روزانه های سینمایی
برگی از تاریخ سینمای ایران-استان مرکزی

برگی از تاریخ سینمای ایران-استان مرکزی

همه آنچه که باید در باره تایخچه ساخت سینما در شهرهای استان مرکزی، موسسات و تشکل های فیلمسازی مثل انجمن سینمای جوانان اراک و جشنوار ها و مجامع سینمایی برگزار شده در استان مرکزی بدانید.

    "آنچه می خوانید حاصل تحقیقات چندین ساله نگارنده در باره تاریخ سینما در استان مرکزی است که به جز منابع مکتوب، عمدتاً متکی بر مصاحبه و گفتگو با دست اندرکاران مطلع انجام شده است. این پژوهش که برای اولین بار به مناسبت "روز ملی سینما "منتشر می شود، بی شک با نقائص اسنادی و اطلاعاتی زیادی همراه است که جز به مدد اهالی فرهنگ دوست استان مرکزی برطرف نخواهد شد. بی شک همه کسانی که در یکی از شهرهای استان مرکزی متولد شده و یا در آنها سکونت داشته و از تحولات سینما در شهر زادگاه و محل سکونت شان اطلاع کاملتر و درست تری داشته باشند، می توانند این مختصر را کامل کنند. پیشاپیش از اظهار نظر علاقمندان سپاسگزارم. هر گونه استفاده و بهره برداری برای ساخت فیلم مستند و یا برنامه تلویزیونی بر اساس این پژوهش بدون کسب اجازه رسمی از نویسنده ممنوع است." این سایت مرتباً بروز رسانی می شود.!

                                                                  سعید رجبی فروتن

 

پیشینه   ساخت سالن های  سینما در استان مرکزی

سینما در اراک 

به ظن قوی و بر اساس اوراق و نمونه اعلانات فیلم های به نمایش در آمده و نیز مطالب روزنامه نامه عراق(۱۳۱۲-۱۳۵۲)، افتتاح نخستین سالن سینما در اراک موسوم به سینما« برق » و سپس «آریان» به سالهای اولیّه دهه دوم قرن حاضر یعنی در حد فاصل سال های ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۲ مربوط می شود.

بی شک سینما در نخستین سال های فعالیت بینندگان خود را از قشر خاص، اقلیت های دینی و تحصیل کرده می جست. به همین خاطر انگیزه اصلی بانی نخستین سینمای اراک تامین اوقات فراغت ارامنه مهاجر بود که از سال ۱۲۶۰ شمسی و سال های انتهایی قرن گذشته( پیامد جنگ جهانی اول و پیروزی بلشویک ها در روسیه) جمعیت آنها در اراک به مرور افزایش یافته بود. این عده به همراه کلیمیان اغلب در نمایندگی های کمپانی های اروپایی به تجارت فرش اشتغال داشتند. همچنین مشاهده انتشار روزنامه« نامه عراق» ( سه شماره در هفته ) از وجود جمعیتی منوّرالفکر و باسواد در اراک و خواهان دستیابی به مظاهر ترقی و تمدن غربی، خبر می داد. درج آگهی های سینما «آریان»در صفحات روزنامه «نامه عراق» استفاده از بهترین وسیله ی ارتباطی و تبلیغی با قشر مذکور به حساب می آمد.

به جز چاپ نمونه آگهی فیلم های تنها سینمای شهر، برگزاری جشن اولین سالگرد انتشار نامه ی عراق در اسفند ماه ۱۳۱۳ شمسی در سالن سینما، مؤید حسن ارتباط دو رسانه ی یاد شده در نخستین سال های حیات و ابراز وجود آن ها در جامعه شهری اراک آن روز است. 

با این وصف، از آن جا که روزنامه «نامه عراق» از اسفند سال ۱۳۱۲ شمسی انتشار خود را در «سلطان آباد(اراک امروز) آغاز کرد، محتمل است که نمایش فیلم در سالن برق نیز کمی پیش از این تاریخ صورت گرفته باشد. همچنین سینمایی با همین نام در محل سر پل امیر بهادر در تهران به سال ۱۳۱۱ شمسی آغاز به کار کرد و بعید نیست ایرمانوف ( موسس روسی سینما آریان ) نام سینمای خود را به تقلید از سینمای یاد شده انتخاب کرده بود.

نکته حائز اهمیت درباره تأسیس سینما در اراک، ساخت آن در جوار کارخانه برق و در زمینی که متعلق به صاحبان و شرکای کارخانه برق اراک بود می باشد. مولف کتاب «کارنامه یا دو بخش دیگر از تاریخ اراک» می نویسد: «در قسمت اول این سال(۱۸ اردیبهشت) ۱۳۰۶ خورشیدی کارخانه مولد برق در اراک تاسیس شد. شرکای اولیه ۱.برادران نوذری۲. حاج محمد مهدی خوانساری۳.شیخ حسن وکیل۴.افلاطون شاهرخ۵.آقای مرتضی قلی خان بیات سهام السلطان و عباسقلی خان سهم الملک سرمایه اولیه ۴۰هزار تومان بود.» دهگان همچنین در ذیل وقایع سال ۱۳۲۴ می نویسد:«از بدو تاسیس اداره برق (۱۳۰۶) تا دو سال قبل مهندس این اداره مسیو هاز آلمانی بود. مرتب کار می کرد تا جنگ پیش آمد. بنا شد مسیو هاز هم مخالف سیاست متفقین باشد. او را گرفته و به طرف استرالیا فرستادند.»(دهگان، ابراهیم/ ۱۳۴۵ص.۲۲۹-۲۳۰)

در بین موسسان کارخانه برق که اغلب از سرمایه داران و ملاکان بزرگ بودند،  نام دو تن از رجال سیاسی شهر که بعدها در تاریخ ایران و شهر اراک نقش موثری ایفا نمودند. به چشم می خورد. بیات پدر و بیات پسر که در ترکیب سهامداران واحد تولید برق اراک جایگاه ویژه ای داشتند. عباسقلی خان بیات(پدر) معروف به سهم الملک نماینده دوره سوم مجلس شورای ملی بود که آن مجلس یکسال بیشتر نپایید. مرتضی قلی خان بیات(پسر) ملقب به سهام السلطان نماینده مردم سلطان آباد و بعدها اراک از دوره چهارم تا سیزدهم بود. وی در کارنامه سیاسی اش سابقه وزارت در سلطنت پهلوی پدر و پسر را دارا بود و پس از سقوط کابینه قوام در آذر ماه ۱۳۲۳ تا خرداد سال بعد سال نخست وزیر ایران شد. وی تا زمان فوت(۱۳۳۷) نماینده مجلس سنا بود.

بنابراین سهامداران کارخانه برق جمعی از سرمایه داران و صاحب منصبانی بودند که تمایل داشتند مجری سیاست های رضا شاه در امر مدرنیزاسیون باشند و از سوی دیگر با ترویج سبک زندگی متجددانه، زمینه ترویج کالاهای صنعتی و برقی خارجی را در بین اقشار متوسط فراهم کنند. این عده پس از جذب مسیو هاز آلمانی در کارخانه برق، مسیو ایرمانوف را هم برای راه اندازی سینما برق دعوت به همکاری کردند تا همتایان مرفه و روشنفکر آنان ضمن تماشای پدیده هیجان انگیز و شگفت انگیز فیلم های مختلف خارجی، در معرض تبلیغات بانیان کارخانه برق برای خرید انشعاب برق شوند و راه را برای واردات کالاهای برقی به خانه هایشان باز کنند.

وجیه الله عباسی در گفتگو با نگارنده یکی از مدیران قدیمی سینماهای اراک در این باره اظهار داشت: " بعدها بر سر مسئله واگذاری زمین سینما به صاحب سینما، بین شرکا به خاطر تعصبات مذهبی اقلیتی از آنها، اختلاف درگرفت. " از نام و دین مؤسس اولین سینما در اراک، می توان دریافت که همانند تهران به دلیل حرمت سینما در بین اقشار مذهبی و تنفر و انزجار علمای مذهبی از سینما به عنوان مروج فحشا و بی بند و باری، یک ارمنی مهاجر با ملاحظه وضعیت سیاسی اجتماعی عراق عجم آن روز، زمینه را برای راه اندازی سینما مناسب دید. می توان عواملی را که سبب اطمینان خاطر ایرمانوف برای ساخت سینما در اراک شده بودند، اینگونه برشمرد:

-حمایت مالکان بانفوذ محلی از وی برای ساخت سینما درست در جنب کارخانه برق خصوصی شهر

– نزدیکی سینما به محل سکونت اقلیت های دینی( ارمنی و کلیمی)

– ضعف بنیادهای مذهبی آن روز جامعه اراک به دلیل مهاجرت روحانیون با نفوذ از جمله شیخ عبدالکریمی حائری موسس حوزه علمیه سپهدار به قم، رحلت آقانور الدین روحانی مبارز در اوایل قرن

-دگرگونی وسیع در سیمای شهر اراک به تبع سیاست مدرنیزه کردن کالبد شهرهای کشور از رهگذر اقدامات دکتر شیخ، – حد فاصل سال های ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۰ شمسی-

– تحرک و فعالیت های فرهنگی فارغ التحصیلان و دبیران غرب گرای مدرسه صمصامیه.

آقای پهلوانیان در کتاب "ارامنه ایران (از سال ۱۹۴۱ الی ۱۹۷۹)" که به زبان ارمنی و در ایروان چاپ گردیده است، در خصوص ارامنه اراک می نویسد:

"ارامنه بین سال های ۱۹۰۲ تا ۱۹۰۳ به اراک آمدند و در آن زمان بازرگانان ارامنه، در اراک کارگاه های قالی بافی و مراکز تجاری دایر کردند و چهار منطقه بوده و این ارامنه از همین چهار منطقه ارمنی نشین اطراف اراک به نام های کزّاز، کمره، بُربُرود و جاپلق و تعدادی نیز از جلفای اصفهان بوده اند که نزد بازرگانان جهت کار می آمدند و به همین دلیل، روز به روز بر جمعیت آنان افزوده شد. لذا می توان گفت ارامنه اراک از سه حوزه به این شهر مهاجرت کرده اند:

۱-  ارامنه شهرستان های اطراف اراک که عمدتاً کارکنان شرکت های فرش بافی را تشکیل می دادند.

۲-  ارامنه اصفهان که به عنوان منشی و حسابدار فعالیت می کرده اند.

۳-  ارامنه ترکیه و ارمنستان که به عنوان بازرگانان عمده و تجار و صاحبان کارگاه های بزرگ قالی بافی به اراک آمده بودند."

 از سوی دیگر نقش فعال مسیونرهای مذهبی، تشکیلات ماسونی و محافل بهائیت، در هدایت و اداره اماکنی فرهنگی از نوع غربی آن بی تاثیر نبوده است. همچنین فعالیت کنسولگری انگلیس و کمپانی انگلیسی- اتریشی در اراک در مدتی قریب به ربع قرن، قطعا در پرورش چهره ها و کانون های وابسته به استعمار پیر و تبلیغ فرهنگ غربی حائز اهمیت است.

در بی تفاوتی جامعه مذهبی آن روز اراک به این واقعه فرهنگی و معارض با ارزش های دینی و ملی همین بس که مرحوم استاد ابراهیم دهگان، پدر تاریخ اراک در کتاب فهرست وقایع اراک و سایر مقالات محققانه خود درباره تاریخ شهر اراک، هیچ اشاره ای به تأسیس سینما و ماجراهای مربوط بدان ندارد و با سکوت سنگین خود، هیچ مدرک مستند مکتوبی را درباره این پدیده در اختیار جستجوگر امروزی قرار نمی دهد . 

دکتر پرویز اجلالی از پیشگامان جامعه شناسی سینما، تجربه زیسته و تاریخ فرهنگی ایرانیان از سینما را به چند دوره تقسیم می کند.

«اولین دوره مربوط به شکل­گیری سینما در ایران و تاسیس سینمای صحاف باشی در سال ۱۳۰۴ شمسی است. در این دوره مخاطب سینمای ایران هم محدود؛ و مربوط به شخصیت های دربار و برخی از طبقات اشرافی است. در این دوره جنینی هنوز نه سینما به یک پدیده همگانی بدل شده و نه مخاطب عمومی شکل گرفته است. دوره دوم مربوط به سال های بعد از ۱۳۰۴ تا پایان دوره رضاشاه یعنی سال ۱۳۲۰ است که سینما کمی گسترش پیدا می­کند و برخی از زنان هم امکان حضور در سینما را پیدا می­کنند. در واقع سینما اندکی دموکراتیک­تر می­شود و تعداد بیشتری از مخاطبان از طبقه متوسط و متوسط به بالا در سینما حضور می­یابند. دوره سوم هم از دوران پهلوی دوم تا انقلاب اسلامی تعریف می شود که دوران رونق گرفتن سینما در ایران است و سینما مخاطب عام پیدا کرده و مردم زمان و هزینه قابل توجهی را برای درک و حضور در سینما پرداخت می­کنند. در واقع ویژگی مخاطبان سینما در این دوره همانند ژانرها متنوع و همگانی می شود.»(پاشاپور یوالاری، حمید، ۱۳۹۵)

تغییر نام سینما برق

«با ایجاد موج ملی گرایی و ایران دوستی نام سینما برق به سینما «آریان» تغییر داده شد (۱۳۱۳) با همکاری فرمانداری«زین العابدین قیامی»سینما آریان در ساختمان جدیدی در خیابان «حاج حسن خوانساری»گشایش یافت. خیابان خوانساری ها منشعب از باغ ملی، محله نوسازی بود که در سال ۱۳۰۷ خورشیدی به همت دکتر شیخ همراه با دیگر ساختمان های جدید در شهر اراک طراحی شد. حاج حسن خواناساری که از بازرگانان خوشنام و آزاده شهر بود ساختمان های زیبایی در دو طرف خیابان احداث کرد. در سراسر ضلع شمالی خیابان ساختمان دو طبقه ای با مهندسی و معماری ایرمانوف روسی و دستیاری« باقر گیاهچی» ساخته شد. این ساختمان تا خیابان شهربانی امتداد داشت. مجموعه بنای سینما در طبقه دوم ضلع غربی آن ساختمان قرار گرفته بود.. ورودی سالن عریض بود و ۱۲ پله کوتاه داشت که ورود و خروج تماشاچی را آسان می کرد.(  شمشیر بندی ولی الله، ۱۳۹۶)

 به هر حال بهای بلیط سینما «آریان» دو شاهی بود و صاحب آن برای جلب توجه مردم هرچند وقت یکبار دانش آموزان مدارس را مجانی به سینما دعوت می کرد.با این حال هیچ کدام از این اقدامات مؤثر واقع نشد و این سینما بعد از چند سال فعالیت، در سال ۱۳۱۷ تعطیل گردید. گفتنی است که به دلیل آنکه آن زمان در اراک به جز این سینما، سالن سرپوشیده دیگری وجود نداشت، گاه و بیگاه سالن این سینما برای برگزاری امتحانات دانش آموزان، جشن ها و گردهمایی های رسمی ادارات مورد استفاده قرار می گرفت." (میرقائد مرید، راه دانش)

برگ هایی از تاریخ

در ادامه مقاله به نقل از مطالب نشریه «عراق» اتفاقات جالب توجه در سینما «آریان» را بررسی می کنیم:

تخفیف برای محصلین

متن یک خبر برای تشویق دانش آموزان برای رفتن به سینما در روزنامه شماره ۱۸۹ مورخ ۶ شهریور ۱۳۱۴:

" نظر به اینکه فیلم محاصره دریایی که فعلا سینما آریان در معرض نمایش می گذارد ، اخلاقی است و محصلین می توانند از تماشای آن استفاده نمایند، قیمت بلیط امشب، جمعه به نیم ریال مقرر شد. "

سینمای خالی از تماشاچی

نامه عراق در سرمقاله ۱۵ خرداد ۱۳۱۴ و شماره ۱۵۵ خود از عدم استقبال مردم اراک از سینمای کوچک شهرشان انتقاد کرده و می نویسد:

" شهری که تقریبا در مرکز مملکت شرقی ایران واقع است. شهری که کانون تجارت ایران به شمار می رود و یک سالن کوچک سینما دارد که آن هم هر شب خالی از جمعیت تماشاچی است. با دادن یک ریال ممکن است هم کسب فضایل بکنید و هم روح را از خسگی روزانه نجات دهید. "

مقاله پس از ذکر مطلبی در باره ی تأثیر مشابه فیلم و کتاب بر مخاطب، می افزاید:

" باید گفت مدیران سینما و تئاتر لازم است حتی الامکان از نمایش فیلم ها و پیس های منافی اخلاق خودداری نمایند. باید فیلم های اخلاقی و مفید را به معرض نمایش گذارد تا بدین وسیله در روحیات جامعه تأثیر نماید . "

نمایش فیلم به عنوان چاشنی برنامه های رسمی

همزمان با تبلیغات گسترده رژیم برای کشف حجاب زنان مسلمان، دستور تشکیل اجتماعات فرمایشی در شهرهای کشور صادر می شود. در اراک به خاطر فقدان سالن اجتماعات رسمی، سینما آریان محل برگزاری جلسات صنوف مختلف برای توجیه و حمایت از سیاست رضاشاه  انتخاب می گردد و حضار پس از استماع نطق سخنگویان  به تماشای فیلم مفتخر می گردند :

" آقای مدعی العموم نطق جاذب و مفصلی مبنی بر محسنات و مزایای کشف حجاب و نصایح به بانوان و تشکر از زحمات آقای رئیس شهربانی که با متانت فوق العاده در این راه سعی وافی مبذول داشته و قدردانی از زحمات آقایان گاراژدارها ایراد و پس از تماشای فیلم چند پرده سینما، ساعت ۹ بعدازظهر، مجلس به دعای ذات مقدس شاهانه خاتمه پذیرفت. " [ نامه ی عراق ، شماره ۲۵۰ ، ۷ بهمن ۱۳۱۴ ]

نمایش فیلم های گزارشی در سینما

" از چندی پیش، اعضای انجمن تربیت بدنی عراق در نظر داشتند فیلم تشریف فرمایی اعلی حضرت همایونی به ترکیه را به انضمام فیلم سان جلالیه به منفعت انجمن نامبرده، در سینما آریان به معرض مشاهده و استفاده قرار داده … فیلم نامبرده را که فوائد و محاسن آن از عهده ی توصیف خارج است، از شب چهارشنبه، متوالیا چند شب به معرض تماشای عمومی قرار دهند . بدیهی است علاقه مندان به عظمت کشور از این پیش آمد، استفاده کرده و در خرید بلیط از یکدیگر سبقت خواهند جست. " [ نامه ی عراق ، شماره ۴۷۹ ، ۱۵ اسفند ۱۳۱۶ ]

اولین نقد فیلم

اسماعیل فردوس فراهانی از نویسندگان فعال نامه عراق در اولین دهه انتشار آن، طی ۷ شماره با عنوان " بدرقه راه دختر لر " مطلب مستوفایی را در تعریف و تمجید از نخستین فیلم ناطق ایرانی به رشته تحریر درآورد و با توجه به استقبال خوب مردم از این فیلم که تا حدی به اعتبار ناطق بودن آن مربوط می شد، کند و کاوی در مضمون قصه آن صورت داد و به تحولات سیاسی -اجتماعی عصر رضاخان که به زعم نویسنده به آینده ای سعادت آمیز نوید می داد؛ مرتب گریز زده، می نویسد :

" این فیلم، خودش به خودی خود هم تماشا و هم پاسبان و هم ضامن وضع تماشاخانه است . چه به حدی جذاب است و حواس افراد تماشاچیان را به خود معطوف و مشغول می دارد که احدی حال و مجال پاره ای تعرضات یا بعضی جلافت های واقعه در این گونه اماکن را ندارد. "(نامه عراق، ۱۳۱۶)

خاطر نشان می سازد رفتار بد بعضی از تماشاچیان، حین نمایش فیلم در سینما آریان و انجام اعمال شنیع نظیر مشروب خواری، همواره مورد انتقاد نویسندگان نامه ی عراق بود.

اجرای تئاتر در سینما

حضور ارامنه در اراک، قبح پاره ای از فعایت های هنری از جمله تئاترهای مختلط و حضور همزمان زن و مرد در صحنه را  به مرور از میان برده بود.

هنرنمایی مردان و زنان ارامنه در عرصه تئاتر و سینما و همزمانی آن دستور کشف حجاب از جانب رضاخان، برنامه ای از پیش طراحی شده بود که تحریک جوانان مسلمان را برای حضور در عرصه و میادین هنر، هدف قرار داده بود . اجرای نمایش توسط زوج هنری مسیو طاشیچیان و خانمش با جوانان ارامنه در سینما آریان، از جمله این برنامه ها بود که خبر آن در نامه ی عراق مورخ ۲۲ خرداد ۱۳۱۶، درج گردیده بود.

 سال های رکود سینما

از ابتدای سال ۱۳۱۷ به تدریج سینما آریان در محاق تعطیلی قرار می گیرد و تنها استفاده ای که گهگاه از آن به عمل می آید، برگزاری اجتماعات و مجالس سخنرانی است. این وضع تا افتتاح دومین سینما در اراک در اواخر دهه ۲۰ ادامه می یابد. نمونه ای از رنجش خاطر نویسندگان نامه عراق از وضعیت سینما را می خوانیم:

" اگر بگوییم ما مردم اراک دارای حس نشاط نیستیم، سخن به اغراق نگفته ایم. برای اینکه از اجتماعات و مجالس عیش و سرور برکناریم؛ برای اینکه سینما، کنسرت، باشگاه، تفریحگاه و … نداریم و حتی درصدد تهیه آنها نیستیم . " [ نامه ی اراک ( نامه ی عراق پیشین ) ، ۱۵ دی ماه ۱۳۱۷ ]

" آرزو دارم در این شهر اراک، همه روزه پس از انجام مشاغل سنگین جاری و اداری و وظیفه یکنواخت و خسته کننده اداری، پس از استماع صدای روح نواز ناقوس مفرح ( زنگ تفریح ) وقتی که از اداره بیرون می آیم متحیر نمانم که اگر نخواهم به منزل بروم، کجا بروم و چکار کنم؟! بحمدالله، یک سینما هم که شهرمان داشت به واسطه بی علاقگی و بی توجهی اهالی درش بسته شد. "  نامه ی اراک ، ۲۷ دی ماه ۱۳۱۷

" وضع ناگوار زندگی مردم، نبودن برق و بی آبی، سه عیب بزرگ اجتماعی ما و هرکدام به تنهایی کافی است که شهر اراک را از ردیف شهرستان های خوب کشور خارج و به صورت دهکده کوچکی جلوه دهد.

مهمان خانه آبرومند و حسابی که نیست، سینما که نداریم، کلوپ ورزشی و قرائت خانه عمومی که وجود ندارد. "  نامه ی اراک، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۱۷

البته اولیای آن روز شهر پس از تعطیلی سینما آریان بیکار نمی نشینند و چاره جویی برای راه اندازی مجدد سینما در شهریور ۱۳۱۷ در دستور کار «انجمن پرورش افکار» (شعبه سازمان پرورش افکار در اراک)قرار می گیرد. زیرا که به موجب ماده ۵ اساسنامه «سازمان پرورش افکار» مصوب هیات وزیران در ۱۲ دیماه ۱۳۱۷ استفاده از وسایلی همچون رادیو، روزنامه ها، سینما، سرودهای میهنی و کتاب برای انجام وظایف انجمن مورد تاکید قرار گرفته بود. سازمان مذکور به عنوان نهاد هویت ساز نقش مشروعیت بخشی به رژیم پهلوی را داشت و منابع مالی آن از کمک های وزارت فرهنگ، شهرداری ، تربیت بدنی و عوارض بلیط سینماها تامین می گشت. ترویج باستانگرایی و شعار «خدا، شاه ، میهن» از جمله وظایف این سازمان و شعبات آن در شهرستانها بود.

«موضوع سینمای اراک مورد توجه واقع و از بسته شدند سینمای سابق و عدم استقبال اهالی در این باره صحبت های لازمه گردید و برای تاسیس سینما در شهر اراک تصمیم اتخاذ شدکه آقای حسن تبارک(از مالکان و رئیس کارخانه برق اراک) با قید فوریت بطهران مسافرت و دستگاه صامت سینمای اراک را بناطق تبدیل و اقدامات لازمه در باب فرستادن فیلم و خصوصیات آن را بنمایند. برای تهیه مشتری از طرف جناب اقای فرماندار (زین العابدین قیامی) مقرر گردید که کارتهایی چاپ و در بین اهالی تقسیم شود که شب ها به نام مشتری ثابت از تماشای سینما برخوردار شوند تا این وضع عادت ثانوی اهالی گردیده و با این روش سینمای اراک دائر و بکار افتد.»( نیکفام یوسف/۱۳۹۵-۱۰ و ۱۱ به نقل از نامه عراق شماره ۶۰۸ -۱۳ تیر ۱۳۱۸)

 نشست بعدی انجمن چنین مصوبه ای داشت:

موضوع تاسیس سینمای اراک مورد نظر قرار گرفت و مقرر گردید که روز سه شنبه نشستی با حضور دارنده سابق سینما آریان تشکیل یابد تا قرار تاسیس سینما داده شود.(سینما دنیای اراک/۱۱ به نقل از نامه عراق شماره ۶۳۰ -۴ شهریور ۱۳۱۸)

فرماندار فرهنگ دوست اگر چه در راه اندازی مجدد سینما آریان توفیقی بدست نیاورد در تابستان سال ۱۳۱۸ اقدام به تاسیس یک انجمن ادبی کرد تا کارنامه ای را برای «انجمن پرورش افکار شهرستان» دست و پا کند. «از یادگارهای دوره آقای قیامی(فرماندار) تاسیس انجمن ادب در محل سینمای اراک فعلی است. عده ای دعوت شدند که من بنده هم جزء بودم. شعری خوانده می شد و همه آفرین می گفتیم ابوتراب جلی،  اقا نور تراب، حسین شاه زیدی، عبدالجمید ملک از اعضای این انجمن را به یاد دارم.(کارنامه یا دو بخش دیگر از تاریخ اراک/دهگان ابراهیم/۱۳۴۵-۲۴۸)

جلسات و نشست های مور اشاره نتیجه ای در برنداشتند و سینمای پنج یا شش ساله شهر برای همیشه بسته ماند.

با تعطیل شدن تنها سینمای اراک، سروکله " شهر فرنگی ها " در اراک پیدا می شود و این جماعت برای رفع عطش علاقه مندان به سینما، برای دقایقی کوتاه تصاویر متحرکی را با بوق و کرنای خود به نمایش درمی آوردند .

" وقتی یک شاهی به مدیر این سینمای کوچک می رسد، فوری دستگاه ها به کار می افتند. ولی نباید فراموش کرد که بیش از دو نفر مشتری نمی تواند بپذیرد. این سینما ناطق نیست . اما در عوض، هم اینکه مشتری چشم را به روزنه ی آن ها نهاد، لوله ی عکس به حرکت درآمده و مدیر سینما با آب و تاب زیادی در اطراف آن شرح جامع و مبسوطی قرائت می کند.

 در شهری که با این جمعیت و رونق، یک سینما وجود نداشته باشد، این هم غنیمت است. " (نامه اراک ، ۱۴ شهریور ۱۳۱۹ )

ناگفته نماند که به تصریح مسعود مهرابی مورخ " سینمای ایران از آغاز تا سال ۵۷ " سال های ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۷ سال های سکوت سینمای ایران، در یکی از پرتلاطم ترین دوران های تاریخ سیاسی جهان بود.:

"در این فاصله، کمپانی های فیلم سازی خارجی به یاری سینماداران سود طلب، نفوذ خود را در ایران افزایش دادند. با شروع جنگ جهانی دوم که ناامنی و بی ثباتی و فقر به همراه آورد، دست زدن به تولید فیلم در ایران کاری بس دشوار و پرمخاطره بود و کمتر کسی پیدا می شد که در این زمینه سرمایه گذاری کند. "

همچنین اوضاع اجتماعی و اقتصادی اراک به دلیل حضور نظامیان متجاوز، در فاصله سال های ۲۰ تا ۲۴ شمسی مقارن جنگ جهانی دوم آنقدر تلخ و اسفبار است که تأثیرات مخرب آن تا سال های زیادی، بنیان های اخلاقی شهر را دستخوش ناملایمات فراوان می کند. شیوع فقر و انواع بیماری ها، ناتوانی دستگاه ها در اداره امور شهر بویژه در بعد خدمات رسانی، گسترش اماکن فساد و دیگر بلایای ناشی از اشغال ایران و ضعف و وابستگی دولتمردان ایران، گذران یک زندگی عادی و بی دغدغه را برای مردم ناممکن می کند. متفقین، سرمست از پیروزی های به دست آمده و غارت اموال و هستی کشور، برخوردهای حقارت آمیزی با مردم می کنند و شب ها برای خوشگذرانی خود و لابد تسکین آلام مردم مصیبت دیده و سرگرم ساختن آن ها و انحراف افکار از هرگونه عملیات ایذایی و خرابکاری بر علیه خود، بساط نمایش فیلم را در نقاط مختلف شهر راه می اندازند.

گام دوم

سینما اراک

اُکسن عجمیان و برادرش خسرو شایانیان که از مهاجرین بلشویک روسی بودند، با بهبود نسبی وضعیت سیاسی – اجتماعی ایران در اواسط سومین دهه سده گذشته یعنی در حدود سال های ۱۳۲۶ و ۱۳۲۵، با خرید بخشی از تجهیزات قابل استفاده سینما آریان، سنگ بنای سینمای تازه ای را با نام «سینما اراک» در محل فعلی پاساژ امیرکبیر گذاردند. علت تغییر مکان سینما، آماده بودن سالن کوچکی بود که پیش از این برای برگزاری جلسات انجمن ادب مورد استفاده قرار می گرفت و به میدان اصلی و مرکزی شهر یعنی باغ ملی نزدیک تر بود. مرید میرقائد و مرتضی ذبیحی به اتفاق تاریخ تاسیس «سینما اراک» را ۱۷ دی ۱۳۱۴ قید کرده اند که بطور حتم این تاریخ اشتباه است. زیرا همانطور که پیشتر خواندیم تا بهار ۱۳۱۷ تنها سینمای شهر «آریان» بود و جمعیت اندک آنروز شهر و عدم استقبال مردم از سینما ضرورت ساخت سینمای دیگری را از اساس منتفی ساخته بود. مضافاً که به استناد مطالب روزنامه «نامه عراق» و سپس «نامه اراک» تا سال ۱۳۱۹ اراک بعد از تعطیلی سینما«آریان» فاقد سینمای دیگری بود. پس از آن با وقوع جنگ جهانی دوم، بلوای نان و پیامدهای سیاسی- اقتصادی اشغال ایران توسط متفقین و حضور سربازان بیگانه در اراک  که تا سال ۱۳۲۴ ادامه داشت و نیز خرابی تنها دستگاه تولید برق شهر امکان راه اندازی محلی تفریحی به نام سینما وجود نداشت. ابراهیم دهگان در باره وضعیت برق آن سال های شهر می نویسد: « 25 خرداد(۱۳۲۴) دیگ برق می گویند بر اساس مسامحه کارکنان برق ترکید و شهر در خاموشی فرو رفته است. از بدو تاسیس اداره برق (۱۳۰۶) تا دو سال قبل مهندس این اداره مسیو هاز آلمانی بود مرتب کار می کرد تا جنگ پیش آمد. بنا شد که مسیو هاز هم مخالف سیاست متفقین باشد او را گرفته  بطرف استرالیا فرستادند.(کارنامه یا دو بخش دیگر از تاریخ اراک/دهگان ابراهیم- ۱۳۴۵-۲۶۱) و در جایی دیگری می نویسد: «20 شهریور (۱۳۲۵) برای توسعه و تعمیر برق شهر هیئت رئیسه تصمیم گرفتند که برای تامین روشنایی سرمایه یک میلیون و پانصد هزار ریالی آن را به پنج میلیون ترقی داده»(همان منبع-۲۶۴)

مرتضی ذبیحی در کتاب «دنباله تاریخ اجتماعی اراک»می نویسد: سالن نسبتاً بزرگ سینما سه درجه داشت. درجه ها و بلیط شان در میان سال های ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ به قرار زیر بود: درجه سه پنج ریال، درجه دو هشت ریال، درجه یک (لژ) ده و دوازده ریال. در طرفین در ورودی لژ سینما چهار اتاقک کوچک در دو طبقه بود که اختصاص به خواص داشت و بهای بلیتش دوازده ریال بود. فیلم هایی که در این سینما به نمایش گذاشته می شدند بیشتر عبارت بودند از: سریال های گوناگون تارزان، هنای عرب، علی بابا و چهل دزد بغداد، فیلم های وسترن(کابویی)، دختر لر و جعفر و گلنار- فیلم های ایرانی که در هندوستان ساخته شده بودند- سریال های چارلی چاپلین و لورل و هاردی و …»(دنباله تاریخ اجتماعی اراک/ذبیحی مرتضی/۱۳۸۱-۱۱۷)

همانطور که پیشتر گفته شد، به استناد این مطلب می توان حدس زد که مقدمات راه اندازی «سینما اراک» در نیمه دوم دهه ۲۰ فراهم شده است و تا رسیدن تازه ترین فیلم های ایرانی و نیز دوبله فیلم های خارجی که از سال ۱۳۲۷ به سینماهای کشور رونق دادند، «سینما اراک» چاره ای جز نمایش چند باره فیلم های قدیمی و اغلب صامت نداشته است. بنابراین تعطیلی و فترت ده ساله سینما در اراک طی سال های ۱۳۱۷ تا ۱۳۲۶ دور از انتظار نیست.

«این سینما با نمایش یکی از فیلم های تارزان افتتاح شد، دارای یک آپارات نمایش بود. صندلی نداشت و تماشاگران به ناچار از خرک و نیمکت استفاده می کردند. فیلم های این سینما نیز تا سال ها صامت یا به زبان اصلی بود و یک نفر را برای دیلماج(ترجمه) استخدام کرده بودند. این شخص که شوقی نام داشت، برداشت خود را از صحنه ها، با صدای بلند برای تماشاگران بازگو می نمود و وقتی خسته می شد، توسط گرامافون برای حاضران، موسیقی پخش می کرد. معمولا این موسیقی هیچ ربطی به صحنه های فیلم نداشت. نکته جالب این که بعد از ناطق شدن فیلم ها و رواج دوبله، آقای شوقی به سمت رئیس کمیسیون نظارت بر فیلم ها منصوب شد و تا سال ها عهده دار این سمت بود." (میرقائد مرید، راه دانش شماره ۱و ۲ -۳۳۷)

 ایشان(شوقی) درباره آن سال ها گفته است :" … خاطره زیاد است. بعضی خوش بعضی هم ناخوش. برای نمونه؛ چون در آن سال ها بلندگو نبود، من هرچه در توان داشتم در گلو جمع می کردم و برای تماشاگران، صحنه ها را شرح می دادم؛ اما همهمه آن قدر زیاد بود که صدایم در میان جار و جنجال گم می شد. توی آن شلوغی می نشستم و برای حاضران موسیقی پخش می کردم. " (همان منبع-۳۳۸)

"اولین فیلم دوبله شده در این سینما، ریبلاس(کمدی، محصول ۱۹۴۷ فرانسه، به کارگردانی ژان کوکتو) نام داشت. ناگفته نماند که چون صاحبان سینما اراک ارمنی بودند، این سینما به سینما مسیو معروف شده بود. یکی از همین مسیوها، روی آنونس هایی که در این سینما نمایش می دادند؛ صدا گذاشت. تعریف و تمجیدهای مسیو از فیلم و بازیگرانش، از بلندگوها پخش می شد. خلاصه لهجه ی دلنشین او را تمامی علاقه مندان سینما در این شهر خوب می شناختند. قیمت بلیط های سینما اراک از ده شاهی شروع شد و به ترتیب به یک ریال، سی شاهی، شش  ده و پانزده ریال نیز رسید." (همان منبع-۳۳۸)

سینما موسیو در سال ۱۳۵۰ پس از یک تعطیلی نسبتاً طولانی بازسازی شد و با نام سینما دیانا فعالیت خود را از سر گرفت. اما عمر این دوره نیز چندان نپایید و مالک جدید سینما (محسن سیفی)، با اخذ مجوز تغییر کاربری سینما، پرونده آن را در سال ۱۳۵۳برای همیشه بست.

سینمای اشغالگران   

"سال های ۱۳۲۴ – 1320 همزمان با جنگ دوم جهانی، آمریکایی های مقیم اراک، یک سینمای اختصاصی در محل فعلی باشگاه راه آهن تأسیس نمودند و بعضی مواقع نیز از مقام های شهری و افراد متنفذ محلی، برای دیدن فیلم و کنسرت دعوت به عمل می آوردند. این سینما در طول عمر کوتاه فعالیت خود، بارها شاهد حضور خوانندگان و بازیگران آمریکایی، مانند نلسون ادی – بازیگر مشهور آن زمان – بود. در همین زمان، انگلیسی ها و هندی ها نیز مکان هایی را برای نمایش فیلم در فضای باز اختصاص داده بودند و شب های دوشنبه و جمعه دریک زمین پهناور ( مقابل استانداری فعلی ) – که متعلق به شخصی به نام آقاجان ارمنی بود – جمع می شدند و پرده ای سفید در میان این زمین می آویختند و به تماشای فیلم می نشستند. بهره اراکی ها از این نمایش ها، فقط این بود که از پشت پرده نازک، شبحی از فیلم را ببینند. این برنامه ها با خروج قوای متفقین از ایران تعطیل شدند ." (میرقائد مرید، راه دانش)

سینما ایران

"در سال ۱۳۳۷ شمسی در ضلع شرقی میدان مرکزی(باغ ملی)، سینما ایران توسط «عزیزالله کردوانی» و  (برادرش) «امین امینی» صاحبان استودیو عصرطلایی، در اراک ساخته و با نمایش فیلم «دختر لر افتتاح» شد. چون این دو تن از دست اندرکاران سینما در پایتخت بودند، خیلی زود کارشان رونق گرفت"(میرقائد مرید/ راه دانش شماره ۱و۲- /۱۳۷۴-۳۳۹) و همان گونه که گفته شد باعث کسادی کار سینمای رقیب سینما اراک شدند. «کردوانی»(متولد ۱۲۹۸مشهد) طی سال های ۳۲ تا ۵۲ تهیه کنندگی ۶۴ فیلمفارسی را عهده دار شد. وی در یک خانواده متمول یهودی به دنیا آمد. برادر کوچکتر او «امین امینی»(کردوانی ۱۳۰۹-۱۳۸۳) بازیگر، سناریست و کارگردان تعداد زیادی فیلم ایرانی در حدفاصل ۱۳۳۳ تا ۱۳۵۵ و همکار او در استودیوی عصر طلایی بود.

این سینما در سال ۱۳۴۱ به«روح الله غیاثی»صاحب استودیوی «جهان فیلم» واگذار شد. این شرکت نمایندگی پخش فیلم های ایتالیایی در خاورمیانه را بر عهده داشت. وی اداره سینما را به بردارش سپرد. «در این چند روز که از تحویل و تحول سینما می گذرد، وضع داخلی سینما نسبت به گذشته به نحو محسوسی تغییر نموده و باعث رضایت تماشاچیان شده است. به قرار اطلاع کلیه فیلم های ایتالیایی که در ایران نمایش داده می شود، بلافاصله پس از تهران به اراک فرستاده می شود. بنابراین انتظار می رود سینمای اراک(ایران)با همت آقای «غیاثی» در آینده نزدیک وضع آبرومندی پیدا نماید.(نامه اراک شماره ۱۷۶۲ شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۴۱ سال ۲۹ ص ۲ به نقل از نیکفام یوسف/سینما دنیای اراک/۱۳۹۵-۲۰ و ۲۱)

بعد از چند سال به شخص دیگری به نام «امیرقلی دهش» (صاحب دفتر پخش فیلم دسا فیلم در تهران) فروخته شد. دهش در سال ۱۳۰۳ در اصفهان به دنیا آمد. وی در جوانی به همراه شرکایش «پطروسیان»، کارفرما و حکمت پناه سینما پالاس اصفهان را اداره می کرد. او در اوایل دهه ۴۰ با گنجی زاده مشترکا سینما ایران را از «غیاثی» خریداری کرد. چند سال بعد «دهش» با مهاجرت به تهران و تأسیس یک دفتر پخش فیلم، فعالیت هایش را در سینما گسترش داد. وی در سال ۱۳۴۶ یکبار برای همیشه تهیه کننده فیلم سینمایی مامور ۰۰۰۸ به کارگردانی ابراهیم باقری شد. "صاحب جدید سینما تصمیم گرفت که آن را به صورتی مدرن تجهیز نماید. سقف آن را دو متر بالا برد و دیوارهای جانبی را به جای گونی با آکوستیک پوشاند، بخاری های چوب سوز را به دستگاه حرارت مرکزی مبدل کرد. پنکه های دیواری را برداشته و به جای آنها کولر نصب نمود. صندلی ها را نیز نیمه مبله کرد. بعد از این تعمیرات، سینما ایران به کاپری تغییر نام داد و با نمایش فیلم بانکوک، فعالیت خود را از سر گرفت. این سینما که حدود ۴۵۰ نفر گنجایش داشت، در زمان انقلاب تعطیل شد و بعد از انقلاب با نمایش فیلم هاملت و نام جدید آزادی شروع به کار کرد." (میرقائد مرید، راه دانش)

سینما آزادی در سال های ۷۲ و ۷۳ پس از بازسازی اساسی، به سینما عصر جدید تغییر نام داد و با دو سالن نمایش فیلم به ظرفیت ۳۵۰ و ۹۰ نفر، توسط مالک وقت، غلامحسین بلوریان (صاحب دفتر پخش فیلم لاله) به کار خود ادامه داد. پس از مدتی این سینما به تملک آقایان سید محمد قاضی (فیلمبردار و کارگردان سینمای ایران) و محسن زلفعلی درآمد. در حال حاضر زلفعلی مالک سهام تمام سینماست. وی از آذر سال ۹۳ تا نیمه مرداد ۹۴ با حمایت موسسه سینما شهر(وابسته به سازمان سینمایی) اقدام به بازسازی مجدد و تجهیز سینما با صرف هزینه ای بالغ بر ۲۰ میلیارد ریال کرد. عصر جدید با حفظ ظرفیت گذشته هم اینک دارای سه سالن با ظرفیت های ۳۰۰، ۱۵۰ و ۸۰ صندلی  است. این مجتمع که اصطلاحاً از آن به عنوان پردیس سینمایی یاد می شود، بیشترین آمار و درصد جذب تماشاگر را در طول سال داراست و فروش ماهانه آن بطور متوسط  دویست میلیون تومان می باشد. این سینما فروش آنلاین بلیط دارد و برنامه نمایش آن از طریق سایت سینما تیکت قابل مشاهده است.

 

سینما دنیا

"در سال ۱۳۳۹سینما دنیا در ضلع غربی میدان مرکزی شهر، توسط برادران سیفی ساخته شد. این سینما با ظرفیت ۷۰۰ نفر و با نمایش فیلم میهن پرستان، افتتاح شد و صاحب این سینما بعد از چند سال، در بالای این سینما سینمای دیگری به نام دیاموند ساخت که در ابتدا به صورت تابستانی کار خود را آغاز کرد و سپس مسقف شد. با اعلام ایرادات و نواقص فنی و ایمنی این سالن جدید بعد از دو تا سه سال تعطیل و در اوایل دهه ۵۰ به فروشگاه بزرگ شهر ما تبدیل شد. این فروشگاه هم پس از چندی تعطیل گردید.

در این سال ها صاحبان سینماها برای آنکه تماشاگران بیشتری را به سالن ها بکشانند و سود بیشتری ببرند، هرچند وقت یکبار با دعوت یکی از بازیگران معروف به بازار خود رونق بیشتری می دادند. سینما دنیا بعد از سه سال، دستخوش تعمیرات اساسی شد و به فرهنگ تغییر نام یافت. در برنامه افتتاحیه سینما، فیلم عملیات مرداب به نمایش درآمد." (میرقائد مرید، راه دانش)

قبل از بازسازی سینما عصرجدید در دهه های ۶۰ و ۷۰، سینما فرهنگ یکی از پررونق ترین سینماهای استان و کشور بود. اواخر دهه شصت با اجرای طرح رتبه بندی سالن های سینما و حمایت معاونت سینمایی از ساخت و بازسازی سینماها، سینما فرهنگ طی چند ماه بازسازی شد و سر و شکل نسبتاً آبرومندانه تری به خود گرفت و حائز درجه کیفی ممتاز شد. بازگشایی سینما همزمان با تولید و نمایش فیلم های مردم پسندی شد که آشتی دوباره آنها را با سالن های سینما به دنبال داشت. هنوز خیلی از اراکی ها صف طویل پشت در سینما برای دیدن فیلم های عقاب ها، بگذار زندگی کنم، نرگس، روسری آبی و … را به یاد دارند. همان مردمی را می گویم که روز دهم بهمن ماه ۱۳۹۲(طرح سینما سلام) به محض اعلام رایگان بودن سینماها، شاهد تجمعات مردمی در باغ ملی برای تماشای فیلم در این سینما بودند. «احسان بیات» از قدیمی ترین مدیران سینما در اراک بیش از ۳۵ سال است که سینما فرهنگ را به خوبی اداره می کند و تلاش او برای متقاعد کردن مالکان سینما برای بازسازی اساسی سینما به نتیجه ای نیانجامیده است. با درگذشت مالکان سینما در سال های اخیر حالا کار برای او قدری سخت تر هم شده است زیرا بین وراث توافق نظر در باره بازسازی و نوسازی سینما وجود ندارد و در صورت ادامه وضع موجود و ریزش مخاطبان سینما به دلیل فقر امکانات رفاهی و جاماندن از سیر تحولات فنی و طراحی های نوین سالن های سینمایی، به پایان کار این سینمای خاطره انگیز نزدیک و نزدیک تر می شویم.

شرح کامل در باره این سینما را می توانید در کتاب سینما دنیای اراک نوشته یوسف نیکفام بخوانید.

قصر طلایی

 "در سال ۱۳۴۹ که صاحبان سینما کاپری بازار را گرم دیدند، ساختن سینمای بزرگ و مجهز قصر طلایی را با گنجایش هزار نفر آغاز کردند. این سینما که مجهز به پرده عریض و صدای استریوفونیک بود، در ردیف یکی از سینماهای خوب آن زمان ایران به شمار می آمد." (میرقائد مرید، راه دانش)

امیر قلی دهش در ساخت این سینما از کمک های فکری دوست ارمنی خود رابرت اکهارت (منتقد سینما) بهره های زیادی برد. بدین ترتیب بار دیگر ارامنه نقش خود را برای توسعه سالن های سینما در اراک ایفا کردند.

سینما قصر طلایی در سال ۱۳۵۰ با نمایش فیلم «قلعه عقاب ها»(تولید ۱۹۶۸) افتتاح شد. فیلم سه بعدی «حباب» نیز در این سینما به نمایش گذاشته شد و مورد استقبال نسبتا خوبی قرار گرفت. این سینما در سال ۱۳۷۰ توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خریداری و اندکی بازسازی شد. تغییر مالکیت سینما باعث وقفه های زیادی در فعالیت سینما گشت. این سینما پس از آنکه مدتی به صورت اجاره در اختیار انجمن سینمای جوانان اراک قرار گرفت، از سال ۱۳۸۳ به دلیل آنکه اداره کل ارشاد به طور قانونی نمی توانست راساً از محل سینما کسب درآمد کند و مدیریت انجمن سینمای جوانان اراک نیز تمایلی به اداره سینما نداشت، به کاربری سینمایی خود برای همیشه پایان داد از سال ۱۳۹۰ به دنبال ایجاد تغییراتی در طراحی داخلی سالن، سینمای سابق به مجتمع فرهنگی «ستارگان» تغییر کاربری یافت و در آن برنامه های فرهنگی و هنری از جمله کنسرت های موسیقی زیر نظر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اراک برگزار می شود.

خاطر نشان می شود، از اوایل دهه هفتاد از طبقات فوقانی این سینما به عنوان محل استقرار واحدها و انجمن های هنری و ادبی اداره کل ارشاد استان استفاده به عمل آمد و در حال حاضر محل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اراک است.

"بعد از ۱۳۵۰ سه(دو) سینمای دیگر در اراک تأسیس شد که هر سه(دو) در شهرصنعتی قرار داشتند و بیشتر کارکنان مراکز صنعتی از این سینماها استفاده می کردند. یکی از این سه سینما تابستانی بود و گنجایش ۶۰۰ تماشاگر را داشت که در سال ۱۳۵۷ تعطیل شد و دیگر اقدامی برای بازسازی آن انجام نگرفت. با شروع کار سینمای تابستانی شهرصنعتی، سینمای سرپوشیده و مدرن دیگری در سال ۱۳۵۶ ساخته شد که به سینما شهر صنعتی شهرت یافت. این سینما در سال ۱۳۶۰ با نمایش فیلم اعدامی و با نام سینمای شهرصنعتی شروع به کار کرد. این سینما که گنجایش ۱۶۰ تماشاگر را داشت، تمام مبله و بسیار مدرن و مجهز بود.» (میرقائد مرید، راه دانش)  این سینما پس از وقفه های طولانی در فعالیت خود، سرانجام پس از تعطیلات ماه محرم ۱۳۷۳ برای همیشه به کارش پایان داد و از سال ۱۳۹۰ زیر نظر شهرداری اراک به عنوان «فرهنگسرای شهر» محل ارائه خدمات فرهنگی و هنری است.

نکته قابل توجه در تاریخ سینماسازی و سینماداری در اراک این است که به رغم پیشینه ۸۵ ساله در امر ایجاد و اداره سینما در اراک، پس از احداث سینما قصر طلایی در اوایل دهه ۵۰، هیچ بنای جدیدی در حوزه سینما احداث نگردیده است و تلاش ها صرفاً در مسیر بازسازی سالن های موجود و ایجاد سالن های جدید با طراحی مجدد فضاهای موجود در سینما عصر جدید بوده است. تنها خبر امیدوار کننده در این زمینه آن است که سازندگان مجتمع تجاری در جنب موزه مفاخر اراک مصرانه به دنبال ایجاد چند سالن سینما در این مجتمع هستند و تلاش ها برای مجاب کردن دستگاههای مسئول از جمله شهرداری اراک از سوی کارشناسان سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال انجام است.

سینما در شهرهای استان

قبل از اینکه به تاریخچه احداث سینما در سایر شهرهای استان مرکزی بپردازیم، ذکر این نکته حائز اهمیت است که دراوایل دهه هفتاد به موجب سیاست های وضع شده توسط معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در پی آغاز به کار مرکز احداث و توسعه سالن های سینما در کشور، این امکان فراهم شد که داوطلبان تأسیس سینما با استفاده از وام موسوم به تبصره ۳ قانون بودجه سنواتی کشور که بخشی از کارمزد بانکی آن را دولت متقبل می شد، به ساخت سینما روی آوردند. سازندگان از امتیاز احداث واحدهای تجاری در جوار سالن سینما بدون پرداخت هزینه به شهرداری بهره مند شدند تا از آن به عنوان یک مزیت و ارزش اقتصادی، سود جویند.

علیرغم استقبال خوب متقاضیان و مسئولان ذیربط متأسفانه گذشت فقط پنج سال از اجرای این طرح ثابت کرد که مطالعات کارشناسی لازم برای انجام آن صورت نگرفته و بویژه شرایط اختصاصی داوطلبان تأسیس سینما یا بهتر بگوییم سازندگان مجتمع های سینمایی- تجاری به درستی تبیین نشده بود. از جمله آنکه اغلب این افراد فاقد تخصص، تجربه و علاقه لازم در حوزه سینما و سینماداری بودند.

در واقع سازندگان با پیش فروش واحدهای تجاری و با آورده نقدی ناچیز یا موفق به تکمیل و بهره برداری از سینما نگشتند و یا آنکه پس از راه اندازی سینما، قادر به بازپرداخت وام های دریافتی نشدند. این مشکل در شهرهای کوچکتر و یا در مورد واحدهایی که در مناطق نامناسب شهری واقع شده بودند، خود را بیشتر نمایان ساخت.

همچنین دولت تا پایان برنامه سوم توسعه با حذف وام تبصره ۳ و تسهیلات مشابه، تعهد خود را برای پرداخت بخشی از سود تسهیلات به مرور متوقف کرد و بانک ها نیز از پرداخت وام متمم به پروژه های ناتمام پس از آگاهی از عدم موفقیت این طرح در سراسر کشور، خودداری ورزیدند. آنچه که در مورد فرجام تلخ تأسیس سینما در شهرهای شازند، خمین و محلات در این فصل خواهید خواند، نمونه هایی تأسف بار از همین طرح هستند. سینما لاله خمین که مالک آن در وانفسای مشکلات مالی پروژه، جان به جان آفرین داد، به تملک شهرداری درآمد و پس از مدت کوتاهی برای همیشه تعطیل و بصورت مخروبه درآمد. سینما طلوع شازند به تملک بانک عامل پرداخت تسهیلات درآمد و قدس محلات نیز پس از تعطیلی تغییر کاربری داد و به خاطره مردم این شهر پیوست.

از اواسط سال ۱۳۹۳ به موجب تدابیر صورت گرفته از سوی سازمان سینمایی و «کانون پخش کنندگان فیلم ایران»، نمایش فیلم های سینمایی در شهرهای فاقد سینما بااستفاده از سیستم های پرتابل پخش دیجیتال عملی گردید و از سال ۱۳۹۵ این برنامه در قالب طرح «سینما سیار» و بهره برداری از سامانه هایی که توسط متخصصان داخلی ساخته شده بود ادامه یافت. شهرهای خمین، محلات، دلیجان و آشتیان از جمله شهرهایی بوده اند که میزبان فیلم های روز سینمای ایران در آمفی تئاترهای دانشگاهی و یا مجتمع های فرهنگی وهنری ادارات ارشاد بوده اند.

سینما در شازند

تقدیر اینگونه بود که نخستین بار فکر ساخت یک سینما در شهرستان شازند در سر یک پیمانکار ساختمانی به نام آقای «ابوالقاسم صبوری» بیافتد. او با توشه ای اندک سودای بزرگی را در سر پرورانید و در سال ۱۳۶۹ مجوز احداث یک باب سینما در زمینی به مساحت ۱۲۵۰ مترمربع و زیر بنایی به مساحت ۲۰۰۰ مترمربع را از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی دریافت کرد. شرایط و نسبت و آشنایی او با سینما و سینما داری درست به اندازه شرایط و آگاهی کسانی بود که همزمان با او در خمین، محلات و تفرش به این کار روی آورده بودند. آقای «مولوی«(مرحوم) در تفرش با سرمایه شخصی، ستون های آهنی مجتمع را برافراشت و پس از آن کار را نیمه تمام رها کرد و در چاه ویل وام بانکی سقوط نکرد. آقای «قدس» در محلات، سینما را با وام بانکی به بهره برداری رسانید و مانند مرحوم «ورمزیار» در خمین و «صبوری» در شازند، از پس بازپرداخت اقساط وام بانکی بر نیامد و همگی دچار گرفتاری های سخت و پیچیده بعدی شدند.

«صبوری» دو سال بعد از آنکه در یک مراسم باشکوه، سینما طلوع با ۸۰۰ صندلی را عصر روز ۲۶ شهریور ۷۱ افتتاح کرد و توانایی خود را برای ساخت سینما به رخ همشهریانش کشید، با هشدارهای پی در پی بانک صادرات روبرو شد. «صبوری» تجربه سینما داری نداشت و علاقه مندان سینما در بین مردم شهر کوچک شازند هم آنقدر نبودند که با خرید بلیط، عایداتی برای باز پرداخت وام ۴۵ میلیون ریالی دریافتی را نصیب او سازند. مضافا که دو واحد تجاری خالی مجتمع و طبقه زیرین که در اصل برای سالن پذیرایی طراحی شده بود، به دلیل عدم اتمام عملیات ساختمانی، درآمدهای جنبی مجتمع را منتفی ساخت.

هم اینک سه دهه از تملک سینما توسط بانک عامل می گذرد و پیشنهادات مختلف دولت های وقت (در بخش سینما ) برای بازپرداخت بخشی از دیون بانکی مالک سینما به دلیل عدم استطاعت آقای «صبوری» به جایی نرسید. سرگذشت تلخ آقای «صبوری» که بی قرارتر از همیشه در کابوس سینما، دست و پا می زند و سینمایی که طلوع ناپایداری داشت، مهر بطلانی است بر طرحهای غیر کارشناسی و وسوسه وام ها و تسهیلاتی چون تبصره ۳ و ۵۰ .

اجرای طرح سینما سیار با حمایت سازمان امور سینمایی از سال ۱۳۹۵ باعث شد تا علاقه مندان به سینما در شهرستان شازند سرانجام در تاریخ دهم آذر ماه ۱۳۹۶ در محل مجتمع فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دوباره با سینما دیدار تازه کنند و فیلم سینمایی «اکسیدان» ساخته «حامد محمدی» را بابی برای تماشای دیگر آثار سینمای ایران بدانند.

سینما در ساوه

«احمد نوابی» مدیر باشگاه ورزشی نیرو و کارمند بازنشسته اداره دارایی اولین کسی بود که با خرید قطعه زمینی از مرحوم «عظیم زاده» و «صدرایی»، سنگ بنای یک سینما را در ساوه گذاشت و عصر یک روز گرم تابستانی در سال ۱۳۴۰، مردم کنجکاو و مشتاق را به تماشای تصاویر متحرک روی پرده فرا خواند.

بلیط های این سینما که در زمینی به مساحت ۲۵۰۰ مترمربع ساخته شده بود، با دو نرخ یک و سه قرانی و بعدها پنج قرانی به تماشاگران اغلب نوجوان، فروخته می شد. ساخت سینما درست مقابل شهربانی برای مالک آن این اطمینان را پدید آورده بود تا در صورت بروز هرگونه مشکل یا نزاع و برخوردی، در کوتاه ترین زمان ممکن امنیت را بر سینما حاکم سازد.

در آن سالها ساوه به شبکه برق سراسری نپیوسته بود و برق شهر توسط چند ژنراتور، تامین می شد. بنابراین سینما ناگزیر بود با قطع و وصل های مکرر برق کنار بیاید. نقل است که هنگام نمایش برق می رفت، چند بار فیلم پاره می شد و یا لامپ پروژکتور می سوخت. در این گونه مواقع آقای «نوابی» با در دست گرفتن یک چراغ زنبوری، روی پله های جلوی پرده اکران می ایستاد و ادامه داستان فیلم ناتمام مانده را برای تماشاگران تعریف می کرد.!

فیلم های پرفروش سال های اول فعالیت سینما؛ امیر ارسلان، سگ ولگرد و بلبل مزرعه بود که نمایش آنها بعضا تا یک ماه ادامه می یافت.

مردم ساوه نشستن در سینمای تابستانی را هم چند سال بعد از تعطیلی سینمای «نوابی» تجربه کردند. ماجرا از آن قرار بود که بعد از مدتی که سحر و جادوی اولیه سینما برای مردم به امری عادی تبدیل شد، کار سینمای آقای «نوابی» رو به کسادی گذاشت. البته عدم حضور خانواده ها به دلیل حرمت شرعی سینما از دید آنها، دخل و خرج سینما را هم مختل کرد و فکر نوسازی یا تجهیز آن را از مخیله آقای «نوابی» به کلی پاک کرد. در جنوب ساوه آنروز ( حوالی دروازه اراک و اصفهان ) سینمای تابستانی ( بدون سقف ) با احتیاط کارش را آغاز کرد و پس از قرار گرفتن سینمای «نوابی» در مسیر خیابان و تخریب آن، آقای «میریان» این سینما را مسقف کرد و دومین سینمای شهر را به روی مردم گشود و نام «شهرزاد» را برای آن برگزید. در این سینما میریان فیلم های به روزتری را نمایش داد. بهای بلیط را هم قدری افزایش داد، با این حال در بر پاشنه مراد او نچرخید.

کم کم نسیم نهضت اسلامی از شهرهای مختلف بویژه قم یکی از بزرگترین مراکز شهری نزدیک ساوه، وزیدن آغاز کرد. طبیعی بود سینما «شهرزاد» خیلی زود صحنه را وا نهد و به محاق تعطیلی فرو رود. با تثبیت حاکمیت و استقرار نهادهای جدید، سینمای نوین ایران هم آرام آرام خود را باور کرد و قصه های ارباب و رعیتی، مبارزه انقلابیون و ساواکی ها و قیام علیه ظلم و جور خاندان پهلوی و وابستگان آنها محمل آثار سینمایی شدند.

ساوه به مرور هویتی صنعتی به خود گرفت. شهر صنعتی کاوه به دنبال ممنوعیت استقرار واحدهای بزرگ صنعتی آلاینده تا شعاع ۱۲۰ کیلومتری تهران، در جوار شهر قدیمی ساوه پذیرای هزاران تن مهاجر شد. نیاز مردم مهاجر و جوانان شهر به گذران اوقات فراغت، بهانه تازه ای به دست داد تا سینمای قدیمی شهر بازگشایی شود و با کمترین تغییرات و فقط با نام جدید فلسطین، فیلم های اکشن و حادثه ای سینمای ایران را با تاخیری چند ماهه بر پرده کهنه خود به نمایش گذارد.

«اسماعیل علمپور» مسئول (وقت) اداره امور سینمایی و سمعی بصری اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان مرکزی نقل می کند: " اواخر دهه ۶۰ در یکی از مأموریت هایم پس از بازدید از سینما فلسطین، به دلیل عدم ایمنی و وضعیت اسفبار فنی و بهداشتی، دستور تعطیلی سینما را صادر کردم و پس از رفع نواقص مشهود، کمیسیون بند ۵ در محل اداره ارشاد ساوه تشکیل جلسه داد و با بازگشایی آن موافقت کرد. "

البته به دلیل رونق نسبی سینمای ایران پس از جنگ تحمیلی و رونق فیلم های خانواده پسند، هلال احمر ساوه با موافقت مقامات محلی، عصرها در سالن آمفی تئاتر اداره با نمایش فیلم به رقابت با سینما فلسطین روی آورد و در جذب خانواده هایی که به سینما فلسطین روی خوش نشان نمی دادند، موفق عمل کرد.

با گسترش شهر، سینما فلسطین در طرح تعریض خیابان قرار گرفت و در سال های نخست دهه هفتاد برای همیشه به خاطره ها سپرده شد. با تخریب سینما فلسطین و ناتوانی هلال احمر برای اخذ پروانه بهره برداری سینمایی از اداره کل ارشاد استان و استهلاک تدریجی امکانات، مسئولان ارشاد شهرستان وارد گود شدند و آمفی تئاتر یکصد نفره کتابخانه عمومی ارشاد را در ساعات بعد از ظهر برای نمایش فیلم با تنها دستگاه آپارات خریداری شده اختصاص دادند.

تغییر مدیریت های اداره ارشاد و ناتوانی در جلب رضایت مشتریان و فقدان انگیزه های لازم برای مجموعه ای دولتی، عمر پایداری را برای این عمل فوق برنامه! رقم نزد و در سال ۱۳۷۴ نمایش فیلم در سالن کتابخانه ارشاد ساوه نیز برای همیشه متوقف شد.

تقدیر اینگونه بود که در نیم قرن اخیر کمتر داوطلب جدی، علاقه مند و دارای سرمایه کافی مالی، پیشقدم احداث سینما در دومین شهر بزرگ استان مرکزی شود و چهره صنعتی و کارگری این شهر را با رنگین کمان فرهنگ بیاراید. با تحولات فناوری صورت گرفته در ساخت و نمایش فیلم و تجهیز تدریجی سالن مجتمع های فرهنگی و هنری شهرستانها به سیستم نمایش فیلم سرانجام بعد از گذشت بیست سال موسسه «نور تابان» تهیه کننده و سرمایه گذار فیلم «محمد» (ص) به منظور نمایش گسترده فیلم در سراسر کشور با هماهنگی سازمان سینمایی اقدام به نصب رایگان سامانه نمایش فیلم و پخش صدا در سالن مجتمع فرهنگی و هنری سلمان ساوجی(وابسته به اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان ساوه) کرد و از ۳۱ شهریور ۹۴ این سالن نیز به ظرفیت ۴۵۰ صندلی و نمایش حداکثر سه سئانس در روز به ناوگان سینمایی کشور پیوست. از شهریور ۱۳۹۵ اداره ارشاد بهره برداری از سالن را به یک متقاضی خصوصی سپرد. (در گفتگو با خبرنگار ایسنا مرکزی)

ساوه میزبان یک جشنواره استانی شد

شهرستان ساوه در روزهای پایانی آذر ماه ۹۵ میزبان نخستین جشنواره فیلم های ۱۰۰ ثانیه ای با موضوع حقوق شهروندی و سبک زندگی شد. در این جشنواره قریب به ۶۰ اثر از فیلمسازان شهرهای مختلف استان با یکدیگر به رقابت پرداختند. رهاورد این جشنواره راه اندازی نمایندگی دفتر انجمن سینمای جوانان ایران بصورت آزمایشی(یکساله) در دومین شهر بزرگ استان مرکزی بود.خبرگزاری ایسنا نتایج این جشنواره را این چنین گزارش کرد:

در بخش داستانی سید وحید رستگار برای ساخت فیلم پرتقال از شهرستان ساوه حائز رتبه اول شد و حامد نوبری برای فیلم بسم الله و ماهان میرزایی برای فیلم صدای پا از اراک به عنوان نفرات دوم و سوم معرفی شدند.

هیات داوران در این بخش از دو اثر تقسیم شادی ها ساخته سید هادی شاهرخ از ساوه و نفس ساخته بیژن بیات از اراک تقدیر کرد.

در بخش پویانمایی محمدرضا رادی برای ساخت فیلم تریو قجر از اراک نفر اول شد و در این بخش نفرات دوم و سوم معرفی نشدند.

همچنین در این بخش از سه اثر واقعیت های تلخ زندگی امروز ساخته امیر شجاعی از ساوه، پاسخ سخت ساخته حسن ساروقی از ساوه و ساخته حامد نوبری از اراک تقدیر شد.

در بخش مستند نیز الهام معروفی از اراک برای فیلم خدا مثل همیشه بود و جواد صالح از ساوه برای فیلم نوای صلصال به عنوان نفرات سوم و دوم و ایرج کیانیان بخاطر ساخت فیلم چشمه از اراک به عنوان نفر اول معرفی شد.

هیات داوران جایزه ویژه خود در بخش مستند را به فیلم فتح ساخته محمدرضا حاج محمد حسینی از اراک اهدا کرد.

و اما در بخش ویژه اقتصاد مقاومتی هیات انتخاب براساس آئین جشنواره تنها یک اثر برگزیده با عنوان صدای پای آب ساخته محمد بیگلر تبار از ساوه را معرفی کرد.

ابوالفضل جلیلی، سعید عبدالحمیدی و سعید شاه حسینی اعضای هیات داوران این جشنواره بودند.

فیلم سازی آماتور در ساوه

«سید ضیاء الدین درّی» نخستین فیلم های ۸ میلیمتری خود را در شهر زادگاه پدری اش ساوه ساخت.

  1. «سید رضا نمازی» ( فرهنگی ) با دوربین ۸ میلیمتری از همه تظاهرات، راهپیمایی ها، تشییع شهدا وکمک به جبهه ها ، فیلمبرداری کرد.
  2. آقای «مصطفی چیتگر» ( فرهنگی ) که از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۲ هفت فیلم ۸ میلیمتری داستانی با همه مشقات آن ساخت که اولین کارش در سال ۱۳۵۰ بود . از جمله فیلم های ایشان ، «یتیم» ( 1352 )، «قفس» ( 1355 )، «قفس عجز »( 1358 )، «هدف» ( 1360 )، «سوگ بودن» ( 1361 )، که آنها در فرهنگسرای نیاوران ، جشنواره های میلاد ( ۱۳۵۹ ) ، جشنواره محراب و موزه های معاصر – تالار شهر تهران (۱۳۶۰ ) نمایش داده شد.
  3. «اکبر کرامتی» نیز فیلمی ویدئویی به نام «به خاطر دخترم» را در سال ۱۳۷۲ ساخت.
  4. سید «وحید نمازی»، دانشجوی جوان در سال ۱۳۸۱ فیلم داستانی ویدئویی «گبر» را در ۱۰ دقیقه ساخت که در استان مرکزی برنده جایزه اول شناخته شد و در سال ۱۳۸۲ فیلم «اذن» را در ۸ دقیقه ساخت که در ساوه و اراک ممتاز شد . در شهریور سال ۱۳۸۴ فیلم ۱۰ دقیقه ای «اگتاو» را ساخت که مقام دوم استانی را به دست آورد . همچنین در اسفند سال ۱۳۸۴ «ره یافتگان بهشتی»، مستند مناطق جنگی را ساخت.

    سینما در شهرستان محلات

    دهه فجر ۱۳۷۶ نقطه عطفی در تحولات فرهنگی شهر زیبا و کوچک محلات بود. معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وقتی روبان صورتی رنگ را همراه با صدای صلوات حضار قیچی کرد، خرسندی خود را از افتتاح یک سینمای نسبتا مدرن و زیبا در نخستین ماههای حضورش در مسند مدیریت سینمای کشور، ابراز کرد . «سیف الله داد»(مرحوم)در طول ۴ سال مسئولیت اش شاهد به ثمر نشستن بعضی از پروژه های احداث سینما توسط متقاضیان خصوصی در شهرهای مختلف کشور بود اما روزی که از این سمت کناره گیری کرد، اغلب سینماهایی که او در جشن افتتاح شان شرکت کرده بود، به دلیل ناتوانی مالکان در بازپرداخت اقساط وام بانکی با مشکل جدی روبرو بودند. او به عینه می دید سینما داران برای کاهش فشار دوایر حقوقی بانک ها، در طول هفته پشت درب اتاق او و مدیران ستادی، مستاصل و نگران راه چاره می جویند.

    یکی از این مراجعین آقای «محمدعلی قدس» بود که سینمای محلات را در زمینی به مساحت ۱۶۰۰ مترمربع و زیربنایی حدود ۳۴۰۰ مترمربع ساخت و با پیش بینی دو سالن بزرگ و کوچک جمعا به ظرفیت ۶۰۰ صندلی، حسن سلیقه قابل تحسینی را در تکمیل و تجهیز سینما از خود به نمایش گذاشت. او هم به زعم خود برای تسویه دیون بانکی ۱۲۰ میلیون تومانی ( اصل وام )، علاوه بر چند واحد تجاری، خوابگاه دانشجویی با زیربنایی به مساحت ۸۰۰ مترمربع را در جوار مجتمع با استفاده از معافیت های قانونی احداث کرد. درآمد حاصل از این واحدهای اقتصادی و خدماتی و گیشه سینما متاسفانه تکافوی اقساط ماهانه سه میلیون تومانی او را نکرد و اندک اندک، علائم بحران در مدیریت سینما ظاهر شد. از اوایل دهه هشتاد با تعطیل شدن تنها سالن فعال مجتمع، شهروندان محلاتی از تعطیلی سینمای شهرشان متعجب و ناراحت شدند. سینما قدس محلات در خلال دوران فعالیت اش، نیاز شهر را به سالنی آبرومند جهت انجام برنامه های مختلف ملی و منطقه ای پاسخگو بود و از این روی رونق شهرستان را در سایر زمینه های اجتماعی و فرهنگی باعث شده بود. در سالیان اخیر با انصراف شهرداری محلات برای خرید مجتمع با مشارکت مؤسسه سینما شهر ( وابسته به سازمان سینمایی ) جز تملک سینما توسط بانک عامل و انباشته شدن بدهی معوقه مجتمع متاسفانه نتیجه تازه ای حاصل نشد.

    با این حال در سال ۱۳۹۳ مجتمع نور به عنوان قطب نمونه گردشگری استان مرکزی ;با ارائه انواع خدمات تفریحی ازجمله : شهربازی سرپوشیده ، استخر ، سونا ، جکوزی ، سینما۶بعدی ، باشگاه بدنسازی و TRX ، نمایشگاه دائمی گل و گیاه ، رستوران، فست فود ، کافی شاپ و … در زمینی به مساحت ۲۰۰۰۰ مترمربع .در شهرستان محلات افتتاح گردید. سالن سینمای این مجتمع نیز با ۱۲۰ صندلی در نیمه دوم سال ۱۳۹۶ به بهره برداری رسید و بار دیگر سبب آشتی و پیوند دوباره شهروندان محلاتی با سینمای ایرانی گردید.

    سینما در خمین

    نوجوانان و جوانان شهر خمین سال ۱۳۴۷ نشستن در سالن تاریک و تماشای فیلم را با همه ی جذابیت و شیرینی آن تجربه کردند. بانی ساخت سینما «مهدی خان بهرامی» بود که در زمینی به مساحت تقریبی ۴۰۰ مترمربع و ظرفیتی بالغ بر ۲۵۰ صندلی شهر کوچک خمین را که از امکانات تفریحی مدرن بی بهره بود، از پدیده شگفت انگیز سینما برخوردار ساخت.

    رونق نسبی سینمای ایران از اواسط دهه ی ۴۰ شمسی، بازدهی اقتصادی رضایت بخشی را برای سرمایه گذاری در تولید فیلم و احداث سینما به همراه داشت. از این روی «مهدی خان بهرامی» هم سوار بر این موج در شهری که طبقه متوسط آن معدود خانواده های کارکنان دولت و یا زمینداران و فئودال های بزرگ بودند و اقتصاد آن نیز مبتنی بر تولید محصولات کشاورزی و لبنی بود، چراغ سینما «سهیلا» را ده سال روشن نگاه داشت.

    این رویداد برای جوان هایی که حسرت کوچ به شهرهای بزرگ را داشتند، بسیار حائز اهمیت بود. زیرا فیلم های سینمایی ایرانی با نمایش زندگی شهری، پیشرفت و توسعه پایتخت، تنوع و فراوانی مشاغل خدماتی در آن و خلاصه مهیا بودن اسباب رفاه و تجمل در کلان شهری چون تهران، رویاهای شیرینی را برای تماشاگرانی رقم زد که خیلی زود به فاصله عمیق شهر کوچک شان با پایتخت پی برده بودند.

    در خمین هم مانند ساوه، کمتر خانواده ای به سینما رفتن روی خوش نشان داد و پا به درون سینما گذاشت. تبعید بزرگ مردی که خمینی بود و در حجره های کوچک حوزه های علمیه اراک و قم؛ شهد معرفت دینی را چشیده بود و با اقتدا به جدش در برابر دولت مستبد پهلوی شجاعانه ایستاده بود، درد و داغی را به جان پیروانش انداخته بود که جز با سقوط رژیم و طلوع دوباره آفتاب مرادشان تسلی نمی یافت. پس این جماعت معترض را با سینما کاری نبود آنهم سینمایی که ابایی از دریدن پرده نجابت و اخلاق نداشت. همین گروه پیشتاز جنبش و قیام علیه حاکمیت در شهر شد و سال ۵۷ همگام با مردم سراسر کشور مشعل روشنگر انقلاب را در خمین به دست گرفتند و موجبات تعطیلی سینمای مروج فحشا و ابتذال را فراهم ساختند. بخشی از سینما در آتش قهر مردم سوخت و سالیانی چند پس از پیروزی انقلاب، بنای نیمه ویران آن توسط یکی از بانک های دولتی خریداری شد و پس از تخریب کامل به شعبه ای از آن بانک تبدیل شد.

    اما قصه سینما و سینماداری در خمین به همین جا ختم نشد. «کریم ورمزیار» که اصالتاً خمینی بود و در تهران زندگی می کرد، از رهگذر حضور مشتاقانه در پشت صحنه چند فیلم سینمایی، نمک گیر سفره سینما شد و در سال ۱۳۷۲ تصمیم گرفت در شهرش خمین مجتمعی سینمایی احداث کند. در طرح و نقشه ای که او کشیده بود، علاوه بر دو سالن سینما، دو تالار پذیرایی و پنج باب واحد تجاری هم به طور همزمان به بهره برداری می رسید تا بازگشت سرمایه بویژه بازپرداخت وام بانکی را میسر سازد.

    سال ۱۳۷۸ با حضور «سیف الله داد» معاون امور سینمایی وقت کشور، مجتمع افتتاح شد و نمایش فیلم در یکی از سالن های آن آغاز گشت. اما بر خلاف پیش بینی های قبلی، درآمد و عواید مجتمع، پاسخگوی اقساط ماهانه پنج میلیون تومانی بانکی نبود. این عارضه سود روز شمار اولیه ۱۵۰ میلیون تومانی را به میزانی رساند که برای بانک وام دهنده، چاره ای جز اتخاذ تدابیر لازم برای تملک سینما باقی نگذاشت. رفت و آمدهای مکرر مالک سینما به تهران و خمین و استمداد او از مراجع مسئول به این نتیجه انجامید که مؤسسه «سینما شهر» در ازای چهار دانگ سهم سینما، طلب بانک را یکجا پرداخت کند و مالک نیز از آن پس با پرداخت ماهانه یک میلیون تومان به آن مؤسسه به تدریج سهام خود را از مؤسسه بازستاند.

    اما فقط یک سال از این قرارداد نگدشته بود که پیمانه عمر «کریم ورمزیار» پر شد و وی در چهاردهم اسفند ۸۱ جان به جان آفرین سپرد. طبیعی بود که ورثه آن مرحوم در اداره سینما توفیق چندانی نداشته باشند و نتوانند علیرغم مساعدت خوب مؤسسه سینما شهر، گره از کار فرو بسته سینما بگشایند. دو سال بعد سینما «لاله» خمین به شهرداری سپرده شد و مدیریت سینما از طریق مزایده به اندک داوطلبان محلی سپرده شد. در دوران فعالیت سینما جز در معدود مراسم محلی، ۳۶۰ صندلی سینمای مجتمع، تماشاچیان زیادی به خود ندیدند. سینما «لاله» در اواخر دهه هشتاد تعطیل شد و مجددا در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۶ بعد از شش سال با صرف هزینه ای بالغ بر ۱۰۰ میلیون تومان از سوی موسسه سینما شهر و شهرداری خمین بازگشایی شد. در آیین افتتاح سینما شهردار خمین گفت: « سینمای لاله این شهر به دلیل فرسودگی دستگاه های پخش فیلم و ساختمان سینما به مدت ۶ سال غیر فعال بود.
    حسین پاکزاد افزود: 
    هم اینک این مکان فرهنگی به دستگاه دیجیتال پیشرفته مجهز شده و قسمت داخلی سالن نمایش نیز نوسازی و دارای امکانات پیشرفته شده است. وی بیان کرد: بخش خصوصی با همکاری ارشاد اقدام به نوسازی و تجهیز سینما کرده است که در مجموع بیش از یک میلیارد ریال برای آن هزینه شده است .
    وی گنجایش سالن نمایش سینما را ۳۷۰ نفر بیان کرد و افزود: ساخت یک سالن نمایش دیگر جنب این سالن کنونی با همین گنجایش در 
    دستور کار قرار دارد.(به نقل از خبرگزاری ها)

    سینما در دلیجان

    همت بلند نیروی مقاومت بسیج باعث شد تا سالن سینمای سوم خرداد در واپسین روزهای سال ۱۳۹۶ با ظرفیت ۴۷۰ صندلی به روی مردم دلیجان گشوده شود و این شهرستان برای اولین بار در تاریخ خود سینما را نیز به مجموعه امکانات فرهنگی شهر بیفزاید.

    سینما در تفرش

    حاصل کوشش های آقای «مولوی»برای احداث نخستین سالن سینما در تفرش به یک چهار دیواری و یک اسکلت ناقص فلزی ختم شد. بیست سال توقف پروژه سبب شد تا از نظر مدیران شهری، این بنای نیمه کاره در فهرست عوامل مخل و مزاحم در منظر شهری قرار گیرد و به تخریب آن در تیر ماه سال ۱۳۹۳ کنند؛ در روزی که «مولوی» در قید حیات نبود و مدت ها بود که به دیار ابدی کوچ کرده بود. در دهه فجر همانسال برگی دیگری در دفتر تاریخ فرهنگی تفرش رقم خورد و سالن مجتمع فرهنگی و هنری شهرستان تفرش طی مراسمی به کابری سینمایی هم ارتقا یافت تا نمایش دهنده آثار روز سینمای ایران در آن شهرستان گردد. مجتمع پروفسور حسابی تفرش با ظرفیت ۳۰۹ صندلی از آن روز تا امروز پذیرای علاقمندان به سینماست و بی وقفه چراغش را روشن نگه داشته است.

 

تشکل های سینمایی

سینمای آماتور

در اصطلاح به سینمایی که نظر به گیشه و بازگشت سرمایه نداشته و عوامل حرفه ای در تهیه و پخش آن نقشی ندارند ، همچنین با ابزارهای غیرحرفه ای تولید می گردند وبرای سازنده بیشتر جنبه تجربه و آشنایی با بیان سینما را دارد، سینمای آماتور می گویند. در سی سال گذشته ، نهادهایی تولیت سینمای آماتور در ایران را برعهده داشته اند.:

سینمای آزاد

" در مهرماه ۱۳۴۸ در کودکستان کاخ کودک تهران ، جمعیتی در حدود سی نفر ، گرد هم آمدند و با نمایش چند فیلم کوتاه ، نخستین جلسه نمایش فیلم سینمای آزاد را بنیان نهادند . " [ تاریخ سینمای ایران – سینمای آماتور ، ص ۳۸۵ ] این گروه ، بعدها با پیوستن علاقه مندان برنامه های خود را در آمفی تئاتر مدرسه عالی تلویزیون و سینما ( دانشکده صدا و سیمای فعلی ) به اجرا درآورد . سینما آزاد بزودی به صورت جایگاهی برای جلب جوانان علاقه مندان درمی آید و با بالا رفتن تعداد اعضا، شهرستان های اهواز، اراک و اردبیل، زیر پوشش سینمای آزاد قرار می گیرند.

" سینمای آزاد از سال ۱۳۵۰ از حمایت تلویزیون ملی ایران ، برخوردار شد و به آن وابستگی پیدا کرد. تهیه فیلم خام برای فیلم سازان، اجاره مکان برای دفتر سینما آزاد تهران و در اختیار گذاشتن یک برنامه نیم ساعته تلویزیونی به نام سینمای آزاد که هر هفته از شبکه سراسری پخش می شد، از جمله کمک های تلویزیون بود . با بالا گرفتن کار سینمای آزاد، مراکزی در شهرستان ها برپا می کند ." [ مهرابی ، تاریخ سینمای ایران از آغاز تا سال ۱۳۵۷ ، ص۳۸۶ ]

سال ۱۳۵۲ شمسی پس از تشکیل اولین دفاتر سینمای آزاد در چند شهر بزرگ کشور، دفتر سینمای آماتور اراک نیز با سرپرستی «محمدرضا رایی» در یکی از کوچه های خیابان دکتر حسابی گشایش می یابد. قطعاً حمایت تلویزیون ملی ایران از سینمای آزاد گسترش شعبات آن را در شهرهای دیگر کشور امکان پذیر ساخته بود.

تا سال ۱۳۵۸ که تشکیلات مشابهی زیر نظر اداره فرهنگ و هنر اراک تشکیل می گردد ، سینما آزاد اراک به مدت پنج سال پذیرای علاقه مندان به فیلم سازی بوده است . در دفاتر سینما آزاد ، آموزش و یادگیری اصول فیلم سازی، بیشتر از طریق تجربه اندوزی و کار عملی مورد توجه قرار می گرفت و این تشکیلاکمتر به برگزاری دوره های رسمی آموزشی فیلم سازی اهتمام می ورزید.

در میان فیلم سازان و هنرجویان سینمای آزاد اراک در سال های فعالیت آن ( ۵۸ – 52 )، محمدرضا رایی، جمشید آهنگرانی، حسین امیدیانی، احمد شکاری، عباس مؤدب، بهزاد فتحی، محمد حسن زاده و محسن شاه محمدی بیش از سایرین موفق به تولید فیلم هشت میلیمتری شدند. از جمله آثار برجسته فیلم سازان یاد شده باید به عتیقه ساخته حسین امیدیانی اشاره کرد که در یکی از جشنواره های سراسری سینمای آزاد، موفق به دریافت دیپلم افتخار گردید. اسامی بعضی از فیلم های تولیدی سینمای آزاد اراک عبارت بودند از : پرش، مرگ لنز، پول، عشق من کبوتر، مستند مشهد میقان و عتیقه.

امکانات سینما آزاد را یک دوربین هشت میلیمتری آپارات و یک ضبط ریلی تشکیل می داد. در سال ۱۳۵۸ با تعطیل شدن دفتر مرکزی سینما آزاد در تهران و تبدیل آن به مرکز اسلامی فیلم سازی آماتور(با مدیریت نیروهای انقلابی ) به تدریج دفاتر سینمای آزاد در سایر شهرهای کشور از جمله اراک، یکی بعد از دیگری بسته شدند.

«جمشید آهنگرانی» که به دلیل ارتباط پیوسته با سرپرست سینما آزاد اراک، در جریان چگونگی اداره آن دفتر قرار داشت، می گوید : " سینما آزاد اراک در ۶ سال فعالیت اگرچه چند بار ناگزیر به تغییر مکان شد اما با همکاری صاحبان خانه ها هیچ گاه پولی را بابت کرایه دفتر به آن ها پرداخت نکرد. "

 انجمن سینمای جوان ایران

" این مرکز فیلم سازی آماتور در سال ۱۳۵۳ با بودجه و نظارت وزارت فرهنگ و هنر و با سرپرستی «بیژن مهاجر» ، مبلغ سینمای آزمایشگاهی، تشکیل شد. بنیاد نامه آن در ۱۳۵۴ از تصویب شورای عالی فرهنگ و هنر می گذرد. "  [ تاریخ سینمای ایران – سینمای آماتور ، ۳۸۸ ]

سینمای جوان به غیر از تشکیل کلاس های آموزشی، در زمینه کار با دوربین های هشت و شانزده میلیمتری ، هر از گاهی اقدام به برگزاری جشنواره های منطقه ای کرده ، مراکزی در دیگر استان های کشور دایر می کند . این مرکز ، خط مشی خود را بر مضامینی همچون نوروز ، چهارشنبه سوری و عرضه آثاری بر اساس جشن طوس، قرار داده بود.

«عبدالله باکیده» فیلم ساز دفاع مقدس و از بنیان گذاران سینمای آزاد در همدان، یکی از انگیزه های تأسیس سینمای جوان را توسط رژیم شاه، مقابله با فضای فکری حاکم بر تولیدات سینمای آزاد می پندارد و می گوید : " رژیم گذشته دوست داشت علاقه مندان به سینمای آماتور، همچون یک بازی فوتبال و فقط برای سرگرمی، به فیلم و فیلم سازی بپردازند؛ اما چند فیلم خوبی که عرضه شد، او را متوجه کرد که این چنین نیست . از این رو سعی کرد فیلم سازان را زیر چتر اقتصادی خود قرار دهد. هیچکدام از این لطایف الحیل فیلم سازان آگاه را از راه خود منحرف نمی کند. در آخر فقط یک حربه باقی می ماند و آن هم کنترل مضامین فیلم ها ، قبل از ساخته شدن است . این حربه نیز مؤثر واقع نمی شود . از این رو به فکر ایجاد سینمای جوان در تقابل با سینما آزاد ، می افتند . سینمای جوان به وجود می آید ، با یک فرمول فیلم سازی از پیش تعیین شده . " [ تاریخ سینمای ایران – سینمای آماتور، ۳۸۵ ]

اداره فرهنگ و هنر اراک در سال ۱۳۵۶ با گشایش دفتر انجمن سینمای جوان اراک، «پرویز اشتری» فارغ التحصیل مدرسه عالی سینما و تلویزیون را به سرپرستی آن می گمارد. دفتر انجمن در اراک به خلاف مشی سینمای آزاد و در رقابت با دوره های رسمی، آموزش عکاسی و فیلم سازی را به مرتب برگزار کرده و در صدد جلب جوانان علاقه مند برمی آید. برخورداری از حمایت اداره مذکور در مجموع، توانمندی مطلوب تر انجمن را در مقایسه با سینمای آزاد اراک، باعث می شد. متاسفانه از تولیدات این انجمن نام و اثری یافت نگردید.

در سال ۱۳۶۰ خانه های فرهنگ اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، به دلیل نفوذ عناصری از گروه های سیاسی اپوزسیون تعطیل شدند و در ادامه به کار دفتر انجمن سینمای جوان اراک هم خاتمه داده شد.

انجمن سینمای جوانان ایران در اراک

این انجمن که تشابه اسمی تامی با آخرین تشکیلات فیلم سازی آماتور در کشور داشت ؛ از آبان ۱۳۶۵ در محل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان( واقع در خیابان شیخ فضل الله نوری) کار خود را با جذب ۲۰ هنرجو در رشته عکاسی و فیلم سازی آغاز نمود و از سال ۶۶ با پایان یافتن اولین دوره آموزشی، تولیدات خود را در زمینه عکس و فیلم به تدریج ارائه داد.

 انجمن سینمای جوانان دفتر اراک، در طول بیست سال فعالیت خود قریب به ۱۰۰۰ هنرجوی دختر و پسر را تحت آموزش قرار داده است و هم اینک دهها نفر از هنرجویان فعال آن در دانشکده های سینمایی، هنری، مراکز تلویزیونی و عرصه سینمای حرفه ای به فیلم سازی اشتغال دارند.

سرپرستی انجمن اراک از بدو فعالیت تا کنون به عهده «سعید عبدالحمیدی» فارغ التحصیل دومین دوره مرکز اسلامی آموزش فیلم سازی بوده است. مدرسان انجمن ، محمود و محمد زنده نام ، علی اصغر داود آبادی، بهنام کیوان، حجت الله رسولی، پرویز اشتری، سعید رجبی فروتن، مصطفی سماوات، سعید شاه حسینی، محمد سلطانی، نسرین غریب، شیرین شفیعی، فاطمه یوسفی و سعید عبدالحمیدی در ۳۰ سال گذشته، آموزش درس هایی چون گزارش نویسی، فیلم نامه نویسی، کارگردانی، عکاسی، مبانی ارتباط تصویری، تدوین و فیلم برداری را برعهده داشته اند . جوانان متقاضی با پشت سر گذاشتن آزمون ورودی، در طول یک سال و در قالب دو ترم تحصیلی، دوره آموزشی را به پایان می رسانند.

آموزشگاه های آزاد سینمایی

نخستین آموزشگاه آزاد سینمایی در استان مرکزی و شهر اراک در سال ۱۳۸۴ آغاز به کار کرد. مدیر مسئول این آموزشگاه خانم «نوشین داوود آبادی» است. وی آموزش رشته های گریم و چهره پردازی را در دستور کار خود قرار داد. با توجه به اینکه معمولاً در شهرستانها تولیدات سینمایی به آثار کوتاه محدود می شود، مشخص نیست چرا رشته گریم مورد توجه موسس آموزشگاه «سیما» قرار گرفته است. در سال ۱۳۹۳ مصطفی ابراهیمی گوینده صدا و سیمای «شبکه آفتاب»(استان مرکزی)آموزشگاه گویندگی «گلبانگ» را با اخذ مجوز از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی به روی علاقمندان گشود. جمعی از فارغ التحصیلان این آموزشگاه به جمع گویندگان و بازیگران شبکه «آفتاب» افزوده شدند. در سال های ۹۴ و ۹۵ سرانجام دو آموزشگاهی که رشته های تحصیلی آنها مستقیماً به سینما ارتباط داشت، به مدیریت «مسعود سلامی» فیلمبردار حرفه ای سینمای ایران و خانم «حمیده غلامرضا» مجوز فعالیت دریافت کردند. رشته های مشترک این دو آموزشگاه عبارت بودند از: تصویر برداری، عکاسی، و تدوین. در آموزشگاه آزاد سینمایی «بیان» به مدیریت « مسعود سلامی» بنا بود رشته های اصول بازیگری، چهره پردازی و کارگردانی سینما هم تدریس شود اما متاسفانه موسس این آموزشگاه برخلاف تصور اولیه به دلیل سنگین بودن شهریه های تعیین شده نتوانست در جذب هنرجو موفق عمل کند. به همین خاطر این آموزشگاه نتوانست فعالیت خودش را بطور رسمی آغاز کند. درآموزشگاه «تصویر گران جوان» به مدیریت خانم «غلامرضا »گریم و فیلمنامه نویسی تدریس می شوند. به هنرجویان فارغ التحصیل این آموزشگاه  دیپلم هنری اهدا می شود.خانم ها «داوود آبادی» و «غلامرضا» دارای سوابق روشن حرفه ای در عرصه سینما و تلویزیون نیستند. تا پایان سال ۱۳۹۵ در هیچیک از شهرهای دیگر استان آموزشگاه ازاد سینمایی فعالیت نداشت.

شرکت های فیلمسازی

پوریا فیلم

اولین شرکت فیلم سازی در اراک در نیمه اول سال ۷۲ با عنوان «پوریا فیلم»، توسط غلامرضا رمضانی ، منوچهر شاهسوارانی  حجت الله سیفی،  قاسم الله وردی و محمود نظیری بنیان گذارده شد. انگیزه تأسیس شرکت پوریا فیلم استفاده از تسهیلات تبصره ۳ قانون بودجه برای ساخت فیلم های سینمایی بود . غلامرضا رمضانی پس از سال ها تجربه اندوزی در ساخت فیلم های کوتاه و سریال های تلویزیونی در کمین فرصتی بود که نخستین فیلم سینمایی خود را در شرایطی مناسب تجربه کند. بانک صادرات استان به استناد مصوبه کمیسیون مربوط ، مبلغ ۱۹۵ میلیون ریال را به صورت وام بانکی در اختیار شرکت پوریا فیلم برای ساخت فیلم «عبور از تله» قرار داد . ۹۰ درصد صحنه های فیلم در اراک فیلم برداری شد و پاره ای از صحنه ها که باید در دکور فیلم برداری می شد، در تهران تهیه گردید. حضور داود رشیدی هنرپیشه با سابقه سینما و تئاتر کشور، پس از سال ها برکنار بودن از صحنه سینما، در «عبور از تله»، نقطه عطفی برای این فیلم محسوب می شد. فروش متوسط فیلم و کاندید شدن آن برای کسب جایزه بهترین فیلم اول، در سیزدهمین جشنواره سراسری فیلم فجر، بضاعت رمضانی را در اولین تجربه سینمایی، نمایانگر ساخت. «پوریا فیلم»بعد از اکران عمومی فیلم با حذف و جایگزینی تعدادی از سهامداران، عملا به حالت تعطیل درآمد و «رمضانی» نیز مجدداً به تلویزیون و مجموعه سازی روی آورد.

هدا فیلم

بعد از توفیق «پوریا فیلم» در جذب اعتبارات بانکی، تنی چند از اعضای مستعفی آن با دعوت از «سیامک تقی پور» مدرس، فیلم نامه نویس و کارگردان سینما در اوایل سال ۷۳ با شعارهای جدید اعلام موجودیت کردند.

ساخت یک شهرک بزرگ سینمایی ، تهیه و تولید فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی و تربیت و آموزش فیلم سازان جوان از جمله شعارها و ادعاهای کلیدی «هدا فیلم» محسوب می گردیدند.

زمانی که طی یک برنامه رسمی معاونت اداری و مالی استانداری، در معیت مدیر کل تعاون و نماینده فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ( نگارنده )، نوک کلنگی را بر دل صخره ای در دامنه رشته کوهی کم ارتفاع، واقع در ۵ کیلومتری غرب اراک، به سختی فرود آورد، پژواک خبر و تبلیغات آغاز عملیات ساخت شرکت سینمایی هدا فیلم از دل آن کوه در شهر و کشور پیچید. عدم توجیه اقتصادی و اجتماعی طرح شهرک سینمایی، فقدان مطالعات و بررسی های کارشناسی توسط دستگاه های ذیربط ( معاونت سینمایی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ) و بی تجربگی و نا آشنا بودن مدیران شرکت فوق، قرائن روشنی بود که ساخت شهرک سینمایی را به افسانه ای غیر قابل باور شبیه می کرد. «هدا فیلم» پس از صرف سرمایه ای قابل توجه در تسطیح صخره سنگ ها ، به مرور با فشار مالی شدیدی روبه رو شد و عملاً  ورشکسته شد.

حوزه هنری اراک

این حوزه سال پس از تأسیس در سال ۱۳۷۰، قلمرو فعالیت های خود را به فیلم و از آن مهمتر فیلمسازی گسترش داد. هسته اولیه واحد فیلم حوزه را اعضای قدیمی تر انجمن سینمای جوانان ایران در سال ۸۵ شکل دادند. جلسات نقد وبررسی، نمایش فیلم، کلاسهای آموزشی و اتفاق خوشایندی همچون حمایت از تولید فیلم های کوتاه از جمله کارهای ارزشمند این نهاد محسوب می شود.

حوزه هنری در طول سالهای فعالیت خود، موفق به تولید آثاری با نام های دوربین مخفی، نه مثل همیشه، کواک، ایستگاه صلواتی، ایستگاه اول، منظر و … شده است. در میان فیلم سازان همکار حوزه نام سعید شاه حسینی، مراد نظری و لیلا ابراهیمی فخار به چشم می خورد.

بودجه محدود واحد فیلم در سال های نخست راه اندازی، باعث شده است تا استقبال از بخش فیلم های ۱۰۰ ثانیه ای جشنواره های ملی و تولید آثاری از این دست در صدر توجهات آن قرار گیرد.

فیلم سازانی از سه نسل

محسن شاه محمدی ، جمشید آهنگرانی و محمد حسن زاده از نسل اول فیلم سازان سینمای آزاد اراک، در تلویزیون و سینما باقی مانده اند. شاه محمدی پس از ساخت فیلم کوتاه پالیز در سال ۱۳۶۵ بیشتر در ساخت و تولید سریال های تلویزیونی چون آیینه عبرت، همه وصیت من و شلیک نهایی با گروه اجتماعی شبکه اول سیما همکاری داشته است.

جمشید آهنگرانی در سال ۱۳۶۷ ، شب غربیه را به مدت ۴۵ دقیقه ساخت و بعد از آن در طراحی صحنه فیلم های سینمایی ، از جمله سریال تلویزیونی «کارآگاه» به کسب تجربیاتی دست زد و در پاییز ۷۵ نخستین محصول سینمایی خود را با عنوان «بوکسور» به اکران عمومی گذاشت.

حسن زاده نیز در دهه شصت فیلم سینمایی «گودال» را ساخت.

در بین فیلم سازان نسل دوم و عضو انجمن سینمای جوان ایران وابسته به فرهنگ و هنر اراک ، «غلامرضا رمضانی» بیش از دیگران درخشیده است. او از سال ۱۳۶۴ ، نویسندگی و کارگردانی چند فیلم کوتاه و داستانی و سریال تلویزیونی را در گروه کودک و " فیلم و سریال و تئاتر " شبکه اول سیما برعهده داشته است که در میان آنها دست من ، شاهدان کوچک ، بهاران در بهار و آن شب در قطار ، قابل اشاره هستند . رمضانی نخستین داستان بلند سینمایی خود را زمستان ۷۲ در اراک مقابل دوربین برد و یک سال بعد آن را به اکران عمومی درآورد. تازه ترین فیلم سینمایی «غلامرضا رمضانی» «فرار از اردو» بود که آبان ۹۵ در سینماهای کشور اکران شد و به دلیل ساختار تلویزیونی موفقیتی کسب نکرد.

 در بین فیلم سازان نسل سوم، محمود زنده نام، سعید شاه حسینی، جعفر میراشرفی، عباس شیر محمدی، عباس چگینی، سامان سالور، پناه برخدا رضایی، علیرضا فرحی، رضا مهدوی هزاوه، مجتبی خشکدامن، مجید نظیری آستانه و شمس الله دایی زاده به فیلم سازی و برنامه سازی در سینما و شبکه های سراسری و استانی سیما ادامه دادند و تجارب و موفقیت های بیشتری کسب کرده اند.

تولید فیلم های ۱۶ میلیمتری در اراک

نخستین تجربه در کادر ۱۶ میلیمتری ، توسط محمود زنده نام مربی انجمن سینمای جوانان ایران دفتر اراک و فارغ التحصیل دانشکده صدا و سیما ( گرایش کارگردانی ) با فیلم داستانی قاصدک در سال ۶۶ صورت گرفت. فیلم نامه اثر را محمود اربابی و کارگردان بر اساس قصه ای با همین عنوان نوشته محمد مهدی رسولی نوشته بود.

 یک سال بعد ، زنده نام فیلم مستند – گزارشی آینده روشن را با نگاهی به وضعیت نگهداری کودکان در مهدهای کودک جلوی دوربین برد.

رامین فراهانی، دیگر هنرجوی انجمن در تابستان ۷۲ فیلم کوتاه موهبت زمین را ساخت و در پاییز ۷۳ سعید شاه حسینی امید را کلید زد . فراهانی و شاه حسینی فیلم های یادشده را به عنوان رساله های عملی خود برای دریافت دانش نامه لیسانس در رشته سینما از مجتمع دانشگاهی هنر با سرمایه گذاری مشترک آن مجتمع و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و همکاری مؤثر دفتر انجمن سینمای جوان در اراک آماده پخش نمودند.

جشنواره ها و مجامع سینمایی در استان مرکزی

سابقه برگزاری نخستین جشنواره رسمی و معتبر فیلم ، به بهمن ماه ۱۳۶۵ برمی گردد . در آن سال طبق تصمیم مسئولین سینمایی کشور، همزمان با برگزاری فستیوال فیلم فجر در چند مرکز استان ، فیلم های بخش های مختلف جشنواره به نمایش گذاشته شدند . از نکات قابل توجه این فستیوال ، ناامن بودن آسمان شهر اراک به خاطر تجاوزات مکرر هواپیماهای عراقی بود . اما علی رغم بمباران چندین نقطه از شهر و شهید و زخمی شدن تعدادی از شهروندان ، سینما فرهنگ کار نمایش فیلم های جشنواره فجر را با حضور علاقه مندان ادامه داد. در سال ۱۳۹۵ پیرو سیاست و برنامه ریزی صورت گرفته از سوی سازمان امور سینمایی، سی استان کشور بطور همزمان نمایش دهنده منتخبی از فیلم های جشنوراه فیلم فجر شدند. در اراک سینما عصر جدید به خاطر امکانات رفاهی بهتر در مقایسه با سینما فرهنگ، میزبان جشنواره در سالن اصلی خود شد و از چهاردهم تا بیست و یکم بهمن ماه ۱۶ فیلم جشنواره رابرای تماشاگران به نمایش گذاشت. علاقمندان قبال از اغاز رسمی نمایش فیلم ها می توانستند از سایت www.ticket.cinogram.com اقدام به خرید اینترنتی بلطی کنند. فیلم های به نمایش در آمده در اراک عبارتند بودند از: سد معبر(محسن قرایی)، به کارگر ساده نیازمندیم(منوچهر هادی)، رگ خواب(حمید نعمت الله)، مادری(فاطمه قیدی)، سهیلا شماره ۱۷(محمود غفاری)، ایتالیا ایتالیا( کاوه صباغ زاده)، رهایی از بهشت(علی نوری اسکویی)، دریاچه ماهی(مریم دوستی)، اتمسفر(مهدی جعفری)، خفه گی(فریدون جیرانی)، اشنوگل(هادی حاجتمند)، ۲۱ روز بعد(محمد رضا خردمندان)، آباجان (هاتف علیمردانی)،، ماجان(رحمان سیفی آزاد) پشت دیوار سکوت(مسعود جعفری جوزانی) و زیر سقف دودی(پوران درخشنده)

در روزهای نمایش فیلم های جشنواره فجر در اراک روزنامه «عطر یاس»در تاریخ شنبه ۱۶ بهمن این یادداشت را به قلم نگارنده پیرامون جشنواره منتشرکرد: «یافتن پاسخ این سوال که چرا عکس سینماگرانی مثل «ده نمکی» و «علی حاتمی» در پوستر جشنواره فیلم فجر در اراک در کنار دو سینماگر اصالتاً اراکی و ساوه ای نشسته است، اهمیتی ندارد.! نبودن تصویر کارگردانان اراکی دیگری مثل «واروژ کریم مسیحی»، «جمشید آهنگرانی» و «منیژه حکمت» در پوستر نباید زیاد به چشم بیاید.! چرا؟ برای اینکه ما در تمام سال های سپری شده برای این نام آوران آیین تکریم و بزرگداشتی برگزار نکرده ایم، سهل است حتی حالی ازشان نپرسیده ایم. گیرم پوستر تمام قدی هم برایشان نزنیم، آب از آب تکان نمی خورد. کسی از ما توقعی ندارد پس رنجش و دلخوری هم پیش نمی آید.

در روزهای برگزاری نمایش تعدادی از فیلم های سی و پنجمین جشنواره فیلم در اراک، آنچه اهمیت دارد، شور و نشاطی است که از رهگذر این اقدام ارزشمند در شهر ایجاد شده و موجبات مسرت و انبساط خاطر فرهنگ دوستان را فراهم کرده است. خوشبختانه امسال استثنائاً با تدبیر دولت یازدهم کسی منتظر همراهی و معاضدت مراجع استانی نشد تا بخشی از هزینه های مالی مترتبه را تامین کنند. سازمان سینمایی همزمان با تهران سی مرکز استان را درگیر نمایش منتخبی از فیلم های جشنواره کرد تا به نوعی عدالت همگانی تعمیم یاید و استان های برخوردار و محروم به یک اندازه از خوان نعمت سینما بهره مند گردند. سال های گذشته به دلیل تنگناهای مالی موجود در استان ها، شهرهای معدودی توانستند میزبان فیلم های جشنواره فجر شوند و بسیاری از استانها از جمله مرکزی به دلیل ناتوانی در تامین اعتبار موردنیاز از برپایی این ضیافت کاملاً سینمایی بازماندند. به موجب پیش بینی های صورت گرفته، امسال سالن اصلی پردیس سینمایی عصر جدید، پذیرای تماشاگران علاقمند خواهد بود و ارشاد اراک به رغم برخورداری از سالن مجهز و نسبتاً بزرگ «ستارگان»، ترجیح داد عوائد مالی این حرکت فرهنگی نصیب سینمایی گردد که مالکیت آن خصوصی است. به همین خاطر مدیریت سینما «عصر جدید» فرصت دارد تا برای کسانی که برای نخستین بار پا به این مجتمع می گذارند، ساعات خاطره آفرینی را رقم بزند و با برخورد شایسته آغوش خود را به روی تماشاگران بگشاید.

رسم بر این بوده و هست که استان های میزبان فیلم های فجر، به فراخور امکانات و توانایی های خود، برنامه های جنبی مناسبی را برای تماشگران و سینماگران بومی تدارک ببینند. به عنوان مثال در ایام برگزاری جشنواره و یا در اختتامیه آن می توان، با دعوت از سینماگرانی که در صدر این یادداشت نامی از آنها به میان آمد، قصور سال های گذشته را جبران کرد و پل علائق مشترک با آنها را تحکیم کرد و یا مدیران و کارکنان سینماهای استان را مورد تقدیر قرار داد و برداشته شدن موانع موجود در مسیر بازسازی هر چه سریعتر سینمای قدیمی «فرهنگ» را تا قبل از تعطیلی همیشگی آن، مورد تاکید قرار داد.»

نمایش منتخبی از فیلم های جشنواره فیلم فجر در دوره سی و ششم نیز در سینما عصر جدید اراک در طی روزهای سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از ۱۴ تا ۲۲ بهمن ۹۶ تکرار شد و این باره قرعه به نام ۱۳ فیلم بخش مسابقه به شرح زیر افتاد.:

سرو زیر آب، تنگه ابوغریب، امپراطور جهنم، فیلشاه، کامیون، جشن دلتنگی، لاتاری، هایلایت، عرق سرد، مصادره، شعله ور، اتاق تاریک، عرق سرد

 

در سال ۱۳۷۳ اراک میزبان سومین جشنواره منطقه ای سینمای جوان با حضور استان های تهران، قم، کرج، کهکیلویه و بویر احمد، چهار محال و بختیاری و فارس بود. در این جشنواره «شمس اله دایی زاده» سازنده فیلم «برپا» برنده جایزه بهترین تدوین شد. در این جشنواره فیلم های هنرجویان اراکی مجموعاً نامزد چهار جشنواره شدند.  در سال های ۷۱ تا ۷۲ ، همزمان با هفته دولت و دهه فجر انقلاب اسلامی از سوی امور سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، با همکاری انجمن سینمای جوانان اراک هفته فیلم های ایرانی و خارجی برگزار گردید و در دهه فجر سال ۷۲ همزمان مسابقه نقد نویسی درباره فیلم های به نمایش درآمده نیز برگزار شد.

در زمستان سال ۶۷، جهاد دانشگاهی دانشگاه تربیت معلم اراک با دعوت از حجت الله سیفی آثار وی رادر سینما شهر صنعتی نمایش داد. با برگزاری دو جشنواره فیلم موضوعی در خوزستان و کردستان در اسفند ۷۴ و تیر ماه ۷۵ ، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مراتب آمادگی خود را برای برپایی جشنواره استانی فیلم به معاونت سینمایی اعلام نمود؛ اما پاسخی را دریافت نکرد. همچنین پس از دو سال پیگیری برنامه ریزی و بررسی کارشناسی اولین جشنواره نماز و نیایش به روایت دوربین در دو بخش فیلم و عکس، توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و دفتر مرکزی انجمن سینمای جوانان ایران با مساعدت ستاد اقامه نماز و معاونت امور سینمایی و سمعی – بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اسفند سال ۷۵ و بهار سال ۷۶ برگزار شد. محلات دیگر شهر استان مرکزی در سال ۱۳۸۲ میزبان اولین جشنواره فیلم وعکس منطقه چهار سینمای جوان شد. در این جشنواره هنرجویان استان های قم، مرکزی، اصفهان و چهار محال و بختیاری شرکت داشتند که سهم هنرجویان اراکی از جوایز این دوره پنج لوح افتخار به هنرجویان عکاس اراکی بود.

همچنین پنجاهمین جشنواره منطقه ای سینمای جوان از دوم تا پنجم شهریور ماه ۱۳۹۳ در اراک با حضور ۸ استان (فارس، مازندران، کردستان، آذربایجان غربی، زنجان، هرمزگان، گیلان و مرکزی) سه بخش مسابقه فیلم کوتاه، فیلمنامه و عکس برگزار شد. در آیین اختتامیه این جشنواره برندگان به شرح زیر انتخاب و معرفی شدند:

در بخش پژوهش فیلم مستند تندیس جشنواره و مبلغ ۲۰ میلون ریال به سیما ابراهیمی و حمیدرضا افرحی عراقی محققین فیلم ذلف آباد، دیار خاموش از اراک تعلق گرفت.

در بخش استعداد جوان تندیس جشنواره و مبلغ ۱۵ میلیون ریال به داریوش رضایی برای فیلم مستند" دیواری از جنس رنگین کمان" از ساوه تعلق گرفت.

تقدیر هیئت داوران نیز به محمدعلی یزدان پرست کارگردان فیلم مستند " همه آنچه من دارم" از اراک با مبلغ یک میلیون ریال برای هریک صورت گرفت.

در بخش فیلمنامه نیز ضمن تقدیر از آقای سعیدآهنگران مقدم برای فیلمنامه " درجه" از اراک و در بخش اقتباسی ساجده قدیری برای فیلمنامه انیمیشن " چرخه سیاه" از اراک و محمدرضا مرادی برای فیلمنامه های " اسبها به گوش می ایستند" و " یک کولاژ ساده، جنگ یا هرچیز که تودوستش داری…" از اراک، تعلق گرفت.

 

 جشنواره فیلم رشد

این جشنواره نخستین بار در سال ۱۳۴۲ به همت اداره فعالیت های سمعی و بصری وزارت آموزش و پرورش با نام "فستیوال فیلم های آموزنده" به عنوان نخستین جشنواره فیلم آغاز به کار کرد و ۱۴ دوره را نیز پشت سر نهاد. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و چند دوره وقفه، این جشنواره در سال ۱۳۶۴ پانزدهمین دوره خود را با شکلی جدید و به مناسبت هفته معلم در سالروز شهادت استاد مطهری، از ۱۲ تا ۱۹ اردیبهشت در موزه هنرهای معاصر برگزار کرد.

نام جشنواره از بیستمین دوره به "جشنواره بین المللی فیلم های آموزشی و تربیتی رشد" تغییر یافت. همچنین این جشنواره منحصراً تا دوره بیست و چهارم در تهران برگزار می گردید؛ اما از دوره بیست و چهارم، علاوه بر تهران در دو استان مازندران (ساری) و سیستان و بلوچستان (زاهدان) به صورت همزمان برگزار گردید و از دوره بیست و پنجم شکل گسترده تری به خود گرفت و بر حسب ضرورت، در مراکز استان ها و شهرستان های محروم نیز برگزار گردید.

استان مرکزی در دوره های بیست و هشتم (سال ۱۳۷۸)، سی ام (سال ۱۳۸۰) و سی و دوم (سال ۱۳۸۱)، یکی از مراکز برگزار کننده جشنواره فیلم رشد بود. در دوره های اخیر این جشنواره، فیلم های معلمان فیلم ساز و دانش آموزان فیلم ساز در بخش های مستقل مورد ارزیابی و داوری قرار می گیرند.

 جشنواره های سینمای جوان

جشنواره های استانی فیلم و عکس سینمای جوان در سال های ۶۷ تا ۶۹ در مراکز استان های کشور برگزار گردید و پس از برگزاری سه دوره از جشنواره های یاد شده به منظور توجه به کیفیت و پرهیز از هزینه های غیرضروری، دفتر مرکزی انجمن، تنها اهتمام به برگزاری جشنواره های منطقه ای و سراسری را در تقویم سینمایی خود، حفظ کرد.

 انجمن دفتر اراک در اولین جشنواره سینمای جوان منطقه ی پنج کشور در آذر ۷۱، چهار جایزه و دیپلم افتخار در بخش عکس و سه جایزه و دیپلم افتخار، در بخش فیلم احراز نمود.

در دومین جشنواره سینمای جوان منطقه ی چهار کشور ، ( آذر ۷۲ ) سه جایزه و دیپلم افتخار در بخش عکس و در سومین جشنواره سینمای جوان منطقه ی چهار کشور که در اراک ( آذر ۷۳ ) برگزار شد، سه جایزه و دیپلم افتخار را در بخش فیلم تصاحب کرد. استان های شرکت کننده در منطقه یاد شده اصفهان، چهار محال و بختیاری، کهکیلویه و بویراحمد، فارس، مرکزی و شهرهای قم و کرج بودند.

سابقه حضور تولیدات و تجربه های عکاسان و فیلم سازان انجمن سینمای جوان دفتر  اراک در جشنواره های سراسری سینمای جوان به ششمین جشنواره سراسری سینمای جوانان در فروردین ۱۳۶۷ در تهران باز می گردد. پرافتخارترین سال های شرکت انجمن اراک در این جشنواره ها به نهمین و یازدهمین دوره مربوط می شود.

فیلم سایه دیروز ساخته سعید شاه حسینی، برگ بلورین و یادواره افتخار بهترین فیلم نامه، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم داستانی و جایزه ویژه هیأت داوران، برای بازیگری را در نهمین دوره از آن خود کرد و فیلم دست های او ساخته فاطمه یوسفی به عنوان بهترین تجربه اول در یازدهمین دوره معرفی گردید. افتخارات و جوایز فیلم سازان انجمن در بخش جداگانه ای به تفصیل آورده خواهد شد.

شایان ذکر است که به دلیل فعال نبودن بخش خصوصی استان در کار فیلم سازی و عدم همراهی و حمایت شبکه استانی سیما از فیلم سازان جوان، متاسفانه آنگونه که باید امکان پیشرفت و تجربه اندوزی ، از اکثر فارغ التحصیلان انجمن ( حدود ۱۰۰۰ نفر ) سلب گردیده است و تنها درصدی از آنان در تهران به حرفه سینما اشتغال دارند.

قبل از آنکه بحث سینمای آماتور را به پایان بریم، بی مناسبت نیست که به یک اتفاق جالب در همین رابطه نیز اشاره شود.

در سال ۱۳۶۷ فیلم هشت میلیمتری بازگشت ساخته داود قناتی که با سرمایه شخصی نامبرده و کمک امور سینمایی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به تقلید از سینمای حرفه ای ساخته شده بود ، به درخواست فیلم ساز و دستور مسئولان وقت ، قبل از فیلم ناخدا خورشید در سینما فرهنگ اراک به نمایش عمومی گذاشته شد ! فیلم ساز با قرار دادن آپارات هشت میلیمتری در لبه بالکن سینما در عین تعجب تماشاچیان، سیاه مشق خود را به رخ آنها کشید و عکس های سیاه و سفید چاپ شده از صحنه های مختلف فیلم را در پشت شیشه یکی از درب های سالن سینما برای جلب رهگذران و لابد تشویق تماشاچیان برای خرید یک بلیط برای تماشای دو فیلم چسبانده بود!

هفته های فیلم و عکس

در غیاب جشنواره های استانی و منطقه ای سینمای جوان که چند سالی برگزاری آنها از دستور کار انجمن خارج شد، دفاتر انجمن به منظور نمایش آثار هنرجویان و تشویق و ترغیب آنها مبادرت به برگزاری هفته های فیلم و عکس نمودند. دفتر انجمن اراک در حدفاصل سالهای ۶۷ تا ۹۶ موفق به برگزاری ۱۰ هفته فیلم و عکس با برنامه های جنبی و متنوع به شرح زیر شد:

اولین هفته فیلم و عکس انجمن سینمای جوان اراک ۴ – 10 شهریور ۱۳۶۷ / اراک ( شهر صنعتی )

دومین هفته فیلم و عکس انجمن سینمای جوان اراک ۲- ۶ اسفند ۱۳۷۴ / اراک ( خانه جوان )

سومین هفته فیلم و عکس انجمن سینمای جوان اراک ۱۵ – 19 آبان ۱۳۷۸ / اراک ( فرهنگسرای آیینه )

چهارمین هفته فیلم و عکس انجمن سینمای جوان اراک ۱۳ – 17 اسفند ۱۳۷۹ / اراک ( فرهنگسرای آیینه )

پنجمین هفته فیلم وعکس انجمن سینمای جوان اراک ۱۳ – 17 اسفند ۱۳۸۰ / اراک ( فرهنگسرای آیینه )

ششمین هفته فیلم و عکس انجمن سینمای جوان اراک ۱ – 5 مرداد ۱۳۸۴ / اراک ( فرهنگسرای آیینه )

هفتمین هفته فیلم و عکس  20-24 آبان ۱۳۸۵/اراک (فرهنگسرای آیینه)

هشتمین دوره ۱۹-۲۲خرداد ۱۳۹۳/اراک (فرهنگسرای آیینه)

نهمین دوره در سی امین سالگرد تاسیس انجمن در اراک ۹-۱۲ ابانماه /اراک(فرهنگسرای آیینه)

دهمین دوره از ۴ تا ۸ آذر ۱۳۹۶(فرهنگسری آیینه)

ادبیات سینمایی

اگر ادبیات سینمایی را به فرآورده های مکتوب مربوط به هنر سینما تعمیم دهیم ، در جستجوی یافتن منابع مکتوب به نمونه اعلاناتی از نمایش فیلم های صامت و ناطق در اولین سینمای اراک ، موسوم به سینما برق در اوایل دهه دوم قرن حاضر ، اطلاعیه های مربوط به افتتاح و بازگشایی سینماهای اراک ، تبلیغ فیلم های تولید شده در اراک، درج آگهی در مطبوعات محلی و نقد فیلم های روی پرده در چند شماره از روزنامه موسوم به نامه ی عراق ( اراک ) ، هفته نامه نوید ، بولتن و نشریات داخلی مربوط به جشنواره های استانی و منطقه ای فیلم و عکس در اراک و جدول راهنمای برگزاری هفته های فیلم ، برخواهیم خورد که خوشبختانه بخش عمده ای از آنان در جراید مورد اشاره و آرشیو دفتر انجمن سینمای جوانان اراک ، مضبوط است .

در دو شماره از هفته نامه محلی نوید در سال ۷۲ ، فیلم نامه کوتاهی از محسن تاج آباد ، توسط نگارنده این مقاله مورد نقد قرار گرفت و در همان سال ، فیلم نامه کوتاه بچه های سر نبش به قلم نگارنده ، در همان نشریه به چاپ رسید.

همچنین در دوازدهمین جشنواره سراسری فیلم و عکس سینمای جوان که در فروردین ماه ۱۳۷۴، در فرهنگسرای بهمن تهران برگزار شد ، نشریه روزانه این جشنواره با حجم حداقل ۸ و حداکثر ۱۲ صفحه، به صورت دو رنگ، حاوی آخرین اخبار و گزارش ها از جشنواره و مقالات و مطالب تخصصی با سردبیری نگارنده و مدیریت هنری بهنام کیوان، از مدرسین انجمن سینمای جوان اراک، انتشار یافت.

در نخستین شماره ی فصل نامه تحقیقاتی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی – موسوم به راه دانش – مقاله ای با عنوان تاریخچه سینما در اراک به قلم مرید میرقائد به چاپ رسید. سعید رجبی فروتن ( نگارنده ) کار این نویسنده را در شماره ۶- ۵ راه دانش با انتشار مقاله ای تحت عنوان در روشنای فانوس خیال ( کند و کاو در هنر – صنعت سینمای اراک ) تکمیل کرد. بخش عمده ای از این دو مقاله در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته است.

در حال حاضر با توجه به انتشار  هفته نامه ها و دو روزنامه در سطح استان،  به تناوب مطالب سینمایی محدود به اخبار رسمی منتشره از ادارات و نهادهای فرهنگی و نقد فیلم های روی پرده سینماهای اراک درج میگردد.

در روز ۲۱ شهریور ۱۳۹۵ از کتاب «سینما دنیای اراک» تالیف «یوسف نیکفام» پزوهشگر اراکی در محل سینما فرهنگ(دنیای سابق) رونمایی به عمل آمد. در این کتاب ۱۹۵ صفحه ای علاوه بر گفتگو با احسان بیات مدیر قدیمی این سینما و انتشار خاطرات و یادداشت های جمعی از سینماگران و چهره های فرهنگی اراک در باره سینما دنیا، عکس ها و اسنادی از این سینمای قدیمی اراک به چاپ رسیده است.

افتخارات

حضور فیلم های تولیدی انجمن سینمای جوانان ایران – دفتر اراک در جشنواره های بین المللی خارج از کشور و موفقیت های به دست آمده در این بخش متذکر می شویم که کلیه فیلم های کوتاه تولید شده در طول سال ، توسط هیاتی در ستاد مرکزی انجمن سینمای جوانان ایران مورد ارزیابی و انتخاب قرار می گیرند و سپس توسط واحد امور بین الملل انجمن سینمای جوانان ایران در جشنواره های بین المللی شرکت داده می شوند . لذا هر انتخابی در مرحله اول ، خود یک موفقیت به حساب آمده و کسب مقام و امتیاز در اینگونه جشنواره ها موفقیتی مضاعف برای فیلم ساز و دست اندرکاران فیلم و مربیان و مسئولان انجمن بوده و باعث افتخار و مباهات شهر، استان و کشور می باشد .

ردیف    نام جشنواره       سال شرکت       نام فیلم                کارگردان            نتایج

۱              لیسبون / پرتغال              1991 آنچه بود ،آنچه نبود        احمد رضا نورایی             افتخار حضور

۲              مونترال / کانادا ۱۹۹۱ آنچه بود ،آنچه نبود        احمد رضا نورایی             کسب دیپلم سومین فیلمنامه مناسب

۳              دویسبرگ / آلمان           1992 سایه دیروز         سعید شاه حسینی          کسب دیپلم افتخار جشنواره

۴              هامبورگ / آلمان             1992 سایه دیروز         سعید شاه حسینی          افتخار حضور

۵              یونیکا / ایتالیا    1992 درس مادر          شمس الله دایی زاده      کسب دیپلم افتخار نمایش ویژه جشنواره

۶              یونیکا / ایتالیا    1992 سه چهارم           سعید شاه حسینی          افتخار حضور

۷              یونیکا / آرژانتین               1993 زنجیره  شمس الله دایی زاده      افتخار حضور

۸              امیپس / آرژانتین             1993 مثل گلهای قالی              سعید شاه حسینی          افتخار حضور

۹              واترلو / فرانسه   1993 آن دوردستها     شمس الله دایی زاده      کسب جایزه ویژه هیات داوران

۱۰           دویسبرگ / آلمان           1994 درس مادر          شمس الله دایی زاده      کسب جایزه مدال نقره جشنواره

۱۱           هامبورگ / آلمان             1994 دستهای او          فاطمه یوسفی   کسب جایزه بهترین فیلم ملی جشنواره گلدن کمرا

۱۲           بلژیک   1994 دستهای او فاطمه یوسفی           افتخار حضور

حضور تولیدات انجمن سینمای جوانان ایران – دفتر اراک ، در جشنواره های داخلی و موفقیت های به دست آمده

جشنواره های سراسری

فروردین ۱۳۶۷ – ششمین جشنواره سراسری سینمای جوان – تهران

بخش عکس : جایزه و یادواره افتخار به تک عکس هنرجو سعید مرندی از اراک تعلق گرفت . ( در بخش عکاسان نوجوان زیر۱۷ سال )

فروردین ۱۳۶۸ – هفتمین جشنواره سراسری سینمای جوان – تهران

بخش عکس : لوح تقدیر به مجموعه عکس های علی اصغر داود آبادی فراهانی ، مدرس انجمن اراک .

بخش فیلم : جایزه ویژه هیات داوران به احمد رضا نورایی ، به خاطر فیلم آنچه بود، آنچه نبود .

فروردین ۱۳۷۰ – نهمین جشنواره سراسری سینمای جوان – تهران

بخش عکس : برگ بلورین و یادواره افتخار به تک عکس سعید عبدالحمیدی ، سرپرست و مدرس انجمن سینمای جوانان اراک

بخش فیلم : برگ بلورین و یادواره افتخار بهترین فیلمنامه

برگ بلورین و یادواره افتخار بهترین کارگردانی

برگ بلورین و یادواره افتخار بهترین فیلم داستانی به سعید شاه حسینی، به خاطر فیلم سایه دیروز

جایزه ویژه هیات داوران به مرضیه شاه حسینی، به خاطر بازی در فیلم سایه دیروز ، از اراک تعلق گرفت .

در این سال و در نهمین جشنواره سراسری سینمای جوان دفتر اراک ، از میان ۴۸ دفتر در سطح کشور به عنوان دفتر نمونه کشور ، اعلام و هدایایی از سوی معاونت سینمایی و مدیر عامل انجمن سینمای جوانان ایران به سرپرست دفتر ، سعید عبدالحمیدی ، اهدا گردید .

آبان ۱۳۷۱ – اولین جشنواره سراسری فیلم های یک دقیقه ای کشور – قم

تندیس جشنواره و دیپلم افتخار به هنرجو شمس الله دایی زاده به خاطر فیلم یک دقیقه ای زنجیره .

تولید انجمن سینمای جوانان اراک به عنوان فیلم برگزیده اول .

فروردین ۱۳۷۲ – دهمین جشنواره سراسری سینمای جوان – تهران

بخش عکس:

بخش فیلم: جایزه ویژه هیات داوران به هنرجو شمس الله دایی زاده به خاطر فیلم آن دور دستها از اراک تعلق گرفت .

فروردین ۱۳۷۳ – یازدهمین جشنواره سراسری سینمای جوان – تهران

بخش عکس : –

بخش فیلم: تندیس زرین و لوح افتخار و جایزه به هنرجو فاطمه یوسفی به خاطر فیلم دستهای او از اراک . ( در بخش اولین تجربه فیلم سازان جوان )

تندیس زرین و لوح افتخار و جایزه به هنرجو رامین فراهانی به خاطر صدا برداری و صداگذاری فیلم موهبت زمین از اراک .

۱۳۷۵ – دوازدهمین جشنواره سراسری فیلم وحدت – تبریز

تندیس زرین، دیپلم افتخار و سفر سوریه به هنرجو سید ابوالفضل عدل به عنوان نفر اول عکس در بخش آزاد .

( ۲۷ تیر – 1 مرداد ) ۱۳۷۶ – سیزدهمین جشنواره سراسری فیلم و عکس وحدت – تبریز

جایزه ویژه انجمن سینمای دفاع مقدس به آقای سعید عبدالحمیدی ، به خاطر فیلم مستند ره یافتگان تعلق گرفت . جایزه و دیپلم افتخار به هنرجو سید ابوالفضل عدل ، به عنوان نفر اول بخش عکس جشنواره تعلق گرفت .

بهمن ۱۳۷۶ – اولین جشنواره سراسری نماز و نیایش به روایت دوربین – اراک

تندیس جشنواره، لوح افتخار و جایزه به محمد رضا محمودی به خاطر فیلم پیک اوج به عنوان بهترین فیلم مستند تولید انجمن سینمای جوانان اراک .

آبان ۱۳۸۰ – هجدهمین جشنواره ملی و ششمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران

جایزه ویژه هیات داوران به فیلم ملاقات شبانه، کار آقای رامین محمودیان از اراک .

جایزه اول سازمان میراث فرهنگی کشور به فیلم گره، کار سعید شاه حسینی از اراک .

آبان ۱۳۸۱ – نوزدهمین جشنواره ملی و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران

تندیس و لوح افتخار و جایزه نقدی بهترین فیلم داستانی بخش ( ب ) به فیلم مسیر، کار فاطمه یوسفی از اراک ، تعلق گرفت .

آبان۱۳۸۶-بیست و چهارمین جشنواره ملی فیلم کوتاه تهران فیلمهای فوتبال جایی که داور ندارد ساخته محمد رمضانی، ساخته شده بایک نورساخته علی رویینی و عروس نینوا و اینجاگندم زار دارد هر دو به کارگردانی پناه بر خدارضایی در بخش مسابقه نگاه ملی به نمایش در آمدند اما جایزه ای کسب نکردند .

جشنواره های منطقه ای

۲- ۶ آذر ۱۳۷۱ – اولین جشنواره سینمای جوان منطقه ۵ کشور – اصفهان

شامل استان های تهران، فارس، اصفهان، چهارمحال و بختیاری و شهرهای قم و کرج .

بخش عکس: تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس هنرجو محمد نیک عهد از اراک .

تندیس، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس هنرجو مرتضی کریمی از اراک .

تندیس، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس هنرجو غلامرضا عسگری از اراک .

تندیس، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس هنرجو سید عباس سجادی از اراک .

بخش فیلم : تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه بهترین فیلم داستانی به هنرجو سعید شاه حسینی به خاطر فیلم مثل گل های قالی از اراک .

تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه بهترین فیلم بردار به هنرجو ابوالفضل حری به خاطر فیلم برداری فیلم مثل گل های قالی از اراک .

تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه بهترین فیلمنامه به هنرجو شمس الله دایی زاده به خاطر فیلم آن دور دستها از اراک .

۲- ۵ آذر ۱۳۷۲ – دومین جشنواره سینمای جوان منطقه ۴ کشور – شیراز

شامل استان های تهران ، فارس ، اصفهان ، چهار محال و بختیاری ، مرکزی و شهرهای قم و کرج .

بخش عکس : تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس سعید عبدالحمیدی ، سرپرست و مدرس انجمن اراک .

تندیس، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس مصطفی سماوات، معاون و مدرس انجمن اراک .

تندیس، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس محمد نیک عهد، هنرجو انجمن اراک .

۲۴ – 27 آبان ۱۳۷۳ – سومین جشنواره سینمای جوان منطقه ۴ کشور – اراک

شامل استان های تهران، فارس، اصفهان، چهار محال و بختیاری، مرکزی، کهکیلویه و بویراحمد و شهرهای قم و کرج

بخش فیلم : تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه بهترین تدوین به هنرجو شمس الله دایی زاده ، به خار فیلم برپا و همچنین جایزه ویژه مقام عالی وزارت به فیلم برپا کار شمس الله دایی زاده ، تعلق گرفت . در این جشنواره ، آثار اراک کاندیدای چهار جایزه بودند .

۲۳ -۲۶ آبان ۱۳۷۴ – چهارمین جشنواره سینمای جوان منطقه ۴ کشور – یاسوج

شال استان های تهران ، فارس ، اصفهان ، چهار محال و بختیاری ، مرکزی ، کهکیلویه و بویراحمد و شهرهای قم و کرج .

بخش عکس: لوح افتخار و جایزه به معاون انجمن ، مصطفی سماوات ، به عنوان نفر دوم بخش آزاد جشنواره .

لوح افتخار و جایزه به هنرجوی انجمن ، سیدابوالفضل عدل ، به عنوان نفر دوم بخش آئین های ما .

بخش فیلم: تندیس ، لوح افتخار و جایزه بهترین کارگردانی به سعید شاه حسینی ، به خاطر فیلم روز سکوت و کار .

تندیس، لوح افتخار و جایزه بهترین فیلم جشنواره به سعید شاه حسینی ، به خاطر فیلم روز سکوت و کار .

لوح تقدیر و جایزه ویژه بنیاد سینمایی فارابی به منظور تولید یک فیلم ۱۶ میلیمتری ، به سعید شاه حسینی تعلق گرفت .

در این جشنواره، فیلم های اراک کاندید ۴ جایزه بودند .

۲۹ آبان تا ۲ آذر ۱۳۷۵ – پنجمین جشنواره سینمای جوان منطقه ۴ کشور – شیراز

شامل استان های تهران، فارس ، اصفهان، چهار محال و بختیاری، مرکزی، کهکیلویه و بویراحمد و شهرهای قم و کرج .

بخش عکس : تندیس، لوح افتخار و جایزه به تک عکس داور آقایی در بخش شادی .

بخش فیلم : جایزه ای تعلق نگرفت .

۲۷ – 30 آبان ۱۳۷۶ – ششمین جشنواره سینمای جوان منطقه ۳ کشور – سنندج

شامل استان های یزد ، گیلان ، خوزستان ، فارس ، قزوین ، مرکزی و کردستان .

در دوبخش عکس و فیلم جایزه ای تعلق نگرفت .

توضیح : از این سال به بعد جشنواره های منطقه ای به صورت رسمی و متداول از سوی ستاد مرکزی انجمن سینمای جوانان ایران برگزار نشد و به جای آن هفته های فیلم و عکس ، توسط دفاتر سینمای جوان با همکاری ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مراکز استان ها به صورت غیررقابتی ، برپا شد . به ابتکار دفتر مرکزی انجمن سینمای جوانان ایران از سال ۱۳۸۵، در سطح کشور جشنواره های منطقه ای در سه منطقه به صورت گردشی ، مجدداً طراحی و برگزار شد.

۲۷ – 29 اردیبهشت ۱۳۸۲ – اولین جشنواره منطقه ای فیلم و عکس جوان منطقه ۴ کشور – محلات

شامل استان های اصفهان ، چهار محال و بختیاری، مرکزی و قم .

این جشنواره با مشارکت سازمان ملی جوانان ایران و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی و با همکاری انجمن سینمای جوان اراک ، برگزار شد .

بخش عکس : تندیس ، لوح افتخار و جایزه نقدی به تک عکس حمیدرضا مجیدی در بخش آئین های مذهبی، به عنوان نفر اول .

تندیس ، لوح افتخار و جایزه نقدی به تک عکس ایرج یاسبلاغی شراهی در بخش جوان ، تلاش و کار ، به عنوان نفر اول .

لوح تقدیر و جایزه نقدی به تک عکس علیرضا سیری در بخش طبیعت ، به عنوان نفر دوم .

لوح تقدیر و جایزه نقدی به تک عکس حمیدرضا مجیدی در بخش جوان ، تلاش و کار ، به عنوان نفر دوم .

لوح تقدیر و جایزه نقدی به تک عکس علیرضا سیری در بخش آئین های مذهبی ، به عنوان نفر دوم .

۲۱ – 28 خرداد ۱۳۸۳ – اولین جشنواره منطقه ای دستاوردهای فرهنگی ، هنری پیشگیری از اعتیاد – قم

بخش عکس : تندیس و لوح افتخار به علیرضا سیری به عنوان نفر اول .

بخش فیلم : جایزه ویژه هیات داوران به مهدیه بواسحاق به خاطر فیلم آغازی دوباره .

جشنواره های استانی

اولین جشنواره استانی سینمای جوان ۱۰ – 13 آبان ۱۳۶۷ / اراک / سینما استقلال

دومین جشنواره استانی سینمای جوان ۲۲ – 25 آبان ۱۳۶۸ / اراک / سینما استقلال

سومین جشنواره استانی سینمای جوان ۱۱ – 14 آبان ۱۳۶۹ / اراک / سینما استقلال

چهره ها

غلامرضا رمضانی- فیلم ساز

مشد علی گیوه های کهنه اش را به پا کشید. زیر لب بسم اللهی گفت و به سمت چرخ تافی اش که کنار دیوار حیاط بود رفت. ربابه خانم ، چاقوی قالی بافی در دست، داخل حیاط سرک کشید .

–          رفتی … مشدی ؟!

مشد علی در را باز کرد و چرخ را به سمت آن هل داد . زیر لب جواب داد :

–          ها ؟! چیکار داری ؟

–          یه کم پول براش بذار …

مشد علی زیر لب غرغر کرد :

–          پولم کجا بود ؟!

–          اونایی که شب می شمردی ، پول نبود ؟!

–          چرا … پول بود . دارم می رم میدون ، باید بار بزنم . نمی بینی چرخم خالیه ؟!

–          خب امروز کمتر بار بزن … بدون پول چه جوری تا بندر بره ؟!

مشد علی درحالیکه در را می بست با صدای بلند ، طوری که اهالی خانه بشوند گفت :

–          خب نره بندر … مگه واجبه ؟! … بیاد دم دروازه ، کنار دست خودم …

ربابه خانم چهره درهم کشید و پشت دار قالی اش برگشت .

پسر جوان ، ساک دستی را کنار جاکفشی گذاشت و نشست تا بند کفش ها را محکم کند . ربابه خانم از پستو بیرون آمد، پر چارقدش را باز کرد. چند اسکناس مچاله شده و کهنه کنار دست پسر جوانش گذاشت .

–          کمه … اما از هیچی بهتره !

جوان پول ها را به سمت او گرفت .

–          پیش خودت باشه … من پول نمی خوام .

چشمان نخودی مادر ، پر از اشک شد .

–          توی شهر غربت می خوای چیکار کنی ننه ؟! … کاش نمی رفتی !

جوان برخاست. ساکش را برداشت. به طرف مادر رفت و او را بوسید. پول ها را کف دست مادر فشرد. مادر لباس جوان را کشید .

–          صبر کن … اقلا یه دونه اش رو وردار !

جوان یکی از اسکناس ها را برداشت .

اسکناس مچاله شده مادر دستمایه ای شد برای راه یافتن به قلب هنر. از نمایش نامه نویسی و فیلم نامه نویسی تا ساخت سریال های تلویزیونی و فیلم های بلند سینمایی .

از سفر به بندر عباس شروع شد ، به دستیاری امیر نادری در دونده رسید و تا هند، چک، آلمان، آمستردام، مادرید ، بلاروس، آرژانتین ، فرانسه، استانبول و تونس ادامه یافت .

گرمای شرجی بندر و دستمایه پرمهر مادر ، رنگ و لعابی احساسی به همه ساخته های رمضانی داد. محور توجه در بیشتر آثارش ، کودک و خانواده بود .

بچه ها در اوج، بچه های جنگ ، بچه بلوچ ، پسرک، حبیب ، شاهران کوچک،  فرزندم بزرگ شده ، حیا ، سبز کوچک و…

و این نشانگر دغدغه ای است که فیلمساز نسبت به آینده کودکان این مرز و بوم و البته کودکان شهر زادگاهش دارد. اولین فیلم بلند سینمایی اش را در اراک می سازد ، عبور از تله . در سرتاسر بازار سرپوشیده ، کسی نبود که سری به محل فیلم برداری نزده باشد و داود رشیدی را از نزدیک ندیده باشد . فیلمی که در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و کاندید بهترین کارگردانی فیلم اول شد .

در پاییز همان سال ( ۱۳۷۳ ) ، سریال بهاران در بهار را برای شبکه دو کارگردانی کرد و در بهار سال بعد ( ۱۳۷۴ )، آن شب در قطار را برای شبکه اول ساخت .

مدرسه مادربزرگ ها را در تابستان همان سال به سفارش شبکه تهران ، کارگردانی کرد و سال ۱۳۷۵، سال تولید دومین فیلم سینمایی اش بود، چرخ .

ربابه خانم وارد کادر شد ، نگاهی به شیر آبی که باز مانده بود ، انداخت و سرش را تکان داد .

–          این شیر آب چرا باز مونده ؟! زهرا … زهرا کجایی ؟

بازیگر دیگر از اتاق گوشه ی حیاط خارج شده ، با عجله به سمت شیر آب رفت .

پلانی از فیلم چرخ ضبط شد. گروه چند دقیقه ای استراحت کردند ؛ رمضانی به سمت مادر رفت .

–          خسته نباشی … !

مادر پیر و ریزنقش ، جوان را در ساخت فیلمش یاری می دهد . الحق که از پس نقشش ، خوب برمی آید و رضایت پسر را جلب می کند . چرخ ساخته می شود . فیلمی خوش ساخت که جوایز بین المللی بسیاری را به خود اختصاص می دهد .

 فیل طلایی حیدرآباد ، کفش طلایی و جایزه کلیسای جهانی چک، مجسمه کریستال فیلم لوکاس آلمان، پرنده آبی اکراین و البته این فیلم در ایران اکران نمی شود .

رمضانی سریال های فرزندم بزرگ شده، گالری ۹، سایه ها، ماه و سحر و دیوانه در شهر را طی سال های ۷۶ تا ۸۱ برای تلویزیون آماده کرد . فیلم سینمایی بازی را در سال ۸۳ به تهیه کنندگی تلویزیون ساخت و بار دیگر برای ساخت فیلمی جدید ، راهی شهر و دیار خود شد .

به دلیل قصه بومی فیلم حیات، یکی از روستاهای اطراف کمیجان را برای فیلم برداری انتخاب کرد. روستای سرسبز و زیبای وفس با مردمی خونگرم و مهربان. نقش اول فیلم، مثل فیلم های دیگر او دختری نوجوان است. کار با کودک را دوست دارد . با کودکان برای کودکان کار می کند. هنر او در بازی گرفتن از بازیگرانش در فیلم حیات ، با بازی کودک هشت ماهه فیلم به خوبی نمایان است و البته بازیگر دیگرش همان چهره مهربان و آشنای فیلم چرخ است. مادر پیرش با آنکه به دلیل پادرد های طولانی زمین گیر شده، نقش پیرزن بیمار قصه را به خوبی ایفا می کند و آخرین تصاویر هنری اش در این فیلم ضبط می شود. در بهار ۸۵ رمضانی اولین و بهترین حامی هنری اش را از دست می دهد . زمانیکه فیلم برداری قفل ساز را به اتمام می رساند و برای ساخت جدیدترین کارش به اراک بازمی گردد ؛ خانه ی پدری لطف و صفایش را از دست داده و جای خالی پیرزن مهربان که با لهجه ی شیرین کاشی صحبت می کرد، بسیار غم انگیز و غیرقابل تحمل است. سبز کوچک در زمستان ۸۵ ساخته می شود و در بهار ۸۶ در جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان به همراه قفل ساز به نمایش درمی آید و پروانه زرین بهترین فیلم و فیلم نامه به فیلم قفل ساز تعلق می گیرد .

رمضانی سالی پربار را آغاز می کند و می رود تا با دست نوشته هایی جدید ، کوله باری بسته و جاده ی بی انتهای ترقی را تا مقصد غرور و افتخار طی کند .

سعید عبدالحمیدی

سرپرست دفتر انجمن سینمای جوانان ایران در اراک

مثل بسیاری از آبادانی های عشق فیلم ، خاطرات دوران کودکی و نوجوانی او از جنس سینماست . روزهای جیم شدن از مدرسه و فرو رفتن در ترس و اضطراب فیلم های هیچکاک در سینما تاج و شب های دور از خانه و دل سپردن به روایت های سینمایی " کیمیایی " و " جان فورد " در سینما رکس .

غم از دست دادن مادر در اوان نوجوانی ، وقتی با مصیبت جنگ ناخواسته همراه شد ؛ بی قرارتر از همیشه ، در پی آینده ای روشن تر ، راهی تهران گشت. پیشتر پدر که اصالتا گلپایگانی بود ، خانواده را در گلپایگان مأوا داده بود .

کار در چند شرکت مختلف ، با همه ی سختی ها و مشقاتی که داشت برای سعید جوان با درس ها و تجربیات خوبی همراه بود .

وقتی به طور اتفاقی آگهی پذیرش دانشجو در مراکز اسلامی فیلم سازی را در روزنامه دید ، دوباره همان حس آشنایی که او را به سینما پیوند می داد ؛ سراغش آمد. مهیا بودن خوابگاه و اندک شهریه دانشجویی ، برای او که با سختی ها خو گرفته بود ؛ کافی بود تا دل یک دله کند و با قبولی در آزمون ورودی مرکز ، به سرزمین آرزوهایش ، سینما ، پای نهد.

روزهای شیرین و خاطره انگیز دانشجویی در سال های ۶۲ تا ۶۴ ، غم غربت را از دلش ربود . اساتید نام آشنای سینما ، دوستان تازه و کلاً فضای متفاوت و پویای دانش جویی ، روز به روز شناخت او را از سینما ، کامل و کامل تر کرد . همکاری با اسداله بیناخواهی که دست خوبی در طراحی و انیمیشن داشت ؛ بینش و درک بصری او را برای سال های بعد که باید تدریس می کرد و در نقش یک مربی ، در لحظه به لحظه پروژه های تولیدی هنرجویان ایفای وظیفه می نمود ؛ عمق بیشتری بخشید .

در یک چشم به هم زدن ، دوره به پایان رسید و او هم مثل سایر فارغ التحصیلان باید تعهد خدمت خود را با قبول سرپرستی یکی از دفاتر انجمن سینمای جوانان در شهرستان ها ایفا کند : اراک را انتخاب کرد . شاید به خاطر نزدیکی آن با گلپایگان و خانواده و شاید هم …

وقتی معرفی نامه اش را روی میز مدیرکل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گذاشت ، تازه فهمید برای تأسیس دفتر انجمن باید به آب و آتش بزند و کارهای زیادی را سر وسامان دهد . دفتر انجمن را پس از ماهها تلاش در طبقه دوم ساختمانی استیجاری که اداره کل و واحدهایش هم در طبقه زیرین آن مستقر بود ؛ گشود و به خود جرأت داد تا آگهی پذیرش هنرجو در ترم تحصیلی ۶۶ – 65 را در شهری که آسمانش هرچند گاه یکبار ، مورد تجاوز هواپیماهای عراقی قرار می گرفت ؛ منتشر کند .

استقبال جوانان نوعا دانش آموز اراکی ، آنقدر بود که او دلگرم شود و آرام آرام برای ماندن یا رفتن از اراک ، بر تردیدهایش غلبه کند و پاگیر شهر شود .

… حالا ۲۲ سال از آن زمان می گذرد . سعید عبدالحمیدی در آستانه پنجاه سالگی است .

این روزها شاید به ضرورت کمی و تنگی جا و فرسودگی وسایل ، فضای دفتر ، طراوت و نظم و نسق سال های نخست را نداشته باشد ، اما او و دستیارش هنوز چشم انتظار ورود جوان هایی هستند که سینما را برای سینما بخواهند و سهولت دسترسی به دوربین های ارزان قیمت خانگی ، هوش از سرشان نبرده و خود را بی نیاز از آموزش های پایه ای و اصولی عکاسی و سینما نپندارند .

می گویند ده سال اول ، اوج فعالیت های انجمن بوده است . سال هایی که مدرسانی چون مرحوم اشتری، محمود زنده نام ، اصغر داود آبادی و بهنام کیوان در آن تدریس می کردند و عبدالحمیدی جوان با انگیزه و تلاشی مثال زدنی ، مربی و راهنمای کاربلد عکاسان و فیلم سازان همان کلاس ها بود .

اشتیاق و سرگرم شدن او به کار در انجمن و همراهی با هنرجویان جوان ، باعث شد  بسیاری از شب های سرد اراک را در دفتر انجمن به صبح رساند و بی نظمی در برنامه غذایی به دستگاه گوارش او آسیب سخت وارد کند . این وضعیت ، ازدواجش را هم به تأخیر انداخت تا آنکه در ۳۶ سالگی ، پرنده عشق یکی از هنرجویان در کنج  دلش لانه کرد و ارمغان آن ، سه فرزند بوده است .

در کارنامه افتخارات سعید عبدالحمیدی طی ۲۳ سال گذشته این عناوین بیشتر به چشم می آیند :

–          انتخاب دفتر اراک به عنوان دفتر نمونه در سال ۱۳۷۰ .

–          کسب ۶ جایزه بین المللی برای تولیدات دفتر .

–          کسب بیش از ۵۰ جایزه ملی و منطقه ای در جشنواره های فیلم و عکس سینمای جوان .

–          معرفی چهره های با استعداد اراک به عرصه های سینما ، تلویزیون ، مدیریت های فرهنگی و محیط های دانشگاهی .

–          برگزاری دهها جشنواره استانی ، منطقه ای و هفته های فیلم و عکس و نمایشگاه های عکس .

–          آموزش بیش از یک هزار هنرجوی فیلم ساز و عکاس .

–          کمک به تولید هزاران قطعه عکس و فیلم .

سعید شاه حسینی

فیلم ساز – عضو هیئت علمی دانشگاه اراک

بچه درس خوان کلاس بود. دل خوش به جزوه و کتاب راهنمای درسی نبود . با وسواس و دقت کم نظیر ، حرف های مربیان را در دفترش می نوشت وشش دانگ حواسش به کلاس و درس بود . بهتر و منظم تر از بقیه هنرجویان ، تمرین های کلاس را انجام می داد . جوری رفتار می کرد که مربیان هم حساب کار دستشان می آمد و بدون مطالعه قبلی سر کلاس حاضر نمی شدند . پرسش های عمیق او نشان از درک و یادگیری جدی اش داشت .

حضور در کلاس های انجمن ، برای او بهانه ای نبود تا درس و دانشگاه را سرسری بگیرد . هر قدر در کلاس های فیلم سازی و پروژه های عملی پیشرفت می کرد ؛ در تحصیلات متوسطه و سپس عالیه هم، موفقیت های بیشتری کسب می کرد .

تعداد فیلم های ساخته شده او کم کم به عدد سال های تحصیلی اش نزدیک می شود . هر قدر بیشتر آموخت، کبر و غرور در رفتارش کمتر دیده شد . صدای آرام و رفتار متین از ویژگی های رفتاری سعید شاه حسینی است. ناملایمات زندگی در چهره او کمتر ردی باقی گذاشته و گویی به قصد فتح قله کمال، توقف و درنگ در مسیر حرکت را به هیچ می شمارد .

شاه حسینی و کارهایش پای ثابت و ترجیع بند اغلب جشنواره های ملی و بین المللی سینمای جوان بوده اند؛ گیرم که در سال های اخیر ، عجله ای برای تولید کارهای تازه تر ندارد و بدون شتاب زدگی در حال تجربه اندوزی برای رسیدن به یک بیان ناب سینمایی است .

وسوسه ساخت فیلم بلند ، هنوز نتوانسته است دلبستگی های عمیق و پایه ای او را نسبت به فیلم کوتاه ، اعم از داستانی و مستند ، سست و کم رنگ کند. او هنوز در قالب فیلم های کوتاه و نیمه بلند ، معانی مورد نظرش را به تصویر می کشد . این امر هیچ گاه از ارزش کارهای او نکاسته است .

بدون تعارف شاه حسینی و جد و جهد مثال زدنی او می تواند الگوی خوبی برای هنرجویان و فیلم سازان جوان باشد . او امروز ، علاوه بر فیلم سازی ، در دانشگاه هم تدریس می کند و سیمای مرکز استان هم در شوراهای تخصصی ، نظرات او را ارج می نهد و حامی پروژه های مستند – ترکیبی اوست . شاه حسینی از معدود فیلم سازان کشور است که راضی به هجرت نشد و راه پایتخت را برای ادامه فعالیت های هنری اش پیش نگرفته است . وجود او برای اراک که طی یک دهه اخیر ، بسیاری از هنرمندان خوش آتیه را به تهران گسیل ساخته است ؛ غنیمتی است و می توان دل خوش بود که هنرجویان و دانش جویان مستعد در پرتو تعلیم و تربیت او آسمان شهر را نور باران کنند .

–          سال ۱۳۶۷ با اولین فیلم کوتاه هشت میلیمتری در اولین جشنواره سینمای جوان استان مرکزی ( می خواستم بدانم )

–          سال ۱۳۶۸ با دومین فیلم در دومین جشنواره سینمای جوان استان مرکزی ( جایی برای بازی ) هشت میلیمتری و برنده بهترین عنوان بندی .

–          سال ۱۳۶۹ با فیلم هشت میلیمتری ( تنهایی و راه ) در سومین جشنواره استانی سینمای جوان ، برنده بهترین کارگردانی و بهترین فیلم .

–          سال ۱۳۷۰ با فیلم ( سایه دیروز ) در جشنواره نهم سینمای جوان در تهران ، برنده بهترین کارگردانی و فیلم نامه به صورت مشترک . فیلم برگزیده جشنواره و بهترین بازیگری .

–          سال ۱۳۷۰ ، ساخت فیلم های یک دقیقه ای ( ندای آغاز ) ، ( نوازش ) ، ( نبوغ ) و ( سه چهارم ) و شرکت دو فیلم ( نبوغ ) و ( سه چهارم ) در جشنواره یونیکا – ایتالیا .

–          سال ۱۳۷۱ ، شرکت در جشنواره هامبورگ با فیلم ( سایه دیروز ) .

–          سال ۱۳۷۱ ، فیلم ( مثل گل های قالی ) در جشنواره منطقه ای سینمای جوان اصفهان . برنده بهترین کارگردانی و بهترین فیلم و فیلم برداری .

–          سال ۱۳۷۲ با فیلم هشت میلیمتری ( شب های خستگی ) در جشنواره یازدهم سینمای جوان .

–          سال ۱۳۷۲ با ( مثل گل های قالی ) در جشنواره امیپس آرژانتین

–          سال ۱۳۷۳ ، جشنواره منطقه ای سینمای جوان با فیلم شانزده میلیمتری ( امید )

–          سال ۱۳۷۴ با فیلم شانزده میلیمتری ( روز سکوت و کار ) در جشنواره منطقه ای سینمای جوان یاسوج و برنده بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی و جایزه ویژه بنیاد سینمایی فارابی .

–          سال ۱۳۷۵ ، جشنواره رشد با فیلم ( روز سکوت و کار )

جشنواره فیلم های صد ثانیه ای به مناسبت صدمین سالگرد پیدایش سینما ، با فیلم ( روشنایی صحنه ) .

–          سال ۱۳۷۵ ، جشنواره سراسری سینمای جوان با فیلم ( روز سکوت و کار ) .

–          سال ۱۳۷۵ ، فیلم ( روز سکوت و کار ) در اولین جشنواره فیلم دانشجویان کشور و کسب جایزه دوم جایزه جشنواره .

–          سال ۱۳۸۰ ، فیلم مستند داستانی ( گره ) در جشنواره سراسری سینمای جوان و جایزه فیلم برگزیده داوران سازمان میراث فرهنگی کشور .

–          سال ۱۳۸۳ ، شرکت در جشنواره بین المللی کینوفیلم منچستر – انگلستان ، با فیلم کوتاه ( گاری شکسته ) .

–          سال ۱۳۸۴ ، شرکت در جشنواره بین المللی فیلم در اسپانیا با فیلم ( گاری شکسته ) .

–          سال ۱۳۸۵ ، شرکت در سی و پنجمین جشنواره بین المللی رشد با دو فیلم ( کمانچه ) و ( نقش ) .

–          سال ۱۳۸۵ ، شرکت در بیست و دومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران با فیلم ( نقش ) .

–          شرکت در دومین جشنواره فیلم رویش با فیلم نامه داستانی ( منظر ) ، آبان ماه ۱۳۸۵ .

–          سال ۱۳۸۶ قبولی در مقطع دکترای رشته علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی .

–          نگارش فیلم نامه های داستانی ( سرزمین از یاد رفته ) ، ( بامداد ) ، ( سایه های بلند وهم ) ، ( گوزنی برای دیدن ) ، ( سکوت و نجوا ) ، ( منظر ) و ( در انتظار معجزه ) .

–          مجموعه علمی آموزشی ( برش ) ، هجده قسمت ۱۰ دقیقه ای برای شبکه اول در سال ۱۳۷۸ .

–          فیلم بلند مستند ( دانشگاه اراک )  ، ویدئو بتاکم ، ۶۰ دقیقه ، سال  1380 .

–          مجموعه مستند تلویزیونی ( دست ساخته ها ) در شهریور ۱۳۸۵ .

–          آغاز تولید فیلم مستند صنعتی دانشگاه اراک با نام ( پروژه های عمرانی دانشگاه ) ، بهار ۱۳۸۶ .

پناه برخدا رضایی         

البته هرقدر صبوری موسس سینما طلوع شازند با ناکامی های پی در پی از شبح سینما هم گریزان است اما خواهرزاده او پناه بر خدا رضایی (فارغ التحصیل کارگردانی سینما)، با ایستادگی و تحمل سختی در تولید فیلم کوتاه و بلند موفقیت های زیادی کسب کرد و در سال ۸۶ توانست پروانه ساخت اولین فیلم بلند سینمایی اش را اخذ کند. شاید او هم دوست داشت فیلم های سینمایی چراغی در مه، گهواره ای برای مادر و… را در سینمای دایی جان و در کنار همشهریانش به تماشا بنشیند و قله های شهباز و راستوند را  شاهدی بر همت بلند جوانان شازند بگیرد .

مسلخ، یک پلان زندگی، بچه ها معصومند، روز سبز، بدون عنوان، در دامن سکوت، تصنیف زندگی، سهم مهاجر، کهن روز نوروز، پی ا وی (p.o.v)، نخل ها ایستاده می میرند، نغمه آبادی، آوای خاک، من و زندگی، جواب زمین، قربانی، عروس نینوا، غربت و پیر مرد و خط فیلم های کوتاه این فیلمساز جوان شازندی می باشد. گزیده ای از آثار او تاکنون در هفته فیلم و عکس انجمن سینمای جوان اراک و سی و پنجمین برنامه ی نمایش فیلم سینما تک موزه هنر های معاصر تهران (در سال های ۸۵ و۸۶ ) با حضور فیلمساز به نمایش در آمده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند.

  سامان سالور- فیلمساز

حال و هوای کلاس های انجمن سینمای جوانان اراک در اوایل دهه هفتاد و شور زائدالوصف سامان برای آموختن ، زمینه ای را فراهم ساخت تا سینما را در مؤسسه آموزش عالی سوره ، این بار در کسوت دانشجو ، دنبال کند . عطش او به ساخت فیلم ، او را به یکی از دانشجویان ممتاز دانشکده بدل ساخت . تعداد زیادی از فیلم های کوتاه تعدادی او محصول همین دوران پربار تحصیل در سوره بود . سال ۱۳۸۲ و تجربه دستیاری کارگردان در کنار فیلمساز جوان ، علیرضا امینی ، ثمرات و آموخته های تازه ای برای او به همراه داشت . ساخت اولین فیلم سینمایی اش با نام ساکنان سرزمین سکوت در همان سال ، منتقدان سینمایی را با پدیده ای خوش آتیه روبرو ساخت . سالور، دو سال بعد چند کیلو خرما برای مراسم تدفین را جلوی دوربین برد و با کسب جوایز و افتخارات متعدد ، آوازه ای جهانی را در جشنواره ها و مجامع جهانی به دست آورد .

به قول خودش ، یک فیلمساز هرقدم هم جشنواره زده باشد ، دوست دارد مخاطبان در اکران عمومی فیلمش را ببینند . اما این آرزوی سالور ، تاکنون درباره فیلم های بلند او جامه عمل به خود نپوشیده است . او معتقد است : " تبعیض در سینمای ما سایه افکنده و فیلم هایی که به اصطلاح مستقل هستند و مخاطب خاص خود را دارند ، اکران نمی شوند و فرصتی برای نمایش آنها وجود ندارد . " شاید همین حسرت ، سرانجام او را به تلویزیون کشاند و در سال ۱۳۸۶ کارگردانی یک مجموعه سه قسمتی به نام جایی نزدیک آسمان را برای او رقم زد .

پاره ای از منتقدان ، فیلم های بلند او را در رده کمدی های سیاه قرار داده اند . سالور خود  مدعی است ، همه شخصیت های فیلمش خاکستری هستند و اساسا انسان مدرن نمی تواند سیاه یا سفید باشد . او اذعان دارد ، در واقع شخصیت بد مطلق و خوب مطلق در فیلم هایش وجود ندارد و همه پر از تضاد و تناقض و ضعف هستند .

سالور مانند همه فیلم سازان بدون پشتوانه مالی مطمئن ، مجبور شده است همزمان با فرایند تولید فیلم هایش ، به طراحی صحنه و لباس ، تهیه کنندگی و تدوین هم بپردازد .

گزیده آثار سامان سالور

جای پای دوست

نوع : داستانی / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویربردار : ابوالفضل عدل / تدوین : سامان سالور / قطع : V.H.S / زمان : ۱۴ دقیقه / تولید انجمن سینمای جوانان اراک .

سربازی در جستجوی کودکی خویش ، پا به مسجد محله می گذارد و خاطرات خود را مرور می کند .

فیلم ، فیلم

نوع : مستند / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویربردار : ابوالفضل عدل / تدوین : سامان سالور / قطع : V.H.S / زمان : ۱۲ دقیقه / تولید انجمن سینمای جوانان اراک .

فیلمی از پشت صحنه یک فیلم بلند سینمایی که در اراک تولید شد .

دقیقه هشتاد

نوع : داستانی / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویربردار : جلیل شعبانی / تدوین : حمید بیگلی / قطع : بتاکم / زمان : ۲۳ دقیقه / تهیه کننده : حمید بیگلی .

در روز حساس و سرنوشت ساز بازی ایران و استرالیا ، دو پسربچه برای دیدن مسابقه ، از کلاس درس ریاضی و معلم سخت گیر خود می گریزند ولی یکی از آنها در نیمه راه تصادف می کند و ریتم بازی فوتبال با ضربان زندگی پسرک در هم می آمیزد .

این یک سونی است

نوع : داستانی / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویر بردار : سامان سالور / تدوین : سامان سالور / قطع : دی وی کم / زمان : ۱۱ دقیقه / تهیه کننده : سامان سالور – دفتر فرهنگی هنری کلوزآپ .

نصرالله ، داود و سعید ، مهاجران افغانی هستند که به نحوی تمثیل وار درگیر زندگی ماشینی و تحت سلطه کمپانی های بزرگ تبلیغاتی در کلان شهر تهران ، روزگار می گذرانند .

باد گیسوانت را شانه خواهد زد

نوع : داستانی / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / فیلمبردار : مسعود سلامی / صدا : بهروز شرافت / تدوین : سامان سالور / موسیقی : داریوش زنگنه / قطع : ۳۵ میلیمتری / زمان : ۱۸ دقیقه / تهیه کننده : ساسان سالور .

در بستری سخت ، عشقی پاک شکل می گیرد . نگاه ، آوا ، رنگ ، شهد شیرین عشق و طعم تلخ شکست در عبور از تک درخت ها و باریکه راه ها ، تبسم دخترکی معصوم که با خود می اندیشد " آیا دوباره گیسوان را در باد شانه خواهم زد ؟! "

بهشت اینجاست

نوع : داستانی / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویر بردار : تورج اصلانی / تدوین : سامان سالور / قطع : بتاکم / زمان : ۲۳ دقیقه / تهیه کننده : سامان سالور – جواد ارشاد .

دختر فیلم سازی در برخورد با اطلاعیه ای مبنی بر فروش کلیه توسط جوانی ، برای ساخت فیلمی مستند ، درگیر زندگی و دغدغه های جوان می شود .

چند دقیقه سکوت

نوع : مستند / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویر بردار : سامان سالور / تدوین : امیرحسین ماکویی / قطع : دی وی کم / زمان : ۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه / تهیه کننده : سامان سالور – دفتر فرهنگی هنری کلوزآپ .

زندگی چند جوان مجرد در لحظاتی بحرانی و نفس گیر ، با یاری نیروی قدرتمند واقعیت تصویر می شود .

تولیدات فیلم انجمن سینمای جوان اراک ۱۳۶۶-۱۳۸۶

ردیف    نام فیلم                کارگردان            قطع       نوع         زمان      سال تولید

۱              در شولای مه    مجید زندی       8 م.م     مستند  6 دقیقه                1366

۲              بلور گرم               رمضان یاحقی  8 م.م     مستند  7 دقیقه                1366

۳              گاز         رضا مهدوی هزاوه          8 م.م     مستند  6 دقیقه                1366

۴              حادثه کوچک شهر بزرگ           عباس شیرمحمدی         8 م.م     داستانی                9 دقیقه                1366

۵              آنچه بود آنچه نبود         احمدرضا نورایی              8 م.م     داستانی                7 دقیقه                1367

۶              تداوم     شمس الله دایی زاده      8 م.م     انیمیشن               4 دقیقه                1367

۷              حدیث عشق      حمیدرضا طیبی               8 م.م     مستند  3 دقیقه                1367

۸              روز امتحان        احمد جمشید وند           8 م.م     داستانی                7 دقیقه                1367

۹              آغاز        رامین فراهانی   8 م.م     انیمیشن               3/2 دقیقه           1367

۱۰           می خواستم بدانم           سعید شاه حسینی          8 م.م     داستانی                30/6 دقیقه       1367

۱۱           تصمیم آخر        شمس الله دایی زاده      8 م.م     داستانی                11 دقیقه            1367

۱۲           غزل برای درخت             احمد قبادی       8 م.م     داستانی                5/3 دقیقه           1367

۱۳           لوکوموتیوران     محمدرضا ذبیحی            8 م.م     داستانی                7 دقیقه                1367

۱۴           اعدامی  داود قناتی           8 م.م     داستانی                30/10 دقیقه   1367

۱۵           آخر برج               حمیدرضا طیبی               8 م.م     داستانی                30/7 دقیقه       1367

۱۶           صباغی  ابوالفضل حری  8 م.م     مستند  8 دقیقه                1367

۱۷           گیوه دوزی         جعفر میراشرافی              8 م.م     مستند  7 دقیقه                1367

۱۸           کتابهای ما ، کتابخانه ما               احمد جمشید وند           8 م.م     داستانی                9 دقیقه                1367

۱۹           از خواب تا بیداری          اکبر محمدی     8 م.م     داستانی                4 دقیقه                1367

۲۰           چل پوپ             محمدرضا ذبیحی            8 م.م     داستانی                14 دقیقه            1367

۲۱           خیابانی ها           کاووس فرهادی               8 م.م     داستانی                5 دقیقه                1368

۲۲           پیرمردها و سنگ            ابوالفضل حری  8 م.م     مستند  15 دقیقه            1368

۲۳           جایی برای بازی              سعید شاه حسینی          8 م.م     داستانی                9 دقیقه                1368

۲۴           در ابتدای راه     سید عباس سجادی       8 م.م     داستانی                14 دقیقه            1368

۲۵           شگرد زندگی     داود خوشبخت                8 م.م     داستانی                13 دقیقه            1368

۲۶           تنهایی و راه       سعید شاه حسینی          8 م.م     داستانی                15 دقیقه            1368

۲۷           تاب        رامین فرهادی  8 م.م     داستانی                14 دقیقه            1369

۲۸           مموش  فاطمه داود آبادی            8 م.م     انیمیشن               15 دقیقه            1369

۲۹           میهن خویش را …           مسعود نوازنی    8 م.م     مستند  9 دقیقه                1369

۳۰           ایست    سعید شاه حسینی          8 م.م     انیمیشن               30/8 دقیقه       1369

۳۱           سیگار نکشید    سهراب یار محمدی       8 م.م     داستانی                14 دقیقه            1369

۳۲           تصلیب رامین فرهادی  8 م.م     داستانی                5 دقیقه                1370

۳۳           راه          فاطمه داود آبادی            8 م.م     داستانی                14 دقیقه            1370

۳۴           آبتنی     غلامرضا عسگری             8 م.م     داستانی                5 دقیقه                1370

۳۵           تصویر آرزوها     ابوالفضل حری  8 م.م     داستانی                12 دقیقه            1370

۳۶           درس مادر          شمس الله دایی زاده      8 م.م     داستانی                7 دقیقه                1370

۳۷           توهم      محمد رضا ذبیحی          8 م.م     داستانی                5 دقیقه                1370

۳۸           پگاه       سعید رجبی فروتن         8 م.م     داستانی                8 دقیقه                1370

۳۹           بوکس   احمد قبادی ، ابوالفضل حری    8 م.م     مستند  2 دقیقه                1370

۴۰           سایه دیروز         سعید شاه حسینی          8 م.م     داستانی                15 دقیقه            1370

۴۱           گام         شمس الله دایی  زاده    8 م.م     داستانی                1 دقیقه                1371

۴۲           نبوغ       سعید شاه حسینی          8 م.م     داستانی                1 دقیقه                1371

۴۳           نوازش   سعید شاه حسینی          8 م.م     داستانی                1 دقیقه                1371

۴۴           زنجیره  شمس الله دایی زاده      8 م.م     داستانی                1 دقیقه                1371

۴۵           سه چهارم           سعید شاه حسینی          8 م.م     داستانی                1 دقیقه                1371

۴۶           لیوان     ابوالفضل حری  8 م.م     داستانی                1 دقیقه                1371

۴۷           ندای آغاز            سعید شاه حسینی          8 م.م     داستانی                1 دقیقه                1371

۴۸           مثل گلهای قالی              سعید شاه حسینی          8 م.م     داستانی                15 دقیقه            1371

۴۹           آن دوردست ها                شمس الله دایی زاده      8 م.م     داستانی                22 دقیقه            1371

۵۰           خار وگل             ایرج بهرامی       8 م.م     داستانی                2 دقیقه                1372

۵۱           ساز دهنی           محسن چگینی ۸ م.م     داستانی                30/2 دقیقه       1372

۵۲           دستهای او          فاطمه یوسفی   8 م.م     داستانی                30/3 دقیقه       1372

۵۳           بازی ناتمام         محسن چگینی ۸ م.م     داستانی                4 دقیقه                1372

۵۴           کنکور   مسعوده صفار زاده          8 م.م     داستانی                5 دقیقه                1372

۵۵           شبهای خستگی               سعید شاه حسینی          8 م.م     داستانی                17 دقیقه            1372

۵۶           صبح روز بعد     کبری محمدی ۸ م.م     داستانی                4 دقیقه                1372

۵۷           رویای صادقانه  مرتضی ناهید     8 م.م     داستانی                8 دقیقه                1372

۵۸           مونس   مرتضی ناهید     8 م.م     داستانی                1 دقیقه                1372

۵۹           روز چوپان          ایرج یاسبلاغی شراهی  8 م.م     مستند  10 دقیقه            1372

۶۰           تلافی     کبری محمدی ۸ م.م     داستانی                4 دقیقه                1372

۶۱           پیر مراد آبادی  ابوالفضل حری  8 م.م     مستند  5 دقیقه                1372

۶۲           دیدار     اعظم علی محمدی        8 م.م     داستانی                5 دقیقه                1372

۶۳           برای چشمهای او            حمید نظیری آستانه      8 م.م     داستانی                8 دقیقه                1372

۶۴           در قاب تصویر   حمید رضا مجیدی        8 م.م     داستانی                12 دقیقه            1372

۶۵           انتخاب  حمید رضا مجیدی        8 م.م     داستانی                4 دقیقه                1373

۶۶           ماجرای یک سطل         حمید نظیری آستانه      8 م.م     داستانی                3 دقیقه                1374

۶۷           جای پای واقعیت            ایرج بهرامی       8 م.م     داستانی                3 دقیقه                1374

۶۸           صدای تنهایی    عصمت بیات      8 م.م     داستانی                5 دقیقه                1374

۶۹           عصر قدرت         ایرج یاسبلاغی شراهی  8 م.م     انیمیشن               3 دقیقه                1374

۷۰           همسران دشت سعید شاه حسینی          VHS        داستانی                12 دقیقه            1374

۷۱           روشنایی صحنه               سعید شاه حسینی          VHS        داستانی                40/1 دقیقه       1374

۷۲           پیک اوج              محمد رضا محمودی     VHS        مستند  7 دقیقه                1374

۷۳           فیلمی ناتمام درباره سینما          سید ابوالفضل عدل         VHS        مستند  9 دقیقه                1374

۷۴           زریاب   حمید نظیری آستانه      8 م.م     مستند  14 دقیقه            1374

۷۵           برگونه های فرش            لیلا خوانساری  8 م.م     مستند  4 دقیقه                1375

۷۶           دود        حمید رضا فرحی عراقی               8 م.م     داستانی                4 دقیقه                1375

۷۷           گامها در گذر زمان        سید ابوالفضل عدل         8 م.م     داستانی                3 دقیقه                1375

۷۸           نون        حمید رضا مجیدی        VHS        داستانی                7 دقیقه                1375

۷۹           در گذر زمان     ایرج یاسبلاغی شراهی  8 م.م     انیمیشن               6/2 دقیقه           1375

۸۰           با گامهای عشق                حمید نظیری آستانه      VHS        مستند  12 دقیقه            1375

۸۱           در راه دفاع         سامان سالور      8 م.م     داستانی                6/2 دقیقه           1375

۸۲           ره یافتگان          سعید عبدالحمیدی        VHS        مستند  9 دقیقه                1375

۸۳           آبتنی     محمد رضا محمودی     VHS        داستانی                1 دقیقه                1375

۸۴           عطر شمعدانی   شمس الله دایی زاده      VHS        داستانی                10 دقیقه            1376

۸۵           باران عشق          شمس الله دایی زاده      VHS        داستانی                15 دقیقه            1376

۸۶           کنار او  کیانوش کاویانی               VHS        داستانی                6 دقیقه                1376

۸۷           آوای اشتیاق      حمید نظیری آستانه      VHS        داستانی                15 دقیقه            1376

۸۸           زنگ نماز             مجید بلون         VHS        داستانی                5 دقیقه                1376

۸۹           تصویرها               سامان سالور      VHS        داستانی                30/4 دقیقه       1376

۹۰           جای پای دوست             سامان سالور      VHS        داستانی                15 دقیقه            1376

۹۱           سایه های سبز                 عصمت بیات      S.VHS    داستانی                30/9 دقیقه       1376

۹۲           رویش   عصمت بیات      S.VHS    داستانی                6 دقیقه                1376

۹۳           آموزشگاه            سید ابوالفضل عدل         VHS        داستانی                30/5 دقیقه       1376

۹۴           فورالیزه                عصمت بیات      S.VHS    داستانی                6 دقیقه                1377

۹۵           آنروز یک اتفاق ساده افتاد          ایرج یاسبلاغی شراهی  S.VHS    داستانی                17 دقیقه            1377

۹۶           حضور   حمید نظیری آستانه      VHS        مستند  5 دقیقه                1377

۹۷           سایه پرواز          احمد مرادی      S.VHS    داستانی                10 دقیقه            1377

۹۸           به رنگ دوستی                مجید بلون         VHS        داستانی                7 دقیقه                1377

۹۹           فیلم فیلم            سامان سالور      VHS        داستانی                4 دقیقه                1377

۱۰۰         صبح کهنه          فرزاد امینی        S.VHS    داستانی                18 دقیقه            1378

۱۰۱         یک پلان زندگی              پناه برخدا رضایی           S.VHS    داستانی                12 دقیقه            1378

۱۰۲         نوای آخر             محمد زنده نام  S.VHS    مستند  11 دقیقه            1378

۱۰۳         تا انتهای راه       رامین محمودیان            S.VHS    داستانی                17 دقیقه            1378

۱۰۴         جور دوست        لیلا شهبازی      S.VHS    داستانی                3 دقیقه                1378

۱۰۵         صاپو      حمید رضا مجیدی        S.VHS    مستند  6 دقیقه                1378

۱۰۶         جاده      ایرج یاسبلاغی شراهی  S.VHS    داستانی                5 دقیقه                1378

۱۰۷         شوق لطیف        کیانوش کاویانی               VHS        داستانی                5 دقیقه                1378

۱۰۸         وقتی گذشته پیر می شود          هادی امام مقدم               S.VHS    مستند  12 دقیقه            1379

۱۰۹         رابطه     سمیه صوفیان   S.VHS    داستانی                3 دقیقه                1379

۱۱۰         سفید و خاکستری          لیلا شهبازی      S.VHS    داستانی                7 دقیقه                1379

۱۱۱         رها         فرزاد امینی        S.VHS    داستانی                17 دقیقه            1379

۱۱۲         ملاقات شبانه     رامین محمودیان            S.VHS    داستانی                15 دقیقه            1379

۱۱۳         مسلخ    پناه برخدا رضایی           S.VHS    مستند  9 دقیقه                1380

۱۱۴         شب / خارجی / پیتزا فروشی    ایرج یاسبلاغی شراهی  S.VHS    مستند داستانی                16 دقیقه            1380

۱۱۵         اسکناس               ابوالفضل بیات   S.VHS    داستانی                20/3 دقیقه       1380

۱۱۶         تردید    حسن فصیحی  S.VHS    داستانی                15/14 دقیقه   1380

۱۱۷         مسیر     فاطمه یوسفی   S.VHS    داستانی                8 دقیقه                1380

۱۱۸         گذر        پیمان صفری    S.VHS    داستانی                6 دقیقه                1380

۱۱۹         تولد        مهدیه بواسحاق               S.VHS    داستانی                20/3 دقیقه       1380

۱۲۰         آن سوی …         کبری محمدی S.VHS    داستانی                45/4 دقیقه       1380

۱۲۱         یاد ایام مازیار شیدایی  S.VHS    داستانی                7 دقیقه                1380

۱۲۲         نگهبان  احمد مرادی      S.VHS    داستانی                10 دقیقه            1380

۱۲۳         آنسوی پنجره    محمد شکرایه   S.VHS    داستانی                30/2 دقیقه       1381

۱۲۴         هدیه     ابوالفضل کمرکی فراهانی             VHS        داستانی                35/4 دقیقه       1381

۱۲۵         راهی که می رویم          سروش طلایی  S.VHS    داستانی                5 دقیقه                1381

۱۲۶         مات       مجید بلون         S.VHS    داستانی                30/6 دقیقه       1381

۱۲۷         آوای آشنا            الهام لک معروفی             S.VHS    داستانی                5 دقیقه                1381

۱۲۸         بعد از ظهر ابری               رامین محمودیان            S.VHS    داستانی                10/7 دقیقه       1381

۱۲۹         برکت    داود کرمی          VHS        مستند  10 دقیقه            1381

۱۳۰         طناب    ابوالفضل بیات   S.VHS    داستانی                7 دقیقه                1381

۱۳۱         خطر      محمد زنده نام  S.VHS    داستانی                30/6 دقیقه       1381

۱۳۲         کتاب     داود کرمی          S.VHS    داستانی                10/5 دقیقه       1381

۱۳۳         مداد من ، سیگار پدر    داود کرمی          S.VHS    داستانی                50/8 دقیقه       1381

۱۳۴         آغازی دوباره     مهدیه بواسحاق               S.VHS    داستانی                10/9 دقیقه       1381

۱۳۵         راهی دیگر          پیمان صفری    S.VHS    داستانی                5 دقیقه                1381

۱۳۶         پشت پنجره       احمد مرادی      S.VHS    داستانی                15/5 دقیقه       1381

۱۳۷         فرصتی دیگر      شمس الله دایی زاده      M.DV    داستانی                40/29 دقیقه   1381

۱۳۸         سفر       ایرج یاسبلاغی شراهی  S.VHS    مستند  10 دقیقه            1382

۱۳۹         فال         علیرضا صفری  VHS        داستانی                45/6 دقیقه       1382

۱۴۰         ترنم لحظه ها    مجید بلون         S.VHS    داستانی                25/6 دقیقه       1382

۱۴۱         روزگار غریب     داود تقدیری      VHS        داستانی                15/6 دقیقه       1382

۱۴۲         ماهی های کاغذی          خاطره نسایی    S.VHS    داستانی                4 دقیقه                1382

۱۴۳         او             محسن میر حسینی       S.VHS    داستانی                5/3 دقیقه           1383

۱۴۴         خاک مقدس     مهدیه بواسحاق               S.VHS    داستانی                10 دقیقه            1383

۱۴۵         قاصدک                مصطفی احمدی              S.VHS    داستانی                15/8 دقیقه       1383

۱۴۶         عصا        ابوالفضل بیات   S.VHS    داستانی                30/11 دقیقه   1383

۱۴۷         آدمک   کوروش مرشد سلوک   M.DV    داستانی                30/16 دقیقه   1383

۱۴۸         تسبیح   مهدی فتحی     S.VHS    داستانی                30/6 دقیقه       1384

۱۴۹         یکی مثل من    احمد تقوایی      S.VHS    داستانی                35/3 دقیقه       1384

۱۵۰         آن سوی دیوار شیشه ای            علی روئین          S.VHS    داستانی                10/2 دقیقه       1384

۱۵۱         سفر سرد             رامین محمودیان            S.VHS    داستانی                9 دقیقه                1384

۱۵۲         کمانچه سعید شاه حسینی          M.DV    داستانی                15 دقیقه            1385

۱۵۳         چرخ      سعید شاه حسینی          M.DV    داستانی                15 دقیقه            1385

۱۵۴         نقش      سعید شاه حسینی          M.DV    داستانی                15 دقیقه            1385

۱۵۵         پیروزی عشق    احمد فرهمندیان             M.DV    داستانی                30/6 دقیقه       1386

۱۵۶         زمان می ایستد                امیر قشلاقی پریدری     M.DV    داستانی                30/5 دقیقه       1386

۱۵۷         فرکانس                رامین محمودیان            M.DV    داستانی                17 دقیقه            1386

۱۵۸         مسافر شب         رامین محمودیان            M.DV    داستانی                6 دقیقه                1386

۱۵۹         شهر ما ، خانه ما              سید علی محمودی        M.DV    مستند  30/6 دقیقه      1386

۱۶۰         زمستان                امیر قشلاقی پریدری     M.DV    داستانی                15 دقیقه            1386

 

منابع:

 پاشاپور یوالاری، حمید(۱۳۹۵).گزارش تحلیلی نظرسنجی سی و پنجمین جشنوراه فیلم فجر،، دفتر مطالعات و توسعه دانش سینمایی، سازمان امور سینمایی به نقل از ماهنامه فیلم شماره ۵۰۸

-جامعه ایرانیان ارمنی (۱۹۴۱-۱۹۷۹)، پهلوانیان، ایروان، ۱۹۸۹، به زبان ارمنی

-نیکفام، یوسف(۱۳۹۵)سینما دنیای اراک

-رجبی فروتن، سعید(۱۳۹۶). برگی از تاریخ سینمای استان مرکزی. سایت روزانه های سینمایی به نشانی www.cinema-daily.ir

-شمشیر بندی، ولی الله(۱۳۹۵). تاریخچه سینما در اراک. فصلنامه رازان شماره ۳

-میرقائد، مرید،(۱۳۷۴) تاریخچه سینما در اراک. فصلنامه راه دانش شماره مسلسل ۱ و ۲

-رجبی فروتن، سعید(۱۳۷۵)، در روشنای فانوس خیال. فصلنامه راه دانش شماره مسلسل ۵ و ۶

-نشریه نامه عراق(اراک) ادوار ۱۳۱۲ تا ۱۳۵۲

-ذبیحی، مرتضی(۱۳۸۱). دنباله تاریخ اجتماعی اراک به اهتمام اتاق بازرگانی و صنایع و معادن اراک

–دهگان، ابراهیم(۱۳۴۵) کارنامه یا دو بخش دیگر از تاریخ اراک.چاپخانه موسوی

-بولتن های جشنواره های منطقه ای سینمای جوان

-بولتن های جشنواره ملی فیلم کوتاه

-بولتن هفته های فیلم و عکس انجمن سینمای جوانان دفتر اراک

-تارنمای حوزه هنری استان مرکزی به نشانی: www.artmarkazi.ir

-مهرابی،مسعود(۱۳۶۳). تاریخ سینمای ایران از آغاز تا سال ۱۳۵۷. انتشارات ماهنامه فیلم

-ایسنا مرکزی به نشانی:  www.isnamarkazi.ir

-ایرنا مرکزی به نشانی:www.irnamarkazi.ir

دبیرخانه سازمان امور سینمایی

دبیرخانه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی

    

سعید رجبی فروتن

در کنار روزمرگی های معمول، این جا خودم و افکارم را ثبت می کنم. از فرهنگ و هنر تا سینما و نمایش خانگی... می توانید نوشته های من را در «روزانه های سینمایی» دنبال نمایید.

۱۰ comments

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  • سلام جناب فروتن عزیز…خیلی  خوب بود. جدا خسته نباشید. بچه های هنرمند اراک هیچوقت زحمات شما و سایر اساتید سینما را فراموش نخواهند کرد…

  • استاد گرامی عزیز حضرتعالی از اولین محققانی هستید که  چنین مقاله مفصل و بسیار خوبی درباره سینما در اراک نگاشته اید. پیش از این آن را در فصلنامه راه دانش خوانده بودم و دوباره مرور کردم. موفق باشید.

    • یوسف خوش سیرت

      این نسخه تمام شهرهای استان مرکزی را در بر می گیرد. به هر حال بازهم تشکر می کنم.

  • با سلام خدمت جناب آقای فروتن مقاله ارزشمند شما را مطالعه نموده وهمچون گذشته از نوشته های محققانه شما که از ساختاری مستحکم وادبی برخوردار است متلذذ شدم وخاطرات سالها همنشینی با مردم و بخصوص هنرمندان ونویسندگان نجیب و دوست داشتنی استان مرکزی وبخصوص شهر اراک (که بسیار از آنان اموختم) برایم زنده شد. ازاین فرصت استفاده نموده خدمت ایشان تجدید ارادت مینمایم. نکاتی نیز به نظرم رسید که بدان اشاره میکنم.

     

    ۱  -عدم رونق سینماهای استان مرکزی وافول آنها به خصوص در شهرستانها نیازمند بررسی وتحلیل جامع تری است چه اینکه به نظر بنده اگر صاحبان این سینماها از افراد باتجربه در این عرصه بودن نیز از این وضعیت تاسف با ر به سلامت گذر نمی نمودند. دسترسی مردم به انواع امکانات ازران اوقات فراغت، دسترسی آسان به انواع فیلمها به برکت تکنولژی رسانه ای، امکان تهیه فیلمها از طریق موسسات رسانه های تصویری، افت کمیت وکیفیت فیلمهای ارزشمند،وضعت اقتصادی مردم والبته در کنار آن مکان یابی نا مناسب پروژه های شهرستانها.و..از جمله مواردی است که باید سهم هریک مشخص گردد.

    ۲– حضرتعالی در مقاله ای_ که سالها پیش در فصلنامه راه دانش منتشر گردیده بود، به ساحت شهرک سینمایی در اطراف اراک وعاقبت عمل متقاضیان  سود جوی آن اشاره نموده بودید. ذکر آن دراین مقاله  میتوانست بر عبرت آموزی بیشتر خوانندگان وبخصوص مسئولین خوش نیت ولی خوش خیال بیافزاید.

     3-از انجاییکه وب سایت شما مورد مراجعه محققین ودانشجویان نیز می با شد، درج فهرست منابع در پایان مقاله  بسیار مناسب بود. اگرچه سعی شده در متن بدان اشاره رود. باسپاس مجدد     

     

    • سلام

      متشکرم کاستی های نوشتار در ظاهر و ساختار بیش از آن چیزی است که جناب عالی با دیده خطا پوش خود بدان اشاره کرده اید. انشاءالله در صورت اتمام کار به رفع آن خواهم پرداخت.

  • با سلام
    مقاله پرمغز شمارو مطالعه کردم.بنده در صدد تولید مستندی با موضوع سینما در شهر اراک هستم.با مطالعه مقاله شما بسیار به ادامه پژوهشم امیدوار شدم.لذا علاقه مندم تا از علم وتجربیات جنابعالی در راستای تولید مستندی فاخر وپژوهش محور کمال استفاده را داشته باشم.لطفا بنده را در خصوص راه های ارتباط بیشتر با جنابعالی راهنمایی بفرمایید.با تشکر.یزدان پرست

  • استاد بزرگوارم جناب آقای فروتن
    کمی دیر مطالب این صفحه را خواندم. شاید یک سال. چه قدر خوب بود در مطلب پر وسواس خود می نوشتید که مردی بود که به ما امید می داد و او را دوست می داشتیم و دوست می داریم.کاش می نوشتید که چه مایه دلمان تنگ شده است برای کلاس های سعید رجبی فروتن و حمایت های برادرانه اش.
    یادم نمی رود از زمانی که نوزده سالم بود و خواستم فیلمی بسازم از شما کمک خواستم تا زمانی که رساله ی دکترای خود را آماده می کردم و سی و هشت سال داشتم. همیشه گفته ام شما بی ریا علاقه مند کمک به هنرمندان هستید. وجود شما همه برکت بود و می دانم که همچنان هست. آرزوی دیدن مجد شما را دارم.

    • سلام متشکرم از لطف شما خوشحالم که شما را در جایگاهی که شایسته آن بوده اید،می بینم. ای کاش جشنواره سینمای جوان بهانه ای را بدست میداد تا دیدارها تازه شود و عطر خوش خاطرات را پراکنده سازد.

مرا در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید