«پالایشگاه» به کارگردانی مهرداد خوشبخت از معدود فیلمهای سینمایی ایرانی خریداری شده از سوی تلویزیون است که در تعطیلات نوروزی پخش شد. خلاصه یک خطی داستان فیلم آن است که جمعی از مهندسان و کارگران پالایشگاه آبادان در بحبوحه محاصره شهر آبادان توسط ارتش عراق، باید فداکارانه تجهیزات گرانقیمت موجود از جمله یک سازه بزرگ فلزی در انبار پالایشگاه را به جای امنی انتقال دهند. فیلم در اکران عمومی به رغم موضوع مهیج خود شکست تلخی را تجربه کرد.
نقطه ضعف بزرگ فیلم آن است که ساختار روایی متناسب با موضوع تاریخی و واقعی خود ندارد. این کاستی منحصر به اجرای فقیرانه قصه نیست بلکه مشکل به پیرنگ و طراحی داستان برمیگردد. در درام پالایشگاه دشمن به عنوان انتاگونیست حضور پر رنگی ندارد و همین باعث شده است تا کشمکش و تعلیق لازم در فیلم شکل نگیرد. نیروهای مجهز عراقی و سرعت عمل آنها خصوصا در ماههای اولیه جنگ، به گونهای بود که ایران را کلا در موضع انفعالی و دفاع قرارداده بود و با غافلگیر شدن ارتش، هستههای کوچک مقاومت توانستند، در بعضی از نقاط مانع از پیشرفت متجاوز شوند. انتقال و جابجایی سازه بزرگ پالایشگاهی به عنوان نقطه عطف مهم داستان در شرایطی انجام میشود که مزاحمت ضد قهرمان یعنی ارتش عراق حداقلی است و موانع یا گرههای موجود یکی بعد از دیگری براحتی برطرف و گشوده میشوند.
اصولاً ضد قهرمان از دور دیده میشود و بمباران پالایشگاه به عنوان یک هدف ثابت و بسیار نزدیک به مواضع دشمن به امری عادی و یومیه تبدیل میشود. عظمت کار حفاظت از تجهیزات پالایشگاه زمانی میتوانست مهم جلوه کند که انتاگونیست داستان هم لحظه به لحظه نیروهای ایرانی را رصد کند و همانند یک بازی شطرنج با اقدامات متقابل ایرانیها را زمینگیر و ناامید سازد. تغذیه داستان از خرده روایتهای کم رمق به قوت و غنای آن در غیاب عنصر اصلی کشمکش کمک نکرده است و در یک سوم پایانی کارگردان تمام توجهش را به انتقال نسبتا کم دردسر سازه بزرگ فلزی توسط دو تریلی یدک کش داده و به اشتباه تصور کرده است دشواری این کار و ابعاد آن در پرده بزرگ کافی است تا بیننده مجذوب و مسحور فیلم شود.
اضافه کردن نظر