مقدمه:
در این یادداشت منظور از «تلفیلمیها» جمعی بالغ بر ۸۰ نفر از دانشجویان پسر و دختر عضو انجمنهای اسلامی دانشگاههای تهران ( دفتر تحکیم وحدت ) بودند که پس از انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۹ و تعطیلی دانشگاهها به مدت دو سال در ساختمان تلفیلم متعلق به صداوسیما، باغ فردوس و سپس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فیلمسازی را بصورت فشرده و کارگاهی از مجربترین اساتید آن زمان آموختند. نیمی از این تعداد بعد از بازگشایی دانشگاهها، به مراکز آموزش عالی برگشتند و رشتههای تحصیلی گذشته خود را ادامه دادند.
مدرسه عالی شهید مطهری به ریاست حجت الاسلام امامیکاشانی، با پرداخت مبالغ بسیار ناچیز، بخشی از هزینههای مصرفی دانشجویان آرمانگرا و سادهزیست تلفیلم را برعهده داشت. دهها نفر از این دانشجویان با خلوص و انگیزه فراوان در یکی از خوابگاههای استیجاری دانشگاه شهید بهشتی تهران با حداقل امکانات رفاهی زندگی میکردند.
«عماریون» فیلمسازانی هستند که فیلمهای کوتاه و نیمه بلند داستانی و مستند آنها در جشنوارههای فیلم عمار خوش درخشید و در ادامه برای فیلمسازی مورد حمایت قرار گرفتند. در حال حاضر در طول سال تعداد زیادی فیلم و سریال با حمایت نهادها و ارگانهای حاکمیتی توسط این گروه از سینماگران تحت حمایت تولید میشود.
الگوبرداری عماریها از سلف خود
در ظاهر عماریون همان حرکت تلفیلمیها پس از انقلاب فرهنگی را تکرار و بازآفرینی میکنند. طراحان آموزش نیروهای انقلابی و باورمند برای حضور در عرصه سینما و تلویزیون در سال ۵۹، همان سودایی را در سر داشتند که ده سالی است، عماریون در حال انجام آن هستند.
عماریون از همان ابتدا با رهبری وحید جلیلی و نادر طالبزاده، اقدام به برگزاری جشنواره فیلمی به نام عمار کردند تا نیروهای مستعد را شناسایی کرده و در ادامه از تولیدات بعدی آنها حمایت کنند.
به مرور برگزیدگان جشنواره پشت دوربینهای حرفهای سینما قرار گرفتند و نخستین فیلمهایشان را ساختند. نشستن جلیلی بر صندلی مشاور رئیس صداوسیما و سپس قائممقام صداوسیما باعث شد تا زمینه ساخت سریال و سایر برنامههای تولیدی برای جوانان عماری فراهم شود. درست به مانند الگوی تلفیلم بخشی از نیروهای اطراف جلیلی و یا مورد اعتماد وی، جهشگونه مناصب مدیریتی را در صداوسیما قبضه کردند تا مانع کمتری در مسیر حمایت از نیروهایشان داشته باشند.
موسسه هنری رسانهای اوج، بنیاد روایت و حوزه هنری سه نهاد اصلی به جز صداوسیما برای مشارکت در تامین سرمایه فیلمهای سینماگران عماریون هستند. این طیف نسبتا خوب سرمایهگذار، سبب شده است تا رویشهای جدید امکان بهرهمندی از حمایتها را بیابند و چهرههای تازهای به این نسل از فیلمسازان اضافه شود.
بطور طبیعی عمده موضوع فیلم و سریالهای عماریون دفاع مقدس، مقاومت در منطقه، دو جنگ اخیر تحمیلی و حواشی مربوط به آنها هستند.
در بین این عده چهرههای مستعدی دیده میشوند که در آینده میتوانند حرف بیشتری برای گفتن داشته باشند. تجربه نشان داده است که هر قدر بینش فرهنگی در وجود فیلمساز رسوب کند، قادر است نگاه وسیعتری به موضوعات کرده و از چارچوب تنگ و ضیق ایدئولوژی و قرائت رسمی فاصله بگیرد. در اینصورت امکان مشارکت تهیه کنندگان و سرمایهگذاران خصوصی برای ساخت فیلمهای این سینماگران نمود پیدا خواهد کرد.
پشت دوربین یا پشت میز
شاید باورش سخت باشد که ادعا شود، تلفیلمیها در سالهای نخستین استقرار جمهوری اسلامی، سبب نگرانی و احساس عدم امنیت شغلی در بین مدیران و کارکنان وزارت ارشاد و صداوسیما شده بودند. در آن سالها پاکسازی در دوایر فرهنگی شروع شده بود و ناراضیان، تلفیلمیها را به چشم بدیلی برای نیروهای تصفیه شده میدیدند. تلفیلمیها همانقدر که در معاونت سینمایی و هنری وزارت ارشاد به سمتهای مدیریتی منصوب شدند در صداوسیما علاوه بر مدیریت شبکههای برون مرزی جامجم و شبکههای دوم و سوم، به ریاست برخی از مراکز استانی در هرمزگان(شریعتمداری) و خوزستان(حسین وزیری) و مدیریت واحد خبر در سیستان و بلوچستان( محمدتقی یازرلو ) آن هم در سالهای جنگ رسیدند. در بین تلفیلمیها مهندس محمدمهدی حیدریان با انتقال از وزارت ارشاد به صداوسیما (در دوران ریاست لاریجانی) مدیر شبکههای برون مرزی جامجم و سپس مدیر سیما فیلم شد. او در دهه هشتاد به ارشاد برگشت و تا قبل از آغاز به کار دولت معجزه هزاره سوم، بمدت دو سال معاون سینمایی وزارت ارشاد شد. او در دهه نود و قبل از بازنشستگی، یک دوره دو ساله دیگر ریاست سازمان سینمایی را برعهده گرفت. مجتبی مشیری از همان دهه ۶۰ بر صندلی مدیریت شبکه دوم سیما نشست و سالهای متمادی به انجام وظیفه پرداخت. جعفر صافی در دهه هفتاد شبکه سوم سیما را اداره کرد و سپس در سال ۸۲ سرپرستی دفتر صداوسیما در لندن به او محول شد. به جز آنها مهدی مسعود شاهی، حمید خاکبازان، علی مرادخانی، محمد معصومی، سعید رجبی فروتن، جواد شمقدری، سید علیرضا سجادپور، اکبر حرّ، بهروز فرنو و علیرضا شجاع نوری هر کدام به فراخور زمانی در مدیریتهای ستادی معاونتهای هنری و سینمایی و یا موسسات تابعه معاونت سینمایی مشغول به کار شده بودند. مرحوم مسعود شاهی در کارنامه درخشان خدماتش، ابتکار عمل تاسیس مرکز گسترش سینمای تجربی و نیمه حرفهای( بعداً مستند و تجربی)در معاونت سینمایی وزارت ارشاد و موسسه پویانمایی صبا در صداوسیما را داراست.
البته شماری از تلفیلمیها در بدنه اداری سازمان صداوسیما، بنیاد روایت(فتح) و حوزه هنری به فعالیت در فرایند تولید فیلم و سریال تا زمان بازنشستگی ادامه دادند و تعهد خود را در همیاری با گروههای برنامهساز و تهیه کنندگان فیلم و سریال ایفا کردند. کسانی مانند حسن علیمردانی، رضا جودی، بهروز شهامت، محمدخامهچیان، مصطفی منتظری، بهروز حامد صابری، وحید کمپانی، مصطفی دالایی، مهدی همایونفر و مرحوم اقدس(پروین) کاربخش از جمله چنین افرادی هستند. در بین تلفیلمیها آیت سیفی و سیدمحمدرضا طبائیزاده در حین تصویربرداری از جبهههای جنگ هشت ساله به شهادت رسیدند. اردشیر غفاری و مقدم در لباس رزمنده و در خطوط نبرد شربت شهادت نوشیدند. در بین متوفیاتی که تلفیلم آنها را به سینما معرفی کرد، باید از مرحومان رحیمرحیمیپور، ناصر مهدیپور و محمد ابراهیم سلطانیفر یادکرد.
با گذشت زمان تلفیلمیها در سینما کمکار شدند. حسن کاربخش راوری، سعید حاجی میری، محمد درمنش، اکبر حرّ، مهدی گمینی، احمدرضا گرشاسبی، جمال شورجه( به دلیل عارضه مغزی) و جواد شمقدری از این شمار هستند. برخی از آنها مثل جواد شمقدری به ساخت سریال در هر دهسال یکبار رضایت داده است و گمینی و گرشاسبی هم فیلمنامههای نوشته شده و ساخته نشده زیادی در دست دارند. در این بین کمال تبریزی نمونهای استثنایی است که بی وقفه تجربه کار در تلویزیون، سینما و مدیوم نمایش خانگی را به کارنامه هنری خود افزوده است.
تفاوتها
هر قدر حضور تلفیلمیها در تلویزیون و سینما کم حاشیه بود اما تسلط وحید جلیلی مدیر پروژه عمار و همفکران او در صداوسیما چالشهای زیادی را سبب شد. جلیلی با تفکرات سیاسی و سلیقه شخصی عملا مخاطبان وسیعی را از صداوسیما گریزان کرد و از در ستیز با دولتهای غیرهمسو وارد شد. در دوران مدیریتی او سریالهای سیاسی امنیتی بر سایر گونهها غلبه یافت و تنوع محصول از سبد تولیدات رسانهای رخت بر بست. البته سینماگران منتسب به جریان عمار و یا برخاسته از آن، به مرور آموختهاند بر خلاف مدیران حامی خود، در قالب فیلم و سریال شعار ندهند. آنها تلاش میکنند ولو آنکه کارگردانی پروژهای سیاسی امنیتی و یا جنگی را برعهده گرفتهاند، ارجاعات خود را در حد توان به زبان هنر روایت کنند. در حالت خوشبینانه این عده در جامعه فرهنگی و هنری عموما به عنوان کنشگران و فعالان سیاسی با نگرشهای شاذ و رادیکال شناخته نمیشوند.
تلفیلمیها در فیلم و سریالهایشان هیچیک از جناحهای سیاسی وقت را نمایندگی نکردند تا در لایههای زیرین فیلم طعنه و کنایه بار رقبای سیاسی کنند.
فرجام تلفیلمیها
راهی را که تلفیلمیها گشودند، دانشجویان دورههای کاردانی مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی ادامه دادند. جالب است که این عده بصورت نمادین همانند تلفیلمیها آموزشهای سینمایی را در باغ فردوس فراگرفتند و مسیر تولید فیلم را از طریق گذراندن دورههای کوتاه مدت فیلمسازی ادامه دادند. در بین فارغالتحصیلان مرکز که بیش از ده سال دایر بود، چهرههای موفق کم نیست و بسیاری از آنها در تولیدات فیلم و سریال کشور در رستههای مختلف شغلی نقشآفرینی میکنند. در سالهای نخست محمدعلی اثنیعشری و محمد اعتصامی مدیریت مرکز را برعهده داشتند تا حلقه واسطی بین تلفیلمیها و نسل تازهای از نیروهای آموزش دیده باشند.
در اواسط دهه هفتاد با تعطیلی مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی، عملا آموزش و تربیت سینماگران در دانشکدههای سینمایی، آموزشگاههای آزاد و دفاتر انجمن سینمای جوانان ایران محدود شد.
در سه دهه اخیر تلفیلمیها و فارغالتحصیلان مرکز اسلامی آموزش فیلمسازی بصورت ادواری، دورهمیهای دوستانه برگزار میکنند تا سراغی از هم بگیرند و رشته الفت دیرینه گسسته نشود. باغ فردوسیها یک گام جلوتر برداشتند و انجمنی را هم به ثبت رساندند.
ادامه همین روند ایده راهاندازی جریان عمار را در سر کسانی انداخت که در صدر این یادداشت به آنها اشاره کردم.
تغییر احتمالی ریاست سازمان صداوسیما در اواخر مهرماه سالجاری (۱۴۰۵) میتواند به دگرگونیهای اساسی در رسانه فراگیر کشور منجر شود و به نفوذ و اقتدار ده ساله عماریون در این تشکیلات پایان داده و یا آن را تضعیف کند.



