هنوز فرصتی مانده است؟

در برنامه تلویزیونی «برمودا»، در فواصل گفتگوی مجری با میهمان که دختری جوان و شاعری شهرستانی است، ویدیوهای کوتاه از شعرخوانی بزرگان شعر و ادب پارسی هوشنگ ابتهاج، احمد شاملو، حسین منزوی، مهدی اخوان ثالث و حسین پناهی پخش می‌شود.
ویدیوها به اعتبار قدیمی بودن اغلب سیاه و سفید هستند و تصاویر شاعران متاخر مثل منزوی و پناهی شاید به خاطر یکدستی از حالت رنگی بودن خارج شده‌اند. حسرتی که از دیدن این تصاویر بر دل می‌نشیند، مضاعف است. نه به خاطر غم از دست دادن شاعران صاحب سبک که مرگ حقیقتی است و از آن به نیستی تعبیر نمی‌توان کرد. مرگ در ادامه هستی است و گریزی از آن نیست ، تاسف از آن جهت که در دو سه دهه اول پس از انقلاب، شاعران را به دو گروه انقلابی و طاغوتی تقسیم کردیم و «نیمه پنهان» شاعران سلف را روی دایره ریختیم تا ثابت کنیم با دربار حشر و نشر داشتند. در جوانی سمپات و عضو احزاب چپ بودند. در محافل ادبی سفارت‌خانه‌ها شیرین‌زبانی می‌کردند و در برج عاج روشنفکری به مردم پشت می‌کردند.
چراغ نشریاتی که سروده‌های شاعران غیرانقلابی را چاپ می‌کردند، به بهانه‌هایی واهی یک‌یک خاموش شدند تا عرصه مطبوعات هم مثل رادیو و تلویزیون یکدست بشود و خط و خالی که نشانی از نویسندگان و شاعران طاغوتی و روشنفکر داشته باشد، به چشم نخورد. قطعا اگر به اندازه امروز عقلانیت و روشن‌بینی در محاکم قضایی آن سالها وجود داشت، نشریات عموما فرهنگی و ادبی دهه هفتاد به محاق توقیف نمی‌رفتند.
در آن سالها نه مستندساز به اندازه این سالها داشتیم و نه امکان ساخت فیلم به آسانی امروز شده بود. غرض آنکه کمتر فیلم و تصویری از شاعران و نویسندگان بزرگ تهیه شد. بدین ترتیب سنت ضبط و ثبت تاریخ شفاهی دچار یک حفره و حلقه مفقوده شد. آرشیو صداوسیما پس از انقلاب کمترین صدا و تصویری از شاعران و نویسندگان برجسته معاصر دارد و اگر هم داشته باشد در برنامه افشاگر «هویت» و »چراغ» به کار تخطئه و رسوا کردن اندیشمندان آمده است.
اصرار بر حذف و مواضع گزینشی باعث شد که شاعران و نویسندگان فاصله و مرزبندی خود را با ما بیشتر کنند یا شولای هجرت بر تن کنند و یا سر در عزلت و تنهایی خویش فروبرده؛ بنویسند و بسرایند تا آن زمان که خرقه تهی کنند و به دیار باقی بشتابند. حال که ایران با گذر از طوفان حوادث دیماه به آرامش رسیده است، فرصت آشتی و میدان دادن به سلائق و اندیشه‌های گوناگون باقی است تا درخت کهنسال ایران در امتداد تاریخی خود فارغ از زبان، قومیت‌ها و خرده فرهنگ‌ها، بارور و سایه‌گستر بماند.

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3810

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.