بررسی اتهام سوگیری و جانبداری در معرفی برگزیدگان جشنواره فیلم کوتاه تهران
به گذشته دور برگردیم. راستش را بخواهید از همان ابتدا جشنواره فیلم کوتاه تهران عرصهای برای رقابت فیلمسازان آموزش دیده در مرحله پایانی یا فینال رقابتها بین هنرجویان انجمن بود. ابتدا جشنواره استانی و سپس جشنواره منطقهای سینمای جوان برگزار میشد تا بهترین فیلمهای معرفی شده در جشنوارههای منطقهای این بار در جشنواره فیلم کوتاه تهران با هم دیده شوند و هیات داوران بهترینها را در رشتههای مختلف برگزیند. به قولی جشنواره تهران جشنواره جشنوارهها بود.
به مرور آموزشگاههای آزاد هنری تحت نظارت ادارات ارشاد و سازمان فنی و حرفهای در پاسخ به تقاضای بالای جمعیت جوان کشور، دورههای کوتاه مدت آموزشی و مهارت آموزی را در رشتههای سینمایی تعریف کرده و به اجرا گذاشتند. به این ترتیب انحصار آموزش آماتوری فیلمسازی در انحصار دفاتر سینمای جوان باقی نماند و مدعیان تازهای وارد گود شدند. البته مزیت نسبی و رقابتی آموزش در دفاتر انجمن سینمای جوانان که مربیان کاربلد از ابتدا در کنار هنرجویان هستند و بر ساخت فیلم پایاننامه دوره آموزشی آنها نظارت میکنند، هنوز به قوت خود باقی است. پایین بودن شهریه در قیاس با سایر مراکز سبب شده است تا دفاتر انجمن پذیرای اقشار درآمدی مختلف جامعه باشند.
در بین هنرجویان مراکزی غیر از دفاتر انجمنهای سینمای، افراد با استعداد کم نبود و نیست. این عده بعلاوه دانشجویان سینما، در طول سال تنور فیلم کوتاه را گرم کردهاند. بطوریکه هر ساله آمار متقاضیان شرکت در جشنواره فیلم کوتاه تهران افزایش یافته و به هزاران عنوان بالغ شده است.از سوی دیگر در سیاستهای جدید انجمن توالی و ترتیب جشنوارههای استانی و منطقهای تغییر کرد و جشنواره تهران هویت مستقلی یافت. هیات انتخاب مختار و مجاز بود بی اعتنا به موفقیتهای پیشین فیلمهای رسیده، آنها را بازبینی کرده و در نهایت آثار موردنظر خود را از مجموع فیلمهای رسیده، انتخاب و در بخشهای رقابتی به نمایش گذارد.
حواشی و شائبههای ایجاد شده در آرای داوری جشنواره اخیر فیلم کوتاه تهران که دلالت بر اهدای اغلب جوایز به تولیدات دفاتر انجمن دارد، اصل حقوقی تعارض منافع را به ذهن متبادر میکند. به عبارت سادهتر هیاتهای انتخاب و داوری با توجه سوابق فعالیت در انجمن و حضور در پستهای مدیریتی آن خواسته و یا ناخواسته به انتخاب و معرفی بهترین آثار از بین فیلمسازان انجمن، گرایش داشته و این گرایش سوگیرانه به نفع انجمن بوده است. به فرض که تولیدات دفاتر انجمن استثنائا در این دوره یک سروگردن از سایر فیلمها بالاتر بودهاند، بازهم این ظن و گمان بدبینانه از بین نمیرود. بسیاری از شرکتکنندگان ناکام مانده حق دارند احساس کنند که در بر همان پاشنه چند دهه قبل برمیگردد و جشنواره به تنظیمات اولیه خود برگشته تاجایی صرفاً برای رقابت بین فیلمسازان انجمنی باشد. بنابر اخبار منتشر شده تنی چند از برگزیدگان این دوره کارمند و حقوق بگیر انجمن هستند که گمانه تعارض منافع را تقویت میکند.
انجمن سینمای جوانان ایران باید در مقررات دورههای آینده خود با اصلاح مقررات مانع از بروز چنین اتفاقاتی بشود و مدیران و کارکنان سابق و لاحق انجمن در بخشهای رقابتی شرکت نکنند و هرگونه استثنایی در این رابطه به شرط و شروط سختگیرانهای موکول شود.در اینصورت انجمن و جشنواره معتبر جهانی فیلم کوتاه تهران از اتهاماتی نظیر آنچه که در این دوره به آن نسبت داده شد، مبرا گردیده و در امر انتخاب و داوری با گزینش افراد بیطرف و مورد اعتماد فعالان فیلم کوتاه، باز هم از موضع پدرانه نگاه یکسان و بدون تبعیضی را بر جشنواره حاکم خواهد کرد.



