روزانه های سینمایی

جشنواره ۳۳ در یک نگاه

ارزیابی کلی ام را از جشنواره فیلم فجر در پاسخ به سوال بعضی از خبرگزاری ها اینگونه بازگو کرده ام.

با توجه به حضور شور انگیز و امید بخش نسل جوان در عرصه فیلمسازی، این عده بهتر است قدری با تامل و تانی بیشتری فیلمنامه های شان را بنویسند و قاعده کار تیمی را در نگارش سناریو رعایت کنند. چون مطمئن هستم این نسل فیلم و سریال های روز جهان را دنبال می کند، باید پی به اهمیت فیلمنامه و نگرش و پرداخت کامل موضوع انتخاب شده در فیلمنامه برده باشند. عارضه سینماگران جوان کنونی شتابزدگی و تعجیل در کار ساخت فیلم است. از آنجا که این گروه از فیلمسازان نیازی به حمایت های دولتی ندارند، در معرض مشاوره های فکری نهادهایی مثل فارابی و یا مرکز سینمای تجربی قرار نمی گیرند و هدایت و اصلاح لازم برای بازنویسی چند باره فیلمنامه ها اتفاق نمی افتد.

در سال های اخیر به اعتبار وضعیت متلاطم اجتماعی و اقتصادی، آوار آسیب های اجتماعی بر سر سینمای ایران به خوبی مشهود است. این مسئله باعث شده است تا از حیث تماتیک؛ سینمای اجتماعی وزنی بیش از سایر گونه ها داشته باشد و به همان نسبت تلخی این نوع فیلم ها ذهن و ضمیر مخاطب را متاثر و مکدر سازد. به همین خاطر کمبود فیلم های خیال انگیز، مفرح و با نشاط کاملا احساس می شود و در چنین برهوتی قدر فیلم هایی مثل ایران برگر، مبارک و طعم شیرین خیال را باید دانست.

دو فیلم مزار شریف و روباه تنها فیلم های جدی و قابل اعتنایی هستند که اصطلاحاً موضوعات مهم و مخاطرات جهان اسلام و ایران معاصر را نمایندگی می کنند و این سهم اندک برای سینمای ایران بسیار ناچیز است. کاهش بودجه دولت بی شک در بروز چنین وضعیتی بی تاثیر نبوده است. زیرا اینگونه آثار عموماً به حمایت و سرمایه گذاری مستقیم دولت وابسته هستند.

پایان باز بعضی از فیلم های امسال نشان داد که صدور بخشنامه سال گذشته سازمان سینمایی نتیجه بخش نبوده است و اصولاً مداخله دولت در این امر متاثر از جلوس مدیران تلویزیون بر مناصب نظارتی سازمان در یکسال گذشته بود. پایان بندی هر فیلم به اقتضای داستان و نوع روایت و هدفی که سازنده اثر دنبال می کند، می تواند متفاوت باشد و پایان باز فی نفسه مذموم نیست. با کمال تاسف پایان باز بسیاری از فیلم ها در سالیان اخیر ناشی از ناپختگی و کاستی های جدی فیلمنامه ها بوده است.

خلاء رابطه معنادار بین سینما و ادبیات ایران باعث شد تا در دوره سی و سوم جشنواره نیز شاهد کمترین فیلم های اقتباسی باشیم. به جز فیلم جامه دران که بر اساسی داستانی از خانم ناهید طباطبایی است، قول به کارگردانی محمد علی طالبی بر اساس قصه ای از یک نویسنده آمریکایی، مردی که اسب شد ساخته امیر حسین ثقفی با اقتباسی از داستان کوتاهی از چخوف و فیلم تگرگ و آفتاب که برداشتی آزاد از داش آکل هدایت است، فیلم دیگری وامدار رمان یا داستان بلند منتشر شده نیست. البته کیفیت اقتباس در فیلم های یاد شده و درستی و نادرستی داستان های انتخاب شده موضوع علیحده ای است که باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد. مادام که سینمای ایران به سنت های ادبی و نمایشی خود روی خوش نشان ندهد و رمان نویسان به خلق آثاری مناسب و خواندنی نپردازند، ضعف فیلمنامه در سینما باقی خواهد بود.

سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

۸ comments

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  • من جر افسوس فراوان برای سینما چیزی ندارم در سال اینده این فیلم ها قدرت بازگرداندن سرمایه را به سختی دارند طعم شیرین خیال … واقعا هدفش چی بود-مزارشریف ارگو بود- روباه که…

  • با عرض سلام مجدد .
    آقای فروتن عزیز ، آخه خداییش چه انتظاری داشتید؟ مگر در سیاست های فرهنگی تغییر شگرفی رخ داده؟ مگر نگرش و الگوی فیلمسازان تغییر کرده؟ مگر مخاطب عام از مخاطب خاص و جشنواره ها مهمتر شده؟
    حالا باز دوباره بنده یک چیزی می گویم صدای آقای ایمان در می آید! ایشان همه را مقصر می دانند الا خود فیلمسازان و با نگاهی کاملاً خوشبینانه از محصولات این سینما و این شبکه نمایش خانگی دفاع می کنند!
    بنده وارد جزئیات نمی شوم فقط برای اینکه با زبان بی زبانی منظور خودم را برای بار چندم تکرار کنم ، نشستم حساب کردم و به فیلم های اکران شده در هر سال (از سال ۸۴ تا ۹۳) از ۱۰ نمره دادم ، بعد مجموع نمرات را تقسیم بر تعداد فیلم ها کردم تا حاصلش بشود نمره سینمای ایران در هر سال (البته از نگاه و سلیقه بنده) . تمامی نمراتی که بدست آمد بین ۳ تا ۴ بوده و این یعنی بنده از کلیت سینمای ایران ناراضی هستم! اما ببینید نمراتی که به هر سال داده ام چند شده :
    ۸۴ : ۳.۶
    ۸۵ : ۳.۵
    ۸۶ : ۳.۴
    ۸۷ : ۳.۵
    ۸۸ : ۳.۷
    ۸۹ : ۳.۶
    ۹۰ : ۳.۴
    ۹۱ : ۳.۲
    ۹۲ : ۳.۲
    ۹۳ : ۳.۱

  • آقا ما مخلصیم.
    من فقط به این اعتقاد دارم؛ در موقعیتی که هیچ حمایتی از سینماگران نمی کنند و یک نمونه کوچکش هم این موضوعی که در بالا نوشتم است ودایم کارشکنی و سنگ اندازی می کنند نمی شود توقع زیادی داشت.
    هرچند سینمای آرمانی بنده به هیچ عنوان این سینمای موجود نیست.
    من دوست ندارم به ده نمکی ها و شمقدری ها اعتراضی کنم و اعتقاد دارم همه باید حرفشان را در پرده سینما یا قاب نمایشگر بزنند. (همه) و (همه)
    اما هنگامی که به بعضی ها اجازه هر کاری می دهند و به بعضی ها اجازه هیچ کاری نمی دهند مجبوریم اینطور اعتراض ها و بعضا اظهارنظرهای احساسی(ازجمله خود من) هم بپذیریم.
    همانطور که الآن زیاد معروف شده ؛ همه چیزمان به همه چیزمان می آید. سینما و فوتبال و اقتصاد و فرهنگ و سیاستمان به هم می آید و جای هیچ گلگی هم نیست.

    • ببینید آقا ایمان عزیز ، بنده قبلاً هم گفتم ، سینماگران ما باید اول یک سوزن به خودشان بزنند بعد یک جوال دوز به دیگران! بنده کاری به سیاست و محدودیت ها و خط قرمزها ندارم . بحثم این است که خود سینما باید به مصالح موجود جذاب و مفید باشد بعد درخواست مصالح جدید کند .
      آخه این همه پایان باز یعنی چه؟ آخه این همه سکوت و در و دیوار را نگاه کردن یعنی چه؟ آخه چرا هر وقت می خواهید یک کاراکتر مستضعف و فقیر خانم را نشان بدهید حتماً باید نظافت چی بیمارستان و هتل باشد؟ آخه چرا هر وقت می خواهید یک سی دی فروش را نشان بدهید باید دست فروش باشد و بساطش پر از فیلم های غیر مجاز؟ و …
      حالا باز جای شکرش باقی است که هنوز می توان به دنبال تماشای بازی های تک و توک درخشان در این فیلم ها بود! کل فیلم کسالت آور تجریش ناتمام یک طرف و حضور چند دقیقه ای اما بسیار درخشان افشین هاشمی در اواسط فیلم یک طرف . بازی عالی امین حیایی در اپیزود سوم فیلم خانوم همین طور! بازی شهاب حسینی هم در فیلم پنج ستاره عالی بود و البته بازی خانوم سحر قریشی هم با اینکه در ظاهر نکته خاصی نداشت اما توانسته بود تیپ کاراکترش را به خوبی درآورد و …

  • اقای فروتن پایان باز چیز بدی نیست ولی این هم بگید که در ایران یک بیماری شده است و هر کی نتونست فیلمش رو جمع کنه پایان باز میزاره و خودم بارها شده فیلمی رو دیدم که در کلیت خوب بوده ولی یک پایان بشدت مسخره فیلم رو به نابودی کشونده و شخصیت ها پا در هوا رها شده است . به نظر من سینمای ایران نیاز بشدت زیادی داره به فیلمهای کمدی تا از فلاکت دربیاد که در این سالها یک سقوط نسبتا زیادی کرده .وقتی که دیگر عطاران هم ان خنده رو لب مردم نمیگذاره و با ردکارپت یک فیلم دم دستی رو به مخاطب تحویل میده دیگه باید فهمید که فقر کمدی خوب احساس میشه مردم ما دلشون ورورد اقایان ممنوع -نیش زنبور-و کمدی های ازاین دست میخواد تا حالشون خوب بشه . متاسفانه جشنواره هم باز فیلم کمدی بدرد بخور نداره به جز ایران برگر و فیلم خارج جشنواره نهنگ عنبر و احتمالا گینس محسن تنابنده که نمیدونم اکران کنه یا نه دیگه من که یادم نمیاد واقعا این ۳ فیلم خیلی کمه برای سال بعد .

مرا در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید