برنامههای گفتگومحور همواره یکی از محتواهای جذاب در شبکههای تلویزیونی جهان بوده است. بسیاری از مجریان شهرت خود را از چنین برنامههایی دارند. در ایران برنامه «صندلی داغ» محصول شبکه دو سیما از نخستین تولیدات گفتگو محور بود که از اواخر دهه هشتاد به روی آنتن رفت تا نقطه آغازی برای ساخت و نمایش برنامههای مشابه باشد. در بین تولیدات اصطلاحا تاکشوی، رضا رشیدپور توانست با برنامههای شبانگاهی خود تراز این برنامهها را بالا ببرد و با ورود به موضوعات داغ و ملتهب و سوالات صریحش باب تازهای را در این زمینه بگشاید.
با تنگتر شدن فضا در تلویزیون برنامههای گفتگومحور دچار یکنواختی و ملال شدند. در این هفتهها آنچه از از تلویزیون با عنوان تاکشو پخش میشوند، تکرار اندر تکرار است. میهمانانی که غافلگیرکننده نیستند و حرف تازه ای در چنته ندارند، از این استودیو به آن استودیو میروند. پا روی پا میاندازند تا برای چندمین بار پاسخی تقریبا مشابه به سوالات میزبان بدهند. سوالاتی عموما خنثی و جستجوگر در دنیای شخصی میهمان و کارنامه حرفهای او که نقل برنامههای مشابه رادیویی، تلویزیونی و مجلات و نشریات بودهاند.
گیرم که یک مجری خلاقیت به خرج دهد و سوالات مورنظرش را به گونه دیگری طرح کند اما پاسخها معمولا یکسان است و شوری را برنمیانگیزد.
شگفت آنکه سه برنامه گفتگو محور از یک شبکه تلویزیونی (نسیم) پخش میشوند. «چلتیکه» با اجرای داریوش کاردان و «خردِل» با اجرا و کارگردانی علیمیرمیرانی و «برمودا» با اجرای کامران نجفزاده.
کاردان بر خلاف اجراهای رادیویی سالهای دور خود، از بداهه گویی فاصله گرفته و جوان نمایی نتوانسته است، جای خالی بذلهگوییهای او را پرکند. تهیهکننده و نویسنده برنامه مترصد آن هستند تا میهمان اسمی از یک فیلم و سریال به زبان آورند تا فرصتی برای قطع گفتگو و پخش قسمتی از فیلم مورد اشاره فراهم شود. همه ذوق و خلاقیت برنامهساز در همین تمهید خلاصه میشود و بس!
میرمیرانی در اصل نویسنده و طنزنویس چیرهدستی است که مدتهای مدیدی است قلم طناز خود را غلاف کرده است. در کلام و گفتارش هیچ رگهای از شوخ و شنگی دیده نمیشود. شاید به همین خاطر است که تندروها توپخانه خود را علیه او خاموش کرده و با این شمایل بی ضرر او مشکلی ندارند. میرمیرانی میزبانی جدی با سری تراشیده است که تلاش زیادی برای کشیدن حرف حساب از زیر زبان میهمانان میکند اما برخی از دعوتشدگان به دلیل جوانی و نداشتن تجربه زیسته پربار، برای او و مخاطب چیز زیادی برای گفتن ندارند. تاکشوی سوم را نجفزاده اجرا میکند. برنامه برمودا نخستین برنامه تولیدی نجفزاده پس از سالها کار خبرنگاری در داخل و خارج از کشور است. فصل جدید برمودا با تغییرات جزیی در ادامه فصلهای قبلی است. تنها ایراد برنامه انتخاب نادرست جواد انصافی در نقش شاغلام است. از تواناییهای انصافی به عنوان یکی از هنرمندان عرصه نمایشهای سنتی و آئینی استفاده نمیشود و هر کس دیگری میتوانست نقش او را ایفا کند. ویژگی برمودا سوالات و پاسخهای کوتاه مجری و میهمان است که علاوه بر گفتگویی پینگپونگی، ریتم خوبی به برنامه بخشیده و پیداست که برای هر دقیقه آن فکر شده است و باری به هر جه سروته آن بهم نیامده است. برمودا اصراری بر دعوت از چهرههای مشهور یا سلبریتی ندارد و بنده طلعت کسانی است که «آنی» دارند.
در رسانه همسایه یعنی نمایش خانگی، تاکشوها جذابیت خود را دارند و نمیتوان آنها را براحتی نادیده گرفت. آنها دایره محدودیتهای رسمی و غیررسمی تلویزیون را ندارند و دستشان برای دعوت از میهمانان صاحبان اندیشه باز است. در پلتفرم فیلیمو برنامههای «سپنج» و « اکنون»(در حال پخش) تناسب بهتری بین وزن میهمان و توانایی و سمپاتیک بودن مجری احساس و مشاهده میشود.
تاسفبار این است که هر دو مجری این برنامهها یعنی سروش صحت و علی درستکار، سالهای قبل برنامههای مشابهی را برای تلویزیون اجرا میکردند اما مدیران سیما در ادامه به آنها روی خوش نشان ندادند. تلویزیون مجریان توانا و محبوب خود را یا از در راند و با ایده و طرحهای آنها مخالفت کرد و یا اینکه آش را بقدری شور کرد که برنامهسازان ترجیح دادند از آن دوری کنند و به پلتفرمها مهاجرت کنند.



