این یادداشت به قلم نگارنده در ویژهنامه روزنامه فرهیختگان به مناسبت چهل و چهارمین جشنواره فجر چاپ و منتشر شده است.
حرف زدن در باره حال و آینده سینمای ایران خصوصا در سالجاری که با کاهش معنادار تماشاگر و مخاطب روبرو بوده، قدری دشوار است. سینما امسال فقط از تورم و کاهش قدرت خرید مردم لطمه نخورد، بلکه وقوع جنگ ۱۲ روزه و در مقطعی ناآرامیهای اجتماعی هم سینما را به حاشیه برد و از دسترس مردم خارج ساخت.
نگرانی جدی برای سینمای ایران کاهش سرمایهگذاری و بالارفتن ریسک سرمایهگذاری در آن است. نسبت و رابطه مستقیمی بین درآمد و فروش حاصل از بلیت و میزان سرمایهگذاری در سینماست. منظور از سرمایهگذاری فقط تولید فیلم نیست، ساخت و تجهیز سالنهای سینما، توسعه و گسترش خدمات پشتیبانی تولید و بنگاههای تبلیغات و خدمات متنوع دیگر نیز مصداق این امر هستند.
در این یادداشت مایلم با توجه به تجربیات شغلی نکاتی را در باره ساختار مدیریتی سینمای ایران و ضرورت کوچکسازی آن صحبت کنم.
اهمیت این موضوع در آن است که تحول در صنعت تصویر و گسترش رسانههای دیداری، بویژه توسعه و تنوع سرویسهای استریم فیلموسریال، سال به سال سالنهای سینما را از کانون توجه مردم دور میسازد و آنها را سرگرم تماشای فیلم در دیوایسهای شخصی و خانگی میکند. جبر فناوری و افق پیشرو حکم میکند که ساختارهای مدیریتی سینما در ایران متناسب با تغییر مصرف رسانهای مردم، تغییر آرایش داده و ماموریتهای تازه و مکملی برای خود تعریف کنند. پسوند «سمعی و بصری» در عنوان سازمان سینمایی حکم میکرد که با افزایش سرعت و پهنای باند اینترنت و آغاز بکار پلتفرمهای نمایش فیلموسریال وظایف و ماموریتهای سازمان سینمایی کشور، معطوف به این حوزه نوپدید هم بشود. مدیران وقت در نیمه اول دهه نود، واکنش لازم را نشان دادند، همانطور که قبل از آن نظارت بر نمایش خانگی اعم از فیلم یا سریال را در فرمت نوار مغناطیسی و لوح فشرده برعهده داشتند. در ادامه صداوسیما که احساس کرد در حال باختن قافیه است، دست روی دست نگذاشت و با بسیج همه قوا به میدان آمد و نتیجه وضعیتی شد که سالها ناظر آن هستیم و نیازی به یادآوری آن نیست.
در همین رابطه اظهارنظر اخیر «صالحی» وزیر ارشاد مبنی بر مخالفت با توافق وزارت ارشاد و صداوسیما در دولت قبل، در واقع اعتراض به مصوبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲ شورای عالی انقلاب فرهنگی است که تنظیمگری را دو پاره کرد و به زعم خود بین دو دستگاه آن را تقسیم کرد. حال آنکه وزیر ارشاد اعتقاد دارد حوزه صوت و تصویر یکپارچه و تفکیک ناپذیر است. سکوت مقامات وزارت ارشاد در باره «طرح حمایت و بررسی تخلفات در حوزه صوت و تصویر فراگیر» که روی میز کار کمیسیون فرهنگی مجلس است، از آن جهت است که دولت با اصل تجزیه تنظیمگری مخالف است و مداخله صداوسیما را مصداق روشن تعارض منافع میداند. به هر حال مادام که در این زمینه تعیین تکلیف نشده است، ناگزیر باید به بررسی وظایف کنونی سازمان سینمایی اکتفا کرد و نقشآفرینی احتمالی آن در زمینه تنظیمگری را به آینده موکول کرد.
در حال حاضر سازمان سینمایی و چهار موسسه تابعه آن در کار حمایت از تولید فیلم برای سینماها و برگزاری جشنوارههای داخلی و خارجی است و دست آن از سایر گونهها از جمله نظارت بر و حمایت از تولید محتوای نمایشی بر بستر اینترنت کوتاه مانده است. البته برای خالی نبودن عریضه دو نماینده وزارت ارشاد در شوراهای پروانه ساخت و نمایش ساترا حضور دارند اما یک رای آنها چندان تعیین کننده نیست و فقط نمادی از مشارکت وزارت ارشاد در امر تنظیمگری است.!
سازمان سینمایی در چهار دهه گذشته با اینکه بسیاری از امور از جمله مجوز احداث سینما، تاسیس آموزشگاه آزاد سینمایی، دفاتر تولید فیلم و موسسات و شرکتهای زنجیره خدمات تولید تا پخش را به استانها واگذار نمود متاسفانه به دلیل مقاومت کارکنان ستادی، همین وظایف را در استان تهران تفویض نکرد تا سالهای متمادی به اینگونه تصدیگریها سرگرم باشد و نظارت عالیه و برنامهریزی آیندهنگرانه را از یاد ببرد.
البته این سازمان در تغییر نام معاونتها و واحدهای خود از سایر نهادهای دولتی جانماند و برای حفظ ظاهر، عناوین جدید و پرطمطراقی را جایگزین اسامی قبلی نمود ولی تغییر پارادایم هیچگاه در سازمان رخ نداد. به قرار اطلاع در ادامه حذف و ادغام واحدهایی با وظایف مشابه در وزارت ارشاد، وظایف یکی دو اداره کل در سازمان سینمایی که در کار صدور مجوز به موسسات سینمایی هستند به یک اداره کل واحد در معاونت فرهنگی وزارتخانه منتقل میشوند تا کوچکسازی این بار از بیرون به سازمان دیکته شود و قدری خود را جمعوجور کند.



