کاری که آنها کردند و ما نکردیم

درست از روزی که نمایش خانگی شکل و شمایل یک صنعت – تجارت را به خود گرفت و در زنجیره ارزش آن از تولید تا توزیع؛ جمع زیادی از سرمایه گذاران، صنعتگران،بازرگانان، هنرمندان و فروشندگان روزی خوار آن شدند، فرصت طلبانی هم پیدا شدند که با کمترین سرمایه بیشترین بهره را از این خوان نعمت بردند. برای این عده یک نکته کلیدی حائز اهمیت بود؛ توسل به هر اقدامی  که کاهش هزینه خرید برای مشتریان را به همراه داشته باشد. در همین رابطه استفاده از پیشرفت های روز افزون سخت افزازی و نرم افزاری در قلمرو صنایع فرهنگی اصل مهمی بود که سارقان به خوبی از آن بهره بردند.

درهای کشوری که عضو سازمان تجارت جهانی (WTO) نیست و الزامی برای رعایت کپی رایت آثار علمی، فرهنگی و هنری ندارد، همواره به روی سیستم های تکثیر و کپی باز است و وارد کنندگان این نوع مصنوعات صید خوبی در این بازار پر رونق می کنند. دستگاه های تکثیر انبوه موسوم به Disk Dublicator  ابزار کار اصلی کسانی قرار گرفت که برای تهیه سی دی و دی وی دی خام نیاز به بودجه زیادی نداشتند و ای بسا ممکن بود در زمره خریداران خوش شانس کارخانه تولید کننده این محصولات هم قرار بگیرند و از جوایز استثنایی آن بهره مند شوند. کارخانه ای که در خطوط پرشمارش، شبانه روز انواع لوح فشرده را تولید می کرد و تیراژ خود را به مرزی رسانده بود تا سازمان های حامی او بادی به غبغب بیاندازند و به جایگاه ممتاز او در منطقه و جهان مباهات کنند. بهای ناچیز فیلم های کپی شده در مقایسه با نسخه اصلی؛ برای مشتریان پر شمار اما کم بضاعت مالی و یا فرهنگی! آنقدر مزیت داشت که بعضی از صاحبان ویدیو کلوب ها و دیگر مراکز فروش فیلم و نرم افزار، به راحتی از کنار آن عبور نکنند و بر آن چشم نبندند.

در شرایطی که متخلفان توانسته بودند با استفاده از فناوری دست به توسعه و تجاری سازی اقداماتشان بزنند؛ فعالان شبکه مجاز و قانونی کشور به راهبرد توسعه و گسترش بازار روی آوردند و سوپر مارکت ها را به زنجیره پخش و توزیع افزودند.

خاطیان در ادامه فعالیت هایشان باز از درخت فناوری خوشه چیدند و این بار نه از سخت افزار بلکه از نرم افزاری به نام DIVX که به غلط دایوایکس خوانده می شوند و تلفظ صحیح آن دایواکس است، بهره ها بردند. فشرده سازی و ریلیز همزمان چند عنوان فیلم سینمایی در یک لوح فشرده (DVD) عموماً 4/7 گیگابایتی چالش بزرگی را رقم زد. البته استفاده از فرمت دایواکس از زمان توزیع نخستین سریال های نمایش خانگی رایج شد. محبوبیت مجموعه قهوه تلخ و ناتوانی اقشار آسیب پذیر حتی برای خرید نسخه کپی آن، شرایطی را فراهم ساخت تا کپی کاران 5 تا 6 قسمت از سریال را در یک دی وی دی به قیمت نازل در اختیار مشتریان قرار دهند.

ابتکار عمل موسسات ویدیو رسانه و شرکت های پخش و حامیان دولتی در برخورد با این پدیده آن بود که فعالیت های ستاد مبارزه با محصولات غیر مجاز را شدت و عمق بخشند و مراسم امحای کپی های جمع آوری شده را در مقابل دوربین های تلویزیونی به تصویر بکشند. در واقع فعالان صنعت نمایش خانگی بازهم در برابر رقبای نا اهل متوسل به راهبردهای فناورانه نشدند و به اقدامات کم اثر و نمایشی بسنده نمودند.

گام سومی که سوء استفاده کنندگان از ظرفیت های اقتصادی شبکه نمایش خانگی برداشتند، بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارائه خدمات غیر مجاز بر بستر وب بود. در این مرحله ساعتی پس از انتشار نسخه دی وی دی فیلم ها و دیگر تولیدات نمایش خانگی، خاطیان بی دغدغه اقدام به بارگذاری رایگان آنها در فضای مجازی کردند. جامعه مخاطبان در این مرحله باز هم افراد کم بضاعت و نیز همان کسانی بودند که اصولاً مصرف نسخه کپی به رفتار و هنجاری عادی و نهادینه شده در آنها بدل شده است.

سوداگران با استفاده از این شیوه می توانستند پس از بالا بردن تعداد کلیک های که بر روی وب سایت شان می شد، اقدام به جذب آگهی های رنگارنگ کنند و ممر درآمد تازه ای را با توجه به افزایش ضریب نفوذ اینترنت دست و پا کنند.

امروزه کافیست با دو کلید واژه “دانلود فیلم” صدها وب سایت را در موتور جستجوهای موجود یافت و از کم و کیف خدمات آنها به بهانه امکان دانلود فیلم مطلع شد.

شبکه رسمی نمایش خانگی این بار منفعل تر از همیشه صرفاً شاهد و ناظر به تاراج رفتن فیلم ها و محصولاتشان در بازار مکاره ای است که تحت عنوان پر طمطراق تجارت الکترونیکی فعالیت می کند. در موسسه رسانه های تصویری وابسته به دولت(سازمان سینمایی) سالهاست پروژه راه اندازی سیستم ویدیوی درخواستی(VOD ) مبتنی بر پروتکل اینترنت و بر بستر باند پهن در فاز مطالعاتی متوقف مانده و شکل اجرایی به خود نگرفته است.

به عبارت روشن تر؛ فعالان قانونمند شبکه نمایش خانگی کشور و حامیان دولتی آنها در این سالها نتوانسته اند با ابتکار عمل و در عین استفاده از فناورهای نوین، مزیت های تجاری تازه ای را برای شبکه ایجاد کنند و بر شمار مخاطبان آن بیفزایند. شبکه ای که با وجود انحصار صدا و سیما و عدم فعالیت تلویزیون های خصوصی، نشان داده است که از ظرفیت های خوبی برای ارتباط با مخاطبان و رقابت با رسانه های رقیب بویژه از نوع خارجی آن برخوردار است.

در یک جمع بندی به نظر می رسد مادام که استفاده هوشمندانه و بموقع از تکنولوژی های نوین عرضه صدا و تصویر مورد اهتمام قرار نگیرد و ناشران ویدیویی برای دهک های مختلف درآمدی جامعه، محصولاتی متناسب با توان خرید مشتریان عرضه نکنند، زمینه برای بهره برداری نامشروع خاطیان و سوء استفاده کنندگان فراهم است.

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3841

14 دیدگاه

  1. استفاده كنندگان غير مجاز عنوان هاي شبكه ، هميشه از اقشار كم بضاعت و كم درآمد نيستند. گاهي افراد متمول و از طبقه متوسط نيز اقدام به تهيه عنوان ها از راه هاي غير قانوني مي كنند ، البته به بهانه هاي گوناگون.
    همان گونه كه بي شك همه ما با آن ها برخورد داشتيم يكي اين كارش را زرنگي مي داند و ديگري كارش را با اين گونه درست نشان مي دهد كه فيلم ها همه آشغال شدند و ديگر نبايد براي يك عنوان پولي خرج كرد. بهانه اي كه به خاطرش نزديك بود با فردي دست به گريبان هم بشوم. سخن من اين بود كه دوست عزيز اگر كاري ارزش خريدن ندارد پس خواهشمندم كپي اش را هم نخر و دانلودش هم نكن ، چون بي شك ارزش ديدن هم ندارد. و بدتر اين كه ديگران را هم به نخريدن و دانلود كردن ترقيب مي كرد.
    در اين زمينه انفعال همه جانبه قوه قضاييه و خود شركت ها بيشتر به چشم مي آيد ، زيرا به راحتي مي توان با طرح هاي ساده اقدام به مسدود و جمع آوري اين سايت ها (دست كم سايت هاي داخلي) كرد.
    از سويي ديگر توليد عنوان هاي كم و بي كيفيت باعث شده استفاده كنندگان بي انصاف همه عنوان هاي شبكه را به يك چشم ببينند و شايد اينگونه بخواهند نوعي تلافي كرده باشند.
    هنگامي كه شركت ها عنواني كه درجه كيفي ج را كمرنگ يا درون ولت درج مي كنند يا حتا اصلا درج نمي كنند ، هنگامي كه اطلاعات نادرست مانند سال ساخت يا خلاصه داستان درج مي شود ، هنگامي كه عكس بازيگري كه افتخاري و تنها چند دقيقه بازي كرده به عنوان نقش اصلي روي جلد درج مي شود ، هنگامي كه عنواني تكراري با نام ديگري توزيع مي شود ، هنگامي كه خود ما كه از اين صنعت نان مي خوريم يك فيلم را تا پايانش نمي توانيم تحمل كنيم بس كه بي سر و ته و بي كيفيت است ، شايد نزول اين بلا ها حقمان باشد.

  2. بیشتر از 1000000 مشتری ما اومده پرسیده أبله اومده یا نه؟؟؟ من می دونم أبله طرفدار زیاد پیدا میکنه ولی کاشکی تا دیر نشده یک تاریخ توزیع رسمی از طرف تهیه کننده ی سریال داده بشه تا خیال همه ی مردم ایران که خواستار توزیع سریال هستند در شبکه خانگی توزیع بشود .رسانه ای که تنها ماندگار ترین رسانه ی کشور هست همین ” شبکه نمایش خانگی” هست . مردم فرهنگ دوست جمهوری اسلامی ایران معنی فرهنگ را تا تلویزیون بود نمیدونستن چیـه ؟ ولی با ورود رسانه ی نمایش خانگی این جمله بین همه ی مردم رواج پیدا کرد که همه ی ملت باید تمامی کارهای شبکه خانگی را اورجینال خریداری کنند و به همه توصیه کنند که به این کار شوق پیدا کنند . شبکه نمایش خانگی طبق جمله های متعددی که بنده عرض کردم یک فرهنگ است نه تنها یک فرهنگ است بلکه القاب زیادی دارد که بنده از آنها بی خبرم … تشکر … و آرزومندم تا روزی برسه قسمت اول أبله توزیع بشه و به همه ی نمایندگی ها برسه .

  3. اگر صدا و سيما توان رقابت با شبكه خانگي را دارد قدرتش را در اين سه ماه نشان دهد.
    اين سه ماه آتشين كه بهترين ها پخش خواهند شد؛ ابله ، عشق تعطيل نيست ، رد كارپت ، شهر موشها2 ، آتش بس2 و … .
    نمي دونم راي جناب سرافراز نيز همان راي جناب ضرغامي است يا نه . ولي اگر همان باشد شبكه نمايش خانگي بايد به خود ببالد كه يك امپراطوري است ، چون بي شك رقيب سرسخت صدا و سيماست يا بهتر بگويم صدا و سيماست كه رقيب آن است.

    هرگاه صدا و سيما وجود اين را داشت كه پيش پا افتاده ترين مسايل كه همانا نشان دادن ابزارهاي موسيقي است را حل كند و دست از رفتارهاي متحجرانه بردارد ، آن زمان است كه مي تواند خود را يك امپراطوري بنامد و براي خود حريف يا رقيب بطلبد. تواني كه بنده نه در آقاي ضرغامي سراغ داشتم و نه در آقاي سرافراز. صدا و سيما بهتر است طبق همان سليقه هاي افراد حداقلي اما تاثيرگذار جامعه برنامه سازي كند و نام ملي را از خود بردارد و نام دسته يا گروه يا قوم يا هر چيز ديگر به جز ملي را جايگزينش كند و اين دريچه اميد (شبكه نمايش خانگي) را به حال خود واگذارد.

    هفته هاي آتشين پيش رو پر از عنوان هاي پر فروش خواهد بود و هر هفته بيننده دست كم يك قسمت از يك سريال هستيم ، به اين معنا كه ميانگين فروش هر فروشگاه حدود 130 ولت در هفته خواهد بود و اين قضيه رونق كم سابقه شبكه را نويد مي دهد.

    به اميد روزهاي بهتر

  4. با اينكه مي دانم جناب علي اسدزاده گرامي پاسخ بنده را نمي دهند ، اما چون شك ندارم كه ايشان اين تارنمارا مي بينند و به پرسش بنده مي انديشند ، از سر خيرخواهي و با كمال تواضع اين پرسش مهم را از ايشان دارم؛

    آقاي اسدزاده حدود يك سال است كه از موسسه شما فيلم هاي سينمايي ويژه را نمي بينيم . درحالي كه دو يا سه سال پياپي بهترين عنوان هاي ويژه از آن موسسه شما بود و تا نام فيلمي سر زبان ها مي افتاد و ميلياردي مي شد مطمئن بوديم كه تصويرگستر پاسارگاد آن را ارائه خواهد داد.
    اما حدود يك سال است كه هيچ عنوان سينمايي ويژه اي از شما نديديم . شايد براي شما موسسه شما سريال باكيفيت و پرطرفدار شاهگوش بسنده مي نمود ، ولي براي خالي نبودن عريضه هم كه شده بد نبود يك يا دو فيلم مهم امسال را شما ارائه مي داديد.
    اكنون كه بهترين سريال ها را توليد مي كنيد و به موسسه بي رقيبي تبديل شده ايد ، آيا بهتر نيست كمي هم به عنوان هاي سينمايي ويژه نگاهي بيندازيد؟

    • آقا ایمان ما خیلی خواهش و التماس کردیم از موسسه تصویر گستر پاسارگاد تا یک تاریخ توزیع رسمی از سریال اونم نه از فیلم سینمایی که تولید بشه و خدا میدونه کی توزیع میشه ؟! اما سریال خودتون می دونید به یک اطلاع رسانی تاریخ توزیع نیـــاز داره که اونم اطلاع رسانی نمی کنند . حالا ببینید جواب شما و من را میدن …
      اگه بدن بازم ممنون میشیم : سلام و عرض خسته نباشید به کارکنان موسسه تصویر گستر پاسارگاد که خنده را بر لب ما ایرانیان گذارا می سازند . لطفأ یک تاریخ دقیق از توزیع اولین قسمت سریال أبله را در پاسخ به این نظر مشخص کرده و اطلاع رسانی کنید .
      خواهش به عنوان التماس …

      • مجید محسنی مدیر عامل موسسه «هنر اول» در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس درباره آخرین محصولات در دست تولید این موسسه گفت: قسمت جدید مجموعه «شام ایرانی» (محمدرضا شریفی‌نیا) 15 دی‌ماه آماده و در شبکه نمایش خانگی توزیع خواهد شد.
        وی افزود: طی برنامه ریزی‌های صورت گرفته نسخه نمایش خانگی فیلم سینمایی «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» به کارگردانی بهروز افخمی نیز 22 دی‌ماه منتشر خواهد شد. –

        • پس اینطور باشه این هفته اولین مجموعه ی ” أبله” در شبکه خانگی توزیع میشه چون هفته ی آینده یک عنوان در پخش شبکه خانگی هست و تداخل در پخش صورت نمی گیرد .

  5. بازم داریم برمیگردیم به سال 91 و بازم تحریم بعد از اون 6 فیلم خوب حالا نوبت به خانه پدری و فصل فراموشی فر یبا رسیده . یکی نیست در این ارشاد که همه دارن از روش رد میشن یک تودهنی به این ها بزنه تا بفهمن قانون یعنی یکی وچندتا نمیشه واقعا تا کی باید یک عده خودشون رو بزارن جای مردم بگن شما حق نداری این فیلم رو ببینی .
    یکی نیست بگه حوزه هنری اومدی این فیلمها رو تحریم کردی خودت چی تولید کردی .. مهمان داریم یا فرشته ها با یک حوض وسط حیات با لباس های تکراری که تمام سینماهای خودت هم بهشون تقدیم کردی . واقعا اینقدر ارشاد حقیر کوچک شده که نمیتونه حوزه رو جای خودش بنشونه .اقای فروتن شما هم در این مدت بیکار ننشینید و پست بزنید از این بی قانونی که ارشاد مجوزمیده ولی یک نهاد میاد اون رو نقض میکنه .

    • آقا میلاد ، همه اینها بخاطر برخورد سلیقه ای و تفسیرهای دل بخواهی از قانون است و همینطور وجود چند متولی مختلف در یک موضوع . حوزه هنری به عنوان یک دستگاه شبه دولتی صاحب بخش بزرگی از سینماهای کشور است و عملاً حق دارد فیلم هایی را که مطابق سلیقه اش نیست در سینماهای تحت مالکیت خودش نشان ندهد . ارشاد یا باید با کمک دولت کاری کند که دست حوزه برای مالکیت سینماها بسته شود یا خودش برود دنبال سینما سازی تا اینطور وقتها مجبور نباشد دستش را جلوی حوزه دراز کند .
      اما از طرف دیگر این مجلس است که وارد به موضوع شده و دستور لغو اکران فیلم خانه پدری را صادر کرده . حالا دو بحث جداگانه پیش می آید . یکی اینکه مجلس به عنوان قوه ناظر بر دولت حق چنین کاری را دارد و این حق را با رای مردم به دست آورده است . پس دفعه بعد که در انتخابات دیدید کسی می گوید من رای نمی دهم چون اصلاح طلب و اصولگرا دیگر برایم فرقی ندارند بهش توضیح بدهید که کجاها فرق دارند . اما بحث دوم این است که چرا کارگردانی مثل استاد کیانوش عیاری باید فیلمی بسازد که نیمی از جامعه سینمایی آن را تحسین کنند و نیمی دیگر از آن برنجند؟ چرا نمی توان فیلمی ساخت که مشکلات ، معضلات و باورهای غلط را به نحوی بیان کند که مخاطب آن را بپذیرد و در صدد رفع آن باشد نه اینکه با قوه قهری برخورد کند؟ “خانه پدری” فیلمی است استادانه و از منظر هنز فیلمسازی یک شاهکار ، و یک طیف از منتقدان فقط با این نگاه ، به فیلم چهار ستاره دادند . اما فیلمی است که به شکلی عریان و بسیار خشن برخی سنت ها و باورهای قدیمی برخی از خانواده های ایرانی را به نمایش می گذارد و آن را به نسل های مختلف آن خانواده و کل جامعه گسترش می دهد . و طیف دیگر منتقدان آن را به عنوان یک فیلم سیاه نمایانه می بینند و بشدت نقد می کنند .
      حالا به نظر شما فرق بین خانه پدری و آرگو چیست؟ یک گروه از منتقدان از اسکار گرفتن آرگو حمایت کردند چون فقط به عنوان یک اثر هنری آن را می دیدند و گروه دیگر انتقاد کردند چون بعد سیاسی و خطرناک ضد ایرانی آن را می دیدند .

  6. آقای خشایار الوند در گفت و گویی با یکی از خبر گزاری ها اعلام کرده : در زمان توقف سریال در 20 روز بنده از گروه جدا شده و تا قسمت 15 نیز خودم به شخصأ در گروه حضور داشته ام و با تمامی تکنیک های روز پزشکی سریال را نوشته ام .
    تشکر از آقای فـــروتن و همه ی عزیزان سایت …

    • اگر مشکل پیش آمده برای سریال برطرف نشود، هیچ بعید نیست ادامه تولید و توزیع آن با هدف پخش در نمایش خانگی مورد توجه قرار گیرد. پیش از این هم هفت قسمت اول قهوه تلخ برای تلویزیون تولید شده بود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.