یکتا هنرمندی که اخم از چهره تلویزیون و سینما برد، با اهالی کوی فرهنگ و هنر وداع کرد
در اوایل دهه شصت سینما و تلویزیون جدیتر از آن بودند که با شوخی و طنز و خنده براحتی کنار بیایند. سگرمههای این دو رسانه مگر بازشدنی بود. مردان سیاست با شور انقلابی سکان سینما و تلویزیون را در دست داشتند و با چالش بزرگ عدم مشروعیت آنها نزد بسیاری از مردم متدین روبرو بودند.
سینما در قرق فیلمهای انقلابی، شبه سیاسی و عرفانی بود. تکلیف تلویزیون هم که روشن بود. اخبار و برنامههای گفتگو محور، منبر و یکی دو سریال خارجی با تم مبارزاتی و انقلابیگری آنتن دو شبکه تلویزیونی را که فقط چند ساعت از شبانه روز روشن بودند، پر میکردند.
گروههای خلاق نمایشی از برنامههای کودک تلویزیون کار بزرگی را کلید زدند تا وجه سرگرمی آفرین تلویزیون را یادآور شوند. محله برو بیا، محله بهداشت و بازم مدرسم دیر شد، گره از ابروهای تلویزیون بازکردند. در ادامه مثل آباد مخاطب بزرگسال را هدف قرار داد تا آنها نیز سهم خود را از رسانهای که خود را ملی مینامید، طلب کنند. در بین بازیگران مجموعههای نمایشی مزبور، ستارهای به نام اکبر عبدی که فیزیک متفاوتی از بقیه داشت، بیشتر درخشید. عبدی در ادامه در کانون توجه کارگردانان سینما قرار گرفت و نشان داد که میتواند هر نقشی را به زیبایی هر چه تمامتر اجراکند و به تنهایی عنصر بیبدیلی برای کشش و جذابیت تولیدات تصویری شود.
امروز عبدی با جامعه بزرگ فرهنگ و هنر ایران زمین وداع کرد اما میراث گرانسنگ او در دهها فیلم و سریال همیشه در خاطره جمعی ما ابدی خواهد ماند.
روحش قرین آرامش



