است. شاید به همین خاطر است که این مجموعه آثار تاریخ مصرف ندارند و رویکرد تبلیغی٫ تهییجی به جنگ در آن‌ها مشاهده نمی‌شود.
بطور مثال در آثار احمدرضا درویش وجوه خاکستری سربازان عراقی مورد توجه قرارگرفته و در بزنگاه‌‌هایی نشانه‌هایی از بیداری و پاک شدن فطرت آنها از زنگارهای بدبینی و نفرت دیده می‌شود.
نکته مهم در میان آن است که خرمشهر نه فقط به عنوان یک کالبد فیزیکی و زیربنایی بلکه به مثابه مادری که در دامان خود فرزندان زیادی را پرورش داده و شاهد غم‌ها و شادی‌های آنها بوده است، نقش‌آفرینی می‌کند. در صحنه‌هایی تاسیسات شهری و ویژگی‌های اقلیمی از جمله کوچه و خیابان، خانه و کاشانه، نخل و رودخانه، بیابان و هور، آفتاب و باران همه بستری برای بروز صفات انسانی مثل شجاعت، از خودگذشتگی، ایثار مادرانه، نگاه طبیبانه و خشم و عطوفت هستند.
خرمشهر چه در زمان ایستادگی و چه آن هنگام که برای آزادی از چنگال دشمن، در معرض سنگین‌ترین آتش‌باری‌ها بود، نمونه درس آموزی برای جنگ شهری به عنوان زیر ژانری برای ژانر فیلم‌های جنگی است. در جنگ‌های شهری مردم نقش کلیدی دارند و کنش آنها در خدمت به شهر و یا خیانت به آن تحلیل می‌شود.
از ساخت آخرین فیلم‌ها در باره خرمشهر سالها می‌گذرد، در این مدت سینما فناوری‌های نوینی را در زمینه خلق جلوه‌های ویژه، امکانات تصویربرداری، صدابرداری، هوش مصنوعی و تولید مجازی virtual production به خود دیده است و دست سینماگران را برای آفرینش هرگونه صحنه‌ای که به ذهن و تخیل آنها خطور کند، بازکرده است. جا دارد بار دیگر و از زوایای تازه‌ای حماسه خونین شهر(خرمشهر) در دستور کار سینماگران حرفه‌ای قرار گیرد تا بلندای عظمت آنچه که به بهار سال ۱۳۶۱ جلوه زیبا و با شکوهی بخشید، به تصویر درآید.

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3840

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.