در مدت کوتاهی که تا پایان اعتبار حکم رییس سازمان صداوسیما باقی مانده است، خبرها و وعدههای بیشتری را از زبان مدیران مختلف این رسانه خواهیم شنید. گفتگوی اخیر مدیرعامل سیما فیلم مبنی بر تامین همه نیازهای سریال تازه مهران مدیری(مرد سه هزار چهره ) و یا باز کردن آغوش به روی رضا عطاران، کلید خوردن چندین پروژه سریال در آینده نزدیک، این پیام را دارد که موتور سیما فیلم تازه گرم شده است و میخواهد جبران مافات کند. از سوی دیگر در این فاصله رئیس سازمان صداوسیما هم بیکار ننشست و اعلام کرد، تکلیف دستگاههای اجرایی را برای همکاری با رسانه مشخص کردهایم. قاعدتاً ایشان باید ابتدا گزارش تکالیف انجام شده خودش در خصوص سایر سازمانها را ارائه کند تا ابعاد این همکاری دوطرفه روشن شود.در خلال سخنان رئیس سازمان و مدیران او آنچه که ناپیداست و حرفی از آن زده نشد، رویکرد نادرست رسانه در سالهای اخیر برای هدف قراردادن قشری از مخاطبان و بیتوجهی آگاهانه به نیازها و علائق بخش وسیعتری از مردم است.
مدیران رسانه فراگیر در تمام این مدت یگانه عامل ریزش مخاطبان را به تغییر الگوی مصرف مخاطب و گرایش آنها به تماشای محتوای مورد علاقه از طریق دیگر پلتفرمهای اینترنتی دانستند. در شیوه های جدید مخاطب میتواند برنامه مورد علاقه خود را در هر ساعتی که از شبانه روز بخواهد، ببیند. کیست که نداند صداوسیما همگام و همراه با تحولات اجتماعی و تغییر سبک زندگی مردم حرکت نمیکند و اگر هم بخواهد، فشارهای بیرون از سازمان چنین اجازهای را به او نخواهند داد.صداوسیما در همین پنج سال به سریالها و برنامههای سرگرمکنندهای زیادی برای عرضه در نمایش خانگی مجوز داده است و پی به این حقیقت برده است که هر رسانه فلسفه و کارکرد خاص خود را دارد. تهیه کنندگان سریالهای نمایش خانگی مجبور نیستند که بر اساس ضوابط پخش تلویزیون محتوا تولید و منتشر کنند. درک واقعبینانه تلویزیونیها ولو با تاخیر، باعث تنوع و انبوهی انواع برنامههای نمایشی در سبد مصرفی مخاطب شده است.مدیران تلویزیون ابقا شوند و یا نشوند مادام که در نگاه خود تجدیدنظر اساسی نکنند و نگرشها و سلیقههای متکثر جامعه را برسمیت نشناسند، سیر قهقرایی رسانه حاکمیتی ادامه خواهد یافت.



