روزنامه جام جم گروه فرهنگ و هنر: گفتگو با سعید رجبی فروتن درست در روزی انجام گرفت که او به عنوان مدیر نمونه از سوی ارشاد انتخاب شده بود ، هر چند هیچوقت به این نکته اشاره نشد اما می شد از همان ابتدای گفتگو به این موضوع پی برد که دغدغه های او در رابطه با پدیده شبکه نمایش خانگی همواره با نوعی امیدواری همراه است. چه زمانی که از مشکل کمرشکن قاچاق حرف می زند و چه وقتی که از کمبودهای این عرصه سخن می گوید.
شبکه نمایش خانگی در یکی دو سال گذشته نه تنها توانسته با عرضه سریع آثار سینمایی را به دست مخاطبان برساند؛ به تهیه کنندگان نیز کمک کرده تا بخشی قابل توجه سرمایه ای را که برای ساخت فیلم صرف کرده اند را از طریق خرید رایت اصلی بازگرداندند و چرخه تولید سینمای ایران همچنان در گردش بماند. سعید رجبی فروتن که وظیفه نظارت بر ویدیو رسانه را بر عهده دارد در این گفتگو از مشکلات این شبکه و دغدغه هایش در حوزه فرهنگ می گوید.
انتظار از شبکه خانگی تا حد زیادی بالاست ، این توقع از این رسانه به شکلی است که حتی شبکه خانگی محکوم می شده است که چرا در ارائه آثار سینمایی به مخاطب، سطح سلیقه آنها را پایین نگه داشته است در صورتی این شبکه هنوز در حوزه تولید آثار وارد نشده است. خود این حوزه یعنی «تولید» از مدت ها پیش به عنوان مساله ای برای شما مطرح بوده است. چرا هیچ تصمیمی در این رابطه نمی گیرید؟
در پاسخ به این سوال می شود پرونده این بحث را کمی باز کرد و دلایل اداره کل نظارت و ارزشیابی را برشمرد که چرا آن بخش مربوطه را به ما نسپردند و من متقابلا توجیهات شبکه خانگی نمایش را عنوان کنم اما می توان پرونده این بحث را نگشود و من به شما و خوانندگان این نوید را بدهم در طرح تشکیلاتی سازمان سینمایی کشور که ظرف هفته های آینده جنبه های کاملا اجرایی و عملیاتی به خودش خواهد گرفت این مساله یکبار برای همیشه حل خواهد شد.
پس اجازه بدهید کلی تر به این موضوع بپردازیم یعنی اصلا این ماجرا را حل شده بدانیم، با این حساب شبکه خانگی نمایش اگر در حوزه تولید وارد شود و دستش باز باشد می تواند پاسخگوی این انتظار باشد؟
اتفاقی که در هفته های آینده رخ خواهد داد کلا مجاری صدور پروانه ساخت و صدور پروانه نمایش اعم از سینمایی، ویدیوئی و غیره را در یک تشکیلات و در ذیل یک معاونت تجمیع خواهد کرد و به نظر می رسد نظارت های محتوایی و مراعات استانداردها به صورت متمرکز در یکجا رصد و مدیریت می شود اما اینکه این ساختار به سبب نو بودن ممکن است پیامدها و تبعات ثانوی را پدید بیاورد باید ببنیم در عمل چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا به برخی از چکش کاری ها و رتوش ها نیاز دارد یا ندارد. زود قضاوت نکنیم هر تشکیلات نوپایی برای اینکه جا بیفتد نیازمند گذشت زمان است و کمی تشریک مساعی و سعه صدر می خواهد تا در نهایت به آن نقطه آرمانی خود که همان کیفیت بخشیدن به محصولات شبکه است برسیم.
شما می گویید این اتفاق در اینده نزدیک خواهد افتاد بنابراین شما احتمالا برنامه ای برای چگونگی اجرای آن دارید.
اگر من مدیرش باشم!؟ (خنده)
البته!
به نظر می آید برای مدیری که این مسولیت را به عهده خواهد داشت کار چندان دشواری نخواهد بود زیرا دستاوردها و تجربیات بسیاری به عنوان پشتوانه کارشناسی قابل اعتنا می تواند در اختیار مدیریت جدید قرار بگیرد.
از آنجایی که این رسانه به نوعی پدیده ای تازه است، بنابراین تصمیمات اعمال شده در این رسانه به نوعی آزمون و خطاست. هر چقدر برای مخاطبان، این رسانه تازه است برای مدیران هم تازگی دارد. چقدر توانستید درصد خطای تصمیمات را پایین بیاورید؟
فقط در بسط و تعمیق آن چیزی که شما از آن یاد کردید و آن را به عنوان یک «پدیده» و «رسانه» مطرح کردید، یک نقطه عطف را نباید از یاد ببریم و آن اینکه در دو سال گذشته، با راهبرد گشایش و توسعه بازار ، شبکه ویدئویی توانست به عنوان یک رسانه ظرفیت های مغفول مانده خودش را بیشتر به رخ بکشد. اگر یادتان باشد پیش از این تنها در برخی از ویدئو کلوپ های کم شمار سنتی، آثار عرضه می شد که به شهادت تیراژ محصولات تا دو سال قبل این رسانه ، چندان رسانه پویا و دارای تعامل با مخاطب خود نبود اما از روزی که این بازار گسترش یافت، بدون اغراق باید بگویم مخاطبان و بییندگان شبکه نمایش خانگی به مراتب بیش از سینما ولی کمتر از تلویزیون گردید . صاحبنظرانی که مختصات یک رسانه را دنبال می کنند، اظهار می دارند، شبکه نمایش خانگی ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای دیگر ظرفیت های خیلی استثنایی از خودش بروز داه است. شاید یکی از دلایلش آن است که آن عنصر چند صدایی را با احیای ظرفیت های رسانه شبکه نمایش خانگی کشور محقق ساختیم. برخی از کارها به فراخور موضوع و نوع پرداخت آن که متناسب با ویژگی های مدیای ویدیو است در شبکه با مخاطب ارتباط خوبی برقرار کرده اند.
اولین گام های تجربه تولید برای شبکه نمایش خانگی را بر می داریم و آزمون و خطایی که شما گفتید، در این چارچوب قابل ارزیابی است که سازندگان و تهیه کنندگان آثار برای شبکه نمایش خانگی، بدانند آنچه طراحی و تولید می کنند و در نهایت به مخاطب عرضه می شود، همانی است که شبکه انتظارش را دارد یا اینکه نه این اثر می توانست در سینما هم ساخته شود و در تلویزیون هم به نمایش دربیاید؟ ما نیازمند گذشت زمان هستیم تا به آن مختصات و ویژگی های منحصر به فرد کار و محصول برای رسانه ویدئوی کشور برسیم. در آن صورت می توانیم ادعا کنیم، در کنار رسانه ای مثل سینما و تلویزیون، ویدیو را هم باید با مختصات مربوط به خودش تبیین کرد.
از آنجایی که توفیق قرین راهمان بود تا در سال 82 مدیریت مستقلی برای ویدیو به مثابه یک شبکه و یک رسانه مستقل طراحی کنیم، نسبتا به مسائل و تهدیدات و فرصت های آن اشراف داریم و می دانیم خلل و فرج ها کجاست. اگر بخواهم سیر تکامل و بهبود مقررات را برشمارم، متوجه می شوید که سعی کردیم هر جا نقص یا کاستی در زمینه مقررات داریم آن را تهیه کنیم. تلاش شد در تدوین مقررات صنف را به مشارکت دعوت کنیم. نهادی به نام شورای تشخیص وجود دارد که تقاضای داوطلبان تاسیس موسسه ویدیو رسانه را مورد بررسی قرار می دهد و همچنین عملکرد سالانه موسسات را ارزشیابی می کند و تخلفات و ابتکارات موسسات را رصد و امتیاز دهی می کند. شورا به تناسب آنچه در دستورالعمل ها قید شده مجازات ها و یا در نقطه مقابل، تشویق ها و پاداش هایی را به موسسات اختصاص می دهد.
سعی کردیم در تعامل با دست اندکاران شبکه بتوانیم مدیریت به روزی داشته باشیم و همواره پیام هاو توصیه های کارشناسی مخاطب یا مدیران موسسه ویدئو رسانه را در کارمان لحاظ کنیم. به جز دیدارهای حضوری ارتباط در فضای مجازی وقت زیادی را در شبانه روز از من می گیرد.
مخاطب این رسانه در این ارزیابی ها کجا قرار دارد؟ ایا تنها حضور شما در فضای مجازی راه شناسایی و ارزیابی مخاطب است؟
اولا از یک منظر با توسعه شبکه به همان میزان بازخوردها نیز در بیشتر شده است . پانزده سال بود که کارهای سینمایی پس از اکران وارد شبکه ویدیویی می شد و هیچ بازخوردی نداشت. زیرا مخاطب انبوه و پر شماری فیلم ها را نمی دیدند. ولی با گسترش بازار و افزایش تیراژ فیلم ها به محض ورود فیلم ها به شبکه خانگی واکنش های مثبت و منفی مشاهده می شود. روشن است که اثار در دسترس اقشار بیشتری از مردم قرار می گیرند. چه مراجع رسمی و چه مخاطبانی که در معرض این کارها قرار گرفته اند، موضع گیری های خود را علنا" ابراز می کنند.
این نکته مشخصا معلول گستره توزیع این شبکه است؟
بله.! این واقعیت را نه به عنوان یک تهدید که به عنوان یک فرصت از آن یاد می کنم. تجدید نظر در صدور پروانه ساخت و نمایش اثار ویدیویی ثمره بازتاب تولیدات ضعیف در شبکه بود.
از سوی دیگر پاسخی که بازار به سازنده فیلم یا برنامه می دهد شفاف و صریح است و می تواند فیلمساز یا تهیه کننده هوشمند را آگاه سازد. اگر تیراژ کمی از یک محصول در بازار به فروش برسد، پیام آن این است که در انتخاب یا عرضه اثر باید ملاحظات بیشتری اعمال گردد. در شبکه نمایش خانگی بر خلاف تلویزیون از آنجا که مردم باید پولی را هزینه کنند، ممکن است یک بار اشتباه کنند و اغوا بشوند ولی مطمئن باشید برای مرتبه های بعد با دقت و ملاحظه بیشتر شناسنامه گروه سازنده را از نظر می گذراند. ما هم در این مسیر با ارزشیابی و درجه بندی کیفی محصول به کمک مخاطب امده ایم تا ریسک کمتری برای خرید کرده باشد.
چقدر معتقد به تاثیر بازار بر موفقیت شبکه خانگی هستید؟ به ویژه در این دو سال گذشته که تاکید زیادی روی آن دارید ؟
تا یکی دو سال گذشته موسسات ویدئو رسانه در ازای سرمایه گذاری برای خرید حقوق و رایت ویدئویی آثار سینمایی ایرانی، می توانستند امتیاز تامین و تهیه فیلم خارجی را از ما دریافت کنند. زیرا به موجب قانون، نمایش و تهیه و تامین فیلم خارجی در انحصار دولت بود ولی مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اجازه داد بخش خصوصی وارد این عرصه شود. تا مدتها توجیه اقتصادی برای موسسات ویدئو رسانه فراهم بود تا از محل درآمد فیلم خارجی، مبادرت به خرید رایت فیلم ایرانی کنند، اما هر چه جلوتر رفتیم، در ساحت رسانه و فن آوری های صنعت تصویر، مناسبات و آرایش هایی شکل گرفت که عرضه و تامین فیلم خارجی برای موسسات ویدئو رسانه به اندازه گذشته توجیه اقتصادی نداشته باشد. در حال حاضر تلویزیون های ماهواره ای ابتدا با زیر نویس و بعد از آن با دوبله های ضعیف و اخیرا" متوسط، سعی زیادی در جذب مخاطب کرده اند و به زعم خود برای پس نزدن مخاطب عفیف ایرانی، سکس عریان را از فیلم ها حذف کرده اند. برای همین به اندازه گذشته آثار خارجی شبکه از تیراژ قابل توجهی برخوردار نیست. به عبارت روشن تر موسسات ویدئو رسانه کشور دیگر مزیت نسبی یا ارزش افزوده ای به نام فیلم خارجی در اختیار ندارند . الان موسساتی موفق ترند که بتوانند آثار بیشتری را در بازار بصورت تک نسخه ای به فروش برسانند. این مطلب یادآور نشریاتی که است که به هر دلیلی قادر به جلب و جذب آگهی نیستند و تمام دلخوشی شان این است که تعداد بیشتری از نشریه شان روی کیوسک ها به فروش برسد.
این قیاس درست است؟ واقعا قابل تعمیم است؟
بله اگر شما نگاه کنید به آثار حتی پر مخاطب می بینید که موسسات ما در جلب اسپانسر و بنگاه های اقتصادی خیلی موفق عمل نکردند یا بهتر است بگوییم در این بنگاه ها هنوز انگیزه ای پدید نیامده است که رسانه نمایش خانگی را جدی قلمداد کنند و بدانند که مخاطب بسیاری دارد تا رغبتی برای پیشنهاد آگهی داشته باشند .
بسیاری از هزینه های تولید و تکثیر و عرضه محصول از محل آگهی و فروش فیلم خارجی تامین نمی شود و تنها راه باقیمانده برای موسسات فروش هر چه بیشتر نسخه هایی است که تکثیر شده است. به همین خاطر هر گونه تمهید و تدبیر برای فروش بیشتر حائز اهمیت است . در چنین بزنگاهی است که تدابیر خلاقه برای گسترش بازار و ایجاد تقاضا در مشتری گره گشاست. استفاده از شيوه ها و شگردهاي نوين تبليغاتي، اعم از فضاي مجازي و حقیقی، تبليغات محيطي، متوسل شدن به مشوق هایی مثل جايزه و در یک کلام مطالعه بازار و یافتن راه حل های متناسب می تواند به بهبود فضای کسب و کار کمک کند.
موسسه رسانه هاي تصويري به عنوان بازوي حمايتي معاونت سينمايي اگر بتواند انرژی و وقت زيادي را صرف مطالعات اقتصادي كند و نيازهاي مخاطب را پيشاپيش رصد كند و ببيند مردم در رسانه هاي موجود چه جستجو مي كنند، اما نمي يابند؛ انگاه می توان بر روی آن نقاط برنامه ريزي كرد و نمايش خانگي را روز به روز از درجه و رفعت بيشتري نزد مخاطبان برخوردار کرد.
پس با توجه به تغییرات شرایط اقتصادی در کشور این شبکه نیز دچار مشکلات فراوانی می شود.
کاملا! خرید کالای فرهنگ معمولا در انتهای فهرست خرید مردم است. پس از اجرای طرح هدفمندی یارانه ها مردم تا مدتها منتظر بودند كه آيا دخل و خرجشان اقتضا مي كند كه مثل گذشته هزينه اي صرف خريد كالاي فرهنگي بكنند يا نه. در بازار نمايش خانگي اين شوك به خوبي ديده مي شد. خوشبختانه با كمك و اختصاص يارانه ها و تلاش هاي دولت در مدیریت قيمت کالاها و نهايتا همراهی مردم، تقريبا به وضع با ثبات كنوني رسيديم و از اين شوك اقتصادي، بيرون آمديم.
یکی از مشکلات همیشگی شبکه نمایش خانگی معضل قاچاق فیلم هاست. پیشرفت فناوریها هم بیش از آنکه به شما کمک کند در خدمت این معضل بوده است. قبول دارید که هیچ راهی جز کار فرهنگی برای حل این مشکل ندارید؟
شدت گرفتن اعمال مجرمانه براي تكثير غيرقانوني و سرقت فيلم ها، ناديده انگاشتن حقوق مالكانه تهيه كنندگان سينماي ايران و ويدئو رسانه ها كه مالك حقوقي ويدئويي آثار هستند از مشکلات اصلی این شبکه است. كه البته پيشرفت هاي فناوري هم به اين قضيه كمك كرد . به عنوان مثال با فرمت تكثير دايويكس 7-8 عنوان فیلم روي يك دي وي دي قابل عرضه است . گویی در خارج و داخل براي مقابله با بنيان هاي فرهنگي ما و تضعيف بنيان هاي اقتصاد فرهنگ بویژه ويدئو و سينماي كشور اراده محکمی شکل گرفته است. به محض اينكه نسخه ويدوئي فیلمی عرضه مي شود، در اينترنت بارگذاري مي شود و در داخل و خارج از كشور امكان دانلود براي مخاطبان در پهنه وسيعي فراهم مي شود، جسورتر از فضاي سايبري، شبكه هاي ماهواره اي فارسي زبان هستند كه به آثار سينمايي و ویدیویی ایرانی رحم نمي كنند و آنها را پخش مي كنند. همه اين عوامل دست به دست هم داده است تا نسبت به گذشته آثارمان از تيراژكمتري برخوردار باشد و خدا نكند كه به دليل بي توجهي به اين پديده هاي زيان بار، كاري صورت نگیرد و شبكه نمايش خانگي كه دولت برايش برنامه ها و نقشه ها را پيش بيني كرده است، زمينگير شود و نتواند ظرفيت هاي خودش را بطور کامل به نمايش بگذارد .
اين درست است اما راه مقابله با اين مشكل هم كاملا مشخص است . بوده اند آلبوم هاي موسيقي پرطرفداري كه به محض انتشار در اينترنت قرار گرفته اند اما بسياري از اين آلبوم ها هم اتفاقا فروش خوبي در بازار داشته اند چرا كه همان سايتهايي كه اين آلبوم را بارگذاري كرده اند حق انتخابي به مخاطب هم داده اند كه راه درست اين نيست و براي رعايت حقوق مولف اين آلبوم را خريداري كنند. يعني به شكلي خيلي ناقص فرهنگسازي كرده اند. با اين حساب تنها و تنها راه مقابله با اين وضعيت فرهنگ سازي است.
بله، اما شما به من بگوييد چه رسانه اي در كشور از آنچنان ضريب نفوذي برخوردار است كه براي اين فرهنگ سازي مي تواند بيشترين كمك را بدهد؟
تلويزيون
متشكرم
اما نمي شود كه همه اين مشكل را به دوش تلويزيون بيندازيم! خود شبكه خانگي هم مي تواند فرهنگسازي كند شايد در شكل و شمايلي كوچك تر
الان مخاطب ما در شرایطی فیلم ها و انیمشین هایی که قرار است فرهنگسازی کنند را می بیند که همین محصولات هشدار دهنده، خودشان به صورت قاچاق تکثیر شده اند! و مخاطب این پیام ها را در نسخه کپی می بیند. نمي خواهم بگويم ما كاري نكرده ايم ولي رسانه ملي بيشترين تاثير را دارد.
یکی از راههای جلوگیری پخش فیلم ها در خارج از کشور ثبت حقوق اثر در خارج از کشور است که بدون شک اگر هزینه کمی در این زمنیه شود حداقل شبکه های فارسی زبان ماهواره ای و سایت های خارج از کشور به اندازه الان جسارت به خرج نخواهند داد. شاهد عرضم سریال قهوه تلخ است که هیچ تلویزیون خارج از کشوری اجازه پخش آن را به خود نداد. البته فقط آیه یاس نخوانیم ، متقابلا می توان آستین ها را بالا زد و یکسری کارهایی را انجام داد. ولی نقش رسانه ملی اصلا کافی نیست.
پیشنهاد شما چیست؟
سازمان صدا و سیما باید در این زمینه ها و بسیاری دیگر از محورها با معاونت سینمایی همکاری داشته باشد. بنابود برای تولید آثار ویدئویی داستانی، به طور مشترک سرمایه ای گذاشته شود تا برای تامین نیازهای تلویزیون و شبکه نمایش خانگی توامان کار با ضوابط پخش از سیما تولید شود. پیش بینی شده بود که کارهای مشارکتی ( تله فیلم ها) اول در شبکه نمایش خانگی عرضه شوند و بعد از آن در روی آنتن تلویزیون بروند. اعتقاد دارم چنانچه ظرفیت های رسانه ملی؛ شبکه نمایش خانگی و سینمای کشور کنار هم گذاشته شوند، از برآیند آنها وضعیت متفاوتی در هر سه رسانه مشاهده می شد.
انتظار رعایت حقوق کپی رایت آن هم از سوی شبکه های فارسی زبان آن سوی مرزها در صورتی که بسیاری از ارگان ها و نهادهای وطنی این قانون را رعایت نمی کنند شاید انتظار بیهوده ای باشد.
به موجب مقرراتی که مدیریت ارشد سینما به من ابلاغ کرده است به دلیل تعامل سینمای ایران با سینمای جهان و کشورهای صاحب سینما و حضور در بازارهای معتبر سینمایی و قرار گرفتن آثار ایرانی در ویترین و پیشخوان فروش های جهانی، رعایت کپی رایت آثار خارجی مشروط به انکه فروشنده منعی برای ان نداشته باشد، با رعایت مصالح کشور و برای تامین نیازهای شبکه نمایش خانگی و سینما، رایت آثار خارجی را می خریم. در دو سال گذشته به نسبت سالهای گذشته مقررات سختگیرانه ای برای خرید رایت آثار خارجی اعمال می کنیم. می توانم شهادت بدهم در یکی دوسال گذشته به موجب مستنداتی که داریم خرید رایت آثار خارجی به شکل معتبر بیش از گذشته صورت می گیرد و موسسات هم دریافته اند که صلاحشان در این است که رایت آثار را بخرند. البته متقابلا" وظیفه ستاد مبارزه با محصول غیر مجاز سنگین تر می شود و نباید اجازه دهد کارهایی که با چنین هزینه ای روانه بازار می شوند مورد سرقت قرار گیرند.
بسیاری از کمپانی هایی که ما را جدی نمی گرفتند الان حاضر و راغبند آثارشان را به ما بفروشند البته یک استثنایی برای ما و رسانه ملی وجود دارد و آن شرکت ها و کمپانی هایی هستند که عامدانه در راستای سیاست تحریم؛ نمی خواهند به ما فیلم بفروشند. به هر حال با این توجیه که کشور راهی را می رود که به عضویت wto در بیاید و در برابر کنوانسیون برن تمکین کند و سینمای ایران هم با کشورهای معتبر جهان تعامل دارد، قاعده بر رعایت کپی رایت است. در ضمن از گذشته تا به حال تعهدنامه ای از موسسات اخذ می کنیم که اگر روزی فردی حقیقی یا حقوقی عارض شد که من صاحب اثر مشخصی هستم ولی موسسه ای خاص، کار و حقوقم را نادیده گرفته است، موسسه ناشر باید در مراجع قانونی داخل کشور پاسخگو باشد .
قصد من از این پرسش هم اتهام به شبکه ویدئویی نبود…
بله اما سمت و سوی سیاست ما همین است که همکاران حتما رعایت کپی رایت را بکنند، مگر اینکه طرف مقابل عامدانه به ما رایت ندهد. البته در گذشته اینطور بوده است. جالب اینکه از من به دیوان عدالت اداری شکایت شده است که وقتی ما عضو کپی رایت جهانی نیستیم و در زمينه کتاب و موسیقی، چه الزامی برای خریدن حقوق ویدیویی وجود دارد؟ چرا شما پایتان را توی یک کفش کرده اید که باید حقوق آثار را بخریم؟ البته دیوان عدالت اداری اصرار ما را مغایر با قانون ندانسته است و این یک سند افتخار برای من است.
برخی ها معتقدند قوی شدن شبکه نمایش خانگی به همین سینمای نیمه جان ضرر می زند.
تمام کسانی که می گویند شبکه نمایش خانگی به سینما ضرر می رساند ، منظورشان عدم رعایت فاصله و بازه زمانی میان اکران و عرضه فیلم در شبکه است. یعنی اگر فیلم ها با ریتم تندی وارد شبکه بشوند، خیلی ها ترجیح می دهند فیلم را در خانه ببینند و قید سینما رفتن را بزنند.
استاندارد این زمان در دنیا چقدر است ؟
در ایران قبلا سه ماه بود که ما زمان را به 4 ماه افزایش دادیم در خارج از کشور این زمان 6 ماه است ولی در اینجا استثناهایی هم داریم. تهیه کننده ای بعد از آنكه دو ماه از اکران فیلمش در تمام سينماهاي كشور بگذرد، از اداره کل نظارت شخصا رضایت نامه می آورد که کار در شبکه ویدئویی عرضه شود. استثنای دیگری هم داریم و آن آثاری است که از همان ابتدا قید اکران در سینماها را می زنند و مستقیما وارد شبکه نمایش خانگی می شود.
اینکه تهیه کننده یا صاحب اثر با رضایت خودش بخواهد اثر را وارد شبکه نمایش خانگی کند ممکن است به این روند ضربه وارد کند. یعنی مخاطب را به این شبکه بی اعتماد کند و مخاطب پیش خودش بگوید خب این فیلم که بعد از دو ماه وارد شبکه نمایش خانگی شد پس بقیه آثار هم در همین فاصله وارد شبکه می شود. آیا شبکه نمایش خانگی سازوکاری برای این مورد ندارد؟
این بحث دیگری است. تماشای فیلم در سینما با تماشای فیلم در خانه در حالی که شما پایتان را دراز کنید و چیزی هم تناول کنید، خیلی فرق می کند. تماشای فیلم در سینما با پرده عریض و کیفیت صدا به عنوان یک آیین جمعی در شما حسی را بیدار می کند و پرورش می دهد که در خانه این حس وجود ندارد. صاحب نظران علوم ارتباطات می گویند که رسانه ها با وجودی که رقیب هم هستند ولی هیچکدام جای دیگری را نمی گیرند. خیلی ها هستند که تماشای فیلم با پلیر و با دستگاه تلویزیون را قبول ندارند و معتقدند باید فیلم را در سینما ببینند و از یک طرف دیگر حدود 900 شهر کشور سینمایی ندارند که بخواهند از آن استفاده کند. در بسیاری از استان ها شیفتگان سینما با صرف هزینه به مركز استان می روند تا فیلمی را تماشا کنند. به نظر من اگر شبکه ویدئویی نبود پل ارتباطی بین مردم و مخاطبان با سینمای ایران می توانست در سال های گذشته از بین برود. شبکه ویدئویی کمک کرد این رابطه همچنان باقی بماند. به نظر می رسد که به شرایط با ثباتی رسیدیم، به هر حال انتقاداتی بود که ریتم عرضه فیلم ها در شبکه نمایش خانگی کند تر بشود که ما سعی کردیم با تعریف فرایند جدید، نارضایتی ها را به حداقل برسانیم. فقط یادمان نرود که معترضین بیشتر سینماداران بودند نه تهیه کنندگان.
ضمن اینکه هر کاری هم که با نیت سینمایی ساخته شود ممکن است برای نمایش در سینما مناسب نباشد . خیلی از آثار سینمایی ما اتفاقا همینطورند که بهتر بود از ابتدا به شبکه نمایش خانگی عرضه شوند. البته عکس این نکته هم وجود دارد. آثار با کیفیت ویدیویی که تراز سینمایی دارند و می توانند در سینماها توجهات را جلب کنند.
یکی از بحث هایی که شما همواره به عنوان دغدغه از آن یاد می کردید میزان دخالت دولت در سینمای ایران است. این نکته با وجود تشکیل سازمان سینمایی و دیگر اتفاق های جاری چقدر توانسته است دغدغه های شما را کم کند؟
این بحث را می توان از دو منظر بررسی کرد. یکی بعد فرهنگی ماجراست. بالاخره دولت برای اعمال سیاست های فرهنگی خودش مثل همه جای دنیا در این عرصه حضور دارد و بر تولید و عرضه و پخش آثار نظارت می کند و تمام تلاش و دغدغه اش این است که آرمان ها و منویاتی که همه ما به آنها اعتقاد داریم به شکل زیبا و هنرمندانه ای به تصویر کشیده شوند. در واقع سینمای ما بتواند آیینه تجلی بخش بسیاری از ارزش ها و باور ها و اعتقادات و مباحث فرهنگی ما البته با ترجمان هنرمندانه و خلاقه باشد. مراقبت های فرهنگی دولت در این راستاست که بتواند هدایتگر هنرمندان و سرمایه گذاران به این سمت و سو باشد و سینمای ما به آن نقطه متعالی و آرمانی خودش برسد.
بحث دیگر از منظر اقتصادی است و آن این است که سینمای ما همانند سینماهای کشور های دیگر محتاج حمایت های مالی مستقیم و غیر مستقیم دولت است. اگر هالیوود را استثنا کنیم در اغلب کشورهای دنیا بدون حمایت دولت بار سینما به راحتی به سرمنزل مقصود نخواهد رسید. سینمای ما از حیث اقتصادی روی پای خودش نایستاده و محتاج کمک های دولت از مرحله تهیه و تامین مواد خام در قبل از تولید تا هزینه های تبلیغات هنگام اکران فیلم است. این پیوند و وابستگی به دولت شاید بیش از حد متعارف باشد. اگر سینمای ما به آن درجه از بلوغ حرفه ای برسد که حاصل سرمایه گذاری های خودش را از اکران و فروش رایت های مختلف در بیاورد، حمایت های دولت حداقل در ابعاد اقتصادی می تواند کمتر باشد و دولت می تواند سرمایه گذاری خودش را معطوف به تربیت سینماگران یا ابداعات فناورانه و زیرساخت های صنعتی کند. عرصه هایی که انصافا در آنها کمبود داریم. لابراتوارهای ما نیازمند دگرگونی هستند. لابراتوارهای که شکل و شمایل فرسوده ای دارند و برای اینکه خودشان را به روز کنند نیازمند حمایت های مستقیم دولت هستند.
الان در عرصه بین المللی بسیار عقب هستیم، می توانیم دولت را به سرمایه گذاری ها بهتر این زمینه ها ترغیب کنیم . فردای بیداری اسلامی در منطقه یعنی آغاز همکاری های گسترده سینمایی با برادران مسلمان در کشورهای منطقه . چرا نباید اعتبارات صرف اجاره سالن های سینما در اروپا و امریکا برای نمایش فیلم های ایرانی بشود.؟
هر چه حمایت ها را از تولید و مرحله اکران برداریم می توانیم اندک اعتباراتی را که در اختیار داریم در جاهایی هزینه کنیم که کمتر به آن توجه شده است. در شبکه نمایش خانگی هم خوشبختانه ساز و کار به گونه ای است که این عرصه محیطی برای تحرک و مانور بخش خصوصی یاشد. از تامین و تولید در گونه های مختلف تا تکثیر صنعتی و تبلیغات و همه فعالیت هایی که که در مجموع پازل شبکه نمایش خانگی ما را شکل می دهند.
جالب است با توجه به همه این نکات همچنان انتظارات از شبکه نمایش خانگی زیاد است و ..
می دانید چرا؟ چون ما با تنوع رسانه ای در کشور روبرو نیستیم. بخشی از اقبال مردم به ماهواره به صرف ارضای حس کنجکاوی آنها برای جور دیگر دیدن وقایع دنیا و شنیدن و دیدن روایت های متفاوت – فارغ از صحت و سقم محتوایی- آنهاست. در این وانفسا رسانه ویدیو ادعای بزرگی ندارد. این رسانه هم در معرض اتفاقات تکنولوژیکی در اینده است. به هر حال اشکال نو به نوی فیلم دیدن، مخاطب را به طرف امکانات تازه ای سوق می دهد. ادعایی هم نداریم که بخواهیم با رسانه ای دیگری در داخل از جمله تلویزیون رقابت کنیم. تلویزیون اساسا ساحت دیگری است و مختصات دیگری دارد و ویدئو هم رسانه ای متفاوت از آن است. اگر انتظارات از شبکه نمایش خانگی بالاست به این دلیل است که ما در جاهای دیگری خلا داریم. ممکن است شبکه ویدئویی هر قدر هم پویا باشد ولی آن نیاز اساسی مخاطب را جواب ندهد. تا زمانی که شاهد تغییرات تازه ای در آرایش رسانه ای کشور نباشیم، سعی می کنیم بخشی از نیازهای متنوع مخاطب را با ملاحظه نیاز و مصلحت او جواب بدهیم.




یکی از مشکلاتی که موجب تضعیف موسسات ویدئورسانه شد خودداری این موسسات از تنظیم بازار بود. در واقع ما گاه چند روز یا هفته فیلم جدیدی را در شبکه نمی دیدیم و ناگاه چند فیلم زیبا و پرفروش همزمان یا بصورت پیاپی وارد بازار می شد. در واقع موسسات به عمد فرصت تنفس محصولات رقیب را می گرفتند. همانطور که اشاره شد به دلیل اینکه مخاطب برای تهیه فیلم شبکه نمایش خانگی هزینه می پردازد و این میزان هزینه در یک بازه زمانی محدود است عرضه همزمان چند فیلم موجب فراموشی چندتای آنها و اقبال یافتن یکی دوتای آنها می شد و زیان این عملکرد تنها متوجه شبکه نمایش خانگی شد.
از شما چه پنهان این هفته کلید اولین جلسات هماهنگی پخش به امید خدا زده می شود
سلام و عرض ادب خدمت آقای رجبی فروتن
مصاحبه ای کامل بود که با جواب های روشن و شفاف شما جامع و کامل تر شده بود.
اگر اجازه دهید هر از گاهی مزاحم شویم و نظرات خودم را ارسال نمایم.
با تشکرات فراوان
خوشحال می شوم
با سلام حضور جناب آقای فروتن
نظر به اینکه به غیر از موسسات ویدئو رسانه موسساتی که فقط در امر توزیع فعال هستند ( شبکه های پخش و… ) نیز در این جلسات هماهنگی توزیع حضور دارند یا نه ؟
با تشکر
بعد از برگزاري اولين نشست به اقتضا اطلاع رساني خواهد شد.
جناب فروتن عزیز
آیا عبارت ا"این فیلم برای افراد زیر 16 سال توصیه نمی شود" با هماهنگی شما بر روی سریال قلب یخی قید شده است یا خیر؟ آیا بهتر نیست این درجه بندی ها توسط ارشاد انجام شود تا موسسات؟
تا جایی که در خاطرم هست قید شده است ، مخاطب بزرگسال
متاسفانه عدم نظارت دقيق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بر نحوه توزيع و همراهي کردن افراد سودجو به هر نحوه که بتوانند کالاي خود را به فروش برسانند موجب شده است تا هرج و مرج ايجاده شده درامرنوزيع محصولات شبکه نمايش خانگي شرکتهاي پخش به ترفندهاي ديدن اين فيلم به افراد زير… توصيه نمي شود و يا جوايز واهي و خيالي وعده به مشتريا ن شگرد جديد موسسات شده است آيا خريد اينگونه محصولات از نظر شرعي اشکال ندارد کجا رفت جوايز قهوه تلخ و قلب يخي و غيره (پول نقد – ماشين _ آپارتمان -سکه – لوازم خانگي و …) عزيزان خواب خوش