در این نوشتار مروری خواهم داشت بر کتاب ها و منابعی که ترسیم گر روند مبارزات انقلابی در سال های منتهی به انقلاب اسلامی در استان مرکزی(اراک)هستند. این یادداشت پیش از این در روزنامه «عطریاس استان مرکزی» به چاپ رسیده است.
یکسال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، استان مرکزی به مرکزیت شهر اراک در تقسیمات کشوری شکل می گیرد و از آن پس مطالعات و پژوهش های تاریخی در باره این اقلیم با مختصات سیاسی تازه ای مورد توجه قرار می گیرد. همزمانی تاسیس استان مرکزی با ناآرامی ها و اعتراضات عمومی در سراسر کشور نسبت به رژیم پهلوی، اراک را هم دستخوش اعتصابات و تظاهرات ابتدائاً صنفی و سپس فراگیر ساخت. با اینکه در دهه های چهل و پنجاه شهربانی و ساواک اراک در ظاهر چندان درگیر تعقیب و گریز با مبارزان نبودند و همه چیز آرام به نظر می رسید اما در زیر پوست شهر، مخالفان عموماً متدین در جلسات مذهبی روشنگری را پیشه خود ساخته بودند و مترصد روزنه ای بودند تا خشم خود را علیه وضع موجود ابراز کنند. دیماه 56 این اتفاق افتاد و غریو اعتراضات سکوت شب را شکست.
1.استان شناسی مرکزی
سازمان برنامه ریزی و تالیف کتاب های درسی تصمیم گرفته است تا کتاب «استان شناسی» را جایگزین کتاب درسی جغرافیای استانهای کشور کند. به همین خاطر در چند استان کشور کتاب جدید بصورت آزمایشی مبنای تدریس قرار گرفته است. کتاب «استان شناسی» که طبیعتاً برای هر استان بصورت جداگانه و اختصاصی تالیف می شود، تفاوت آشکاری با کتاب جغرافیای استانها دارد و به جز جغرافیای طبیعی در کتاب جدید، جغرافیای انسانی، قابلیت های فرهنگی و از همه مهمتر تاریخ اجمالی استانها از ماقبل تاریخ تا عصر حاضر مورد توجه مولفان قرار گرفته است. استان مرکزی خوشبختانه در زمره استان هایی است که کار تدوین کتاب استان شناسی آن به انجام رسیده است و ظاهراً چند سالی است که این کتاب در مقطع دبیرستان تدریس می شود.
منابع اصلی کتاب «استان شناسی مرکزی» لوح فشرده و کتاب راهنمای استان مرکزی منتشر شده از سوی میراث فرهنگی استان و نیز مجلدات «تاریخ اجتماعی اراک» تالیف مرحوم «مرتضی ذبیحی» است. از آنجا که مراد از «آزمایشی» بودن کتاب مزبور دریافت بازخوردهای آن از سوی دبیران و دانش آموزان است، نگارنده پا در کفش این عزیزان کرده و حاصل تورق کتاب فوق را اجمالاً اینگونه شرح می دهد.: افزایش دامنه موضوعی کتاب جغرافیای پیشین به تاریخ، ویژگی های فرهنگی و سایر توانمندهای اقتصادی و اجتماعی استانها کار پسندیده ای است و کمک زیادی به شناخت واقع بینانه دانش آموزان از استان و زادگاه شان می کند. بی شک شناخت سرمایه های مادی و معنوی استانها دانش آموزان را در ادامه راه تحصیل، به بهره برداری اصولی از ذخایر فرهنگی و اقتصادی استان رهنمون می شود و آنها را به صرافت نقاط قوت و ضعف استان در مسیر توسعه یافتگی می اندازد. این مطلب در مورد استان مرکزی که متاسفانه زمینه های واگرایی در بعضی از شهرها و مناطق آن بصورت بالقوه وجود دارد و همبستگی تاریخی و فرهنگی مستحکمی بین بخش هایی از استان وجود ندارد، بسیار حائز اهمیت است. مولفان کتاب «استان شناسی مرکزی» در فصل پیشینه تاریخی استان، خواننده را با نخستین سکونت گاه های انسانی شکل گرفته در استان آشنا می کنند و نگاه تاریخی خود را تا عصر حاضر و معرفی تعدادی از مشاهیر تاریخی و علمی معاصر امتداد می بخشند. کتاب پس از عبور از مقاطع ماقبل تاریخ و سپس ظهور و سقوط سلطنت های قبل و پس از اسلام در زمانه پادشاهی «فتحعلی شاه» و تاسیس شهر سلطان آباد(اراک) متوقف می ماند و آنگاه با یک پرش ناگهانی حدوداً 170 ساله به مرور وقایع پس از پیروزی انقلاب و دفاع مقدس می پردازد. این خلاء بزرگ تاریخی سبب شده است تا نقش مردمان استان در شکل گیری پیروزی انقلاب اسلامی نادیده انگاشته شود و از کانون های مبارزه در شهرهای خمین و اراک در دهه های 30، 40 و 50 شمسی که در متن وقایعی همچون نهضت ملی شدن نفت، پانزده خرداد و مبارزه با رژیم خودکامه پهلوی فعال بوده اند، نامی به میان نیاید. این نقص بزرگ را باید مولفان در بازنشر کتاب «استان شناسی مرکزی» برطرف کنند و مانع از گسست تاریخی در هویت ملی اهالی استان مرکزی شوند.
2.انقلاب در اراک
یکی از نخستین تک نگاری های موجز تحلیلی-تاریخی در باره جایگاه و نقش اراکی ها در جنبش های ملی و نیز روند پیروزی انقلاب اسلامی، نوشته ای است با عنوان « انقلاب در اراک» که به قلم خانم «فریبا آقاباقری» در وبلاگ شخصی وی با عنوان «نگاه اراک»به رشته تحریر در آمده است. وی که از فعالین سیاسی اراک در دهه های هفتاد و هشتاد و عضو شورای اسلامی شهر اراک در دوره سوم است، تلاش کرده است تا نوشته تحقیقی خود را جدا از وقایع نگاری منتهی به انقلاب، مبتنی بر «جریان شناسی» بگذارد. به همین خاطر در جریان وقایع دهه 30 و 40 می نویسد: «در دهه 30 و 40 در اراك ما سه جبهه سياسي داشتيم: جبهه «آقايي ها» كه جناح سنتي بودند(به معناي سنتي فئودال بودند)، جبهه «حبيب خان بيكليك» كه يك سري روشنفكران بودند، جبهه ملي كه خانواده «بياتي ها» و فرهنگيان (مرحوم محتاط ، عباس هزاوه اي ، بياتي ها ، مرحوم حاج حسين كاظمي و حاج خلیل شاهکرمی) بودند. بايد گفت: «حبيب خان» فئودال بود مثلا شبانه جمعيتي را جمع مي كرد و روستاهاي مختلف را غارت مي كردند ولي «آقايي ها» به معناي سنتي فئودال بودند. «حبيب خان» نيز در رقابت با «آقايي ها» كه خانواده ي آخوندزاده اي هم بودند، رفته بودند به توده اي ها پيوسته بودند و «بياتي ها» و فرهنگيان نهضت ملي را پايه ريزي كردند. اصولا «بياتي ها» آدم هاي اصلاح طلب و خيري بودند ولازم به ذكر است بيشتر اموالشان به خيريه تعلق داشت و وقف مي شد.»
مولف «انقلاب در اراک» در ادامه چند تشکل مردمی و سیاسی را در جریان مبارزات انقلابی و معترضانه علیه رژیم پهلوی، معرفی می کند و نقش آنها را مورد بررسی قرار می دهد. «آقاباقری» «انجمن نیکوکاران اسلامی اراک» را که موسسین آن «ايزدپناه»، «رفيعي»، «يحيايي»، «بديعي»، «پيرولي» و «حاج اتحاد» بود، اینگونه معرفی می کند: « اين انجمن در سال 1348 تاسيس شد و مشوق اصلي در تاسيس اين انجمن«آيتالله مكارم شيرازي» بود. اين انجمن پس از برگزاري مجموعه سخنراني هايي در اراك برگزار شد و كارش را با جمع آوري وجوهات نقدي و غير نقدي آغاز كرد. هيات مديره به صورت افتخاري كار مي كرد و كارش شناسايي خانواده هاي مستمند در شهر بود. «حاج رفيعي» از اعضاي موثر انجمن ضد توده اي بود و مناظره هايي هم با توده اي ها در برخي محافل انجام مي داد. لازم به ذكر است بعدها پس از تشكيل «حزب جمهوري خلق مسلمان» مسووليت آن را در اراك پسر «حاج رفيعي» به عهده گرفت. مهديه روبروي فرمانداري قديم را آنها با جمع آوري كمك هاي مردمي ساختند.» وی مشی غالب در انجمن نیکوکاران اسلامی را روشنگری از طریق پخش مجله و دعوت از سخنرانان می داند: « اين گروه سعي مي كرد از طريق دعوت از سخنراناني چون آيت الله خزعلي ، نوري همداني ، مرحوم گل سرخي (عضو هيات تحريريه مجله مكتب اسلام ) حاج آقا كافي و شيخ عباس علي اسلامي (بنيان گذار مدارس اسلامي در تهران)تاثير گذاري خود را در بين مردم بيشتر كند و بوسيله آنها تبليغاتي را براي انجمن صورت دهد. جلسات اين انجمن بيشتر در مسجد «حاج محمد ابراهيم» برگزار مي شد.
نویسنده در ادامه بصورت شتابزده به تلاش های انجمن اسلامی دانشگاه اراک، انجمن حجتیه، حزب توده، مجاهدین!خلق، روحانیون مبارز منطقه همچون «میرجعفری»، «هاشمی سنجانی» و «آل اسحاق» در جریان پیروزی انقلاب اسلامی اشاره می کند و نقطه پایانی بر محفوظات و شنیده های خود می گذارد. در یادداشت«آقاباقری»نام از کسانی برده می شود که خوشبختانه در قید حیات هستند و گفتگو با آنها می تواند بر غنای تاریخ شفاهی اراک در سال های منتهی به انقلاب و رخدادهای اولین دهه پرالتهاب پس از انقلاب کمک زیادی کند.
3.انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک-استان مرکزی
کتاب دو جلدی « انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک-استان مرکزی» منتشر شده از سوی«مرکز بررسی اسناد وزارت اطلاعات» که در سال 1392 به زیور طبع آراسته شد، نخستین کتاب از نوع خود است که سیمای شهرهای استان را در آیینه مبارزات و نهضت اسلامی به استناد مدارک و سندهای غیرقابل خدشه، نمودار ساخته است. در معرفی جلد اول این کتاب مرجع می خوانیم: «استان مرکزی به عنوان مولد بنیانگذار انقلاب اسلامی و یکی از استانهای صنعتی کشور، جایگاه ویژهای در تاریخ معاصر کشور دارد و بررسی روند شکلگیری انقلاب اسلامی در آن، پژوهشگران را در شناخت جریان کلی حاکم بر انقلاب اسلامی و دلایل موفقیت آن بیشتر آشنا خواهد کرد» پس از سخن ناشر، مقدمهی کتاب آمده است که در آن مولف ابتدا نگاهی به جغرافیا و اهمیت تاریخی استان مرکزی در تحولات سیاسی کشور داشته و در ادامه به بررسی شکلگیری نهضت امام(ره) و اقدامات صورتگرفته در استان مرکزی در جهت تقویت آن پرداخته است. متن اسناد پس از مقدمهی کتاب آمده است. چینش اسناد براساس ترتیب تاریخی بوده و به ضرورت نیاز گویاسازیهایی در حاشیه اسناد صورت گرفته است. اولین سند کتاب گزارشی است به تاریخ 1/11/1341 راجع به تلاش مردم استان برای انتشار اعلامیه امام(ره) و سند پایانی کتاب نیز مربوط است به اعتصاب در خمین در 20/12/1356. پس از اسناد، فهرست اعلام و تعدادی تصویر از راهپیماییهای مردم استان مرکزی آمده است. در مقدمه جلد دوم کتاب « انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک-استان مرکزی» این چنین آمده است: «تدوین روزشمار استان مرکزی هرگز به معنای ترسیم همه ابعاد نهضت حضرت امام خمینی(ره) در این استان نیست؛ چراکه بسیاری از مجاهدتها و تلاشهای مردم استان به دلیل حساسیتهای جانی و مالی افراد در نهایت اختفاء صورت میگرفت و به همین خاطر از دید منابع متعدد ساواک پنهان میماند» اولین سند کتاب گزارشی است از کشف تعدادی اعلامیه در یکی از مساجد شهرستان محلات در 16/1/1357 و سند پایانی کتاب نیز مربوط است به 13/11/1357 که در آن ناخشنودی عمومی از رژیم پهلوی گزارش شده است. اسناد این مجلد به ترتیب تاریخی بوده و با گویاسازیهای مناسب همراه است. فهرست اعلام، اسناد ضمایم و تعدادی تصویر از تظاهرات مردم در سالهای پایانی رژیم پهلوی، بخشهای دیگر کتاب هستند.
4.تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اراک
یکی دیگر از منابع مکتوب انتشار یافته در باره چگونگی حضور شهروندان اراکی و روستاهای اطراف در جریان مبارزه با رژیم شاه و پیروزی انقلاب اسلامی، کتاب« تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اراک» نوشته «یوسف نیکفام» است. وی این کتاب را به سفارش
دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنر ی استان مرکزی در سال 1393 نگاشته است. نویسنده به جز استفاده از منابع مکتوبی که در پایان کتاب بدانها اشاره کرده است، با 13 تن از فعالان اراکی گفتگو کرده و خاطرات آنها را در باره ماه های منتهی به انقلاب در یک فصل مستقل در کتاب نقل کرده است. در بین خاطرات گردآوری شده سخنان «مسلم پورقاسمیان»، «احمد حمزه لوئیان» و «علی حبیب اللهی» خواندنی تر است. همانطور که نویسنده در مقدمه کتاب اشاره کرده است، ثبت خاطرات انقلابیون اراکی متاسفانه بسیار دیر مورد توجه سازمان های مسئول قرار گرفته است، زیرا بسیاری از چهره های موثر سالهاست که به رحمت ایزدی پیوسته اند و انبوه خاطرات آنها برای همیشه از دست رفته است. عده ای دیگری هم که در قید حیات هستند، انگیزه و اشتیاقی برای صحبت ندارند که قطعاً برای این عده باید کار روحی و روانی خاصی را مورد توجه قرار داد تا به ضرورت مستندنگاری به خوبی واقف شوند. دیگر بخش های این کتاب عبارتند از: پیشینه فعالیت های سیاسی در اراک، معرفی شهدای اراک در سال 57، اسناد ساواک و تصاویر موجود و اخبار تظاهرات و اعتراضات مردم اراک در روزنامه های اطلاعات و کیهان
5.خمین در انقلاب
برای کسی که دلبسته تاریخ است و تحصیلات دانشگاهی اش را تا مقطع دکترا در رشته تاریخ ادامه داده است، بی شک شناخت تاریخ شهری که در آن بدنیا آمده است، می تواند یکی از دلمشغولی های جدی باشد. آن هم شهری که با پرورش مردی در دامان خود تاریخ ساز شد و سرنوشت یک ملت را تغییر داد تا ایران به همت وطن دوستان و دین باوران از کژ راهه وابستگی به قدرت های شیطانی به صراط مستقیم رهنمون گردد و گوهر عزت و استقلالش از درخشش بازنماند. «خمین در انقلاب» عنوان کتابی است که به همت دکتر «محمد جواد مرادی نیا» بر اساس پژوهشی گسترده نوشته شده است. کتاب برگرفته از 70 ساعت گفتگو با افراد مطلع و نیز 2000 فیش موضوعی است که مولف در تحقیقات کتابخانه ای خود به ثبت آنها همت گمارده است. این کتاب که در سال 1377 چاپ و منتشر شد، نخستین کتاب جامعی است که به بازنمایی یکی از شهرهای استان مرکزی در آیینه انقلاب و تاریخ پرداخته است. کتاب در دو بخش بطور ویژه سیر مبارزات امام خمینی(ره) را بازگو می کند و نقش یاران صدیق حضرت امام در گرم نگه داشتن کانون انقلاب در جریان وقایع 15 خرداد و سال های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در شهر خمین را مورد واکاوی قرار می دهد. در بخش دوم کتاب که تناسب بیشتری با عنوان کتاب دارد، در سه فصل به گرایش وسیع جوانان به مسجد، حوادث سال 1356 و مبارازات انقلابی سال 1357 پرداخته شده است. در این کتاب نام روحانیون مبارزی همچون «سید مرتضی پسندیده«(برادر امام)،«سید مصطفی زمانی»، «مسعودی خمینی»، «امام جمارانی» و «شهید سید محمد کاظم قریشی» و «سید محمد علی قریشی» بارها ذکر شده است تا این مطلب ثابت شود که به رغم سرکوب و اختناق عمومی در پهنه استان و کشور، بسیاری از دلسپردگان به مرام و سیره خمینی بزرگ، صاعقه وار بر ظلمت می تاختند و از نبرد با سیاهی ابایی نداشتند. یکی از نکات جالب توجه در کتاب آن است که پرونده سازی برای انقلابیون خمینی عمدتاً توسط ساواک شهر قم صورت می گرفت و به تهران، مرکز استان مرکزی آن زمان ارسال می شد. به عبارتی تحرکات مبارزین در خمین و به تبع آن در شهر محلات به محوریت حجج اسلام فضل الله محلاتی، رسولی محلاتی و توسلی، از سوی شهربانی این دو شهر رصد و به ساواک قم گزارش می شد و نیروهی انتظامی و امنیتی اراک نقش زیادی را در این رابطه ایفا نمی نمودند.
«خمین در انقلاب» در سال 1383 مجدداً از سوی ناشر اولیه یعنی موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی(ره) بازنشر شد و تا این تاریخ از کتاب «تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی در اراک» با استقبال بیشتری روبرو شده است. مجموعه آثاری که «مرادی نیا» تاکنون منتشر کرده است، به شناخت رجال و خاندان های نامی«کمره» کمک زیادی می کند، با این حال باید مشتاقانه منتظر ماند و کتاب «تاریخ استان مرکزی» او را که آماده چاپ می باشد، خواند.



