یمان جبلی اخیرا بر نقش فضای مجازی در افزایش ضریب نفوذ برنامههای صداوسیما تاکید کرده استسعید رجبی فروتن پیمان جبلی در دیدار با فعالان فرهنگی، هنری، رسانهای جبهه انقلاب اسلامی استان مرکزی در اراک گفته است: « رویکرد قرارگاهی و استفاده هوشمندانه از ظرفیت شبکههای اجتماعی، میزان نفوذ پیام را به سطحی بینظیر رسانده است که باید به عنوان الگویی پیشرو در تمامی استانها استمرار یابد.»در اینکه شبکههای اجتماعی نقش فوقالعادهای در رساندن پیام و پربسامد کردن آن دارند، تردیدی نیست.همین شبکههای اجتماعی بسیاری از مردم را به شهروند٫رسانه تبدیل کرده است و با تنوع و تکثر بینظیر خود به سلطنت و اقتدار صداوسیما به عنوان یک رسانه فراگیر و تودهوار Mass media سالهاست که پایان داده است. حالا مدتهاست که رادیو و تلویزیون در سبد مصرف رسانهای مردم فقط یکی از گزینههای موجود است و مخاطبان با داشتن حق و آزادی انتخاب، به تماشای محتوایی مینشینند که به آن علاقهمند هستند.جالب است که مردم برای انتخاب گزینهای به جز برنامههای صداوسیما باید بیشتر هزینه کنند اما پروایی از آن ندارند. آنها دستگاه تلویزیون خانه را بهعنوان نمایشگر به پلتفرم انتخابی ارتباط میدهند و محتوای دلخواه خود را تماشا میکنند. سازندگان تلویزیونهای هوشمند با آینده نگری دانستند که نسل تلویزیونهای سنتی به کنار رفته است و به این خاطر از همان ابتدا اپهای معروف را در سیستم تلویزیون تعریف کردند. خریداران هم میتوانند هر اپلیکیشن دیگری را به فهرست موجود در حافظه تلویزیون اضافه کنند.از بحث دور نشوم؛ رییس سازمان صداوسیما با توجه به آنکه از قدرت شگرف شبکههای اجتماعی حرف میزند، میبایست در پنج سال گذشته در ساختار صداوسیمای موجود تجدیدنظر میکرد و با کوچکسازی آن، طرحهایی را برای توسعه مراکز صداوسیما و شبکههای سیما بر بستر اینترنت به کار میبست.البته افزایش نفوذ محتوای پخش شده از صداوسیما فقط در گروی استفاده از ظرفیتهای فضای مجازی به تنهایی نیست. مشکل صداوسیما در چند دهه اخیر تکصدایی حاکم بر آن و اداره رسانه توسط گروهی با دیدگاههای روشن سیاسی است. دیدگاهی که در سپهر سیاسی کشور وزن اجتماعی زیادی ندارد اما با در دست داشتن بوقی به نام صداوسیما صدایش بلند است.بنابراین با تصور اینکه از فردا با جذب صدها نیروی متخصص و آشنا با برنامهنویسی و تولید محتوا به اشکال جدید، تلویزیون به ناگهان متحول میشود و از والذاریات کنونی خارج میشود، تصوری کاملا اشتباه و انتزاعی است. کاربران در فضای مجازی اگر بو ببرند که نگرش یکسویه تلویزیون در برنامه سازی به فضای مجازی هم امتداد یافته است، واکنش نشان داده و به آن بیاعتنایی میکنند. مدیران صداوسیما باید تاکنون به خوبی متوجه شده باشند که در اپلیکیشن تلوبیون کاربران چه محتوایی را دیده و یا دانلود میکنند.
چرا راه دور برویم با توجه به اینکه بسیاری از محتواها و برنامههای« ایرانجان مرکزی ایران» با موضوع معرفی شهرها و مشاهیر استان مرکزی در گستره ملی پخش شدهاند، صداوسیما گزارش آماری تعداد بازدیدها را به استناد تلوبیون منتشر کند تا همگان بدانند، فضای مجازی چقدر به دیده شدن برنامهها کمک کرده است.نگارنده کار مدیران رسانه را کم میکند و گزارش مختصری ارائه میکند. مروری بر صفحه ایران جان در تلوبیون نشان دهنده آن است که حدود ۸۰ درصد ویدیوهای بارگذاری شده مربوط به استان مرکزی کمتر از ۱۰۰ بازدید داشته و پربازدیدترین محتوا نتوانسته است، به رقم ۵۰۰ بازدید برسد. بعید نیست که در شبکه اجتماعی اینستاگرام بریده ویدیوهای برخی از برنامهها ترند شده باشد که در اینصورت هم افتخاری برای رسانه محسوب نمیشود زیرا اولا اینستاگرام فیلتر است و استفاده صداوسیما از آن سوالبرانگیز است. ثانیا صداوسیما با حدود ۵۰ همت بودجه و درآمد برای دیده شدن برنامههایش دست به دامن یک سرویس خارجی اشتراک عکس و ویدیو شده است. !
کاش دیدگاه بسته صداوسیما فقط به حوزه سیاسی محدود میشد، محتواهای نمایشی هم به تبع سیاستهای کلی صداوسیما به ندرت توانستهاند، به اندازه سریالهایی که در شبکه نمایش خانگی انتشار مییابند،جریانساز شده و محل بحث واقع شوند. زیرا اغلب کارگردانان صاحب فکر و اندیشه در کار کردن با تلویزیون راحت نیستند و محدودیتهای آن را در نقطه مقابل آزادی و خلاقیت خویش میپندارند. بنابراین همانطور که گفته شد، فضای مجازی فرشته نجات صداوسیما محسوب نمیشود مگر آنکه تجدیدنظر اساسی در نگرش حاکم بر آن صورت گیرد و مأمنی برای همه سلایق، دیدگاهها و شخصیتهای وطن پرست باشد.



