جشنواره یا بازار مکاره

پارسال در یادداشتی نوشتم که چه اصراری است که با حفظ عدد ۲۲ به هر ضرب و زوری که شده است، تعداد فیلم‌های جشنواره را به ۲۲ عنوان برسانیم. در دوره ۴۴ جشنواره فیلم فجر به رغم آنکه بخش فیلم‌های اول – البته با حفظ سیمرغ‌های آن – حذف شد، بازهم تعداد فیلم‌های جشنواره از ۳۰ عنوان تجاوز کرد.
تازه این فیلم‌ها به زعم دبیر جشنواره و لابد مشاوران انتخاب ایشان یک سروگردن بالاتر از ۶۰ فیلم دیگر رسیده به جشنواره بوده‌اند که حداقل استاندارد را داشته‌اند.
در عمل آنچه که مشاهده شد، انتخاب نادرست حداقل ۱۰ فیلم برای حضور در جشنواره بود که باعث شدند میانگین کیفی فیلم‌های جشنواره بشدت تنزل پیدا کرده و به زیر متوسط تقلیل یابد.(نقدهای منتشر شده این را می‌گوید.)
اگر به گفته دبیر جشنواره این رویداد به مثابه بازاری است که رهگذر – بخوانید تماشاگر ـ با جستجو و مشاهده آنها دنبال متاع مطلوب خود می‌گردد، حرفی باقی نمی‌ماند اما اگر جشنواره حرکت و اقدامی برای ارتقای کیفی سینمای ایران است و آوردگاهی است که بهترین‌های یکسال سینمای ایران باید به رقابت در آن بپردازند، آنگاه گزینش دبیر جشنواره، نقض غرض است و جشنواره را به یک بازار مکاره‌ای بدل می‌کند که همه جور جنسی در آن پیدا شده و کسی دست خالی از آن بیرون نمی‌رود.!
جشنواره اگر می‌خواهد در جایگاهی قرار گیرد تا متر و میزانی برای سنجش فیلم‌های خوب باشد، باید کف استانداردی را برای خود تعریف کند و فارغ از عدد و رقم به دنبال انتخاب و نمایش فیلم‌هایی باشد که لااقل از یک یا چند جنبه حائز اهمیت بوده و ارزش دیده شدن در جشنواره‌ای حرفه‌ای را دارا هستند.
از یاد نبریم که بازه زمانی ده روزه مربوط به زمانی بود که جشنواره بخش بین‌الملل هم داشت و در ادواری بعد از اتمام نمایش فیلم‌های ایرانی، روزهای باقیمانده به نمایش فیلم‌های خارجی اختصاص پیدا می‌کرد.
بنابراین جشنواره برای حفظ اعتبار کیفی خود می‌تواند کمتر از ۱۰ روز نیز برگزار شود و مجبور نیست با انتخاب فیلم‌های ضعیف جدول نمایش فیلم‌ها را برای ده روز متوالی پرکند.
زیبنده نیست جشنواره فیلم فجر به بهانه اینکه ویترین سینمای ایران است، کیفیت را فدای کمیت کند و آثار درخشان آن در لابلای آثاری که درخور شرکت در جشنواره نیستند، گنجانده شود. آثاری که تماشای آنها جز ملال حاصل دیگری در برندارند. روشن‌تر بگویم جشنواره فیلم فجر ولو آنکه در دوره‌هایی از آن فیلمسازان برجسته حضور نداشته باشند، باید پاسدار شان و حیثیت حرفه‌ای خود باشد و فارغ از نام‌ها، نگاه و نگرش خود به فیلم به مثابه یک محصول هنری و در عین حال جذاب و سرگرم کننده را از یادنبرد. همانطور که در دوره ۴۴ خوشبختانه تعدادی از فیلمسازان اول، بدون هیچ شهرت و آوازه‌ای خوش درخشیدند و آبروداری کردند.
شوربختانه هر ساله به بهانه‌ای چشم بر معیارهای مورد انتظار می‌بندیم و با اهداف و نیاتی مثل همبستگی و انسجام سینماگران، تشکیل اجتماعی بزرگ از فیلمسازان زیر چتر جشنواره، خنثی کردن شیطنت محافل اپوزیسیون برای تحریم جشنواره و ارعاب سینماگران، بی‌خود و بی‌جهت بر طول و عرض جشنواره می‌افزاییم و آن را تا حد یک رویداد صرفاً سیاسی٫ اجتماعی و نه هنری کاهش می‌دهیم.
حجم زیادی از انتقادات صورت گرفته به جشنواره اخیر همانند ادوار پیشین، مسامحه در انتخاب و راهیابی فیلم‌هایی به جشنواره است که توجیه قابل قبولی برای پذیرش آنها وجود ندارد. مادام که جشنواره از قید عدد و رقم خارج نشود و بنا را بر انتخاب و نمایش آثار خوب نگذارد، در بر همین پاشنه خواهد چرخید و دوغ و دوشاب یکی خواهد بود. جشنواره باید رنگ و بوی محفلی نخبه گرایانه به خود گیرد و بزنگاهی برای آزمون و رقابت آثاری باشد که سینمای ایران را در مسیر تکامل زبانی و ترفیع زیبایی‌شناسی رهنمون باشد.

به اشتراک بگذارید
سعید رجبی فروتن
سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

مقاله‌ها: 3815

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.