جدایی نادر از سیمین زیر ذره بین نظریه های رسانه

این مقاله خلاصه ای از تحقیقی است که در یکسال گذشته کار تحقیق و تالیف آن را به عنوان یک پروژه درسی – دانشگاهی انجام داده ام. در روزهایی که به خاطر برگزاری مراسم جایزه اسکار بار دیگر افتخاری که اصغر فرهادی سال گذشته برای سینمای ایران به ارمغان آورد، بر سر زبانها افتاده است، این نوشتار را به او و همه دوستداران سینمای مردمی ایران تقدیم می کنم.   

چکیده

اين مقاله در پي تبيين اين واقعيت است كه بر خلاف پندار بعضي از منتقدان داخلي فيلم ” جدايي نادر از سيمين” كه فيلم را حاوي تصويري وارونه از ايران امروز مي دانند و براي استناد ادعايشان فاكت هايي را از فيلم شاهد مثال مي آورند، در بين بينندگان ايراني و بويژه مخاطبان جهاني الزاماً ديدگاهي همسو با منتقدان داخلي به چشم نمي خورد و اين مطلب گوياي قرائت و معناسازي فعالانه مخاطبان از متون رسانه اي و تجربه مصرف رسانه اي آنها تحت تاثير رهيافت مطالعات فرهنگي است. يعني با فرض اينكه معاني مرجح فيلم هماني باشد كه منتقدان فيلم به آن دلالت مي جويند، مخاطبان با توجه ويژگي هاي فردي و اجتماعي و درك متون رسانه اي و مقاوت در برابر معاني مرجح، ممكن است پيام متفاوتي را استنباط و برداشت كنند. در اين تك نگاري پس از مروري گذرا به پيشينه حضور و درخشش سينماي ايران در جشنواره ها و مجامع معتبر سينمايي پس از انقلاب، عناصر كليدي در نظريه دريافت، رمز گذاري/ رمزگشايي استوارت هال بيان مي شود و در ادامه عوامل موثر و متناظر با عناصر نظريه” هال” در حسن و عمق ارتباط فيلم “جدايي …” با مخاطبان تحليل مي شود. در پايان با نقل ديدگاه هاي بينندگان فيلم از مليت هاي مختلف نمونه هايي از رابطه پر احساس و تامل برانگيز آنها با فيلم، نقل شده و درك آنها از پيام مورد نظر فيلمساز به عنوان منبع ارسال پيام، ارائه مي گردد. در يك جمع بندي با اشاره به ظرفيت هاي بياني سينما بر اين نكته تاكيد مي شود كه به دلیل چند معنایی بودن متن (در اینجا فیلم) فيلمساز، زمينه اي را فراهم ساخته است تا بينندگان به تناسب مهارت هاي ارتباطي، نگرش و سطح دانش خود، موفق به طیف وسیعی از رمز گشايي از طیف وسیعی از معانی گردند.

طرح مسئله:

تنوع و کثرت نظرات و برداشت ها از سوی مخاطبان داخلی و خارجی فیلم سینمایی “جدایی نادر از سیمین” نشان از عدم توفیق فیلمساز در ارائه و انتقال ایده ها و منویات او به عنوان خاق اثر دارد و یا آنکه علل و عواملی در چگونگی و فرایند برداشت نزد بینندگان به این امر منتج شده است؟

آیا عدم همسویی برداشت مخاطبان و بعضاً تنافر دیدگاه ها با یکدیگر، نقصی به حساب می آید و ناشی از الکن بودن زبان و بیان فیلمساز و نقصان “متن” است و یا آنکه حق به جانب بخشی از مخاطبان و سوء برداشت سایر بینندگان فیلم است؟ آیا باید به همه مخاطبان فارغ از خاستگاه های فکری و اجتماعی باید حق داد تا از زاویه پندارها و دریافت های خود با اثر ارتباط برقرار کرده و قائل به رجحان برداشتی بر سایر دریافت ها نباشیم؟

چارچوب نظري

این نوشتار در چارچوب نظريه “دريافت، رمزگذاري/رمز گشايي استوارت هال” به تحليل عناصري همچون رمز گذاری، پيام و رمزگشایی و نيز تصريح وي بر متن کاوی و برخورد فعالانه مخاطب با متن- اعم از کتاب، روزنامه  و فیلم- می پردازد. به تعبیر وی “متن” جایی بین تولید کننده و مخاطب جای دارد. با اینکه تولید کننده متن را به روش خاصی رمز گذاری می کند، مخاطب ان را درمفهومی کمی متفاوت رمز گشایی می کند. چیزی که “هال” آن را “حاشیه فهم” می خواند.

            مقاله تطبيق نظريه را  بر نمونه مورد مطالعه يعني” فيلم جدايي نادر از سيمين” مورد توجه قرار داده و راز تکثر و تنوع دیدگاه ها را كه به بهبود و تعميق ارتباط مخاطب- فارغ از زبان و مليت آنها- انجاميده است، در چارچوب نظريه مزبور واكاوي مي كند.

سينما كانال مهم ارتباطي

در موضوع مورد مطالعه این مقاله، کانال انتخابی سینما و فیلم است. سینما به عنوان هنر هفتم و دربردارنده ویژگی استثنایی هنرهای پیش از خود، از چنان قدرت و ظرفیت بیانی برخوردار است که در یک سده گذشته در بسیاری از مقاطع زمانی با کارکردهای سیاسی و اجتماعی خود و یا به عنوان سلاحی در تنش های سرد و جنگ های روانی به خوبی ایفای نقش کرده است و حامل بسیاری از اندیشه های حکمی و فلسفی دولتمردان و یا رجال اندیشه بوده است. آنچه که امروزه تحت عنوان سینمای استراتژیک از آن یاد می شود جز این نیست که تصویر قدرت دارد تا مناسباتی را تغییر دهد یا شرایط را برای تغییر آماده سازد. همگان بر این واقعیت اتفاق نظر دارند که بسیاری از ما شناخت مان از واقعیات و پدیده ها الزاماً ناشی از درک و مشاهده مستقیم آن پدیده ها نمی باشد بلکه متاثر از تصویر و تصوری است که از آن موضوع در ذهن مان ایجاد شده است.

سینما فی نفسه به اعتبار آنکه بر تصویر و صدا متکی است می تواند بر موانع و حجاب هایی نظیر زبان فائق آید و با مخاطبان انبوهی ارتباط برقرار کند. امروزه از رهگذر توسعه و گسترش رسانه های ارتباط جمعی و افزایش ضریب نفوذ اینترنت به چنین امکانی وسعت و عمق بیشتری بخشیده است. بطوریکه دانلود انواع و اقسام فیلم ها امروزه ساده ترین سرویسی است که کاربران از مراکز خدمات اینترنتی دریافت می کنند.

در دنیا ثابت شده است که کشورهای صاحب تصویر از قدرت بازدارندگی بالایی برخوردار هستند و سینما یکی از مولفه های امنیت فرهنگی آنهاست. حضور مستمر هزاران قطعه فیلم های کوتاه و بلند، سینمایی و مستند ساخته سینماگران ایرانی طی سه دهه گذشته در مجامع جهانی توانسته است، خنثی کننده بسیاری از دکترین های ضد ایرانی و ضد اسلامی دولت های متخاصم علیه ایران باشد.

به هر حال سینما به دلیل اختصاصات زبانی خود در مقام مقایسه با سایر رسانه ها، می تواند در روابط و ارتباطات میان فرهنگی و از منظر مطالعات فرهنگي، کارایی شگفت انگیزی داشته باشد و یکی از کانال های فراخ برای جلب و جذب انبوه گیرندگان باشد.

نظريه مخاطب: مطالعات فرهنگي و مخاطبان فعال

” مخاطبان ديگر فقط موضوع مطالع يا واقعيتي بيروني نيستند كه رشته مطالعلتي خاصي مدعي مالكيت آنها باشد، بلكه بايد آنها را پيش و بيش از هر چيز به عنوان يك استعاره گفتماني تعريف كرد كه از روش هاي دائماً در حال تغيير و بسيار ناهمگون و متعدد بر ساختن معنا و معارضه هاي معنايي در انواعذو اقسام شرايط روزمره كاربرد و مصرف رسانه ها حكايت مي كند”(انگ 1996 به نقل از بنت، 1386:94 به نقل از نظریه های رسانه)

براي واضعان نظريه در مطالعات فرهنگي، فرهنگ اختصاصاً در حوزه نخبگان و آفرينش هاي فرهنگي آنها خلاصه نمي شود بلكه شمول آنها همه كردارها و رفتارهاي طبقات عامه را نيز در برمي گيرد. به عبارتي الگوهاي مبتني بر رهيافت هاي نخبگان در برابر برداشت هاي توده هاي مردم از متن رسانه اي و هر اثر فرهنگي رنگ مي بازد. در مطالعات فرهنگي اين موضوع اهميت دارد كه بسياري از مخاطبان برداشت و تلقي خود را از متن ارائه شده دارند و بعضاً اين تلقي با قرائت مسلط يا هژموني حاكم ممکن است در تضاد باشد.

“مطالعات فرهنگي حوزه اي ميان رشته اي و موضوع اصلي آن سوژه و قدرت است. سوژه هاي انساني چگونه شكل مي گيرند و چگوه فضاهاي فرهنگي و اجتماعي را تجربه مي كنند. گروه هاي اجتماعي چگونه فرهنگ را مصرف مي كنند و دگرگون مي سازند و چگونه از طريق كنش مصرف به توليد ارزش هاي اجتماعي و زبان هاي فرهنگي جديد دست مي يازند.(در باره مطالعات فرهنگی- محمدي- 8)

“مطالعات فرهنگي” بر استفاده از رسانه ها به مثابه بازتابي از يك زمينه اجتماعي- فرهنگي و نيز بر فرايند معناسازي براي تجربيات و محصولات فرهنگي تاكيد مي كند. مطالعات فرهنگي بديلي قدرتمند در برابر رويكردهاي رفتارگرايي و ساختارگرايي در مطالعه و پژوهش مخاطب است و با اشاره به قدرت معناسازي و مقاومت مخاطب در برابر متون رسانه اي مخاطبان را عنصري فعال و تعيين كننده در رخدادهاي ارتباطي و مصرف رسانه اي مي داند. اين رويكرد طيفي از ديدگاه ها و مفاهيم به خصوص ديدگاه هاي مربوط به نسبت متن و سوژه را در برمي گيرد.

نظريه استوارت هال

هال با به آزمون گذاشتن فرضيه خود به اين گزاره دست يافت كه از يك متن واحد رسانه اي امكان برداشت هاي متكثري از سوي مخاطبان وجود دارد. برداشت هايي كه ممكن است همسو بوده و يا نباشند.  هال به عنوان یک مارکسیست تجدید نظر طلب، نظريه هاي اقتدارگرایانه پيش از خود را كه هر گونه مخالفت و مقاومت در برابر نگره و ايدئولوژي هاي حاكم بر رسانه را مردود مي شمرد، به نقد كشيد و توليد معنا يا همان پيام را مولود يك فرايند گفتماني دانست. وي براي درك فرايند معناسازي “روش نشانه شناسي” را پيشنهاد كرد.

استوارت هال نظريه هاي رفتارگرايانه نظير؛ فراگرد ارتباط “ديويد برلو” را به چالش كشيد و تفسير خطي انتقال پيام از منبع به گيرنده را زير سوال برد و معتقد بود حاصل رمز گشايي گيرنده ممكن است با رمزگذاري منبع متعارض باشد.

هال در مقاله رمز گذاري و رمز گشايي كه مقدمه اي براي اعلام نظريه دريافت شد، سه موضع فرضي را بر مي شمرد:

-موضع مسلط- هژمونيك كه در آن بيننده “پيام را بر مبناي رمز مرجحي رمز گشايي مي كند كه در چارچوب آن رمزگذاري شده است. مي توانيم بگوييم بيننده در چارچوب رمز مسلط عمل مي كند”(مهدي زاده—215) بيننده”با وجودي كه موقعيت ممتاز تعاريف مسلط از رويدادها را مي پذيرد، اين حق را براي خود حفظ مي كند كه آنها را در شرايطي محلي و مواضع مادي تر خود به شكلي كه بيشتر مورد توافق باشد به كار بندد” (مهدي زاده -215)به زبان ساده تر تماشاگر مجاز است عليرغم پايبندي به معنا و پيام غالب يك اثر، در مواردي برداشت هايي در ظاهر متناقض اما مورد توافق با معناي مسلط يا هژمونيك را ارائه دهد. .

-در اين وضعيت “ممكن است بيننده اي زير وبم هاي صريح و ضمني يك گفتمان را كاملاً بفهمد اما رمز پيام را به شكلي عام اما متضاد بگشايد.”(مهدي زاده- 215)

يك نكته مهم را نبايد از ياد برد كه اگر چه هال تصريح مي كند كه متن رسانه اي فاقد معنايي قطعي و تعيين شده است اما وي راه را بر آنارشي و هرج و مرج در برداشت دلبخواهانه مخاطب نيز مي بندد “مفهوم خوانش مرجح نزد هال به اين معني است كه مخاطبان فعالند و در معنا بخشيدن به متن نقشي اساسي دارند” وي تاكيد مي كند “اما فعال بودن آنها تحت شرايط خاصي است. اين شرايط خاص را خود متن،‌نهاد توليد كننده متن و تاريخچه زندگي اجتماعي مخاطب به ويژه طبقه اجتماعي او تعيين مي كند.”(مهدي زاده -217)

در يك جمع بندي دريچه اي كه هال به روي نظريات ارتباطي گشود كنش و تعامل هر چه بيشتر مخاطب با متن و تحليل روابط پيچيده حاكم بر متن بود تا از رهگذر مواجهه فعالانه و پوياي مخاطب با متن معنا فراچنگ آيد.

فرايند رمز گذاري در توليد فيلم”جدايي …”

ديويد برلو: « مي توان گفت كه همة انواع ارتباطات انساني داراي منبع هستند . منبع مي تواند شخص يا گروهي باشد كه با هدف و دلايل خاص اقدام به برقراري ارتباط مي كند. يك منبع معين با ايده ها، نيازها، مقاصد، اطلاعات و هدفي براي ارتباط، جزء اول يك فراگرد ارتباط است.(محسنیان راد-ارتباط شناسی-393)

ناگفته پیداست که اصغر فرهادی در مقام نویسنده و کارگردان فیلم و به منزله منبعی که دغدغه های جدی برای نگارش و ساخت اثر داشته است، در زمره فیلمسازان و سینماگرانی است که به عنصر تحقیق بهای فراوانی می دهد. او به عنوان منبع همانند بسیاری از سینماگران و هنرمندان در فرایند پیچیده خلق اثر هنری تمام توجه و تمرکزش را معطوف اجرای دقیق اثر می کند و اطمینان دارد که اگر خودش از حاصل کار رضایت داشته باشد، مخاطب نیز با کار ارتباط لازم را برقرار می کند. برای فردی چون فرهادی که زمینه کار خود را در ژانر سینمای اجتماعی برگزیده است، ارتباطات اجتماعی از اهمیت زیادی برخوردار است . او بیش از انکه به قدرت تخیل خود متکی باشد، تلاش دارد که از نزدیک آلام و مشکلات مردم  جامعه ای را که درآن زندگی می کند با تمام وجود حس کند. نگاهی به پیشینه سینمایی و تلویزیونی فرهادی گویای همزبانی با اقشار فرودست جامعه از یک طرف و طبقه متوسط اجتماع از سوی دیگر می باشد. فرهادی در مصاحبه ای با ماهنامه فیلم (فروردین 90) می گوید: «اگر بپرسید قصه فیلم از کجا آمده، باید اینطور پاسخ دهم که از چند جای مختلف امد. بخشی از تجربه های شخصی من بود. مخصوصاً رابطه نادر با پدرش که آلزایمر دارد در نزدیکانم کسی را داشتم که بیماری الزایمر داشت و رابطه یک بیمار آلزایمری با بقیه برایم از یاد نرفتنی بود. چند تا تصویر داشتم از این شخصیت و این ها در ذهنم بود.»(همان منبع)

  فرهادی در جـای دیـگری از ایـن مصاحبه مـی گویـد؛ «چیز دیگـری کـه مـرا به سمت ایـن قصه بـرد این بودکه سالها من هـر روز صبح دخترم را با خود به مدرسه می بردم و بعد از ظهر برمی گـرداندم. همیشه فکر می کردم رابطه مـن با دخترم و صحبت هایی کـه در ماشین با او داشتم، رابـطه نـویی برای طـرح در سینمـاست.

     رابطـه یک پدر با دختـری نوجوان، این هم از آن چیزهـایی بود که مـدام دنبال فرصتی بودم که در یک فیلم بیاورم.

     جـرقه های ایـن طوری از جـاهای مختلف آمـد و یک جایی کنار هـم نشست و منـجر شد به اینکـه قصه ای پیدا کنـم بـرای ایـن تکه های پازل که هیچ ارتباطی با هم نداشتند.»(همان منبع)

            همانطور كه از صحبت هاي كارگردان فيلم دريافتيم او نيز مثل همه هنرمندان از مشاهدات و وقايع روزانه خود به عنوان ماده خام بهره مي برد و حس نهفته در هر يك از آنها را تا زمان كه به عنوان بخشي از يك اثر هنري در نيامده اند در وجود خويش مي پروراند.

             غرض آنکه اولین پله های موفقیت یک فیلمساز برای برقراری ارتباط با ملل جهان – فارغ از زبان و جغرافیا- درک عمیق از مخاطرات انسانی و تلاطم های روحی انسانها در موقعیت های مختلف است.

در فیلم جدایی نادر از سیمین معنا و پیام مورد نظر فیلمساز در متن یک درام و داستان پر کشش و تعلیق تنیده می شود. با فرض آنکه سناریو خود شیوه و روشی کاملاً تکنیکی برای طرح هنرمندانه یک داستان است، در واقع نویسنده فیلمنامه قبل از اینکه فیلم مقابل دوربین برده شود، با استفاده از فنون فیلمنامه نویسی سر و شکل قاعده مندی به سلسله وقایع داستان می بخشد تا در مرحله بعد تکلیف گروه اجرایی برای به تصویر کشیدن همین فیلمنامه از قبل کاملاً روشن باشد. فرهادی در زمره فیلمسازانی است که پیرو مکتب سناریو نویسی سید فیلد سناریست معروف آمریکایی است.

«الگوی بهتری(از سید فیلد) سراغ ندارم. کاملاً از این الگو تبعیت می کنم. اما یک چیزهایی را هم به فراخور قصه تغییر می دهم. نکته اول این است که خود این قاعده ها هدف نیستند. اینها ابزارهایی هستند که می توانند ما را راحت تر به منظورمان که یک فیلم جذاب است، برسانند. فیلم جذاب یعنی چه؟ یعنی فیلمی که در قدم اول تماشاگرش را متقاعد کند که در تمام زمان فیلم بنشیند و آن را تماشا کند. در واقع الگویی که سید فیلد به ما می دهد برای شکل گیری این اتفاق است و نه چیز دیگر. یعنی قواعد فیلد کمک نمی کند که مضمون بهتری ارائه دهید، چگونگی ارائه مضمون و تم را نمی گوید، فقط می گوید که چگونه فیلم جذاب تری بسازید. این قواعد فقط کمک می کنند که راحت تر به مقصد برسیم(همان منبع ) بنابراین فیلمساز در حین نگارش فیلمنامه دست به ترجمان هنرمندانه ای می زند تا پیام او در دل یک قصه مستتر شود.

در پروژه فیلم مورد نظر پس از اتمام نگارش فیلمنامه، کارگردان و دیگر همکاران فنی و هنرمند، کار رمز گذاری را در دستور کار قرار می دهند. کارگردان با دکوپاژ، ابتدا به نمابندی صحنه های فیلم اقدام می کند و سپس اندازه نما، طول نما، ساکن یا متحرک بودن دوربین، محل استقرار دوربین و نحوه ورود و خروج بازیگران به صحنه را مشخص می کند. بعد از این عواملی مانند؛ فیلمبردار، طراح صحنه و لباس و … بر اساس همان برگه دکوپاژ و نیز story board  با مدد گرفتن از تجربه و خلاقیت خویش در امتداد رمز گذاری کارگردان به فعالیت مشغول می شوند.

رمزگشايي

          سینما به عنوان هنری جهانی و زبانی بین المللی طی یک سده اخیر در ترویج سواد رسانه ای گیرندگان و مخاطبان خود، موفقیت های زیادی داشته است. اگر پاره ای از آثار هنری را استثنا کنیم که حدیث نفس فیلمساز است و کشف معنای نهفته در نمادها و نشانه های آن برای هر کسی مقدور نیست، اغلب آثار هنری در این مسیر با مشکل روبرو نبوده و از رهگذر ارتباط مخاطب با اثر و دريافت و استنباط بهره هاي ذوقي و معنايي خود سبب شكوفايي اقتصاد هنر شده است و سينما بازار جذاب و پر مخاطب خویش را هیچگاه از دست نداده است.

       اقبال بسیاری از شرکت ها و کمپانی های پخش فیلم برای اکران عموی فیلم جدایی… – سوای درخشش جشنواره ای و محفلی فیلم- به روشنی مبین این واقعیت است که فیلم واجد خصلتی است که بینندگان زیادی قادر به کشف رموز فیلم هستند و پیام فیلمساز در هاله ای از ابهام و تعلیق باقی نمی ماند. در غیر اینصورت به دلیل حاکمیت مناسبات سرمایه داری در کشورهای توسعه یافته، انگیزه ای برای نمایش عمومی فیلم و صرف سرمایه گذاری های قابل توجه برای معرفی و تبلیغ آن پدید نمی آمد.

مجددا، تاکید می گردد که قصه سرراست- منظور یکنواخت نیست- فیلم و تاکید سینماگر بر جزئیات رفتار بازیگران، کمک زیادی به درک و کشف اغلب رمزهای نهفته در فیلم می کند. اگر می گویم اغلب رمزها، بدان خاطر است که توقع زیادی است اگر انتظار داشته باشیم مخاطب غربی به عنوان مثال دلیل تماس راضیه با دفتر مرجع تقلید خودش را درک کند. ! تماس بدنی پرستار خانگی با مرد بیمار و غیر بیمار برای مخاطب غربی مسئله ای حل شده است و اصلاً چند و چونی در این باره نمی کند.

   در فیلم جدایی… با انکه کارگردان بارها تصریح کرده است که در حین نگارش فیلمنامه و در ادامه آن، تولید فیلم به مخاطب جهانی فکر نمی کرده و فقط می کوشیده است تا قصه ای را درست روایت کند، مخاطب به دلیل ویژگی های استثنایی اثر دل به کار او می دهد و سوار بر محمل خیال و اندیشه، گوش جان به روایت او می سپارد.

بازخورد فیلم در طیفی از نظرات بینندگان

 در ادامه نمونه هایی از بازخوردهاي متفاوت در داخل و خارج از كشور اثر را که گویای صحت نظريه “دريافت” و تنوع و رنگ آميزي برداشت هاست، بازگو می شود:

اضافه کردن به ردیف مصیبت های زندگی

تماشاگر تا پایان فیلم مشتاقانه منتظر گشوده شدن گره‌ها و حل و فصل درگیری‌هاست. فشارهای عصبی حاصل از التهابات داستان، گریبانگیر و خفه‌کننده است. اما در آخر، نه تنها پایان داستان به برطرف شدن چنین فشارهایی کمک نمی‌‌کند، بلکه تماشاگر را به تفکر و سردرگمی در رفع معضلاتی از این دست فرو می‌برد و به ردیف مصیبت‌های زندگی‌اش درد دیگری را اضافه می‌کند.

سوال قابل تامل آنکه، چرا اثری به غایت تلخ و گزنده مانند “جدایی نادر از سیمین” تا این حد فروش می‌کند؟ آیا ما به مرحله‌ای رسیده‌ایم که حاضریم تصاویر ناکامی‌ها و دردهایمان را بر پرده‌ی بزرگ سینما با دیگران به تماشا نشینیم و همدردی همنوعانمان را طلب کنیم؟ در لایه‌های زیرین کلان‌شهر تهران و در دلهای به ظاهر آرام و متین چه می‌گذرد که با کنار رفتن گوشه‌ای از پرده آن نگاه‌ها را به خود جلب کرده است؟                                                                                          

شهرام زعفرانلو – ايران

نسخه ایرانی بدون دخترم هرگز

در واقع مضمون اصلی فیلم «جدایی نادر از سیمین» با مضمون فیلم ضد ایرانی «بدون دخترم هرگز» یکی است؛ یعنی هر دو می‌گویند، ایران جای زندگی نیست و هر دو به دنبال خروج از ایران هستند، با این تفاوت که آن فیلم پیامش گل درشت است و موجب مقاومت مخاطب ایرانی می‌شود، اما «جدایی نادر از سیمین» در بافتی دراماتیک و با ظرافت هنری چنین پیامی را به مخاطب القاء می‌کند، تفاوت دیگر این است که در فیلم «بدون دخترم هرگز» تمرکز اصلی در نامناسب بودن ایران برای زندگی بر روی حکومت بر سر کار آمده بعد از انقلاب است، اما در «جدایی نادر از سیمین» تمرکز بر وضعیت جامعه ایران است و چندان حکومت ایران مورد نظر نیست.

           غیر از لایه اجتماعی، فیلم دارای لایه فکری و معرفتی نیز می‌باشد که به نوعی در پیوند با لایه اجتماعی نیز می‌باشد، فیلم «جدایی نادر از سیمین» در مناسبات معرفتی بر ترجیح شکاکیت بر یقین متمرکز است، در واقع می‌خواهد بگوید، مشکلات اجتماعی جامعه ایران، ریشه معرفت شناسانه دارد، تنازع، درگیری و ستیزش در فیلم در جایی شکل می‌گیرد که «راضیه» مطمئن و یقین دارد که عامل سقط جنین او «نادر» است، اما زمانی که به این مسئله تردید می‌کند و شک می‌کند، چالش‌ها فرو می نشیند، نادر نیز زمانی که مطمئن است که مشکلات پیش آمده برای پدرش در اثر سهل انگاری «راضیه» در نگه‌داری اوست، از او شکایت می‌کند و دور تازه‌ای از تنش‌ها و ستیزش‌ها با شکایت وی آغاز می‌شود، اما زمانی که پزشک از او می‌خواهد تا آثار ضرب و کبودی بدن پدرش را نشان دهد، نادر که در حال بالا زدن لباس پدر است، با شک کردن در این مسئله که شاید آثار کبودی مربوط به سهل‌انگاری «راضیه» نباشد و مربوط به اتفاقات پیش از آن باشد، از شکایت خود صرفنظر می‌کند و با این شکاکیت منازعه خاتمه می‌یابد پرويز اميني – ايران

عنصر كشمكش و بافت دراماتيك اثر

        این فیلم هیچکاکی ایرانی در تمام مدت 123 دقیقه اش مرا میخکوب نگه داشت. بازی ها عالی است و فیلم نامه بهترین فیلم نامه ای است که من در پنج سال اخیر دیده ام. نبوغ اصغر فرهادی در این است که کشمکش و درام را در طول فیلم بدون سرو صدای زیاد حفظ می کند. 

   این فیلم مرا به یاد فیلم دزد دوچرخه می اندازد که در آن نیز داستان بسیار ساده بود. اما به هرحال جدایی نادر از سیمین بسیار پیشرفته تر است و بسیار پیچیده تر و غنی تر. این فیلم را ببینید.

کریس راکس  از هلند

پرهيز كارگردان از تحميل داوري خود به بيننده

    فیلمی بسیار خوش ساخت که پیچ و خم های داستان آن، گرفتاری های اخلاقی جدیدی را به مخاطبان معرفی می کند. و این کار با ظرافت و به دور از قضاوت کردن انجام می شود _ برخلاف فیلم های بدنه سینمای آمریکا. من با تمام شخصیت های فیلم همذات پنداری کردم، این فیلم تصویری صمیمانه از جامعه ای می دهد که در رسانه های ما تک بعدی و بیگانه نشان داده می شود. ( من این مطلب را چند روز بعد از اشغال سفارت انگلیس در ایران می نویسم )

jsrees از انگلستان

كشش و تعليق از ابتدا تا پايان فيلم

 به هرحال این فیلم بهترین داستان، بهترین بازیگری و بهترین تدوینی را دارد که می توان تا مدتها دید. فیلم های بسیار کمی هستند که بدون استفاده زیاد از خشونت فیزیکی، حال شما را منقلب کنند.

   من تضمین می کنم که شما تا پایان فیلم و تا وقتی که تیتراژ پایانی نمایش داده می شود؛ سرجای خود بنشینید. 

استنسون از سوئد

این فیلم تا مدتها در ذهن می ماند و شما را به فکر کردن وا می دارد. البته بدون اینکه بر ذهنتان سنگینی کند. شما از این تفکر لذت خواهید برد و حتی ممکن است وقایع زندگی خودتان را برایتان تداعی کند و اینکه اگر در آن شرایط بودید؛ چه می کردید.

باف از استراليا

انتقال پيام مسئوليت پذيري و از خودگذشتگي

    در نهایت باید گفت که این فیلم حقیقتا سزاوار عنوان یکی از بهترین فیلم های سال است. جدایی … مثال خوبی از زندگی واقعی است که می تواند به مردم کمک کند افکارشان را در مورد مفاهیم مهم زندگی، همچون مسئولیت پذیری، عشق و از خود گذشتگی، تغییر دهند.

 جک کوئن از امریکا

   مستند نمايي و تاكيد برجزييات

  سالها بود که فیلمی چنین واقعی و قوی ندیده بودم. بازی ها و کارگردانی این فیلم این احساس را به من داد که گویی یک فیلم مستند می بینم که این مشخصه ای قابل ستایش است.

چریل ایسک از سنگاپور

پرهيز از مستقيم گويي

     اما فیلم کاملا مرا قانع کرد که عامه مردم در هر زمانی ممکن است با چنین مشکلاتی روبرو شوند. فیلم مسائل اخلاقی بسیار مهمی را مطرح می کند؛ بدون اینکه مخاطب را موعظه کند یا به مسائل مطرح شده پاسخی سطحی بدهد.    

hopek از انگلستان

جدول 2 – توزیع فراوانی نظرات کاربران

ردیف

محور نظرات کاربران

فراوانی

درصد

1

تماشای تصویری غیر هالیوودی از ایران

5

5

2

واقع نمایی از زندگی ایرانیان و سرشار از جزییات

8

8

3

هزینه بردار بودن دروغ

4

4

4

تعلیق داستان و غیر قابل پیش بینی بودن آن

7

7

5

شخصیت های خاکستری داستان فیلم

11

11

6

جهان شمول بودن قصه

8

8

7

مبارزه زن ایرانی برای دستیابی به حقوقش

3

3

8

خوب و بد مطلق وجود ندارد

4

4

9

عمیق و چند لایه بودن قصه

12

12

10

احترام به والدین

5

5

11

نگاه بی طرفانه فیلمساز

8

8

12

واگذاری قضاوت به بیننده

7

7

13

مسئولیت پذیری

4

4

14

تاثیر عمیق بر بیننده

4

4

15

بازی فوق العاده نقش افرینان

5

5

16

سایر نظرات

6

6

جمع

100

%100

نتیجه گیري

سازنده فيلم جدايي … به پشتوانه مهارت هاي حرفه اي، سواد سينمايي و نگره هاي يك فيمساز مولف و متاثر از ارزش ها، واقعيات اجتماعي و فرهنگي محيطي كه به آن وابسته است، در ساخت فیلم خود به گونه اي عمل كرده است كه معانی مستتر در لایه های مختلف ماجراها و مناسبات و رولبط بین شخصیت ها از سوي گيرندگان و مخاطبان انبوهي در داخل و خارج از كشور به خوبي درك شده است.  درک این معانی الزاماً به معنی همسویی آنها با یکدیگر نیست بلکه نظرات در طیفی از مخاطبان مخالف پیام فیلم تا موافقان آن قابل ارزیابی است. توانايي فيلمساز در ارائه مابه ازاء هاي تصويري و عيني از ايران معاصر، زندگي زوج هايي با دو طبقه اجتماعي متمايز، تاكيد بر جزييات روابط و مناسبات انساني و پرهيز از حقنه كردن هرگونه داوري از جانب فيلمساز، بستري را مهيا كرده است تا بيننده، كليد بازگشايي رموز و دقايق فيلم را بيابد و به مرتبه اي تازه از شناخت و جهان بيني داستان نايل گردد.

آنچه كه به اختصار از بازخوردهاي فيلم نزد مخاطبان در كشورهاي مختلف جهان ارائه شد، مبين اين حقيقت است كه علیرغم حجم زیاد دیالوگ در فیلم، تلاش استادانه فيلمساز و نقب او به لايه هاي دروني كنش و رفتار انسان ها، سبب گرديده است تا بيننده فارغ از جغرافيا و محيط مشخص داستان(ايران- تهران) خود را به جاي شخصيت ها گذارده و سوار بر محمل درام، فراز و فرودهاي داستان را با تمام وجود احساس نمايد. این مقاله کوشید بی آنکه به تخطئه دیدگاه های مخالفین و یا تمجید موافقان بپردازد به این واقعیت تصریح کند که تلاش برای تعمیم یک نگره خاص به دلیل تنوع و تکثر نظرات و برداشت ها راه به جایی نمی برد و به نسبت پیچیدگی رمز گذاری فیلم و ساختار هوشمندانه آن، زمینه دریافت معنادار مخاطبان از متن رسانه ای وجود دارد.

منابع:

مهدی زاده سید محمد(1391)، نظریه های رسانه اندیشه  های رایج و دیدگاه های انتقادی، تهران: انتشارات همشهری

محسنیان راد مهدی(1369) ارتباط شناسی، تهران: انتشارات سروش

ماهنامه فیلم، فروردین(1391)

محمدی جمال(1388)، در باره مطالعات فرهنگی، تهران: نشر چشمه

www.imdb.com

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3841

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.