توزيع و پخش مناسب و بي دق و سق محصولات شبكه نمايش خانگي آرزوي هميشگي سرمايه گذاران و موسسات ويديو رسانه بوده است. چه در دهه هفتاد كه روش بنكداري مرسوم بود و چه در اين سالها كه پخش مويرگي و كاملاً حرفه اي مد نظر قرار گرفته است، اطمينان از صحت عمل و امانت داري عوامل پخش عنصر مهمي در روابط و مناسبات بازرگاني شبكه به شمار مي رود.
بي اعتمادي به شركت هاي پخش محصول در مقاطعي سبب گرديد تا موسساتي تن به راه اندازي پخش مستقل داده ومتحمل هزينه هاي سنگين آن شوند.
در مواردي كردار بد و خيانت در امانت شركت هاي پخش، سبب بر هم خوردن قاعده بازي در رابطه بين توليد كننده و پخش كننده گرديد و به جنگ و تنشي فرسايشي بين طرفين بدل شد. رفت و آمدهاي مكرر به شعبات قضايي، قبول هزينه هاي سنگين دادرسي و در نهايت محكوميت يكي از طرفين نقطه پاياني بر ماراتني جانفرسا مي گذاشت.
در نقطه مقابل شركت هاي موفقي هم قابل مشاهده هستند كه طي كمتر از يكسال توانسته اند، رضايت موسسات توليد كننده را به خود جلب كرده و اعتبار و منزلتي قابل توجه را كسب كنند. موفقيت هاي اخير يك موسسه جديد پخش _كه ظاهراً جمعي از كاركنان سابق يك شركت پخش تعطيل يا نيمه تعطيل شده، هسته اصلي آن را تشكيل مي دهند_طي ماههايي كه از آغاز فعاليت رسمي آن مي گذرد، پيامي خوبي را به همراه دارد و مي تواند الگوي خوبي براي ساير شركت هاي رقيب و يا همكار باشد.
اين راه به روي همه باز است اگر نخواهند يك شبه ره صد ساله را بروند و حق و حقوق مردم را مثل آب خوردن ضايع نكنند و با گردن كلفتي و استخدام وكلاي ريز و درشت به تهديد شاكيان و مالباختگان نپردازند.



